مسیر

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم
عضو هیأت علمی مدرسه عالی امام خمینی(ره)، قم
پیامبر اعظم (ص) طی ۲۳ سال بعثت نورانی خود از همه ظرفیتها برای دعوت به دینداری و نفی شرک استفاده نمود. در این میان دو اصل تفکیک ناپذیر مبدأ و معاد، از خدا بودن و به سوی او بازگشتن، همواره در رأس دعوت آن حضرت قرار داشت.

چکیده
پیامبر اعظم (ص) طی ۲۳ سال بعثت نورانی خود از همه ظرفیتها برای دعوت به دینداری و نفی شرک استفاده نمود. در این میان دو اصل تفکیک ناپذیر مبدأ و معاد، از خدا بودن و به سوی او بازگشتن، همواره در رأس دعوت آن حضرت قرار داشت. رسول خدا (ص) هرگز بر سر این دو اصل مداهنه و تسامح نکردند و با قاطعیت بر آن پافشاری می نمودند. این نوشتار نگاهی گذرا بر این تلاش ارزشمند دارد.
مفهوم شناسی
سیره در لغت

سیره بر وزن «فعله» که در زبان عربی بر نوع وکیفیت عمل دلالت می کند، از سِیْر به معنای رفتن، سیر کردن در زمین در روز یا شب، حرکت کردن، گذشتن و عبور کردن می آید.[۱] سیره بر حالت و چگونگی حرکت نیز دلالت دارد. راغب اصفهانی در مورد کلمه سیره می نویسد:
سیره حالت درونی است که انسان و غیر انسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد، خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد، چنان که می گویند فلان شخص سیره و شیوه ای نیک یا زشت دارد.[۲]
سیره در اصطلاح
نخستین تاریخنویسان در مورد پیامبر اکرم (ص)، آثار خود را با عنوان سیرةالنبی نامگذاری نمودند. مراد ایشان شرح وقایع زندگی پیامبر بود که در ضمن به سبک و رفتار آن حضرت هم دلالت داشت. اما آنان ملتزم نبودند فقط به گزارش این بعد بپردازند. کتاب السیرةالنبویة ابن هشام از این دست است. پس سیره در اصطلاح به معنای سبک، شیوه و روش زندگی در ابعاد مختلف است.[۳]
تبلیغ در لغت
واژه های گوناگونی در فرهنگهای مختلف برای امر پیام رسانی به کار می رود، مانند تبلیغ، دعایه، اعلام، دعوت، آوازه گری و پروپاگاند.[۴]
واژه دعوت از نظر تعداد بیش از واژه تبلیغ در آیات قرآن به کار رفته است. در نامه پیامبر اکرم (ص) به پادشاهان مصر و ایران، همین تعبیر آمده است: «ادعوک بدعایة الاسلام.»[۵] در آیاتی که واژه دعوت به کار رفته، بر محتوای تبلیغ بیشتر تأکید شده تا اصل رساندن پیام، مانند: «یدعوا الی دار السلام»،[۶] «یدعون الی الخیر»،[۷] «ادعوا الی الله علی بصیرة»،[۸] «ادعوکم الی النجاة»،[۹] «لتدعوهم الی صراط مستقیم».[۱۰]
در زمینه واژه تبلیغ، لغت نامه های عربی چنین آورده اند: بلوغ و ابلاغ یعنی رسیدن به انتهای مقصد، اعم از اینکه مقصد مکان باشد یا زمان یا امری معیّن.[۱۱]دهخدا آورده است: «تبلیغ یعنی رساندن، خواندن کسی به دینی، عقیده ای، مذهبی، مسلکی و روشی، کشیدن کسی به راهی که تبلیغکننده قصد دارد.»[۱۲]
تبلیغ در اصطلاح
تعاریف مختلفی برای واژه تبلیغ شده است.[۱۳] تبلیغ در بهترین و اصولی ترین شکل آن یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشر دانش و آگاهیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش و سجایای اخلاقی صورت می گیرد.[۱۴] در این تعریف جنبه مثبت تبلیغ مورد توجه قرار گرفته است، در صورتی که پیام رسانی اعم است از اینکه در جنبه ارزش باشد یا ضدارزش.
تبلیغات، کوشش کم و بیش عمدی و سنجیده ای است که هدف نهایی آن نفوذ در عقاید یا رفتار افراد برای تأمین مقاصد از پیش تعیین شده است.[۱۵] تبلیغ اسلامی مشتمل بر خصوصیاتی است که آن را از تبلیغ عام جدا می کند. در تعریف تبلیغ اسلامی آورده اند:
هو العلم الذی به نعرف کافة المحاولات الفنّیة المتعددة الرامیة الی تبلیغ الناس الاسلام بما حوی من عقیدة وشریعة واخلاق[۱۶]
دانشی است که به وسیله آن کلیه تلاشهای هنری در جهت ابلاغ اسلام به مردم از نظر عقیده، مذهب و اخلاق صورت می پذیرد.
پیشینه تبلیغ
تبلیغ به درازای تاریخ حیات بشر وسعت دارد. هنگامی که تنها دو نفر روی کره خاکی بودند، یکی از آنان پیامبر بود و رسالت تبلیغی داشت:
«ولقد بعثنا فی کل امة رسولاً ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت؛[۱۷]ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای واحد را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»
حضرت نوح می گفت: «ابلّغکم رسالات ربی وانصح لکم؛[۱۸] پیامهای پروردگارم را به شما می رسانم و اندرزتان می دهم.»
حضرت هود می گفت: «ابلغکم رسالات ربی وانا لکم ناصح امین؛[۱۹] پیامهای پروردگارم را به شما می رسانم و برای شما خیرخواهی امینم.»
حضرت صالح گفت: «لقد ابلغتکم رسالة ربی ونصحت لکم؛ من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم.»
امیرالمؤمنین(ع)می فرماید: «اصطفی سبحانه من ولده (آدم) انبیاء اخذ علی الوحی میثاقهم وعلی تبلیغ الرسالة امانتهم؛[۲۰] خدای سبحان از فرزندان آدم، پیامبرانی را برگزید و از آنان به زبان وحی پیمان گرفت که امانت او را نگاه دارند و حکم خدا را به دیگران برسانند.»
علاوه بر دعوت مشترک انبیای الهی به توحید و یکتاپرستی، هر پیامبری با توجه به شرایط زمانی و مکانی خود، روی محورهایی تأکید می ورزید و آن را تبلیغ می کرد. زمینه انحراف امتها یکسان نبوده است. انبیا چونان طبیبی مهربان بیماران خود را با تشخیص درد و تجویز داروی مناسب با بیماری معالجه می کردند.
به عنوان مثال در دعوت ابراهیم(ع)، تکیه بر مبارزه با خرافه و خضوع در برابر ستارگان، در دعوت لوط، انحراف جنسی و اخلاقی، در دعوت شعیب، بدعتهای اقتصادی، در دعوت صالح، مبارزه با دنیاگرایی و رفاه زدگی، و در دعوت موسی، مبارزه با جهل، استضعاف و نیرنگ بازی مورد توجه است.
اهمیت تبلیغ در سیره نبوی
پیامبر اکرم (ص) از آغاز رسالت خویش تا واپسین روزهای حیات به امر مهم تبلیغ مبادرت ورزیدند. اولین خطابه رسمی پیامبر (ص) در دعوت عمومی از کوه صفا بر بالای سنگ بلندی آغاز شد.[۲۱] تبلیغ پیامبر در طول دوران رسالت هرگز تعطیل نشد و حتی آن حضرت در دوران تبعید در شعب ابی طالب، مردم را به اسلام دعوت می نمود.[۲۲] سفرهای تبلیغی پیامبر به شهرهای اطراف مانند طائف،[۲۳] اعزام مبلغانی مانند مصعب بن عمیر به یثرب،[۲۴] و تبلیغ در ایام ویژه مانند ایام حج، شاهد اهمیت این امر است.
قرآن کریم مهم ترین وظیفه پیامبر را تبلیغ و رساندن پیام الهی به مردم می شمارد: «ان علیک الاّ البلاغ».[۲۵] نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند: «انّما انا مبلِّغ والله یهدی؛[۲۶] من تنها ابلاغ کننده هستم و خداوند هدایت می کند.»
قرآن کریم در یک اصل کلی می فرماید:
«و من احسن قولاً ممّن دعا الی الله و عمل صالحاً و قال انّنی من المسلمین؛[۲۷] و کیست خوشگفتارتر از آن کسی که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و بگوید من از مسلمانانم.»
مراد از «من احسن قولاً»، شخص رسول خدا (ص) است، هر چند لفظ احد عمومیت دارد و شامل همه کسانی می شود که به سوی خدا دعوت می کنند. اما در بین داعیان ممکن است افرادی یافت شوند که برای رسیدن به هدف فاسد به سوی خدا دعوت کنند و روشن است که چنین دعوتی احسن القول نیست. از این رو دنبال آیه شرط «و عمل صالحاً» را اقامه نموده است. عمل صالح کشف می کند که صاحب آن نیت صالح دارد. عمل صالحی که دلالت بر اعتقاد حق و التزام به آن نداشته باشد، احسن القول نیست. از این رو شرط سوم آورده «و قال انّنی من المسلمین»، اعتنا به اسلام داشته باشد. «قال» به معنای رأی و اعتقاد است.[۲۸]
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «خیار امّتی من دعا الی الله تعالی وحبَّب عباده الیه؛[۲۹] برگزیدگان امت من کسانی هستند که به سوی خدای تعالی فرا می خوانند و بندگانش را محبوب او می سازند.» در بیان دیگر فرمودند: خداوندا، به جانشینانم رحم کن؛ «اللهم ارحم خلفائی.» پرسیدند: جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: «الذین یبلّغون حدیثی وسنّتی ثم یعلّمونها امّتی؛[۳۰] کسانی که گفتار و کردار مرا تبلیغ می کنند و آنها را به امت من می آموزند»
برخی تعابیر به کار رفته در کلمات نورانی رسول خدا (ص) در زمینه اهمیت تبلیغ و ترویج دین و حقوق مبلغ عبارت اند از:
۱. بهترین مردم: «المعلّمون خیر الناس کلّما اخلق الذکر جدّوده؛[۳۱] آموزگاران بهترین مردم اند. هرگاه یاد خدا کهنه شود، آن را تجدید و احیا می کنند.»
۲. مورد غبطه انبیا و شهدا:
الا احدثکم عن اقوام لیسوا بانبیاء ولا شهداء یغبطهم یوم القیامة الانبیاء والشهداء بمنازلهم من الله علی منابر من نور، قیل: من هم یا رسول الله، قال: هم الذین یحببون عباد الله الی الله ویجبون الله الی عباده؛[۳۲]
آیا به شما خبر دهم از مردمانی که از انبیا و شهیدان نیستند، اما روز قیامت آنان به جایگاه اینان غبطه می خورند که بر منبرهایی از نور قرار دارند. گفته شد: یا رسول الله! آنان کیستند؟ فرمود: افرادی که خدا را در نظر مردم و مردم را در نظر خدا محبوب سازند.
۳. ثواب آزادی برده: «من دعا عبداً من شرک الی الاسلام کان له من الاجر تعلق رقبه من ولد اسماعیل؛[۳۳] هر کس بنده ای را از شرک به اسلام فرا خواند، برای او مزدی مانند آزاد ساختن بنده ای از فرزندان اسماعیل است.»
۴. شرکت در ثواب متعلّم: «من علّم علماً فله اجرمن عمل به لا ینقص من اجر العامل؛[۳۴] هر کس دانشی را به دیگران بیاموزد، برای اوست پاداش آنکس که بدان عمل کند، بدون آنکه از پاداش عملکننده کم شود.»
سیره تبلیغی پیامبر اعظم (ص) در دعوت به توحید
دعوت به توحید در رأس اهداف همه انبیا و نبی مکرم اسلام است. قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) را مظهر یک موحد کامل معرفی کرده و می فرماید: «ان صلاتی ونسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین؛[۳۵] همه شئون زندگی من برای پروردگار جهانیان است.» از این رو آن حضرت می فرمود: «ما قلت و لا قال احد قبلی قط کلمه افضل من لا اله الا الله[۳۶] نه من کلمه ای بالاتر از لا اله الا الله گفته ام، نه هیچ گوینده ای قبل از من چنین گفته است.»
قرآن کریم در یک اصل کلی به آن حضرت می فرماید:
فلذلک فادع واستقم کما امرت ولا تتّبع اهوائهم وقل آمنت بما انزل الله من کتاب وامرتُ لا عدل بینکم الله ربنا وربکم ولنا اعمالنا ولکم اعمالکم لا حجه بیننا وبینکم الله یجمع بیننا والیه المصیر.[۳۷]
این آیه کریمه به تعبیر برخی مفسران از مشکل ترین آیات نازله بر پیامبر اسلام (ص) و بی­نظیر می باشد.[۳۸] آیه متضمن ده نکته اساسی است:
۱. «فادع». متعلق دعوت در سایر سوره ها آمده است، «ادع الی سبیل ربک»، «داعیاً الی الله باذنه»، «ادع الی ربک»، «دعاکم لما یحییکم»، «ادعوا الی الله» و... .
در هر دعوتی چهار رکن وجود دارد: داعی، مدعو الیه، مدعو و محتوای دعوت. مراد از مدعو الیه خدای متعال است و نتیجه آن توحید محض است. ازنظر قرآن کریم دعوت به خدا از بهترین گفتارهاست: «ومن احسن قولا ممن دعا الی الله وقال انّنی من المسلمین».[۳۹]
شیوه دعوت به توحید را نیز در جای دیگر بیان فرمود: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجاد لهم بالتی هی احسن».[۴۰]
دعوت مردم به توحید و آیین الهی از راه بیانات حکیمانه و سخنان صواب و منطقی، موعظه واندرزهای نیکو، بحث و جدل نیکو صورت می پذیرد.
۲. استقامت و ملازمت بر طریق داشته باش.
۳. هرگز از هوای نفس و درخواست مشرکان پیروی مکن.
۴. اعلام می کنم من به همه کتب آسمانی به صورت مساوی ایمان دارم.
۵. بگو من مأمورم در میان شما عدالت برقرار کنم؛ عدالتی که مبتنی بر اصل توحید است.
۶. رب همه مردم یکی است؛ الله رب ما و شماست؛ تدبیر همه عالم با خدای واحد است.
۷. اعمال هر کس از جهت خوبی، بدی، عقاب، پاداش، و آثار برای خود اوست. هر کسی در گرو عمل خویش است.
۸. «لا حجة بیننا و بینکم»؛ هیچ حجت و دلیلی بر ترجیح و برتری قومی بر قوم دیگر نیست.
۹. خدا بین همه ما (مخاطب وگوینده) جمع می کند و روز جزایی در کار است.
۱۰. همه راهها به سوی اوست.
این آیه تفریعی بر آیات قبل است که علت مخالفتها را حسادت و شک و تردید ذکر می کند و در واقع رئوس دعوت پیامبر را در ده اصل اساسی ذکر نموده است.[۴۱] عصاره سیره توحیدی پیامبر آن است که هیچ کس را شریک خدا ندانیم و هیچ داعیه ای در این زمینه نباشد:
«ما کان لبشر ان یؤتیه الله الکتاب والحکم والنبوة ثم یقول للناس کونوا عباداً لی من دون الله».[۴۲] هیچ نبی و پیامبری داعی مردم به سوی خود نیست. دعوت به توحید، اصلی بنیادین در ارزش گذاری همه اندیشه هاست. سیره پیامبر اکرم در دعوت به توحید با بصیرت و آگاهی بود. رسول خدا (ص) هرگز با اغرای به جهل و استفاده از وسیله و ابزار نامناسب به این دعوت نپرداخت: «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا ومن اتبعنی».[۴۳]
دهها آیه در قرآن کریم گزارشگر تلاش پیگیر و مستمر رسول خدا (ص) در اصلاح اندیشه ها، نفی شرک و استقرار بینش توحیدی می باشد. آن حضرت با شیوه دعوت اهل کتاب به توحید به عنوان نقطه مشترک ادیان،[۴۴] رد براهین باطل مشرکان در تبعیت از اجداد و نیاکان،[۴۵] احتجاج با مشرکان و اهل کتاب در زمینه توحید ناب[۴۶] و ارائه دهها برهان مانند برهان نظم، فطرت، حرکت، حدوث و ... در ایجاد اندیشه توحیدی،[۴۷] همگان را به مبدأ اعلی متوجه می ساخت.
 

 

منبع: طلوع - زمستان ۱۳۸۵، شماره ۲۰ - سیره تبلیغی پیامبر اعظم (ص)*در توحید و معاد
---------------------
پی نوشت:

[۱]. ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج۶ ، ص۴۵۳؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۱۰۲؛ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۸۳؛ زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۳، ص۲۸۷.
[۲]. المفردات، ص ۲۴۷.
[۳]. ر.ک: مقدمه سیره پیشوایان، جعفر سبحانی؛ سیری در سیره نبوی، شهید مطهری؛ سیره نبوی منطق عملی، مصطفی دلشاد تهرانی.
[۵]. سلیم عبدالله الحجازی، الاعلام الاسلامی فی صلح الحدیبیة، ص ۲۷۴.
[۶]. یونس: ۲۵.
[۷]. آل عمران: ۱۰۴.
[۸]. یوسف: ۱۰۸.
[۹]. غافر: ۴۱.
[۱۰]. مؤمنون: ۷۳.
[۱۱]. المفردات، واژه دعا.
[۱۲]. فرهنگ دهخدا، واژه تبلیغ.
[۱۳]. ر.ک: پژوهشی در تبلیغ، محمدتقی رهبر، ص ۸۱.
[۱۴]. محمدحسن زورق، مبانی تبلیغ، ص ۱۸.
[۱۵]. سید محمد امدادگران، مبانی ارتباطات جمعی.
[۱۶]. پژوهشی در تبلیغ، ص۸۰.
[۱۷]. بقره: ۳۸.
[۱۸]. اعراف: ۶۲.
[۱۹]. اعراف: ۶۸.
[۲۰]. اعراف: ۷۹.
[۲۱]. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص ۲۱۷.
[۲۲]. ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۱، ص ۳۵۴.
[۲۳]. همان ج۲، ص۴۱۹.
[۲۴]. همان ج۲، ص۴۳۴.
[۲۵]. شوری: ۴۸.
[۲۶]. مسند ابن حنبل، ج۶، ص۳۳۳، ش۱۶۹۳۴؛ کنزالعمال، ج۶ ، ص۳۵۰، ش۱۶۰۰.
[۲۷]. فصلت: ۳۳.
[۲۸]. محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۵۹۴.
[۲۹]. کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۵۲، ش۲۸۷۷۹.
[۳۰]. الامالی، طوسی، ص ۳۶۹، ح ۷۹۱؛ بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۵۷، ح۳۰.
[۳۱]. الفردوس بماثور الخطاب، ابن شجاع الدیلمی، ج۴، ص۱۹۳، ش۶۵۹۷.
[۳۲]. بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۴۱؛ کنز العمال، ج ۳، ص ۷۵۱، ش ۵۵۶۵.
[۳۳]. التبلیغ فی القرآن والسنه، محمدی ری شهری، ش ۵۳.
[۳۴]. سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۸۸.
۳۵. انعام: ۱۶۲.
۳۶. توحید صدوق، ص ۱۸، ح۱.
۳۷. شوری: ۱۵.
۳۸. الفرقان فی تفسیر القرآن، صادقی، ذیل آیه.
۳۹. فصلت: ۳۳.
۴۰ . نحل: ۱۲۵.
۴۱. ر.ک: المیزان، ج۸ ، ص ۴۳به بعد، ذیل آیه شریفه.
۴۲. آل عمران: ۷۹.
۴۳. یوسف: ۱۰۸.
۴۴. آل عمران: ۶۴.
۴۵. زخرف: ۲۳؛ بقره: ۱۷۰.
۴۶. عنکبوت: ۴۶.
۴۷. ر.ک: پیام قرآن، ج۲.