مسیر

عنایت الله شریفی

۶. اصل روانشناسي تبليغي

يكي از اصول شيوه تبليغي قرآن، كاربرد اصول روانشناسي است. گرچه اصول روانشناسي در تبليغ به صورت كلاسيك و مدون از ابتكارات علم و دانش روزگار معاصر است، اما اصول فطري آن هيچگاه جداي از انسان ها نبوده است و اگر به آيات قرآن بنگريم به اين نتيجه مي رسيم كه قرآن در امر تبليغ به اصول روانشناسي فردي و اجتماعي عنايت كامل داشته است(۱).

در روانشناسي تبليغي قرآن روش هايي به كار رفته است كه در ذيل به برخي از آنها در فراخور اين نوشتار اشاره مي شود:

۱. شيوه ي تحريك عواطف و احساسات:

خداوند متعال از اين روش براي تربيت انسان استفاده مي كند و نمونه هاي فراواني از آن در قرآن ديده مي شود:

۱. براي دور نمودن مردم از غيبت كردن، آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه مي كند و بدينوسيله عواطف و احساسات را تحريك مي كند:

((...إيحب إحدكم إن يإكل لحم إخيه ميتا..))(۲).

((آيا كسي از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد...))؟!

۲. حضرت ابراهيم(ع) عموي خود ((آزر)) را با لفظ ((يا ابت))، ((اي پدرم)) خطاب مي كند تا شايد از اين راه دلش نرم شده و عاطفه اش برانگيخته گردد و به راه راست هدايت شود(۳).

۳. قرآن براي ترساندن مردم از تقسيم ناعادلانه ارث، عواطف پدري را تحريك مي كند و فرزندان يتيمشان را در برابر چشمانشان مجسم مي سازد:

((و ليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذريه ضعافا خافوا عليهم..))(۴).

((كساني كه اگر فرزندان ناتواني از خود به يادگار بگذارند، از آينده آنان مي ترسند...)).

لازم است بدانيم كه از آنجا كه سياست تبليغي قرآن براساس واقع نگري و حقيقت گرايي و به تعبير خود قرآن ((بلاغ مبين)) است، از به كارگيري ابزارهاي تبليغاتي ناروا و غير اخلاقي نظير شايعه پراكني، تشنجآفريني، نيرنگ و فريب و ... خودداري نموده است و فقط به تبليغات انحرافي و بكارگيري ترفندها و سوژه هاي گمراه كننده اشاره نموده و ماهيت آنها را برملا كرده و خطر آنها را خاطرنشان ساخته و راه مقابله با آن را نشان داده است(۵).

۲. روش اسوه سازي - الگويي-

يكي از روش هاي تبليغي كه از نظر رواني مي تواند تإثير زيادي داشته باشد، روش اسوه سازي و معرفي الگوي خوب و بد است. در اين روش، مبلغ مي تواند واقعيت را عينيت بخشد.

اين روش در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. مثلا گاهي صريحا حضرت محمد(ص) و حضرت ابراهيم(ع) را به عنوان بهترين الگوها معرفي مي كند:

((لقد كانت لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجو الله و اليوم الاخر.. ))(۶).

((براي شما در زندگي رسول خدا(ص) سرمشق نيكويي مي باشد. براي آنها كه اميد به بهشت خدا و روز قيامت دارند)).

((قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه))(۷).

((براي شما مومنان، ابراهيم(ع) و يارانش الگوي خوبي هستند)).

و گاهي نيز بدون چنين تصريحي، اسوه ها را معرفي مي كند:

((و إيوب اذ نادي ربه إني مسني الضر و إنت إرحم الراحمين))(۸).

((و ياد كن حال ايوب را وقتي كه دعا كرد كه اي پروردگار! مرا بيماري سخت رسيده و تو از همه مهربان تري)).

در آيه فوق، نحوه سخن گفتن حضرت ايوب(ع) با خداوند بيان شده است كه پس از ذكر بيماري خود به گفتن ((و إنت إرحم الراحمين)) اكتفا مي كند و تقاضاي خود را آمرانه از خدا نمي خواهد. اين يك اسوه حسنه است كه خداوند آن را در معرض ديد و آگاهي قرار مي دهد.

نمونه ديگر آن را، حضرت يونس(ع) معرفي مي كند كه از خداوند درخواستي داشته كه به سبب حيا و ادب آن را به زبان نميآورد(۹).

((...سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم...))(۱۰).

۳. روش تشويق

تشويق از اموري است كه در تربيت و تبليغ افراد از نظر علم روانشناسي تإثير زيادي دارد و قرآن هم در شيوه تبليغي اش از اين روش استفاده نموده است از جمله:

با يكسان ندانستن عالم و غير عالم، دانشمندان را تشويق مي كند:

((هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون))(۱۱).

((آيا دانايان با كساني كه نمي دانند، برابرند؟)).

و گاهي قرآن تشويق هاي مضاعف مي كند، مثلا به هدايت يافتگان وعده مي دهد كه بر هدايتشان بيفزايد و بدين صورت آنان را به تقواي بيشتر تشويق مي كند:

((و يزيد الله الذين اهتدوا..))(۱۲).

((خداوند بر هدايت هدايت يافتگان مي افزايد)).

۷. اصل مسامحت

اصل مسامحت همانند قاعده ي عامه اي است كه در امر تبليغ بايد رعايت گردد و خداوند تبارك و تعالي در مقام ربوبيت، اساس تكاليف را بر مسامحت بنا نهاده است:

((يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر...))(۱۳).

((خداوند حكم را براي شما آسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است..)).

بازگشت اين اصل در امر تبليغ و تربيت به ويژگي عمومي ((ضعف)) در انسان ها است كه در قبال به دوش گرفتن تكاليف سنگين فرو مي شكنند و بر اين اساس، روش هاي تبليغي بايد به گونه اي فراهم شود كه مظهر سهل انگاري باشد كه دو روش : ((مرحله اي نمودن تكاليف)) و ((تجديد نظر در تكاليف)) پيشنهاد مي گردد:

۱. روش مرحله اي نمودن تكاليف:

قرآن كريم در مقام تبليغ، انجام پاره اي از تكاليف را يكباره درخواست نكرده تاانجام آن براي مكلف دشوار باشد، بلكه به تدريج و در چند مرحله بيان كرده است و نمونه ي بارز آن را در آيات حرمت خمر و ربا(۱۴) مي توان ديد.

۲. روش تجديد نظر در تكاليف:

براساس اين روش، اگر مبلغ احساس كرد كه مخاطبين توان انجام تكليف را ندارند بايد آسان تر بگيرد و به گونه اي تازه و ابتكاري، تكليف را بر دوش مخاطبان بگذارد.

با دقت در قرآن، ملاحظه مي شود كه اين روش مورد استفاده قرار گرفته است كه نمونه ي بارز آن تجديد نظر در مورد حرمت مباشرت با همسران در ماه رمضان است چون بيم آن وجود داشت كه برخي به سبب اين حرمت به گناه افتند، حكم مزبور برداشته شد و از آن پس، مباشرت در شب هاي اين ماه حلال گرديد:

((احل لكم ليله الصيام الرفث الي نسائكم...))(۱۵).

منبع: مكتب اسلام ، شماره ( ۴ ) ۱۳۸۱

.........................................

پي نوشت:

۱. رهبر، محمد تقي، پژوهشي در تبليغ، ص ۴۶۶.

۲. حجرات: ۱۲.

۳. مريم: ۴۲.

۴. نسإ: ۹.

۵. ر.ك: رهبر، محمدتقي، پژوهشي در تبليغ، ص ۲۷۵.

۶. مائده: ۹۰.

۷. ممتحنه: ۴.

۸. انبيا: ۸۳.

۹. طباطبائي، سيد محمد حسين، الميزان، ج۱۴، ص ذيل آيه ۸۸ از سوره انبيا.

۱۰. انبيإ: ۸۸.

۱۱. زمر: ۹.

۱۲. مريم: ۷۶.

۱۳. بقره: ۱۸۶.

۱۴. بقره: ۱۸۶.

۱۵. بقره: ۱۸۷.