جمعه ۱۰ تير ۱۴۰۱ /۱ ذو الحجة ۱۴۴۳

مسیر

معرفی شهید روحانی؛
شهید جعفری از بنیانگذاران سپاه پاسداران استان کرمانشاه بود و نقش بسزایی در مقابله با منافقان، را بر عهده داشت.
شهید جعفری

شهید سید محمد سعید جعفری در بهمن ماه سال ۱۳۳۱ در شهر کرمانشاه و در خانواده ای مذهبی متولد شد، از اوان کودکی تفاوت زیادی با همسالان خود داشت و از نبوغ و استعداد خاصی برخوردار بود، بهترین تفریح او مسجد رفتن بود و علاقه بسیاری به قرائت قرآن کریم داشت.

از کودکی به عنوان مکبر و مؤذن به مساجد می رفت و در نماز های جماعت شرکت می کرد، همزمان با تحصیل در مدرسه به تحصیل علوم دینی و شرکت در جلسات مذهبی همت می گماشت و در کلاس های حفظ و قرائت قرآن کریم و آموزش احکام شرعی شرکت می کرد.

در سن ۱۷ سالگی ازدواج کرد، به گفته نزدیکانش در همین سال ها نماز شب می خواند و تا آخر عمر نیز آن را ترک نکرد، پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار پدرش کارخانه چوب بری را تحویل گرفت و به اداره آن پرداخت.

او در این زمان تعداد کارگران را افزایش داد و وقتی دلیل این کار را از او سؤال کردند در پاسخ گفت: این ها به کار نیاز دارند و خانواده هایشان در ناراحتی اند، از آن پس قسمت اعظم درآمد کارخانه را صرف افراد بی بضاعت و برگزاری جلسات مذهبی می کرد، همچنین در این کارخانه بود که وی هسته اولیه جلسات ضد رژیم را پایه ریزی کرد و این آغاز فعالیت های مذهبی و تدریس کلاس های اعتقادی او در استان بود که برای انجام آن ها سر از پا نمی شناخت.

در سخنرانی های پرشور به حکومت ظلم و ستم، حمله می کرد و به همین دلیل مورد تعقیب مأموران ساواک قرار گرفت و زندانی شد و مورد شکنجه قرار گرفت، با پیروزی انقلاب، او اولین هسته های انقلابی را جهت دفاع و حفاظت از شهر به وجود آورد سپس به عنوان اولین فرمانده کمیته انقلاب اسلامی برگزیده شد و توانست در این سمت خدمات شایانی به انقلاب عرضه کند.

شهید جعفری دارای اطلاعات وسیع مذهبی و سیاسی و منطقی قوی بود، دارای اخلاق کریمه، متواضع و از طرفی شجاع و بی باک بود، از خصوصیات دیگر شهید، یتیم نوازی و توجه جدی به ضعفا و بینوایان بود همچنین قرآن را با صدای دلنشین و حزین قرائت می نمود، وی از بنیانگذاران سپاه پاسداران استان کرمانشاه بود و نقش بسزایی در مقابله با منافقان، داشت.

شهیــد سپهبد علی صیاد شیرازی در سال ۱۳۵۰در جریان دعوت شهید جعفری از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ایشان آشنا می گردند و این آشنایی را نقطه عطفی در تغییر مسیر زندگی خویش دانسته و می گوید: «آشنایی من با سعید آغاز آشنایی من با مربیان دینی بود، سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنویت».

رهبر معظم انقلاب در وصف شهید جعفری می فرمایند: شهید جعفری ستاره ایست درخشان در آسمان غرب کشور، نه تنها در غرب بلکه در کل ایران.

اولین فرمانده سپاه کرمانشاه در تاریخ ۰۴/۰۸/۵۹ به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

 
گزیده ای از وصیت نامه شهید سید محمد سعید جعفری

بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین
پدر بزرگوارم

پس از سلام  و عرض ادب از اینکه چند دقیقه ای وقت شریفتان را می گیرم پوزش می طلبم.

پدر عزیز تو کسی هستی که در کودکی دستم را گرفتی و به مسجد بردی، تو کسی هستی که من بار ها حمد و سوره را پیش تو خواندم و غلط هایم را اصلاح کردی، تو کسی هستی که با تشویق های فراوان مرا با مکتب روح بخش جدم آشنا نمودی و بالاخره تو کسی هستی که با عشق و ارادتت به خواندن ولایت سلام الله علیهم اجمعین مرا چنان در طریق الهی و سبیل مستقیم هدایت کردی که شاید کمتر مسلمانی وجود دارد چنین حق پدری را ادا کند.

ای شیعه ـ تو خوب درک کرده ای که باید فرزندت را در راه خدا فدا کنی، به ذات پروردگار فدا کردن فرزند در راه صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این عصر شبیه فدا کردن ابراهیم اسماعیل را.

بارها از تو شنیده ام که می گفتی: من تو را در راه خدا داده ام، بعضی اوقات کلمات چنان قلبم را لبریز از عشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می سازد که خدا فقط حد آن را می داند.

بارها چنان عشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ورزیده اید که از نیامدنم نگران نبوده اید بلکه برای کتب امری انجمن که جزء اموال حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است دلواپس بوده اید خلاصه اعمال شما باعث شده که من آن قدر جسور شوم که کار شما را رها کنم و به تعقیب هدفم بپردازم، مسافرت های پی در پی به استان همدان و شهرستان های قصرشیرین، سنقر و ... نشان دهنده این موضوع است.

آری، بار دیگر اقرار می کنم اگر عشقی به صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در وجود من هست، همه مدیون وجود تو است.

دیگران خدا را فراموش کردند و پول را به یاد آوردند و بدین جهت فرزندانشان را جهت تحصیل به تهران و حتی ممالک خارجی فرستادند، گروهی هم فرزندانشان را استثمار کردند و در مغازه و محل کسب مانند حمال از آن ها کار کشیدند، ولی تو پول را فراموش کردی و خدا را بیاد آوردی و با مسافرت های پی در پی من را ساختی.

بیش از این مزاحم نمی شوم دیگران اگر فرزندانشان را در راه خدا می دهند و آن ها را به حوزه های علمیه می فرستند مخارجشان را تحمل نمی کنند. ولی تو لباس و غذا و ... را در حد عالی همیشه در اختیار من گذاشتی و با حمایتت در راه خدا مجاهده کرده ام (اگر قبول کند ان شاء الله) و اگر گاهی مریض شده ام باز به تو پناه آورده و با خرج تو معالجه شده و باز به فعالیت پرداخته ام، سخن به درازا نکشد. این نامه را نگهدار و از خدا بخواه که کوتاهی های بسیار زیاد مرا در راه جلب دوستی شما ببخشد و هر مقدار از حقوق شما را نتوانسته ام رعایت کنم به بزرگواری شما به من بخشاید.

از خدای کریم عاجزانه تقاضا می کنم این نامه را روز قیامت به دستتان بدهد و مدرکی باشد بر اینکه شما فرزندتان را در راهش فدا نموده اید.

خدایا من از دست پدرم راضیم تو هم از دست او راضی باش

به حق حجاب و دلیل اعظمت پیامبر گرامی محمد(صلی الله علیه و آله و سلم).

منبع: رسا

ارتباط در ایتا