مسیر

امام حسن علیه السلام
مطهره پیوسته
پذیرش صلح امام حسن علیه السلام، پیامد طبیعی حوادث گذشته و ناامیدی از تحقق هدف با جنگ بود. روایت هایی که امام حسن(ع) در آنها می گوید: «اگر یارانی داشتم، صلح نمی کردم...»، گویای این حقیقت است

آثار دنیاگرایی مردم بر اثر تبلیغات منفی حکام
۱. پیمان شکنی: وقتی سپاه قیس بن سعد، قبیله به قبیله به معاویه پیوستند، امام فرمود: «... [پس از شهادت پدرم]، با من به اختیار بیعت کردید و من نیز پذیرفتم و در این راه بیرون آمدم و خدا می داند که چه تصمیمی داشتم، ولی از شما سر زد آنچه سر زد».۱
۲. خیانت به امام: دنیاگرایی مردم به ویژه خواص را در قیام و صلح حسنی، در آیینه خیانت هایشان باید دید، چنان که معاویه در آغازین لحظه های جنگ، بیشتر آنان را جذب کرد، از جمله فرماندهی از قبیله کنده را با پانصد هزار درهم خرید و او با دویست نفر به معاویه پیوست. آن گاه امام فرمود: «من بارها به شما گفته ام که شما وفا ندارید و بنده دنیایید».۲
۳. مصمم نبودن در مبارزه: وقتی جاریة بن قدامه، از یاران حقیقی امام، نزد حضرت آمد و تقاضای حرکت به سوی دشمن کرد، امام حسن(ع) فرمود: «اگر همه این مردم مثل تو بودند، رهسپارشان می کردم، ولی نصف یا یک دهم مردم این عقیده را ندارند».
بازتاب دنیاگرایی مردم در جبهه امام
۱. تنها ماندن امام حسن(ع): حضرت بارها با این حقیقت تلخ روبه رو شد، از جمله در آغاز جنگ، وقتی به پل منیع رسید، حُجر بن عُدَی از طرف حضرت، مردم را در مسجد جمع کرد و کوشید آنان را به جنگ تشویق کند، ولی همه سکوت کردند، به گونه ای که عدی بن حاتم برخاست و گفت: «سبحان الله! چقدر سکوت شما زشت است. آیا به امام و فرزند پیامبر خود پاسخ نمی دهید؟»۴
امام در برابر اعتراض ها به صلح نیز فرمود: «سوگند به خدا! حکومت را به معاویه نسپردم، مگر اینکه یارانی نیافتم.»۵ امام حسن مجتبی(ع) حتی در دعاهای خویش نیز به این تنهایی اشاره کرده است.
۲. ناامیدی از تحقق هدف با اقدام نظامی: هدف اصلی نظام امامت، جامعه سازی و پاسداری از جامعه اسلامی است. جنگ و صلح، اموری فرعی هستند که در مسیر جامعه سازی، به دلیل تعارض بنای جامعه جدید با منافع گروه هایی که از وضع پیشین بهره می برند، پیش می آید وگرنه امامان ما فارغ از این امور، مشغول جامعه سازی اسلامی و تحقق مدینة النبی می شدند. امام حسن(ع) نیز در این مسیر، مجبور به جنگ شد و پس از تنهایی، با ناامیدی از ادامه تحقق هدف با اقدام نظامی روبه رو شد. امام حسن(ع) هنگام امضای صلح نامه فرمود: «اینک پیشامد من، به ناامیدی از حقی که زنده دارم و باطلی که بمیرانم، رسید».۶
۳. پذیرش صلح: این تصمیم امام، پیامد طبیعی حوادث گذشته و ناامیدی از تحقق هدف با جنگ بود. روایت هایی که امام حسن(ع) در آنها می گوید: «اگر یارانی داشتم، صلح نمی کردم...»، گویای این حقیقت است که آن حضرت، صلح را به عنوان راهبرد برنگزید، بلکه بنا بر وضعیت موجود، ناچار به پذیرش آن شد.۷

 

منبع: اشارات - بهمن ماه سال ۱۳۸۷ ، شماره ۱۲۹ - شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع)
-------------------------
پی نوشت:
۱. الفتوح، ج ۴، ص ۲۹۰.
۲. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۰.
۳. همان، ج ۳۴، ص ۱۸، نک: سیره پیشوایان، ص ۱۱۰؛ حقایق پنهان، صص ۲۱۳ و ۲۱۶.
۴. مقاتل الطالبیین، ص ۵۹؛ امالی طوسی، ص ۵۵۹.
۵. طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۷۱؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۷ و ج ۸۵، ص ۲۱۲.
۶. شیخ صدوق، علل الشرایع، ص ۲۲۱، نک: تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۶۵؛ الفتوح، ج ۳ و ۴، صص۲۹۲ ـ ۲۹۴؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۴۰۳.
۷. احتجاج، ج ۲، ص ۶۹.