دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ /۱۴ ربيع الثاني ۱۴۴۲

مسیر

یادداشت تبلیغی؛
با مطالعه مجموع آیات که درباره اقامه نماز سخن گفته‏ اند، به اهمیت فوق‏العاده نماز برای رسیدن انسان به سعادت پی‏ برده می‏شود. به گفته علامه طباطبایی، در جایی از قرآن نیست که خداوند به اموری سفارش کرده باشد؛ مگر آنکه در رأس آن، به نماز سفارش کرده است.

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| ره توشه ماه رمضان۱۳۹۶، شرایط بازدارندگی نماز از گناه.
کاری از گروه تولید محتوای معاونت فرهنگی وتبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

اشاره
نماز، یکی از ارکان دین اسلام و ستون استوار آن می‌باشد که آدمی را از فحشا و منکر بازمی‌دارد. بازدارندگی نماز از گناه و غفلت، مطلق نبوده، به شرایطی چند بستگی دارد. برای بهره‌مندی از آثار و برکات عدیده نماز، بایسته است که به این شرایط جامه عمل پوشاند. شناخت نماز، حضور قلب، نظافت و آراستگی، خواندن نماز جماعت و اهتمام به نماز اوّل وقت، از جمله مهم‌ترین شرایط اثربخشی نماز و بازدارندگی آن در مسیر رشد و کمال آدمی است که در این نوشتار، به معرفی آنها پرداخته‌ایم.

اهمیت نماز 
با مطالعه مجموع آیات که درباره اقامه نماز سخن گفته‏ اند، به اهمیت فوق‏العاده نماز برای رسیدن انسان به سعادت پی‏ برده می‏شود. به گفته علامه طباطبایی، در جایی از قرآن نیست که خداوند به اموری سفارش کرده باشد؛ مگر آنکه در رأس آن، به نماز سفارش کرده است. همچنین، خداوند به اهل ایمان دستور می‏دهد که در مسائل زندگی، از نماز کمک بگیرند: «وَاسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ... .»( بقره، آیه ۴۵؛ ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۲۱۶) اقامه نماز، یکی از خصوصیات مهم اهل ایمان و تقواست: «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقيمُونَ الصَّلاةَ.»( بقره، آیه ۳) هنگامی که از مجرمان و اهل آتش سؤال می‏شود که چه چیز آنها را به این حال و روز انداخته است، می‌گویند که از نمازگزاران نبوده‏اند.
در روایات نیز نماز، به‌‌منزله پایه و ستون خیمه یاد شده است. امام صادق‌(علیه السلام) فرمود: «در قیامت، اوّلین چیزی که به حساب آن رسیدگی می‏شود، نماز است.»( شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه،‏ ج ۱، ص ۲۰۸)

پس از وفات امام صادق‌(علیه السلام)، ابوبصیر به همسر امام، ‏امّ حمیده، تسلیت گفت. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود، گریست. آنگاه همسر امام به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودى و لحظه آخر امام را ندیدى؛ جریان عجیبى رخ داد. امام در یک حالى فرو رفت که تقریباً حال غشوه‏اى بود. بعد چشم‌هایش را باز کرد و فرمود: به تمام خویشان نزدیکم بگویید بیایند و بالاى سر من حاضر شوند. ما همه را دعوت کردیم. وقتى همگی جمع شدند، امام یک جمله را فرمود: «إِنَ‏ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ هرگز شفاعت ما به مردمى که نماز را سبک بشمارند، نخواهد رسید.» این را گفت و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.
آن حضرت نفرمود: شفاعت ما به مردمى که نماز نمى‏خوانند، نمى‏رسد؛ آنکه تکلیفش خیلى روشن است؛ بلکه فرمود: به کسانى که نماز را سبک مى‏شمارند.

ویژگی بازدارندگی نماز 
در یکی از آیات، به بازدارندگی نماز از فحشا و منکر اشاره شده است: «وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَر... ؛( عنکبوت، آیه ۴۵) و نماز را برپا دار که نماز [انسان را] از زشتی‌ها و گناه بازمى‏دارد.» برداشت غالب مفسران این است که نماز، قدرت بازدارندگی دارد و کسی که اهل نماز است، از کارهای ناپسند باز داشته می‏شود. با این حال، از آنجا که در میان بعضی از اهل نماز، فحشا و منکر مشاهده می‏شود، سؤال‏هایی درباره حقیقت معنای این آیه به ذهن می‏آید: آیا واقعاً مراد از نهی از فحشا و منکر، همان بازدارندگی است؟ یا می‏تواند معنای دیگری داشته باشد؟ یا آنکه بازدارندگی آن، مشروط به شرایط خاصی است؟
برخی محققان اهل لغت، مراد از «نهی» را اعم از نهی زبانی، عملی و تکوینی دانسته‏اند. بر این اساس، هنگامی که در مورد فرد مؤمن گفته می‏شود: «وَنَهَى‏ النَّفْسَ عَنِ الْهَوى؛(نازعات، آیه ۴۰) و نفس خود را از هوس بازداشت»، مراد آن نیست که فرد مؤمن با زبان به خود می‏گوید: از هوا و هوس تبعیت نکن؛ بلکه مراد آن است که در مقام عمل، خویشتن را از هوس‏ها دور نگه دارد. با این حساب، در مورد آیه مورد بحث نیز می‏تواند مراد آن باشد که نماز، عملاً انسان را از فحشا و منکر بازمی‏دارد؛ نه اینکه صرفاً به زبانی مجازگونه به ما بگوید که از بدی‏ها دوری کنید.

علامه طباطبایی سیاق و شیوه بیان آیه را دلیل روشنی بر بازدارندگی عملی نماز از فحشا و منکر می‏داند؛ چرا که در این آیه، ابتدا به اقامه نماز دستور داده شده و سپس، به خصوصیت بازدارندگی آن اشاره شده است: «وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر.» این بدین معناست که قسمت دوم آیه، در حال بیان دلیل برای قسمت اوّل، یعنی امر به نماز است و خداوند دلیل امر به اقامه نماز را این می‏داند که «صفتی روحی در انسان پدید می‏آورد که مانع او از ارتکاب امور زشت و ناپسند می‏شود.»
علامه با توجه به سیاق آیه، معتقد است این منع و بازدارندگی، اثر طبیعی نماز است. بنابراین، هر نمازی چنین خصوصیتی را دارد؛ نه اینکه تنها نمازِ برخی افراد این ویژگی را داشته باشد. به گفته ایشان، نهی را نمی‏توان به معنای نهی زبانی مجازی دانست؛ به‌گونه‏ای‌که معنای آیه چنین شود: نماز به پا دارید، تا نهی آن را بشنوید که گویا می‏گوید به دنبال فحشا نروید. چنین چیزی، با سیاق آیه که در حال تعلیل حکم به اقامه نماز است، سازگاری ندارد. علامه با ردّ چند قول دیگر، به این نتیجه می‏رسد که اثر طبیعی هر نماز، منع و بازدارندگی عملی نمازگزار از اعمال زشت و قبیح است.

پس، هرگاه بنده‌ای فریضه نماز را به جا آورد و هر روز پنج مرتبه آن را تکرار کند و بر این امر مداومت داشته باشد و بهخصوص هرگاه در جامعه‏ای صالح قرار داشته باشد که آنها نیز مانند او به همین شیوه عمل ‏کنند و اهتمام ‏ورزند، طبیعت این توجه عبادی، او را از هر گناه کبیره‏ای مانند: قتل انسان بی‏گناه، خوردن مال یتیم، زنا و لواط که دین از آنها نفرت دارد، بازمی‏دارد.
علامه در پاسخ به این اشکال که چرا این بازدارندگی در برخی نمازگزاران وجود ندارد، معتقد است که این بازدارندگی در نماز، به شکل اقتضاست؛ نه به نحو علیت تامّه. اگر علّت تامه بود، به محض تحقق طبیعت نماز، به هر صورتی که خوانده شود، باید ضرورتاً مانع انجام فحشا و منکرات شود؛ اما چون طبیعت نماز، علیت ناقصه و اقتضایی را دارد، برای اینکه به بازدارندگی منجر شود، لازم است شرایط دیگر نیز محقق گردد و موانعی در کار نباشد. ازاین‌رو، هرگاه نماز به بازدارندگی منجر نشد، به جهت وجود موانعی مانند غفلت و عدم توجه به محتوای واقعی نماز است.

به عنوان مثال، وقتی می‏گوییم کولر، موجب خنک‌کردن اتاق می‏گردد، مرادمان علّیت تامه نیست. اگر در اتاقی کولر روشن باشد و شرایط دیگر رعایت نشود، مثلاً درها وپنجره‏ها باز باشد، طبیعی است که فضای اتاق به گونه مورد انتظار خنک نگردد. در مورد نماز نیز هنگامی که گفته می‏شود، موجب اجتناب از فحشا و منکرات می‏شود، می‏تواند مراد آن باشد که با رعایت دیگر شرایط و عدم موانع، چنین اقتضایی را دارد. 
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لَا يَزَالُ الشَّيْطَانُ ذَعِراً مِنَ الْمُؤْمِنِ مَا حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأَ عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِم؛‏( شیخ کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۲۶۹) مادامی که انسانِ مؤمن بر نمازهای پنج‏گانه خود محافظت داشته باشد، شیطان از او ترسان است و هنگامی که آنها را ضایع کند، شیطان بر او جرئت پیدا کرده، وی را به گناهان کبیره می‏اندازد.» از امام صادق‌(علیه السلام) نقل شده است: کسی که می‏خواهد بداند آیا نماز او مورد قبول واقع شده است، باید ملاحظه کند که آیا او را از زشتی‏ها بازمی‏دارد یا خیر و به همان میزان بازدارندگی، مورد قبول واقع شده است.( علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۱۹۸)
در مجمع البیان روایتی ذکر شده است که مطابق آن، جوانی از انصار نمازهایش را به همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جا می‏آورد و با این حال، مرتکب فواحش می‏شد. پیامبر درباره او فرمود: روزی همین نمازش، او را از فواحش بازمی‏دارد. همچنین، در این کتاب از جابر نقل شده است که روزی به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند که کسی در روز نماز می‏خواند و شب دزدی می‏کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: نمازش، او را باز خواهد داشت.

شرایط بازدارندگی نماز
برای اینکه نماز نقش بازدارندگی خود را از گناهان و زشتی‌ها به‌خوبی ایفا کند، نیازمند شرایطی است که برخی از آنها عبارت‌اند: 

۱. شناخت نماز
هر قدر میزان شناخت خود از نماز و اهمیت آن را بالاتر ببریم، طبعاً اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد. در جهان‏بینی توحیدی، همه امور بر محور اراده خدا پیش می‏رود و مهم‏ترین مسئله، چگونگی برقراری رابطه انسان با وجود خدای یکتاست. از آیات و روایات به‌خوبی به دست می‏آید که بهترین راه رابطه با خداوند، نماز است. نماز، نقطه اتصال میان زمین و ملکوت است و انسان می‏تواند هر شبانه روز از طریق نماز، این رابطه را تقویت کند. 
توجه به اهمیت نماز، بسیار سازنده و تأثیرگذار است و لذت برپایی نماز، به بی‏نیازی نمازگزار از لذت‏های دیگر منجر می‏شود. امام صادق‌‌(علیه السلام) می‏فرماید: «إِذَا قَامَ الْمُصَلِّي إِلَى الصَّلَاةِ نَزَلَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مِنْ أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى أَعْنَانِ الْأَرْضِ وَحَفَّتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ وَنَادَاهُ مَلَكٌ لَوْ يَعْلَمُ هَذَا الْمُصَلِّي مَا فِي الصَّلَاةِ مَا انْفَتَل‏؛( شیخ کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۲۶۵) هرگاه نمازگزار به نماز بایستد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل می‏شود و ملائکه او را احاطه می‏کنند و فرشته‏ای ندا در می‏دهد که اگر این فرد می‏دانست چه چیز در نماز است، هرگز از نماز منصرف نمی‏شد.» 
امام علی‌(علیه السلام) هم می‏فرماید: «اگر نمازگزار می‏دانست که در حال نماز، جلال و عظمت خدا چگونه او را دربرمی‏گیرد، دوست نداشت که سر از سجده بردارد.»( شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۳۲)

۲. حضور قلب
یکی دیگر از شرایطی که به بازدارندگی نماز کمک می‌کند، داشتن حضور قلب است. البته حضور قلب، مراتب و درجات مختلفی دارد؛ به بیان دیگر، میان فردی که صرفاً با زبانش نماز می‏خواند با فردی که دائماً نگران آن است که بداند در حال نماز به چه کار بزرگی مشغول است، تفاوت بسیاری وجود دارد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به ابوذر می‏فرماید: «رَكْعَتَانِ‏ مُقْتَصَدَتَانِ‏ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ وَالْقَلْبُ سَاه‏؛( شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۷۴ ـ ۷۵) دو رکعت نماز که با توجه و تفکر خوانده شود، بهتر از عبادت و شب‌زنده‌داری در یک شب است؛ درحالی‌که قلب در غفلت است.»
گویند امام سجاد‌(علیه السلام) مشغول عبادت بود. در این حال، یکى از فرزندان امام از پشت بام افتاد و دستش شکست. زن‌ها داد و فریاد زدند و بعد از مدتی، شکسته‌بند آوردند و دست آن بچه را بستند. در این مدت، امام در کمال حضور قلب به عبادت حق تعالی اشتغال داشت و زمانی که از عبادت فارغ شد و به حیاط آمد، فرزند خود را دید که دستش را بسته‏اند. فرمود: چه شده است؟ ماجرا را برای آن حضرت توضیح دادند و امام در پاسخ، سوگند یاد نمود که در حال نماز، اصلاً متوجه موضوع نشده است.( مرتضی مطهری، مجموعه ‏آثار، ج ‏۲۳، ص ۴۷۳)

۳. نظافت و آراستگی
آنچه تا اینجا مطرح شد، شرایط درونی بودند؛ اما اسلام بر شرایط بیرونی و ظاهری نیز بسیار تأکید دارد؛ از جمله این شرایط می‌توان به: پاکی و نظافت، بوی خوش، آراستگی متناسب و لباس تمیز و مرتب اشاره نمود. پیامبر اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر برای امتم مشقت‏زا نبود، به آنها دستور می‏دادم که برای هر نمازی، مسواک بزنند.»( شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۹) از امام باقر و امام صادق‌(علیه السلام) نیز نقل شده است: «دو رکعت نماز با مسواک، بهتر از هفتاد رکعت بدون مسواک است.»
امروزه مصلحان اجتماعی که می‏خواهند حرکت اصلاحی آغازین خود را نماز قرار دهند، نباید این مسئله را کم‏اهمیت بشمارند و لازم است با اقدامات تشویقی و ترغیبی، نمازگزاران را به سوی تمیزی و آراستگی و خوش‏بویی در حین نماز سوق دهند. مساجد، حسینیه‏ها و نمازخانه‏ها لازم است از نظیف‏ترین و مطبوع‏ترین مکان‏ها باشند؛ به‌گونه‏ای‌که شیرینی حضور در این فضاها، همواره در یاد و خاطره شرکت‏کنندگان باقی بماند. ازهمه مهم تر اینکه حکومت دینی وظیفه دارد اقدامات لازم را جهت تشویق وترغیب مردم به نظافت وآراستگی انجام دهد: الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور؛( حج، آیه ۴۱. ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج ‏۷، ص ۱۴۰)همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مى‏دارند، و زکات مى‏دهند، و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند، و پایان همه کارها از آن خداست‏.

۴. برگزاری نماز جماعت
در آموزه‏های اسلامی، تأکید بسیاری بر اقامه نماز جماعت شده است. مطابق روایتی از پیامبر اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم)، نمازی که به جماعت برگزار گردد، بیست‌وپنج درجه بر نمازی که به‌تنهایی خوانده می‌شود، برتری و فضیلت دارد. اگرچه به جماعت خواندنِ نماز، واجب نیست، اما مطابق برخی روایات، سنّتی است که اگر آدمی از روی بی‏رغبتی آن را ترک کند و بدون علت از جماعت مؤمنان فاصله بگیرد، نمازش حکم عدم نماز را دارد.
مکان‏های برگزاری نماز، باید به‌شدت توسعه پیدا کند و دسترسی عموم مردم به این مکان‏ها آسان باشد و از سوی دیگر، باید مسلمانان را برای  حضور پُررنگ در نماز جماعت تشویق نمود. گفتنی است که در این میان، زیبایی و آراستگی ظاهری و باطنی امام جماعت، خوش‌رویی و خوش‌خلقی، زهد و تقوا، و قرائت صحیح او، نقش بسیاری در تقویت و ژرفایی بازدارندگی نماز در نمازگزاران خواهد داشت. 

۵. رعایت وقت نماز
یکی از مهم‏ترین شرایط برای تأثیرگذاری نماز، رعایت شرط زمانی آن است. درباره اهمیت و فضیلت نماز اوّل وقت، احادیث بسیاری وارد شده است. پیامبر اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم) محبوب‏ترین عمل نزد خدا را نماز اوّل وقت می‏داند. از ایشان نقل شده است: «شفاعت من، به کسی که نماز واجبش را به تأخیر اندازد، نمی‏رسد.» همچنین، امام معصوم‌(علیه السلام) می‏فرماید: شیعیان ما را در اوقات نماز آزمایش کنید که چگونه بر آن محافظت دارند.
یکی از ویژگی‏های قابل توجه برای نماز اوّل وقت، جنبه تضمینی آن برای روز واپسین است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است کسی که حدود نماز را به جا آورد و بر اوقات آن محافظت داشته باشد، در حالی وارد قیامت می‏شود که خداوند ورود او به بهشت را ضمانت می‌کند.
از مرحوم آیت‌الله سید علی‌آقا قاضی نقل شده که گفته است: «اگر کسی نماز واجبش را اوّل وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لَعن کند.» در این باره از آیت‌الله العظمی بهجت سؤال می‏شود که آیا مراد ایشان، نماز اوّل وقت با حضور قلب است؟ آیت‌الله بهجت در پاسخ، منظور ایشان را عام و مطلق و بدون شرط حضور قلب می‏داند. به گفته ایشان، نماز با حضور قلب، نماز عالی و بلندمرتبه است و کسی که قدرت خواندن نماز با حضور قلب را داشته باشد، در مقامی عالی قرار دارد؛ درحالی‌که دستورعمل آیت‌الله قاضی، برای کسانی است که فاقد این مقام و مرتبه‏اند و در جست‏وجوی راهی برای رسیدن به آن هستند. به تعبیر آیت‌الله بهجت، کسی که به نماز اوّل وقت، هرچند بدون حضور قلب، اهتمام داشته باشد، به صورت تکوینی و به‌تدریج به نماز عالی و مقام معنوی والا دست خواهد یافت.( محسن غرویان، در محضر بزرگان، ص ۹۹).

پاسخ به پرسش
ممکن است، این سؤال مطرح شود که چرا برخی با وجود اینکه به نماز اوّل وقت پایبند بوده‏اند، ولی به نتایج مورد نظر نرسیده‏اند و بلکه گاهی برعکس، دچار گمراهی شده‌اند؛ به عنوان مثال، در تاریخ صدر اسلام، کسانی که در مقابل حضرت علی موضع گرفتند، از قبیل خوارج، چه بسا اهل نماز اوّل وقت هم بوده‏اند و یا در دوران معاصر افرادی مثل داعش که بدترین جنایت‏ها را انجام می‌دهند، چه بسا اهل نماز اوّل وقت هم باشند. پس، چگونه می‏توان ادعا کرد که نماز، به‌ویژه نماز اوّل وقت، تأثیر قطعی در جلوگیری انسان از فساد و گناه دارد؟
در پاسخ، باید یادآور شویم هنگامی که از کارآمدی نماز برای رشد معنوی و اخلاقی انسان سخن گفته می‏شود، کارآمدی اقتضایی مراد است؛ توضیح اینکه نماز، به ستون و عمود خیمه دین تشبیه شده است. اگر بخواهیم با برافراشتن خیمه، خود را در برابر سردی یا گرمی هوا محافظت کنیم، هرچند عمود خیمه یکی از ارکان اصلی آن است، اما در کنار آن، به ستون‏های دیگر و خود خیمه هم نیاز داریم و با نبود هرکدام از آنها، نمی‏توانیم خیمه کامل در اختیار داشته باشیم.

در مورد نماز هم هرچند اصل و اساس دین شمرده شده، ولی فقط در کنار اصول دیگر است که می‏تواند مؤثر واقع شود. در واقع، اگر آن اصول دیگر نباشند، نماز به معنای حقیقی آن، تحقق نمی‏یابد؛ برای مثال، آیا می‏توان گفت کسی که نماز می‌خواند، ولی خدا را قبول ندارد، به حقیقت نماز رسیده است؟ مسلماً پاسخ، منفی است. در واقع، تأثیرگذاری نماز، در بستر اعتقادی خاص محقق می‏شود و تأثیرپذیری از نماز، بدون داشتن اعتقادات بنیادین دین مثل توحید، معنا ندارد. بنا بر یک دسته از روایات مشهور، اسلام، بر پنج پایه اساسی بنا شده است که عبارت‏اند از: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. کمترین شرط لازم برای ثمربخشی نماز، آن است که فرد نمازگزار در اعتقاد به این پنج اصل، تزلزلی نداشته باشد. 
امام باقر‌(علیه السلام) می‏فرماید: «اسلام، بر پنج اصل استوار شده است که عبارت‏اند از: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به چیزی مانند ولایت ندا داده نشده است و حال آنکه مردم آن چهار اصل را گرفته، ولایت را رها کرده‏اند.»( شیخ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۸) مطابق حدیثی دیگر، زراره از امام باقر‌(علیه السلام) سؤال می‏کند که کدام‌یک از این اصول برتری دارند؟ امام‌(علیه السلام) اصل ولایت را برتر می‏دانند و دلیل ایشان، این است که ولایت، کلید آن اصول دیگر است. زراره در ادامه سؤال می‏کند که بعد از آن، کدام اصل برتر است که در اینجا امام به اصل نماز اشاره می‏کند و دلیل آن را فرمایش حضرت رسول‌(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏داند که فرمودند: نماز، عمود دین است. 

در پایان این حدیث، باز امام باقر‌‌(علیه السلام) به اهمیت اصل ولایت و کلیدی‌بودن آن اشاره می‏کند و می‏فرماید: «اگر کسی شب را به قیام و روزش را به روزه سپری کند و تمام مالش را انفاق کند و همه عمرش به حج برود، ولی به ولایت ولیّ خدا شناختی نداشته باشد، تا از او تبعیت کند و همه اعمالش بر مبنای رهنمون‏های ولیّ خدا باشد، چنین کسی از اهل ایمان نیست و هیچ حقی برای پاداش و ثواب برای خدا ندارد و تنها خداوند از فضل و رحمت خودش، نیکوکاران از این افراد را به بهشت می‏برد.»
شخصی از امام صادق‌(علیه السلام) می پرسد: ما کسی را مى‏بینیم که اهل عبادت و خشوع در دین است؛ ولى به حق و امامت شما اعتقاد ندارد. آیا اعمالش سودى دارد؟ امام‌(علیه السلام) برای جواب، داستانی نقل می کند:
«مَثَل ما اهل‌بیت و مردم، همانند آن خاندان بنى‌اسرائیل است که هرکسی از آنها که چهل شب عبادت می کرد و پس از آن، دعا می نمود، اجابت می شد. یکى از آنها، چهل شب تهجد داشت و بعد دعا کرد؛ ولی مستجاب نشد. نزد عیسى بن‌مریم‌(علیه السلام) آمد و از حال خود شکایت کرد و خواست که برایش دعا کند. عیسى‌(علیه السلام) تطهیر کرد و نماز خواند و به درگاه خداى بلندمرتبه دعا نمود. وحى آمد: اى عیسى! این بنده به درگاه من آمد؛ ولی از آن درى که باید بیاید، نیامد. او مرا خواند؛ ولى در دلش به تو شک داشت. با این اعتقاد، اگر آن‌قدر سرش را بالا بگیرد و دعا کند که گردنش قطع شود و آن‌قدر دستانش را رو به آسمان بگیرد که انگشتانش خشک شود و بریزد، اجابت نمی کنم. حضرت عیسى‌(علیه السلام) به او فرمود: پروردگارت را می خوانى و به حق‌بودن پیغمبرش شک دارى؟ عرض کرد: ای روح خدا! به خدا سوگند که آنچه گفتى، درست است. اکنون از خدا بخواه که شک را از دل من ببرد.
امام صادق‌(علیه السلام) فرمود: «عیسى‌(علیه السلام) براى او دعا کرد و خدا توبه آن مرد را پذیرفت و مانند خاندان خود، مستجاب‌الدّعوه گردید‌.» 

نگارنده: حجت‌الاسلام دکتر محمدعلی مبینی