پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۴۰۰ /۳ رمضان ۱۴۴۲

مسیر

یادداشت تبلیغی؛
"مناجات شعبانیه" ازجمله دعای عارفانه با مضامین شامخ و محتوای قدسی است که خواننده مناجات آنچنان لذت روحی ومعنوی می برد و خود را در اوج بهجت و انبساط روحی می بیند که حاضر نمی شود آن لحظه نورانی را با هیچ چیز دیگر عوض نماید.

پایگاه اطلاع رسانی بلاغشرح و تفسیر متن مناجات شعبانیه، قسمت سوم

((مناجات شعبانیه دعای اهل وصال و اهل فراق)) 

(شرح فراز هفتم)

((اِلهی قَدْ جُرْتُ عَلی نَفْسی فِی النَّظَر لَها فَلَها الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها.، الهی لَم یَزَلْ بِرُّکَ علیَّ ایّامَ حَیاتی فلا تَقْطَع برَّکَ عنّی فی مَماتی، الهی کیفَ آیِسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لی بعدَ مَماتی و اَنْتَ لم تُوَلِّنی الاّ الجمیلَ فی حیاتی. ).) 

در این فراز هفتم از مناجات شعبانیه؛ امام علی علیه السلام چند نکته زیبا، لطیف و نورانی در مناجات خود با حق تعالی درمیان می‌گذارند؛

۱-((تسویف درعمل)) 
نکته‌ اول؛ بسیار قابل تامل در این فراز ((تسویف درعمل)) است که زیان بارترین عمل در حیات دنیوی انسان است که پیوسته گرفتار آن می باشد و مقصود تسویف در عمل این است که انسان به دلیل وسوسه های شیطانی و بی همتی کاری که باید در زمان خودش انجام بدهد انجام ندهد و به تأخیر بیندازد، مماطله و امروز و فردا کند و کار امروز را به فردا موکول کند، از موارد روشن تسویف غفلت از توبه و کوتاهی کردن در تهذیب نفس است که انجام این فریضه مهم را به تاخیر بیندازد تا فرصت از دست برود و این بدترین ظلمی است بندگان خدا به خودشان می کنندامام صادق(ع) می-فرمایند: «فتدارک ما بقی من عمرک و لا تقل غداً أو بعد غد، فإنّما هلک من کان قبلک بإقامتهم علی الأمانی و التسویف حتی أتاهم أمرالله بغتهً و هم غافلون»(بحار الأنوار ج‏۷۶،) :پس ما بقی عمر خویش را دریاب و مگو فردا یا پس فردا؛ زیرا کسانی که قبل از تو می¬زیستند، به سبب دو چیز هلاک شدند: یکی باقی ماندنشان بر آرزوها، و دیگری امروز و فردا کردن¬ها، تا اینکه (مرگ و) امر خدا ناگهانی آنان را گرفت؛ در حالی که آنان در غفلت به سر می‌بردند)).

امام خمینی (ره) در همین راستا می فرمایند:
«از مکاید بزرگ شیطان و نفس خطرناک‏تر از آن، این است که به انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پیری می‏دهد، و تهذیب و توبه الی الله را به تعویق می‏اندازد برای زمانی که درخت فساد و شجره زقوم قوی شده، و اراده و قیام به تهذیب نفس، ضعیف بلکه مرده است.»
مولوی هم درمثنویش برای کسانی که توبه و تهذیب نفس را به آینده موکول می‏کنند مثال زیبایی آورده ومی گوید:
توکه می گویی فردا این بدان               که به هرروزی که می‌گوید زمان 
آن درخت بد، جوان‏تر می‏شود             وین کننده، پیر و مضطر می‌شود
خاربن هر روز و هر دم سبزتر           خارکن هر روز زار و خشک‏تر
او جوان‏تر می‏شود تو پیرتر                 زود باش و روزگار خود مبر

از همین رو امام علیه السلام در این فراز می فرمایند: ((اِلهی قَدْ جُرْتُ عَلی نَفْسی فِی النَّظَر لَها فَلَها الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لها: معبود من بر نفس خویش ستم کردم در اینکه برای تکاملش، امروز و فردا نمودم، پس وای به حالش اگر او را نیامرزی.)) 

۲-((حسن ظن داشتن به رحمت الهی)) 
نکته دوم؛ ظريف عرفانی در این فراز ازمناجات این است انسان به حکم این آیه قرآنی: (يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد:فاطر:۳۵) حدوثا و بقاء فقیر مطلق است و سخت وابسته به حق تعالی می باشد، چرا که عدم و نیستی بوده، حق تعالی او را خلق کرده و آفریده است، در بقاء نیز چون حق تعالی از سر جود نیازها و خواسته مادی و معنوی انسان را تامین کرده‌ توانسته به حیاتش ادامه دهد، این بذل نعمت و گستردگی رحمت در دنیا موجب شده که به شدت به حق تعالی حسن ظن پیداکند که در آخرت و در آن لحظه ای که بنده امیدش از همه جا قطع است حق تعالی به مراتب بیشتر ازدنیا از وی دستگیری نماید چرا که رسول اعظم(ص) فرمود: (( اِنَّ لِلّه مِائَةَ رَحْمَةٍ اَنْزَلَ مِنْها رَحْمَةً واحِدَةً بَیْنَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ وَ الطَّیْرِ وَالْبَهائِمِ وَالْهَوامِّ فَبِها یَتَعاطَفُونَ وَ بِها یَتَراحَمُونَ، وَ اَخَّرَ تِسْعا وَ تِسْعینَ رَحْمَةً یَرْحَمُ بِهاعِبادَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. خداوند، از صد قسمت رحمتش، فقط یک قسمت را در دنیا به جن و انس، پرندگان، حیوانات و حشرات عطا کرده است، تا بین خود با محبت و مهربانی زندگی کنند و نود و نه قسمت دیگر را در آخرت به بندگان خویش اختصاص خواهد داد.)) 

از همین رو امام‌ علی علیه السلام اینگونه مناجات می کند:((الهی لَم یَزَلْ بِرُّکَ علیَّ ایّامَ حَیاتی فلا تَقْطَع برَّکَ عنّی فی مَماتی، الهی کیفَ آیِسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لی بعدَ مَماتی و اَنْتَ لم تُوَلِّنی الاّ الجمیلَ فی حیاتی: معبود من، خیر گسترده ات، همواره در ایام حیاتم بر من جریان دارد، این خیرگسترده ات را بعد از موتِ من، از من دریغ مدار! معبود من! چگونه از احسان تو پس از مرگم ناامید گردم وحال آنکه درزمان حیاتم جز به نیکی رفتار نکرده ای)) 

(شرح فراز هشتم) 
((اِلهی تَوَلَّ مِنْ اَمْری ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ))
دراین فراز هشتم از مناجات شعبانیه دو تقاضای معنوی قابل تأمل و درنگ وجود دارد که امام العارفین علی علیه السلام از از حق تعالی طلب کرده و مسئلت می نماید؛ 

۱-((تدبیر امور را به خدا سپردن)) 
درخواست اول؛ این است به حکم آیه مبارکه :((كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى‌ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‌ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌:جهاد بر شما مقرّر شد، در حالى كه براى شما نا خوشایند است و چه بسا چيزى را ناخوش داريد، در حالى كه خير شما در آن است و چه بسا چيزى را دوست داريد،= در حالى كه ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مى‌داند و شما نمى‌دانيد.))
به دلیل دانش محدودی که انسان دارد و باطن امور را نمی بیند بسیاری از امور را فکر می کند که به مصلحت است انجام می دهد ولی بعد کشف می شود که به هیچ وجه به مصلحت او نبوده است، و همچنین بسیاری از امور راف کر می کند که به مصلحت او نیست و آن را انجام نمی دهد و ترک می کند بعد کشف می شود که به مصلحت وی بوده، در این فراز از مناجات از حق تعالی درخواست می شود که حق تعالی که عالم به مصالح و مفاسد امور است توجه به بنده اش نموده و خود تدبیر سرنوشت امور را به عهده بگیرد تا سعادت دنیا وآخرت بنده ضعیفش تامین شود از همین رو امام‌ العارفین می فرماید: ((اِلهی تَوَلَّ مِنْ اَمْری ما اَنْتَ اَهْلُهُ :معبود من تدبیر امورم را آن گونه که شایسته توست به انجام رسان،)) 

۲-((امید به تفضل الهی داشتن)) 
درخواست دوم؛ در این مناجات این است بنده درخواست می کند گناهانی که بنده به دلیل جهل و نادانی در تمام عمرش مرتکب شده است حق تعالی تفضل نموده و مورد عفو قرار دهد از همین رو امام‌ العارفین در مناجاتش می فرماید: ((وَعُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ: و فضل خود را به گنهکاری که غریقِ امواج جهالت است، بازگردان))

(شرح فراز نهم) 
((اِلهی قَد سَتَرْتَ عَلیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْاُخْری اِذْلَمْ تُظْهِرْها لِاَحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالحینَ فَلا تَفْضَحْنی یَوْمَ القِیامَةِ عَلی رُئُوسِ الْاَشهادِ ))
در این فراز نهم از مناجات شعبانیه دو نکته دقیق وجود دارد تامل و درنگ در آن می تواند ما را به پیام معنوی و عرفان آن برساند؛

۱-((ستار العیوب بودن خدا در دنیا)) 
نکته‌ اول این است خداوند متعال با اینکه قدرت دارد گناهانی که بنده اش در این دنیا مرتکب می شود افشاء کند و او را از چشم همه ساقط کند ولی به دلیل اینکه ((ستارالعیوب)) است چنین کاری را نمی کند بلکه عیوب بنده اش را از چشم دیگران می پوشاند و به او  آبرو می دهد و عزیزش نگه می دارد از همین رو امام‌ العارفین اینگونه مناجات می کند: ((اِلهی قَد سَتَرْتَ عَلیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیا :معبودِ من! همانا گناهانم را در دنیا پوشانیدی و من به این پرده پوشی))

۲-((ستارالعیوب خداوند متعال در آخرت)) 
نکته دوم‌‌‌‌‌‌؛ در این فراز نهم از مناجات شعبانيه این است حق تعالی با اینکه می توانست گناه و جرم بنده اش را برای دیگران افشاء کند و او را از چشم دیگران ساقط کند و آبرویی برایش باقی نگذارد ولی به دلیل ((ستارالعیوب)) بودن پرده گوشی کرد و عزیزش نگه داشت، با استناد به همین صفت زیبای ((ستارالعیوب)) از حق تعالی می خواهد در آخرت که به مراتب نیاز بیشتری به این پرده پوشی دارد گناهان پنهان در دنیا را در آخرت برای دیگران افشاء نکند، چرا که در دنیا ممکن بود به دلیل گذشت زمان، یا اقدامات خیری که عبد انجامی داد خطای عبد ازصفحه ذهن مردم پاک می شد و فراموش می گردید ولی در آخرت چنین راهی وجود ندارد اگر خداوند گناه عبدش را برملا کند همه آبرویی که حق تعالی با پرده پوشی از گناه به وی داده یک باره از بین می رود و او در نزد همه ساقط می شود ازهمین رو در این فراز نهم اینگونه امام العارفین مناجات می کند: ((وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْاُخْری اِذْلَمْ تُظْهِرْها لِاَحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالحینَ فَلا تَفْضَحْنی یَوْمَ القِیامَةِ عَلی رُئُوسِ الْاَشهادِ: و من به این پرده پوشی، درآخرت محتاج ترم. همانا در دنیا، حتی نزد بندگان شایسته ات نیز، گناهانم رافاش نکردید، پس در روز قیامت، نزد آنها که شاهد می باشند رسوایم مفرما)).

نگارنده: حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری