شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ /۷ شوال ۱۴۴۱

مسیر

سلسله مقالات آیة ‌الله صافی گلپایگانی(شماره ۵)؛
بي ‎شك، آرامش و آسايش مصنوعي ـ ‎كه با سرگرمي‎ ها، شب نشيني ‎ها، و مواد تخدير كننده قواي عقلي و روحي فراهم مي‎شود ـ نمي‎تواند بشر را سير و قانع سازد، و افرادي كه بدين ابزار متوسّل مي‎شوند از بهتر زيستن واقعي كه با آرامش توأم باشد دورتر مي‎شوند.

به گزارش بلاغ ، سلسله مقالات آیة ‌الله صافی گلپایگانی، با موضوع ((آرامش بشریت در پناه ایمان))

بشر دنياي مادّي، انسان عصر فضا، جهان سركش و رها شده از التزامات اخلاقي، جوامع ماشيني و اجتماعات سرمايه ‎داري كه شب و روز از كار و كوشش براي يك زندگي پر از حرارت مادّي آرام نمي‎گيرند؛ جوامعي كه در آن رشته‎هاي محكم و استوار فضيلت، پاكدامني و عفاف يكي پس از ديگري گسسته مي‎شود، هر روز ناراحتي‎هاي روحي و فكري و بي‎اعتمادي تازه‎اي بر سرشان سايه مي‎افكند.

* جامعه جهانی، گرفتار آخرین مراحل فساد و انحطاط
خيانت و شهوت‎ راني به سر حدّ افراط رسيده است؛ به گونه‎اي كه تاريخ بشر مانند آن را به خود نديده است.
وضع واقعي برخی انسان‌ها در آخرين مرتبه‌ی انحطاط و پستي و سقوط قرار گرفته و شرافت آن‎ها لكّه ‌دار شده و بلكه از ميان رفته است؛ چرا كه خوش ‌بخت‎ترين آنان در منطق و مكتب مادّي ‎گري، كسي است كه در اجتماعات شهوت ‌راني، و در بين مردان پست و كثيف بيشتر و برهنه‎ تر، آشكار شود و با بوالهوسان هم پياله گردد و از اين رهگذر و از طفيل اين روابط به ظواهر زندگي خود سر و سامان داده و شكم خود را سير سازد.
در پاره‎ اي از نقاط، وضع به طوري است كه زن بدبخت، خواه و ناخواه بايد خود را تسليم اميال حيواني مردان متجاوز سازد؛‌ و اگر اين موازين اخلاقي كه هنوز پرتو ضعيفي از آن، بر دل‎ ها مي‎افتد از ميان برود و اين نور خفيف عفّت و پاكدامني و احترام به ناموس و زن و التزام به انجام غريزه جنسي از طريق ازدواج مشروع از بين برود، و اگر يك برنامه تربيتي اسلامي همه جانبه كه رهبر و راهنماي بانوان به عفاف و پاكدامني، تعديل غريزه جنسي، حفظ موجوديّت و شخصيّت ارجمند زن موجود نباشد و يا به اجرا در نيايد، زن هيچ‎گونه استقلالي نيافته و براي جلوگيري از تجاوز به او هيچ قانوني و قدرتي دست به اصلاح نخواهد زد و بايد به حكم اجبار، به هر پستي و ننگي تن در دهد. تصوّر مفاسدي كه از تعقيب روش «اختلاط زن و مرد» در اجتماع كنوني بشریت پديد مي‎ آيد، واقعاً سرسام آور است.

* آرامش واقعی، گمشده بشریت
بي ‎شك، آرامش و آسايش مصنوعي ـ ‎كه با سرگرمي‎ ها، شب  نشيني‎ها، و مواد تخدير كننده قواي عقلي و روحي فراهم مي‎شود ـ نمي‎تواند بشر را سير و قانع سازد، و افرادي كه بدين ابزار متوسّل مي‎ شوند از بهتر زيستن واقعي كه با آرامش و سكون روحي و اطمينان قلبي توأم باشد، دورتر مي‎شوند.
در چنين جهاني كه تشريح ناكامي ‎هاي آن در اين مجال ممكن نيست و آن چه مي‎ شنويم و مي ‎بينيم گوشه ‎اي از بدبختي‎ هاي جهان انساني است، يگانه راه علاج براي آرام‌ كردن روح  بشر، توسّل به نيروي ايمان، تقوا، تقويت قواي اخلاقي و كنترل غرايز حيواني است.
مللي كه در زور و قدرت مافوق ديگران ‌اند و مللي كه ضعيف و خودباخته و غارت ‌زده هستند، و بالاخره تمام انسان‎ هاي عصر ما، براي رسيدن به يك حال معتدل، و توازن روحي و براي رفع اين همه نگراني‎ها و تأمين زندگي آرام‌ بخش به برنامه‎هايي اطمينان‌بخش، بيش از انسان‎ هاي سال ‎ها و قرون پيش نياز دارند.
تمام برنامه‎ هاي ديني براي تكميل و ترقّي انسانيّت و تقويت اراده پي ‎ريزي شده و حبّ فضيلت، بشردوستي و راهنمايي به سوي اهداف عالي ‎تر از اهداف مادّي را مدّ نظر دارد.

* برنامه نجات‌بخش ماه رمضان
يكي از مهم‌ ترین این برنامه ‎ها، همين برنامه «روزه ماه رمضان» است. آيا مي‎دانيد و هيچ فكر كرده‎ايد كه اجراي اين برنامه در هر سال تا چه حدّ انسان را به خود باز مي‎گرداند و ضمير فرد را آگاه و شعورش را بيدار مي‎سازد؟

آيا انديشيده‎ايد كه اجراي برنامه ماه رمضان توسّط انسان‎هايي كه در عصر ما گرفتار مسايل مادّي وحيواني، مسابقات بيهوده، شهوت‎راني‎هاي بي‎نهايت شرم‎آور، شركت در مجالس لهو و لعب و رقص، و صدها آفت ديگر شده‎اند، چه آثار نيك و سودمندي دارد و چگونه آنان را از منجلاب اين پليدي‎ها نجات مي‎دهد؟
كساني كه در طول سال به واسطه اشتغالات مادّي حتّي براي لحظه‎اي فرصت توجّه به امور روحاني را نداشته‎اند و از وجدان انساني خود جدا شده و موج اجتماع، آنان را از اين سو به آن سو پرتاب كرده و پناهگاه و آسايشگاهي نيافته‎اند، اكنون در پناه ماه رمضان مي‎آرمند و در لذايذ روحاني و معنوي غرق مي‎شوند؛ با خدا مناجات كرده و دعا مي‎خوانند: «اَللُهَّم اِنّي اَسئَلُكَ اِيماناً تُباشِرُ بِه قَلبِي ...»(۱) گريه كرده و اشك مي‎ريزند؛ و با روحي سرشار از اميدواري عرض اميد نموده و دعاي: «اِلهِي لَو قَرَنتَنِي فِي الاَصفاد، وَمَنعَتَنِي سَيبَكَ بَينَ الاَشهاد، وَدَلَلتَ عَلي فَضائِحِي عُيونَ العِباد ما قَطَعتُ رَجائي مِنكَ، وَمَا صَرفتُ تَأميلي لِلعَفوِ عَنكَ أنَا لاأنسي أياديَك عِندي»(۲) را زمزمه مي‎كنند كه دين، منبع اميد و خدا مصدر تمام خيرات است و غير از اين مادّيّات، غير از جنگ‎ها و مسابقه‎ها، خيانت‎ها و جنايت‎ها، استثمارها، پرده‌دري‎ها و بي‎غيرتي‎ها ‎كه خسته‎كننده روح و تاريك كننده باطن و باعث تضعيف اعصاب و پرده خرد و بينش و كشنده غيرت و مردانگي و شخصيّت است عالم ديگر و لذّت‎هاي بهتري وجود دارد.
مي‎فهمند كه آدمي‎زاد مي‎تواند به مادّيّات بي‎اعتنا باشد؛ و در مقابل شهوات، اميال تشنگي و گرسنگي، زبان، چشم‎چراني و... سر خم نكند.
مي‎فهمند كه آرامش واقعي روح، در ياد خداست، و در عالم فضايل انساني صفاتي مانند: راستي و درستي، شكيبايي، بشر دوستي، خدمت به هم نوع، دانش پژوهي، نيكوكاري، فروتني و دادگري وجود دارد؛ و مزاحمت، دشمني و كينه، جنگ، بي‎خانمان كردن و صفاتي از اين قبيل در آن راه ندارد.
عالم  فضايل، عالمي است كه هر چه بشر، عالي همّت و بلند نظر باشد، زودتر در آن به مقصد مي‎رسد.

* ثمرات ماه خدا در تعالی جامعه
راستي، كدام مدرسه و چه مكتبي براي تربيت اين بشر، بهتر از ماه رمضان است؟
در ماه رمضان؛ شعائر اسلام ـ كه شعائر انسانيّت و فضيلت است ـ زنده مي‎شود. نماز جماعت‎ها رونق يافته و در آن مساوات اسلامي و حسّ هم رديفي و هم  قدمي آشكار مي‎شود.
غرورها، خودخواهي‎ها، كبرها و طمع‎ ها و حسدها همه در ماه رمضان ضمن اجراي برنامه‎هايي از قبيل: ادعيه، مجالس وعظ و خطابه و... به اندازه قابل توجّه ضعيف يا نابود مي‎شود.
اگر كساني كه مادّيّات، چشم بصيرت آنان را كور كرده، اين برنامه‎هاي اسلامي را انجام دهند و از لذايذ مادّي كناره‎گيري نموده و به حال معنوي خود برسند، در يازده ماه ديگر سال نيز از حدود اعتدال، چندان تجاوز نمي‎كنند.
ادعيه ‎اي كه در ماه رمضان مي‎خوانيم، هر يك درسي آموزنده و راهنمايي براي توجّه به مصالح عموم و آسايش همگان است. اين جمله‎ها، گوياي احساسات و خواسته‎هاي روزه‎ دار است: «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلي اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورِ. اَلّلهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقير اَلّلهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِع ...»(۳)
ما بايد از ماه رمضان حداكثر استفاده را برده و شكر اين خوان گسترده و نعمت بي‎ دريغ را به جاي آوريم و از موائد و غذاهاي روحي آن بهره‎مند گرديم.

پی‌نوشت‌ها:
۱. خدايا! از تو درخواست مي‌کنم ايماني ثابت که هميشه در قلبم برقرار باشد.
۲. از دعاي ابي حمزه : معبود من! اگر مرا در قيود در بند كني، و در بين گواهان عطايت را از من بازگيري؛ و چشم‎هاي بندگان را بر رسوايي‎هاي من دلالت دهي; و فرمان دهي مرا به سوي آتش برند، و ميان من و نيكان حايل شوي، اميدم را از تو نمي‎گيرم و آرزويم را از عفو تو برنمي‎گردانم. و دوستي تو از دلم بيرون نمي‎رود. من نعمت‌هاي تو را ـ كه در نزد خود دارم ـ فراموش نمي‎كنم.
۳. خدايا! بر اهل قبول شادي و سرور عطا کن، خدايا هر نيازمندي را بي‌نياز کن خدايا هر گرسنه‌اي را سير کن.