رفتن به محتوای اصلی

یادداشت تبلیغی

3832 محتوا

امام سوم ما که مشهوره تو دنیا با ظالمان می‌جنگید با مظلومان می خندید قرآن زیاد می‌خونده تو سختی‌ها نمونده

محرم شد محرم شد دل گل ها پر از غم شد نگاه كوچه ي ما باز پر از پرواز پرچم شد

سینه میزند بابا توی کوچه مان امشب بسته روی پیشانی یک نوارِ «یا زینب»

سینه میزند بابا توی کوچه مان امشب بسته روی پیشانی یک نوارِ «یا زینب»

دیشب یه سربند سبز بابام رو پیشونیم بست که روش نوشته بودند آقای من حسین است

یارِ امام برادرش حُر و علی‌اکبرش برای ما مسلمونا برای قرآن و خدا تا باقی باشه دین ما دین پیامبر خدا

اي حسین اي کشته دین و نماز بنده پاک خدای بی نیاز اي حسین اي سرو آزاد جهان دشمن ستم همه ی غارتگران

صدای طبل و زنجیر می آید از خیابان غمی نشسته امشب به قلب پیر و جوان صدای واحسینا پیچیده در هر کجا زنده شده دوباره خاطره‌ي کربلا

دسته‌ي ما كوچيكه فقط يه پرچم داره بابا جونم برامون شربت و شير می‌آره

یک نفر نوحه می خواند با صدایی پر از سوز آب یخ توی هیئت پخش میکردم ان روز