رفتن به محتوای اصلی
یادداشت تبلیغی؛

تحلیل پیام ها ودرس های حدیث سلسلة الذهب

تاریخ انتشار:
همانگونه که نهج البلاغه اثرجاودانه امام علی علیه السلام، خطبه فدکیه اثر ماندگار صدیقه شهیده سلام الله علیها، صحیفه سجادیه اثر جاودانه امام سجاد علیه السلام، زیارت جامعه اثر جاوید امام هادی سلام الله علیه است، حدیث ((سلسلة الذهب)) اثرماندگار و جاوید امام علی بن موسی الر ضا علیه السلام است، جا دارد در ده کرامت و میلاد خسجته آن حضرت از فرصت استفاده کرده به تامل و تحلیل این کلام نورانی بپردازیم، البته اگر بخواهیم تحلیل همه جانبه و برداشت جامع با ورودی و خروجی روشنی نسبت به این حدیث داشته باشیم امکان ندارد مگر انکه چند نکته به درستی توضیح داده شود.
1

پایگاه اطلاع رسانی بلاغتحلیل پیام ها ودرس های حدیث سلسلة الذهب

نگارنده: «مبلغ نخبه حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری»

همانگونه که نهج البلاغه اثرجاودانه امام علی علیه السلام، خطبه فدکیه اثر ماندگار صدیقه شهیده سلام الله علیها، صحیفه سجادیه اثر جاودانه امام سجاد علیه السلام، زیارت جامعه اثر جاوید امام هادی سلام الله علیه است، حدیث ((سلسلة الذهب)) اثرماندگار و جاوید امام علی بن موسی الر ضا علیه السلام است، جا دارد در ده کرامت و میلاد خسجته آن حضرت از فرصت استفاده کرده به تامل و تحلیل این کلام نورانی بپردازیم، البته اگر بخواهیم تحلیل همه جانبه و برداشت جامع با ورودی و خروجی روشنی نسبت به این حدیث داشته باشیم امکان ندارد مگر انکه چند نکته به درستی توضیح داده شود.

*******

۱-متن حدیث سلسلة الذهب

متن حدیث سلسلة الذهب که در منابع متعدد شیعی و سنی امده این است (( اسحاق بن راهَوَیه نقل کرده: چون حضرت رضا(علیه‌السلام) در مسافرت به مرو به نیشابور آمد و هنگامی که خواست از آنجا حرکت کند، اصحاب حدیث خدمت آن حضرت جمع شدند و عرضه داشتند: یابن رسول‌الله، از نزد ما می‌روی و برای ما حدیثی نمی‌فرمایی که به واسطه آن از حضورتان استفاده کنیم؟ آن حضرت در آن هنگام در عماری نشسته بود، سر خود را بیرون کرد و فرمود:

شنیدم پدرم موسی بن جعفر فرمود: شنیدم پدرم جعفر بن محمّد فرمود: شنیدم پدرم محمّد بن علی فرمود: شنیدم پدرم علی بن الحسین فرمود: شنیدم پدرم حسین بن علی فرمود: شنیدم پدرم امیرمؤمنان علی بن ابیطالب فرمود: شنیدم رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: شنیدم جبرئیل می‌گفت: شنیدم خدای عزّوجل فرمود:((لَاإِلهَ إِلّا اللّهُ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذابِي. توحید قلعه من است، هرکه وارد قلعه من شد از عذابم ایمن گشت)). این حدیث شریف را فرمود و حرکت کرد، چون شتر به راه افتاد، ما را خواند و فرمود: ((بِشُرُوطِها وَأَنَا مِنْ شُرُوطِها.به شرط‌های آن و من از شرط‌های آن هستم)).

*******

۲ -اعتبار و سندیت حدیث

در اعتبار و سندیت متن حدیث همین بس که در تمام منابع شیعه ازجمله شیخ صدوق، درمعانی الاخبار، ص37، عیون اخبار الرضا(ع)، ص134، شیخ طوسی در الامالی، ص279؛ شیخ صدوق در التوحیدص24؛ ، شیخ حرّ عاملی در کتاب خود (الجواهر السّنیة)، این حدیث را با سندهای گوناگون نقل نموده اند.

همچنین ( در۶۹ ) منابع اهل سنت از جمله: ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه ص 205، محمد بن سلامه قضاعی(454ه)، مسند الشهاب ج2، ص 323، مُناوی ، فیض القدیر ج4، ص 489, شبلنجی , نور الابصار ص 313. شیخ احمد مصری , الاعتصام بحبل الاسلام ص 205.))البته با این تفاوت ذیل حدیث «بشروطها و انا من شروطها» نقل نشده است.

بنابراین انچه از این منابع متعدد شیعی و اهل سنت نتیجه می گیریم آنست حدیث از نظر سند متواتر لفظی و یا بطور قطع می توان گفت که متواتر معنوی است و حدیث با این مضمون از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام صادر شده است نمی توان در اعتبار و سندیت حدیث تردید کرد.

*******

۳ - وجه نامگذاری حدیث به سلسله الذهب

وجه نامگذاری حدیث به سلسله الذهب و اینکه چرا از بین احادیث اهل بیت علیهم السلام تنها این حدیث به ((سلسله الذهب: زنجیره طلایی)) نامیده شده دو وجه ذکر شده است؛

وجه اول، حدیث ((سلسلة الذهب)) به معنای سخن زنجیره‌ای طلایی نامیده شد به این دلیل این نام اختصاصی به خود گرفته چون ((سلسلة الذهب )) به حدیثی گفته می‌شود که تمام راویان آن از امام معصوم (ع) باشند. بدین صورت که امام معصوم مانند موسی بن جعفر (ع) روایتی را از پدر خود امام صادق (ع) نقل کند و او از پدرش تا این که به حضرت علی (ع) یا پیامبر (ص) برسد. گاهی به حدیث قدسی و نقل سخن خدا می‌رسد. چون در تمام نقل راویان امامان معصوم(ع) قرار دارند، مانند این است که یک زنجیره طلایی را تشکیل می‌دهند، به همین خاطر حدیث سلسلة الذهب گفته می شود به عبارت دیگرحدیث سلسلة الذهب به معنای سخن زنجیره‌ای طلایی است و به حدیثی گفته می‌شود که تمام راویان آن از امام معصوم (ع) باشند. بدین صورت که امام معصوم مانند موسی بن جعفر (ع) روایتی را از پدر خود امام صادق (ع) نقل کند و او از پدرش تا این که به حضرت علی (ع) یا پیامبر (ص) برسد. گاهی به حدیث قدسی و نقل سخن خدا می‌رسد. چون در تمام نقل راویان امامان معصوم(ع) قرار دارند، مانند این است که یک زنجیره طلایی را تشکیل می‌دهند، به همین خاطر حدیث سلسلة الذهب گفته می‌شود

وجه دوم، همچنین نقل شده است که: ((یکی از امیران سامانی، این حدیث را با طلا نوشت و دستور داد آن را با وی در قبر بگذارند. از این‌رو، برخی همین قضیه را وجه نام‌گذاری حدیث به سلسلة‌الذهب دانسته‌اند: هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۵۲۳.))

*******

۴- پیام های اعتقادی و سیاسی حدیث سلسلة الذهب

از آنجایی که حدیث در مکان خاص و در زمان و موقعیت ویژه ازامام علی بن موسی الرضا روایت شده است اگر شان صدور روایت را به درستی ملاحظه کنیم دو پیام از متن حدیث از نظر محتوایی می توانیم دریافت کنیم.

نخستین پیام حدیث ((سلسلة الذهب)) پیام (( اعتقادی)) است، به دلیل اینکه حدیث در بین مردمان شهر نیشابور که عموما از اهل سنت و انان نخستین ظبط کنندگان و مخاطبین بی واسطه کلام امام علیه السلام بودند، پیام نخست حدیث پیام ((اعتقادی و نفی اعتقاد اهل سنت و رد خلیفه گرایی)) است چرا که در ابتداء امام علیه السلام فرمودند: ((كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي :کلمه لا اله الا اللّه حصار من است گو هر کس وارد حصار من شود از عذابم در امان است))

سپس سر از عماره بیرون اوردند و فرمودند: «بشروطها و انا من شروطها:اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم».

این نوع از بیان امام علیه السلام نشانگر این معنا است که امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در مقام بیان اهمیت و جایگاه ((توحید و ولایت)) در کنار یکدیگر بوده اند چرا که توحید به معنای یگانه دانستن خداوند و نفی هرگونه شرک و پرستش غیر اوست. ولایت نیز به معنای پذیرش رهبری و امامت ائمه معصومین (ع) به عنوان جانشینان پیامبر (ص) و راهنمایان الهی است. این حدیث تأکید می‌کند که توحید و ولایت لازم و ملزوم یکدیگرند و تنها با پذیرش هر دو می‌توان به سعادت و نجات دست یافت. تجلی توحيد در بعد اجتماعی با ولایت امام که همان ولایت خداست، امکان پذیر می‌گردد.
و به عبارت دوم پیام اعتقادی حدیث این است: کلمه «لا اله الا الله» اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. کلمه لا اله الا الله، در حقیقت همان معنا و مفهوم ریشه اى قرآن است که مایه سعادت جامعه بشری تا پایان جهان است، ولی کلمه لا اله الا الله منهای ولایت، ناقص و بلکه هیچ است. با این توضیح که، هنگام نصب على ابن ابی طالب به ولایت در روز غدیر، آیه اکمال نازل شد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ و قبل از آن، آیه تبلیغ به پیامبر چنین خطاب می کند: "یا ایها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته؛ ای پیامبر آن چه به تو نازل شد ـ نصب امیرالمؤمنین به ولایت ـ به مردم بگو اگر تبلیغ نکنی، رسالت خود را نرسانیده ای.

بنابر بسیارى از تفسیرها، ماجراى حدیث سلسلة الذهب امام رضا علیه السلام، با تاکید روى جمله «بشروطها و أنا من شروطها»، همان آیه اکمال و آیه تبلیغ را یادآوری می کند و مى گوید: شرط اساسی کلمة لا اله الا الله، پذیرش ولایت و رهبرى امام است و بدون پذیرش ولایت اساسا مسلمانى و رستگارى اخروى شما زیر سئوال است.

پیام دوم حدیث سلسلة الذهب ((پیام سیاسی)) است، چرا که سال دویست هجری سال حاکمیت مامون خلیفه عباسی بود و او با اوردن امام علیه السلام از مدینه به مرو در مقام مشروعیت بخشیدن حکومت خود و خاموش کردن صدای مخالفین بود ولی امام علیه السلام از همه فرصت های این سفر استفاده کرده و در مقام روشنگری و نفی حکومت عباسی و مشروعیت حاکمیتی برامده از مقام ولایت ائمه اطهار علیهم السلام باشد. 
به همین دلیل نخست درحالی که ده هزار تاسی هزار بنا بر نقل مختلف قلم به دست در مقام ظبط حدیث بودند از بالای کجاوه فرمودند: ((كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي :کلمه لا اله الا اللّه حصار من است و هر کس وارد حصار من شود از عذابم در امان است)) و برای اینکه راویان اشتباه نکنند و درست پیام را بگیرند مقداری حرکت کردند یکباره سر از کجاوه بیرو ن آوردند و فرمودند: «بشروطها و انا من شروطها:اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم.» یعنی حاکمیتی مشروعیت دارد که ما د رراس آن باشیم.

*******

۵- راز و فلسفه تعبیر((حصین)) در حدیث سلسلة الذهب

در حدیث شریف «سلسة الذهب» امام علی بن موسی الرضا علیه السلام از کلمه ((لااله الا الله)) تعبیر به حصین که به معنی دژ مستحکم است نمودند و فرمرمودند: ((کَلِمَة لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی اَمِنَ مِنْ عَذاب؛ کلمه توحید، حصار محکم من است. هر کس داخل آن گردید،ازعذاب من درامان است)). 
در اینکه چرا امام علیه السلام چنین تعبیری را فرمودند بایست پاسخ آن را درخاصیت و نقش((دژ)) جستجو کرد، چرا که فلسفه ((دژ و حصار)) محکم برای یک شهر یایک مجموعه آنست که از نفوذ اجنبی و دشمن جلوگیری شود، امنیت و ارامش افراد داخل ((دژ و حصار)) حفظ شود، اگر افراد بخواهند در سلوک معنوی، اخلاقی و سیاسی همان سلوکی داشته پاک داشته باشد که مورد رضای حق تعالی باشد این در صورتی است که دژ مستحکمی داشته باشند که با ورود به ان اسیب معنوی، اعتقادی، اخلاقی و سیاسی نبینند و اینهم با کلمه (( لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ)) است البته در صورتی که شخص این ذکر را فقط به زبان جاری نکند و لقلقه زبان نباشد بلکه حقیقت کلمه توحید را انچنان ساری و جاری در وجود خود کند که خود را در محضر حق تعالی ببیند و اگر به این مرتبه از سلوک برسد دیوار و دژی معنوی و روحی برای خود ایجاد می کند که هیچ چیز اعم از نفس اماره، وسوسه های شیطانی، جنی و انسانی نمی تواند در وجودش نفوذ کنند و او را از مسیر حق به باطل بکشاند، البته ((کَلِمَة لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ)) که مفسرش اهل بیت علیهم السلام باشند نه کسانی از مکتب خلیفه گری بیرون امده باشد.

و چنین فرهنگ معنوی و مکتب است به برکت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام امت خداجوئ چون ملت ولایی ایران اسلامی رشد می یابد که تحت زعامت امام خمینی وامام شهید آیت الله خامنه ای رضوان الله علیهما ۴۷ سال تمام در مقابل همه طواغیت جهان ایستاده و از حاکمیت ولایی دفاع می کند.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.