گروه تولید محتوا

174 محتوا
یکی از مبانی نظری اسلام، خداباوری است که در تشکیل خانواده، استحکام و دوام آن نقش بسزایی دارد. اهتمام اسلام به تربیت اعتقادی و تحقق اخلاق خدامحور در خانواده، بر اساس نقش باورها در رشد انسان و نیز توجه به کارکردهای خاص خانواده است.
حقّ فرزندت بر تو این است که بدانی او از توست و در نیک و بد زندگی و خیر و شرش، وابسته به تو است و آگاه باشی که در حوزه سرپرستی وی، مسئول ادب و تربیت سالم او هستی و وظیفه داری که او را به پروردگارش راهنمایی کنی و در اطاعت از فرمان‌های الهی یاری‌اش نمایی.
به همت گروه تولید محتوای معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، فصلنامه علمی تخصصی ره توشه ماه مبارک رمضان 1443(ه.ق) ویژه مبلغان منتشر شد.
با دست، آرام به کتف شوهر این خانم زدم و بهش گفتم: «ببخشید آقا!» مرد برگشت به من نگاه کرد و جواب داد: بفرمایید، فرمایشی بود؟ گفتم: «خیر، نمی‌خواستم مزاحمتون بشم. راستش می‌خواستم ببینم اجازه می‌دید به خانمتون نگاه کنم؟» ...
چهار‌ساله و عزیز دردانه پدر بودم که کنار بساط شراب‌خوری‌اش می‌نشستم و شیرین‌زبانی‌هایم او را کیفور می‌کرد. همین شیرین‌زبانی‌ها بود که پدرم مرا هم‌پیمانه خود کرد. یک تفاوت بزرگ در خانه ما وجود داشت؛ مادرم زنی نمازخوان و مقید بود؛ اما پدرم مردی الکلی ...
به همت گروه تولید محتوا معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، کتاب «بایسته های تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت» انتشار یافت
به همت گروه تولید محتوا معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و در راستای زنده نگهداشتن یاد و خاطری شهدای هشت سال دفاع مقدس و آشنا کردن عموم افراد جامعه با سیره و خاطرات شهدا، کتاب «همسران زمینی و سرداران آسمانی» منتشر شد.
در همان سن و سال کم و اوایل سن تکلیف به این نتیجه رسیدم که همسن و سالانم که حجاب ندارند، بهتر و راحت­ تر بازی می‌کنند. من هم به پیروی از آنها، احساس کردم حجاب مانع بازی و فعالیتم می‌شود و به همین راحتی حجاب را کنار گذاشتم ...
پنج سال پیش که دختر کوچکی بودم، مرا نامزد پسرخاله ام کردند؛ ولی من اصلاً نمی‎دانستم نامزد شده ‎ام. تا این‌که در چهارده سالگی فهمیدم که نامزد هستم؛ اما من این پسر را اصلاً دوست ندارم. هر چه به پدر و مادرم می‌گویم، به حرفم توجه نمی کنند ...
وقتی وارد اتوبوس شدم، کمی ترسیدم از اینکه سفر سختی در پیش داشته باشم. نمی‌دانستم با این همه دختران کم‌حجاب و آرایش‌کرده چگونه باید برخورد کنم؛ به‌ویژه چند نفر از آنها که خیلی شیطنت هم داشتند ...