دوشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۱ /۴ ذو الحجة ۱۴۴۳

مسیر

شعر در مورد امام هادی کوتاه کاری از گروه تولید پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
شهادت امام هادی

شعر در مورد امام هادی کوتاه

نام تو را در دفتر خاتم نوشتند
هادی نسل حضرت آدم نوشتند
     
ما راه و رسم نوکری را برگزیدیم
چونکه شما را رهبر عالم نوشتند
      
جزو ارادتمندهای روضه تو
شُکر خدا که نام ما را هم نوشتند
       
خوشبخت آنهایند که مست تو هستند
بدبخت آنهایی که از تو کم نوشتند
       
از داغ مظلومیتت آقای عالَم
چشمان ما را چشمه زمزم نوشتند
 

نام تو را پروردگارت گفته هادی
چون در کرامت مثل بابایت جوادی
       
قطعا مسیحا هم به فرمان تو باشد
پای کلاس درس عرفان تو باشد
       
ذکر دعای جامعه زیباست اما
زیباترش اینکه در ایوان تو باشد
       
پای دعای جامعه می خواهم آقا
ابواب ایمان وا به ایمان تو باشد
       
با یک نگاهت صاحب ملک زمین است
آنکس که یک لحظه پریشان تو باشد
       
وقتی«محالّ معرفت الله» هستی
باید همه عالم سر خوان تو باشد
       
حتی مسیحی ها ارادت بر تو دارند
این هم ز الطاف فراوان تو باشد
       
آقا سلاطین جهان را بنده کردی
با یک نگاهت بردگان را زنده کردی
       
شُکر خدا یک عمر دستم را گرفتی
درس کرامت از خود بابا گرفتی
       
اینکه دو عالم روضه خوان غربت توست
ارثی ست که از غربت مولا گرفتی
       
در زیر پایت آسمان از جاش پاشد
از برکت تو سامرا عرش خدا شد
       
نامت علی بود و غریبی را چشیدی
بار غم و غربت به دوش خود کشیدی
       
صحن و سرای خاکی ات این را به من گفت
بعد از شهادت هم تو روز خوش ندیدی

شاعر:
مهدی نظری

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر

غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته

بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت

با جام میِ خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد

بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده

همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند

قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی

کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره

شاعر:
غلامرضا سازگار

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا

قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود

با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

سهم دوری را دل دیوانه بر هم می زند

با سلامی بر امامان صبور سامرا

با وجود این کریمان هرچه تحریمش کنند

جای حیرت نیست می چرخد امور سامرا

پست را آقا و کوچک را عزیزش می کنند

پادشاهی را ببین در چشم مور سامرا

شکر حق که دور تا دور حرم ساکن شدند

شیعیان عاشق و جِیْشِ غیور سامرا

تا خود بحر النجف هم می رسد این بوی خوش

عطر لیموی حرم از راه دور سامرا

لالم از توصیف این لذت، چشیدن لازم است

خواندن یک جامعه دورِ قبور سامرا

غالبا هر کس حرم رفته روایت کرده از

نیمه شب های غریب و سوت و کور سامرا

با وجود این ضریح سبز چوبی می رسد

بوی مادر از حریم جمع و جور سامرا

عاقبت این شهر را مهدی گلستان می کند

می رسد یک روز هم روز سرور سامرا

شاعر:
محمد جواد شیرازی

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

علت روی زمین ریختنم معلوم است

اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می ‌وزد   

لخته‌های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم

از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتنِ در خان صعالیک نبود*

در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه‌ی من ریخته‌اند

رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دست بسته

روضه‌ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده‌ام

شرم در چهره‌ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده

خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است

دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه‌ی جسمی عریان

من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی‌کفن است

غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه‌شدن و پا زدنش افتادم

تشنه‌ام علت پرپر زدنم معلوم است

شاعر:
محمد جواد شیرازی

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

امامی که از انوارش قیامت می شود معنا

اگر هادی ست از اسمش هدایت می شود معنا

صبوری جلوه می گیرد اگر یک گوشه بنشیند

اگر برخیزد از جایش شجاعت می شود معنا

عرق از روی پیشانیش اگر بر روی آب افتد

از آن یک قطره دریای طهارت می شود معنا

کسی که حلقه ی وصل محمد با محمد شد

علی هم گر شود با او رسالت می شود معنا

علیِّ چارمین وقتی که خود جد محمد شد

برای شیعه اش قطعا ولایت می شود معنا

علیِّ آخرین یعنی که بعد از حیدر کرّار

امامت در امامت در امامت می شود معنا

نه اینکه کور بینا گردد و از جا به پا خیزد

فقط با بردن نامش شفاعت می شود معنا

برای جامعه از یک فراز«جامعه» بی شک؛

دیانت می شود پیدا، سیاست می شود معنا

علیِّ دیگری هم برده شد در بزم«مِی»این بار؛

به سامرّا به جای شام غربت می شود معنا

گریز روضه دارد می رود در بزم«مِی» وقتی؛

میان تشت، خورشید قیامت می شود معنا

حسابش را بکن مستی بگیرد چوب در دستی

دراین حالت برای ضربه سرعت می شود معنا

دوچندان می شود در حالت مستی توان فرد

بدین ترتیب دربرخورد شدت می شود معنا

وَ دربرخوردها یک روز هم آیینه بر در خورد

شکستن بعد از آن برخورد راحت می شود معنا

یکی ازدست،آن یک از در و آن دیگر از دیوار

فقط سیلی براین صورت سه صورت می شود معنا

شاعر:
مهدی رحیمی

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

اهل دردم غم هادی دارم

سامرایی است دل بی تابم

زنده ی فیض مدام یارم

مرده ی یك نفس سردابم

امشب از خویش برون می آیم

تا به چشمان پر آبش گریم

تا که بر آهِ دلِ شعله ورش...

بر تن پر تب و تابش گریم
 

كینه ی اهرمن تیره سرشت

با مدار طبق نور چه كرد؟!

فتنه ی قوم پلید ابلیس

با جمال پسر حور چه كرد؟
 

دست تزویر دوباره بی رحم

آتش كینه ی خود را افروخت

در پس پرده ی تنهایی خود

مردی از نسل صلابت میسوخت

رفته رفته اثری سخت نمود

زهر در جان شریف آقا

در تب و تاب شد و سوسو زد

شمع چشمان شریف آقا
 

خاك  بر فرق من از این جمله

همچو بسمل به قفس پرپر زد

پسرش پاره گریبان گریان

در عزاداری او بر سر زد
 

جگر زهر چشیده یعنی

آب گردیدن گُل در آتش

هر كه از نسل علی شد مسموم...

ناله زد فاطمه؛ مادر؛ آتش
 

نا نمانده به تن و دیده پر آب

سینه سوزان و لبش خشك ولی

زمزمه كرد و به سینه كوبید

كه فدای تو حسین ابن علی
 

بر سر پای پسر سر بنهاد

لحظه ی آخر جان دادن بود

از لبش ذكر نمی افتاد و

یاد آن صحنه ی افتادن بود
 

یاد میكرد از آن ساعت كه

از فراز فرس آقا افتاد

تشنه لب با بدن غرق به خون

گوشه ای در دل صحرا افتاد
 

یاد آن یوسف افتاده به چاه

گرگ ها دور و برش زوزه كشان

گرگ وحشی تری از راه رسید

چنگ زد... بُرد... سرش زوزه كشان
 

گوش كن مابقی قِصّه ز من

گر چه این روضه دهد آزارت

سر بریدند و دویدند... حرم

این بود معنی قتل و غارت

شاعر:
مجتبی روشن روان

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

کسی کـه بندۀ خاص خدای یکتا بود

وجـود اطهر او در هجوم غـم ها بـود

هماره ذکر خداوند بـر لبش گل کـرد

همیشه گلشن محـراب از او مصفا بـود

ز دشمنان که بر او عرصه تنگ میکردند

ولی اعظم حق را چـه بیم و پروا بـود

قدم به برکه شیران اگرچه او بگذاشت

وحوش را سر بوسه به خاک آن پا بـود

اگرچو جّد غریبش علی به خانه نشست

بـه یاد غُربت درد آشنای بابا بـود

اگرچه ریخت شبانه به خانه اش دشمن

نداشت بیم ز خصم و به یاد زهرا بـود

ز زهر دشمن ظالم، ز پا فتاد کسی

که پاره های دل او پُر از خدایا بـود

دریغ ودردکه گلچین زکینه پرپرکرد

گلی که زینت گلزار سبز طاها بود

امام عسکری از ماتمش سیه پوشید

غبار غم ز سرا پای او هویدا بود

شبی که شمع وجودش خموش شد ،دیدند

فضای سامره تاریک و غرق غوغا بـود

زخاک سامره اش نور بر فلک تابد

که او تجّلی آئینه های تقوا بـود

ز ماتمش نه همین سینۀ «وفائی» سوخت

که داغ او به دل لاله های صحرا بود

شاعر:
سید هاشم وفایی

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

السلام علیک یا مولا

عالمی را غریبی ات کشته

ای غریب غروب سامرا

عالمی را غریبی ات کشته
 

گرچه بی آبرویم آقا جان

هر چه باشم ولی گدای توام

دیدن مرقدت چه حالی داشت

از همان روز در هوای توام
 

آشنای غریب دلتنگی

ای امام عزیز دل خسته

دست های گره گشای تو را

غل و زنجیر ظالمان بسته
 

از دعای قنوت نیمه شبت

همگان استفاده می بردند

نیمه شب بود و کوچه ها تاریک

که تو را هم پیاده می بردند
 

قصّه ی کوچه های باریکی

می شود پیش چشمتان تکرار

آهِ مظلوم و اشکِ غربت تو

سامرا شد مدینه باز این بار
 

چقَدَر خون دل که از دست

بی وفا مردم زمان خوردی

پسر مرتضی و بزم شراب

عجب ارثی از عمّه ات بردی

لااقل خوبی اش در این بوده

حرفی از خیزران نبود آقا

حرفی از یک سر بریده نبود

خواهری نیمه جان نبود آقا ...

شاعر:
وحید محمدی

اشعار شهادت امام هادی(علیه السلام)

كیستم من شاهكار ملك ذات كبریایم    
                       
دهمین مسند نشین از بعد ختم الانبیایم

گوهرى ارزنده از گنجینه‌‏ى جود جوادم   
                        
نهمین فرزند دلبند على مرتضایم

مصرعى از شعر ناب عصمت كبراى حقم
                      
هشتمین پرورده‌ى ایمان و صبر مجتبایم

پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى          
                    
هفتمین سنگر نشین نهضت خون خدایم

دُرّ عبادت فارغ التحصیل درس عابدینم  
                         
ششمین زینت فزا از بهر محراب دعایم

در نایابى ز بحر دانش بحراالعلومم   
                             
پنجمین گنجینه‌ى اسرار كل ماسوایم

صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم   
                           
چارمین استاد دانشگاه تكوین ولایم

وارث موسى بن جعفر در مسیر پایدارى
                       
سومین نور دل آن پیشواى مقتدایم

محور چرخ زمانم، حجت روى زمینم           
                    
دومین گل از گلستان على موسى الرضایم

در مسیر حق پرستى بعد آباء گرامم
                          
اولین هادى خلق بعد از مصباح الهدایم

در شجاعت بى قرینم، در سخاوت بى نظیرم  
              
حق پرستان را حبیبم، دردمندان را دوایم

من وصیم، من ولیم، من نقیم، من سخیم                   

زانكه همنام على معنىِ، هاى هل اتایم

آیه‌ى تطهیر را مصداق و از امر الهى                           

آیه‌اى از شاخصار نصِ نون اِنّمایم

غم مخور (ژولیده) فردا پاى میزان عدالت

شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزایم

شاعر:
ژولیده نیشابوری

عکس شهادت امام هادی

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ، مجموعه عکس و پوستر شهادت امام هادی علیه السلام کاری از گروه تولید پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
ارتباط در ایتا