شعر ناصر خسرو در نعت پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله - 7

تاریخ انتشار: 07:27 - 1399/12/13
بخش هفتم از مجموعه اشعار مبعث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلّم
پیامبر اکرم، حضرت محمد صلوات الله علیه، پیام خدا، رسول خدا، پیامبر اعظم، رسول الله

شعر ناصر خسرو در نعت پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله - 7

بخش هفتم از مجموعه اشعار مبعث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلّم - ناصر خسرو قبادیانی (394- 481هـ)

در نعت محمد

گزینم قرآن است و دین محمد
همین بود ازیرا گزین محمد

یقینم که من هر دوان را بورزم
 یقینم شود چون یقین محمد

کلید بهشت و دلیل نعیمم [1]
 حصار حصین [2]  چیست؟ دین محمد

محمد رسول خدای است زی ما‌ [3]
همین بود نقش نگین محمد

مکین است [4] دین و قرآن در دل من
همین بود در دل مکین محمد

به فضل خدای است امیدم که باشم 
 یکی امّت کمترین محمد

به دریای دین اندرون ای برادر
قرآن است درّ یمین [5] محمد

دفینیّ و گنجی بود هر شهی را
قرآن است گنج و دفین‌ [6] محمد

بر این گنج و گوهر یکی نیک بنگر
 کِرا بینی امروز امین محمد

چو گنج و دفینت به فرزند ماندی [7]
 به فرزند ماند آن و این محمد

نبینی که امّت همی گوهر دین
 نیابد مگر کز بنین [8] محمد

محمد بدان داد گنج و دفینش
که او بود در خور قرین محمد

قرین محمد که بود؟ آنکه جفتش
 نبودی مگر حورعین محمد

ازین حورعین و قرین گشت پیدا 
حسین و حسن سین و شین محمد

حسین و حسن را شناسم حقیقت
بدو جهان، گل و یاسمین محمد

چنین یاسمین و گل اندر دو عالم 
کجا رست جز در زمین محمد

قرآن بود و شمشیر پاکیزه حیدر
دو بنیاد دین متین محمد

که استاد با ذوالفقار[9]  مجرّد
 به هر حرب‌گه بر یمین محمد

چو تیغ علی دادیاری قرآن را 
علی بود بی‌شک معین محمد

چوهارون ز موسی علی بود در دین[10]
هم انباز و هم همنشین محمد

به محشر ببوسند هارون و موسی
ردای علی و آستین محمد

عرین‌ [11] بود دین محمد ولیکن
علی بود شیر عرین محمد

بفرمود جستن به چین علم دین را
محمّد، شدم من به چین محمد

شنودم ز میراث‌دار محمد
سخن‌های چون انگبین محمد

دلم دید سرّی که بنمود از اوّل
 به حیدر دل پیش بین محمد

ز فرزند زهرا و حیدر گرفتم
من این سیرت راستین محمد

از آن شهره فرزند کو را رسیده است
 به قدر بلندترین محمد

جهان آفرین آفرین کرد بر من
به حبّ علی و آفرین محمد

کنون باقرین جهان آفرینم
من اندر حصار حصین محمد

اگر من به حبّ محمد رهینم
 تو چونی عدوی رهین محمد

منم مستعین [12] محمّد به مشرق
 چه خواهی ازین مستعین محمد

چه داری جواب محمّد به محشر
چوپیش آیدت هان وهین محمد

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نعیم : ناز و نعمت، بهشت.

2- حصین: استوار، محکم

3- زی‌ما: در نزد ما، سوی ما

4- مکین: جای گزیده- جایگزین.

5- ثمین: گرانبها

6- دفین: پنهان شده- مستور، اندخته. گنجی که در زمین دفن شده است.

7- ماندن: گذاشتن، نهادن

8- بنین: فرزندان

9- ذوالفقار: شمشیری بود که پشت آن خراش‌های پست و هموار فقره و مهره مانند داشت به همین جهت آن را ذوالفقار می‌نامیدند. این شمشیر از "منبه بن حجاج" بود که روز جنگ بدر کشته شد و شمشیرش را حضرت رسول  برای خویش برگزید و سپس روز جنگ احد آن را به علی علیه السلام بخشید.

10- اشاره است به حدیث معروف که پیامبر  به علی علیه السلام فرمود: اَنتَ مِنّی بِمَنزَلَةِ هَرون مِن موسی اِلاّ اَنّه لا نَبّیَ بَعدی: «تو ای علی نسبت به من همان منزلتی را داری که هارون نسبت به موسی داشت جز اینکه بعد از من پیامبری نیست.»- این حدیث به حدیث منزله شهرت دارد.

11- عربن: بیشه، جنگل

12- مستعین : استعانت‌کننده، یاری خواهنده.

* دیوان اشعار حکیم ناصرخسرو قبادیانی (ج1) به اهتمام مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران 1357. ص 129.

 

ناصر خسرو قبادیانی (394- 481هـ)

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.