پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ /۱۳ محرم ۱۴۴۴

مسیر

این روایت در کتاب الغیبه نوشته اندیشور قرن چهارم«ابو عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانى»، نقل شده که از راویان بزرگ شیعه و دارای اعتقادی صحیح بوده و در بغداد دانش آموخته و در شام درگذشته است.
امام صادق

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ

آیا امام صادق(ع) در مورد امام زمان(عج) فرمودند که اگر من در دوران او بودم تمام عمرم را به او خدمت می‌کردم؟
 
پاسخ:
 
این روایت در کتاب الغیبه نوشته اندیشور قرن چهارم«ابو عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانى»، نقل شده که از راویان بزرگ شیعه و دارای اعتقادی صحیح بوده و در بغداد دانش آموخته و در شام درگذشته است.[۱]

علی بن احمد البندنیجی عن عبید الله بن موسى العلوی عن الحسن بن معاویة عن الحسن بن محبوب عن خلاد بن الصفار قالَ: سُئِلَ‏ أَبُو عَبْدِ اللهِ(ع) هَلْ‏ وُلِدَ الْقَائِمُ فقالَ: «لَا وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیَاتِی».[۲]

خلّاد بن صفّار گفت: از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا قائم(ع) متولّد شده است؟! فرمود: «نه، و اگر من در دورانش بودم همه عمر به خدمتش می‌ایستادم».

مقدسی شافعی (متوفای ۶۸۵ ق) و از مؤلفان اهل‌سنت، همین سخن را از زبان امام حسین(ع) نقل کرده است[۳] که احتمالاً به جهت آن است که ایشان به دلیل آشنا نبودن با روایات شیعه، گمان کرده که مراد از «ابا عبد الله» در حدیث، امام حسین(ع) است در حالی‌که «ابا عبد الله» در بیشتر روایات شیعه، کنیه امام صادق(ع) می‌باشد.[۴]

به هر حال، راویان این روایت عبارت‌اند از:

۱. علی بن احمد بندنیجی: او یکی از اساتید نعمانی است که از عبیدالله بن موسی روایت می‌کند.[۵] شاید وی، همان علی بن احمد بن نصر بندنیجی باشد که ابن غضائری، او را ساکن رمله (از شهرهای فلسطین) می‌داند،[۶] و سندی دیگری به نقل از ابوالمفضل شیبانی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند: «حدّثنا علی بن احمد بن نصر البندنیجی بالرقه، قال: حدّثنا ابوتراب عبیدالله بن موسی الرویانی،[۷] ...».[۸]

شیبانی، محدّث پرتلاشی بوده[۹] و تقریباً هم‌طبقه ابوعبدالله نعمانی می‌باشد و بر این اساس ممکن است مروی عنه هر دوی آنان ،‌یک نفر باشد و نام «الرقه » در این سند، همان «الرمله» باشد  که در نگارش مشابه یکدیگرند و ممکن است که یکی از این دو، تصحیف دیگری باشد. هر چند کاملاً محتمل است که کسی در شهری زندگی کرده و در شهرهای دیگر نیز حدیث نقل کند.[۱۰]

سند دیگری شبیه این سند، در اقبال به نقل از همان ابوالمفضل شیبانی، آمده است: «حدثنی علی بن نصر السبندنجی(بندنیجی)، قال: حدثنی عبدالله (عبیدالله) بن موسی عن عبدالعظیم الحسنی عن ابی‌جعفر الثانی(ع) - فی حدیث - قال: ...».[۱۱] علی بن نصر، ظاهراً همان علی بن احمد بن نصر است که نام پدر وی، افتاده یا در نسب او اختصار رخ داده است. به هر حال لقب وی، «البندنیجی» است.
در نگاه سندشناسی، علمای رجال؛ علی بن احمد بندنیجی را ضعیف دانسته‌اند.[۱۲]

۲. عبیدالله(عبدالله)[۱۳] بن موسى علوی عباسی: نعمانی از او زیاد روایت نقل می‌کند و مطلبی درباره ضعف او گفته نشده است. [۱۴]

۳. حسن بن معاویه: معلوم نیست که آیا این حسن بن معاویه، همان حسن بن معاویه بن وهب است، که در سند «کامل الزیارات» وجود دارد[۱۵] یا حسن به معاویه دیگری؟ به هر حال؛ جز تنها در همین روایت، در جای دیگر حسن بن معاویه، از حسن بن محبوب روایت نمی‌کنند.

البته محقق کتاب الغیبة نعمانی می‌گوید: در بعضی از نسخه‌های روایت مورد بحث؛ به‌جای حسن بن معاویه، حسن بن یعقوب آمده است؛ در این صورت هم، شاید بتوان گفت که حسن بن یعقوب درست نباشد، بلکه - به جهت تصحیف در نسخه- درست، حسن بن محمد بن سماعه ‌باشد، که از آن در سند روایات تعبیر به حسن بن سماعه شده و بسیار از حسن بن محبوب حدیث نقل می‌کند.[۱۶] اگر این دیدگاه را بپذیریم؛ حسن بن سماعه با این‌که واقفی بوده، ولی علمای رجال حدیث، او را ثقه دانسته‌اند.[۱۷]

۴. حسن بن محبوب: امامی و ثقه است.[۱۸]

۵. خلاد بن صفار: بنابر تحقیق برخی علمای رجال، همان خلاد بن عیسى صفار است، که ثقه می‌باشد.[۱۹]

اگر اشکالات سندی را کنار بگذاریم؛ محتوای روایت بیانگر ارزش خدمت به امام مهدی(عج) است، که مقام رفیع یاران آن‌حضرت و ارزش خدمت به آیین «انتظار» روشن می‌شود. چرا که یاری امام زمان، به عنوان آخرین حجت الهى، در حقیقت خدمت به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم(ع) می‌باشد.

این‌گونه است که ابوخالد کابلی نیز مشابه چنین سخنی را از امام باقر(ع) نقل کرده است که فرمود: «گویا مردمى را می‌بینم که در شرق براى دسترسی به حق قیام کرده‌اند ولى این حق را به آنها نمی‌دهند. باز آنها قیام می‌کنند ولى به آن نمی‌رسند. آنان با مشاهده چنین وضعیتی، شمشیرهاى خود را حمایل کرده و آن‌گاه آنچه را که می‌خواهند به آنها می‌دهند .... و در نهایت، قدرت را به دست فرمانروای اصلی شما می‌سپارند. کشته‌های آنان شهیدند، آگاه باشید! اگر من آن روز را درک می‌کردم خود را براى صاحب الامر ذخیره می‌کردم».[۲۰]

پی نوشت:
[۱]. نجاشی، احمد بن على، رجال النجاشی، ص ۳۸۳، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش. ر. ک: نعمانی و کتاب الغیبه، ۲۲۵۱۷.
[۲]. ابن أبی زینب نعمانی، محمد بن ابراهیم‏، الغیبة، ص ۲۴۵، تهران، نشر صدوق‏، چاپ اول، ۱۳۹۷ق‏.
[۳]. مقدسى شافعى سلمى(۶۴۰- ۶۸۵ ق)، یوسف بن یحیى، عقد الدرر فی أخبار المنتظر(عج)، ص ۲۱۲، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، ۱۴۲۸ق.
[۴]. ر. ک: فوادیان، محمدرضا، از حسین(ع) تا مهدى(عج)، ص ۴۲، قم، بنیاد فرهنگى حضرت مهدى موعود(عج)، چاپ هفتم، ۱۳۸۵ش.
[۵]. محدّث نورى، میرزا حسین‌، خاتمة المستدرک، ج ‌۳، ص ۲۶۷، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول‌، ۱۴۱۷ق؛ شوشترى، محمد تقى‏، قاموس الرجال، ج ‏۷، ص ۳۶۳، قم،  مؤسسة النشر الإسلامی‏، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
[۶]. ابن غضائرى، احمد بن حسین‏، الرجال، ص ۸۲، قم، مؤسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق؛ ‏قاموس الرجال، ج ‏۷، ص ۳۶۳.
[۷]. ممکن است که او همان عبیدالله بن موسی علوی عباسی باشد که در اسناد «الغیبة» نعمانی دیده می‌شود. هر چند با عنایت به یکی نبودن اساتید این دو و نیافتن دلیلی بر علوی بودن عبیدالله بن موسی رویانی، نمی‌توان این مطلب را قطعی دانست.
[۸].  طوسى، محمد بن الحسن‏، امالی، ص ۵۸۹، قم، دار الثقافة، چاپ اول‏، ۱۴۱۴ق.
[۹].  برخی از مورّخان و علمای رجال؛ نخستین سماع صحیح حدیث ابوالمفضل شیبانی (۲۹۷- ۳۸۷ ق) را در سال ۳۰۶ ق دانسته‌اند (ر. ک: خطیب بغدادى، احمد بن على‏، تاریخ بغداد، ج ‏۳، ص ۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۷ق). ولی در  «امالی» شیخ طوسی، روایتی از ابو المفضل شیبانی از برخی راویان در سال ۳۰۴ ق نیز آمده است (الأمالی، ص ۶۰۹). به هر حال؛ وی تقریباً هم‌طبقه نعمانی است (ر. ک: موسوعة طبقات الفقهاء، ج ‏۴، ص ۴۱۹ - ۴۲۰).
[۱۰]. چنان‌که در کتاب احتجاج طبرسی چنین آمده است: «حدث الشیخ أبو علی الحسن بن محمد الرقی بالرملة»؛ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏۲، ص ۴۹۹، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
[۱۱]. ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج ‏۱، ص ۲۱۲، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
[۱۲]. «ضعیف متهافت، لا یلتفت إلیه»؛ ابن غضائری، الرجال، ص ۸۲؛ حلی، حسن بن علی بن داود، الرجال، ص ۴۸۱، دانشگاه تهران‏، چاپ اول‏، ۱۳۴۲ش؛ علامه حلى، حسن بن یوسف‏، خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص ۲۳۵، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم‏، ۱۴۱۱ق.
[۱۳].  قاموس الرجال، ج ‏۶، ص ۶۳۲  و  ج ‏۷، ص ۹۳.
[۱۴]. در کتاب «الغیبة» نعمانی، عبیدالله بن موسی دارای پسوندهای «علوی»، «علوی عباسی» و «عباسی» است؛ ر. ک: الغیبة، ص ۵۲، ۱۵۵، ۱۷۶، ۲۰۵ و ۲۸۹.
[۱۵]. مرتضی، بسام، زبدة المقال من معجم الرجال، ج ‏۱، ص ۳۲۶، بیروت، دار المحجة البیضاء، ۱۴۲۶ق.
[۱۶]. الغیبة، ص ۲۴۵، پاورقی.
[۱۷].  رجال ‏النجاشی، ص ‏۴۱؛ خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص ‏۲۱۲.
[۱۸]. خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص ‏۳۷ .
[۱۹]. ر. ک: اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و إزاحة الإشتباهات عن الطرق و الأسناد، ج ‏۱، ص ۲۹۶، بیروت، دار الاضواء، بی‌تا؛ قاموس الرجال، ج ‏۴، ص ۱۸۲ – ۱۸۳.
[۲۰]. الغیبة، ص ۲۷۳.

منبع:سایت اسلام کوئست

ارتباط در ایتا