پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹ /۱۸ ذو القعدة ۱۴۴۱

مسیر

آیت الله محمد مهدی آصفی :
آیت الله محمد مهدی آصفی در گفتگو با خبرنگار بلاغ با اشاره به اینکه مردم عراق با موضوع حضور نیروهای امریکایی در عراق مخالف هستند گفت :در صورت ادامه این حضور، تشکل ها و جنبشهای مردمی همچون گذشته تصمیم بر مقاومت مسلحانه در مقابل آنان را دارند.
آیت الله آصفی

مشروح گفتگوی خبرنگار بلاغ با آیت الله آصفی عضو سابق کادر رهبری حزب الدعوة عراق

* لطفا علل بوجود آمدن گروههای تروریستی همچون گروه تکفیری داعش را در منطقه بفرمایید.

بعد از سقوط سلطنت آل عثمان(به تعبیر اروپایی ها مرد بیمار) انگلیسی ها که در آن  موقع رهبری استکبار جهانی را بر عهده داشتند ،کشورهای خاورمیانه را با طرحی میان خود تقسیم کردند تا بتوانند حاکمیت و تسلط بر منطقه داشته باشند، طراح نقشه ای که با قلم سبز و قرمز و سیاه طراحی شده بود، سایکس و پیکو بودند که بنام نقشه سایکس پیکو مشهور بود.

آنها در این طرح، کشورهای اسلامی را بین کشورهای اروپایی تقسیم بندی کردند تا چه مناطقی برای هلند،پرتغال، انگلیس، فرانسه باشد که در این میان نفوذ انگلیس از همه بیشتر بود.

آنها بر این باور بودند که با این طرح و نقشه غرب بر خاورمیانه و شرق اسلامی و خاور اسلامی تسلط خواهد داشت، البته در آغاز  چنین بود، انگلیس همراه با مؤتلفین اروپایی خود بر جهان اسلام حکومت می کردند ولی در این مدت یعنی از آغاز جنگ جهانی اول تا امروز پیش آمدهای زیادی و جنبشهای فراوانی اتفاق افتاد.

کشور الجزایر با یک میلیون شهید بالاخره آزادی خود را گرفت، عراق آزاد شد، این اواخر انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به وقوع پیوست، ظهور حرکت حزب الله در لبنان و تحولاتی که اکنون در منطقه توسعه پیدا کرده است.

در یمن، بحرین، عراق، لبنان شورش اتفاق می افتد. عراقی ها توانستند از دست حکومت بعثیها خارج شوند، بحرین بر علیه آل خلیفه شورش کردند، حزب الله لبنان در مدت کوتاهی دوبار اسرائیل را شکست داد و این اتفاقات باعث شد طرح سایکس پیکو با شکست مواجه شود.

این بار در دوران جنگ دوم حزب الله با اسرائیل وزیر سابق امور خارجه امریکا از طرحی که قبلا آماده شده بود پرده برداشت.

طبق این طرح که با نام خاورمیانه جدید و نو مشهور بود، بنا بود کشورهای معتدل بر خاورمیانه حکومت کنند و حکومتهای تندرو ساقط شوند. مقصود آنها از تندرو، حکومت،دولت و جنبشهایی را شامل می شد که زیر بار سلطه امریکا نبودند؛ ایران، سوریه، حزب الله لبنان و ... و مقصود آنها از معتدل حکومت هایی بودند که تأثیر گرفته از سلطه امریکا بودند؛ عربستان سعودی، قطر، ترکیه، بحرین، امیرنشین های خلیج فارس، حکومت صدام (البته قبل از سرپیچی از دستورات امریکا) و ... .

 این طرح، طرح بسیار وسیعی بود اما به نتیجه دلخواه نرسید و ازبین رفت. از ارکان اصلی این طرح از بین بردن حکومت و خاندان اسد در سوریه بود؛ زیرا آنها به همراه جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان نوعی ائتلاف تشکیل داده بودند. هدف امریکا تأمین امنیت اسرائیل در منطقه بود؛ چراکه اسرائیل از دو جانب سوریه و حزب الله در خطر بود.

سوریه هرگاه توانایی داشت در مقابل اسرائیل فعالیت هایی از خود نشان می داد و هیچگاه زیر بار تعهدات اسرائیل نرفت و بعنوان کشور عربی مانع بود؛ یعنی کشور عربی که در مقابل تعهدات اسرائیل سر خم نکرده و اسرائیل را بعنوان یک حکومت شرعی نپذیرفته بود. لذا با این طرح قصد داشتند حکومتی امریکایی جایگزین حکومت اسد کنند تا بدین وسیله امنیت مرزهای اسرائیل نیز تأمین شود.

 ضمنا هدف دیگرشان بستن راههای نفوذ به مرزهای هوایی و زمینی حزب الله بود تا از کمکهای تسلیحاتی و امکانات نظامی و... به آنجا جلوگیری شود. به هرحال برای محاصره حزب الله توسط این طرح خواستار نابودی خاندان اسد در سوریه بودند.

بخش دیگر طرح تقویت کشورهایی مثل عربستان صعودی ، قطر، ترکیه و... در مقابل کشورهای غیر معتدل و تندرو(البته به اصطلاح امریکایی ها) بود.

بخش سوم نیز ایجاد یک گروه افراطی مذهبی و دینی بود که در آغوش وهابیت نشو و نما کرده باشد و معتقد به تکفیر مسلمین و جواز کشتن هر مسلمانی که به اصول آنها معتقد نباشند را صادر نمایند.

این حرکت چند نماد داشت:

یکی حرکت النصره بود.

دیگری داعش بود که برایش زیاد زحمت کشیدند که بر کشورهای منطقه بخصوص ترکیه، عربستان و قطر برای تقویت آن کمک کردند.

البته هم اکنون در بحرین کنفرانسی تشکیل شده که کمکهای مالی به داعش قطع شود، زیرا آتشی را که خودشان افروختند دارد دستها و انگشتان خودشان را می سوزاند.

* گروه تکفیری داعش در حمله خود به عراق پیشروی های سریعی داشت علت آن را در چه می بینید؟

این حرکت ابتدا در سوریه و بعد در عراق ادامه یافت. در سوریه خرابکاریها و ویرانیهای زیادی رخ داد، همچنین قتل عام مردم بی گناه و غیرمسلح و تجاوز به زنان و... که تمام این کارها کاملا برنامه ریزی شده بود با هدف ایجاد رعب و وحشت در دل مسلمانان انجام می شد.

بعد از سوریه با برنامه قبلی به عراق گسیل داده شدند. ارتش از زمان حکومت بعث در عراق، مطلقا هیچ تغییری در آن ایجاد نشده بود و سران آنهم اغلب  از عناصر خائن حزب بعث هستند و عقیده ای به کار خود و مقاومت در مقابل نیروهای داعش نداشتند، لذا با کمترین مقاومتی، داعش سرزمینهای موصل و نینوا را گرفت و سامرا، کاظمین، بغداد و کربلا را تهدید کردند و تا نزدیکی منطقه جرف الصخر در نزدیکی کربلا(حدود بیست کیلومتری کربلا) رسیدند و آنجا را در خطر بسیار جدی قرار دادند. آنها با یک یورش می توانستند کربلا را محاصره کنند و در این صورت فجایع احتمالی فراوانی به بار می آمد.

* بحمدلله این اتفاق احتمالی واقع نشد. چه حرکتهایی موجب عقب نشینی داعش شد؟

در اینجا دو گروه نقش مؤثری در جلوگیری از پیشروی داعش داشتند و آنها را وادار به عقب نشینی کردند:

ابتدا همکاری جمهوری اسلامی ایران بود. با در اختیار گذاشتن تجربیات خود و کمک به تشکیل گروه هایی از افراد معتقد، زبده و ورزیده ای که با مقاومت در برابر دشمن، نه تنها جلوی پیشروی آنان را گرفتند، بلکه آنها را مجبور به عقب نشینی کردند تا جایی که داعش ناگزیر شد جلوی آب فرات را باز کند تا جلوی پیشروی ماشین آلات نظامی مجاهدین را بگیرد.

دوم نقش حضرت آیت الله سیستانی بود که با فتوای به موقع خود و با دعوت از جوانان پرشور و مؤمن عراق موجب شد تا آنان در جمعیتهای عظیمی که گاه به صدهزار نفر می رسید، بطوریکه جبهه ها دیگر گنجایش چنین جمعیت عظیمی را نداشت و با امکانات و تسلیحات کمی که در اختیار داشتند، جلوی پیشروی داعش را گرفتند.

در حال حاضر در جرف الصخر هیچ نیروی داعشی وجود ندارد و منطقه کاملا پاکسازی شده است. بعد از آن محاصره سامرا توسط این نیروهای جان بر کف شکسته شد و پس از آن مناطق دیگر را یکی پس از دیگری آزاد کرده و شهرهایی مانند منطقه سنی نشین صلاح الدین را از دست نیروهای داعشی نجات دادند. الان هم تا هیت و بیجی پیشروی کرده اند و در کل شکست سختی به داعش دادند.

* ائتلاف امریکایی اروپایی ضد داعش را چگونه ارزیابی می کنید؟

در این میان امریکا و کشورهای اروپایی دو کار مهم انجام دادند:

اول اینکه از گسترش و توسعه داعش ترسیدند؛ چراکه ممکن بود بعدها خود آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی مورد تعرض داعش قرار گرفته، آسیبی از جانب آنها برسد تا جایی که نخست وزیر آمریکا با اشاره به این مطلب اذعان کرد که ما اگر جلوی این گروه را در عراق نگیریم ممکن است مشابه این انفجارها در خیابانهای لندن اتفاق بیفتد.

لذا اجتماع جده و پاریس بوجود آمد تا جلوی تعدی بیشتر آنها گرفته شود و حرکات و افعال آنها محدود شود، البته قصد از بین بردن کامل داعش را ندارند، هرچند این قدرت را دارند. دلیل آن هم این است که وجود یک چنین گروهی را لازم می دانند تا در فرصت های مناسب برنامه های خود را توسط این گروه پیاده کنند.

مطلب دوم اینکه زیر چتر داعش و به بهانه حضور آنها در عراق و سوریه، نیروهایی به این دو کشور گسیل داده شد تا به اصطلاح خودشان نیروهای داعش را از این دو کشور رانده و مردم و حکومت را از دست داعشی ها نجات دهند، در حالیکه نیروهای هوایی که قرار بود داعشی ها را بمباران کنند، گاه از روی عمد جوانهای ما را به شهادت می رساندند و می گفتند اشتباه شده و هیچ عذرخواهی هم نمی کردند و این بارها اتفاق افتاد.

الان نقشه بر اینست که زیر چتر داعش یعنی به بهانه حضور داعش در عراق، به آنجا نیرو بفرستند که طبق اعلام خودشان نزدیک به سه هزار نیرو به آنجا گسیل داشته اند که در پایگاههای امنی مستقر شده بطوریکه کوچکترین خطری آنها را تهدید نمی کند.

هدف آنها از این کار، اعمال فشار به حکومت است و برای اینکار  گروهی از داعش را در گوشه ای از عراق نگه می دارند و بطور کل آنها را از بین نمی برند زیرا می خواهند حضور خود در عراق را شرعی جلوه دهند. بطوریکه وزیر امور خارجه امریکا بر این مطلب تصریح کرده که ما ناگزیریم برای بیرون راندن داعش یا نابودی کامل آنها در عراق، ده سال در آنجا نیروهای خود را مستقر کنیم.

هرچند بعید به نظر می رسد بعد از ده سال هم آنها را کامل نابود کنند؛ چراکه حضور نیروهای امریکایی در عراق ادامه یابد و پایگاهی زمینی-هوایی تشکیل شود با هفتاد هشتاد هزار نیرو، برای ایجاد مزاحمت و احیانا اعمال فشار بر علیه حکومت مرکزی عراق در مواقع ضروری.

به هرحال نقشه ای که امریکا کشید این فایده را برای ما داشت که یک حرکت مردمی شروع شود. زیرا ارتش با وجود عناصر خائن، مطلقا قابل اعتماد نیست هرچند شاید تعداد آنها زیاد نباشد ولی تأثیر گذاری دارند، مگر اینکه از لحاظ عقیدتی -سیاسی و سازماندهی و شناخت، آنها را تقویت کنند. تا این اتفاق بیفتد ناچار باید در کنار ارتش نیرویی آماده باش وجود داشته باشد تا در مواقع بحرانی به کار آید.

فایده دیگر اینکه داعش که در آغوش اهل سنت افراطی بودند، داعشیها خانه های همانها را ویران کردند، شهرهای همانها را خراب کردند، به زنان و فرزندان آنها تعدی کردندو بیش از ۵۰۰ نفر در البونمر قتل عام شدند و جوانهای مخلص ما آمدند و آنها را از شر داعشی ها خلاص کردند.

این تا اندازه ای نیروهای مردمی را که با کمک جمهوری اسلامی ایران و با فتوای آیت الله سیستانی به میدان آمدند و تا حد زیادی نیز تأثیر گذار بودند بر اوضاع مسلط کرد.

روی هم رفته حاصل و نتیجه آنچه پیش آمد، به نفع ما بود،هم به لحاظ ایجاد نیروهای مردمی و هم به لحاظ شناسایی افراد خائن ارتش توسط دولت، و دولت پی برد که باید تجدید نظری در فرهنگ، تفکر و سازماندهی ارتش داشته باشد.

* آینده حضور نیروهای غربی در عراق را چگونه پیش بینی می نمایید؟

مردم عراق صددرصد با این موضوع-حضور نیروهای امریکایی در عراق – مخالف هستند و در صورت ادامه این حضور، تشکل ها و جنبشهای مردمی همچون گذشته تصمیم بر مقاومت مسلحانه در مقابل آنان را دارند./*