فرج الله میرعرب*

مجلس نوزدهم- دلایل و موانع اجابت دعا

تاریخ انتشار: 23:51 14-04-1394
دعا، آثار روانى، اجتماعى و معنوى داشته، عاملی بسیار قوی برای امیدواری انسان برای ادامه زندگی است. آدمي براى تقويت اراده و برطرف كردن ناراحتی ها، به تكيه گاه و عاملی آرامش بخش نیاز دارد؛ یعنی همان چیزی که چراغ اميد را در دل انسان روشن مى سازد.
دعا

درآمد

دعا، از جمله عبادات مهم اسلامی است که نقش کلیدی، در رشد و سعادت انسان ایفا می کند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ؛[1] و گفت پروردگارتان: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. همانا كسانى كه از عبادت من تكبّر مى ورزند، به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند.

ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآن و ماه دعاست. قرآن ، در این ماه شریف نازل شده و بزرگان، این کتاب آسمانی را قرآن نازل می نامند؛ ولی از دعا که در این ماه بسیار به آن سفارش شده، به نام قرآن صاعد یاد شده است. خدا خواسته که او را صدا بزنیم و وعده داده که جواب می دهد: ادْعُوني أسْتَجِبْ لَكُمْ. همچنین قرآن تأکید کرده: ای مردم! بدانید که خود پروردگارتان گفته که دعا کنید؛ وَقالَ رَبُّكُمُ. پس، خداوند دعا و اظهار نیاز بندگان به درگاه خویش را خیلی دوست دارد. در آیه مزبور، دعا عبادت محسوب شده، خدای متعال نفرت خود را از کسانی که او را نمی خوانند، به روشنی ابراز کرده: إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين.

از این آیه دانسته می شود که دعا، عبادت و رسم بندگی است.

چیستی دعا

دعا در لغت، به معنای ندا و صدازدن است.[2] از کلام علامه طباطبایی ذیل آیه 186 بقره برمی آید: دعا، تلاش برای جلب توجه کسی است که او را می خوانیم؛[3] یعنی اگر ما خدا را می خوانیم، می خواهیم توجه او را به خود جلب کنیم. به نظر علامه، در کنار دعا، گدایی هم هست؛ یعنی خدا را صدا می زنی تا به تو توجه کند. وقتی توجه او جلب شد، حاجتت را می گویی تا برآورده شود و خیر او به تو برسد.[4]

از نظر آیت الله مکارم شیرازی، دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است كه از دائره قدرت انسان بيرون است؛ آن هم از كسى كه قدرتش بى پايان، و هر امرى براى او آسان است. دعا، پیوند نزدیک قلب و روح با خداست و دعا کننده با اتصال معنوى با آن مبدأ بزرگ قدرت مى يابد. در دعا، درخواست نبايد تنها از زبان انسان صادر شود؛ بلكه باید از تمام وجود دعا کننده برخيزد. [5]

جایگاه و نقش دعا در زندگی انسان

دعا، آثار روانى، اجتماعى و معنوى داشته، عاملی بسیار قوی برای امیدواری انسان برای ادامه زندگی است. آدمي براى تقويت اراده و برطرف كردن ناراحتی ها، به تكيه گاه و عاملی آرامش بخش نیاز دارد؛ یعنی همان چیزی که چراغ اميد را در دل انسان روشن مى سازد.

برخي تصور كردند كه دعا سبب تنبلي مي شود؛ اما حقيقت اين است كه يك نوع كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بى پايان پروردگار است؛ به عبارت ديگر، انسان به وسيله دعا توجه و شايستگى بيشترى براى درک فيض خداوند پيدا مى كند . [6] به همین دلیل، قرآن کریم تأکید می کند: قُل ما يَعْبَوا بِكُمْ رَبّي لَولا دُعاءُكُم؛[7] اي پيامبر! به مردم بگو: اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ توجه و نظري به شما نمی كند.

اگر انسان که از خود چیزی ندارد، اهل دعا نباشد، چه باید بکند؟ خداوند از سر مهر و لطف، دعا را به بشر عنایت کرده و انسان، به جز دعا و تضرع، مالک هيچ چيز نيست. امیر مؤمنان-علیه السلام- در دعای کمیل عرضه مي دارد: إغفِر لِمَنْ لايَمْلكُ إلا الدُّعاءُ؛ کسی را که غیر از دعا چیزی ندارد، ببخش.

خدا دعا را داد و اجابتش را نيز ضمانت کرده: إذا سَئلَكَ عبادي عَنِّي فَإنِّي قَريبٌ اُجيْبُ دَعْوَةَ الدّاع إذا دَعانِ؛[8] هرگاه بندگانم درباره من از تو سؤال کردند و سراغ مرا گرفتند، من نزديكم [و] دعای دعا كننده را پاسخ مي دهم. پس، دعا کنیم و خدا را کنار خود ببینیم.

بی دعا، زندگی لذتی ندارد. الکسیس کارل گفته: فقدان نيايش در ميان ملتى، برابر با سقوط آن ملت است! اجتماعى كه احتياج به نيايش را در خود كشته است، معمولاً از فساد و زوال مصون نخواهد بود. البته نبايد اين مطلب را فراموش كرد كه تنها صبح نيايش كردن و بقيه روز همچون يك وحشى به سر بردن بيهوده است. بايد نيايش را پيوسته انجام داد و در همه حال، با توجه بود تا اثر عميق خود را در انسان از دست ندهد. [9]

الکسیس کارل می افزايد: نيايش، در همين حال كه آرامش را پديد آورده است، در فعاليت هاى مغزى انسان يك نوع شكفتگى و انبساط باطنى و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحريك مى كند. [10]

از نگاه او: نيايش، خصال خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصربه فرد نشان مى دهد؛ صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پُر از يقين، استعداد هدايت و نيز استقبال از حوادث. [11]

به نظر او، دعا سبب قدرتی می شود که تحت اين قدرت، حتى مردم عقب مانده و كم استعداد مى توانند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند.[12]

در احادیث معصومان-علیهم السلام-، از دعا به سلاح و سپر تعبير شده است. سلاح ، وسيله رسیدن به مقصود (جلب منفعت و دفع ضرر) و سپر ، وسیله حفاظت در برابر خطرات و بلاهاست. رسول خدا-صلی الله علیه و آله- فرمود: ألا اَدُلُّكُم عَلى سِلاحٍ يُنجِيكُم مِن اَعدائِكُم وَيُدِرُّ اَرزاقَكُم؟ قالُوا: بَلى يا رُسُولَ اللَّه-صلی الله علیه و آله- ! قال: تَدعُون رَبَّكُم بِاللِّيلِ و النَّهارِ فإنَّ سِلاحَ المُؤمِنِ الدُّعاء؛[13] آيا اسلحه اى را به شما معرفى كنم كه هم شما را از شرّ دشمنانتان نجات مي دهد و هم روزيتان را زياد مى نمايد؟ گفتند: بله، ای رسول خدا! آن گاه حضرت فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد؛ چون دعا، اسلحه مؤمن است. على-علیه السلام- نیز فرمود: الدُّعاءُ تُرسُ المُؤمنِ وَمَتى تُكَثِّرُ قَرعَ البابِ يَفتَحُ لَك؛[14] دعا، سپر مؤمن است. اگر باب رحمت الهى را زياد بكوبى [و نااميد نشوى، عاقبت] آن در، به رويت گشوده خواهد شد.

نکته مهم این است که نیاز انسان، دائمی است و همیشه خطر او را تهدید می کند؛ خطر مریضی ها، شکست ها، برهم خوردن زندگی و... . به همین دلیل، همیشه به سلاح و سپر نیاز دارد. نه تنها افراد گرفتار ، بلکه کسی هم که در ظاهر هیچ مشکلی ندارد، سخت محتاج دعاست تا از بلا و مصیبت در امان بماند. رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود: ما مِن أحَدٍ إبتلَي وَإن عَظُمَت بَلواهُ بِاَحَقَّ بِالدُّعاءِ مِن المُعافِى الَّذِى لا يَأمَنُ مِنَ البَلاءِ؛[15] مبادا كسى كه فعلاً بلايى به او روى نياورده و در عافيت زندگى مى كند، ولى در آينده از آن در امان نيست، گمان كند كه انسان گرفتار، هرچند گرفتاريش بزرگ باشد، بيشتر از او به دعا نيازمند است.

پس، هر فردى به دعا نياز دارد؛ چه آن كه در عافيت است و چه آن كس كه مبتلاست. دومى براى رفع بلا، و اوّلى براى جلوگيرى از نزول بلا. علاوه براین، رابطه با خدا از هر چیزی لذت بخش تر است. انسان به وسيله دعا، توجه تازه اى به ذات خداوند پيدا مى كند. خدای متعال بسیار دوستانه و عاطفی به ما پیغام داده: وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني. [16] از این پیام می فهمیم خداوند بزرگ چقدر مشتاق شنیدن صدای دعای بندگان است. یکی از یاران امام صادق-علیه السلام- از حضرت پرسید: دو نفر با هم وارد مسجد شدند؛ یکی نماز بیشتری به جاآورد و دیگری بیشتر دعا کرد. کدام یک برتر است؟ فرمود: هر دو خوب اند. سؤال کننده پرسید: می دانم، ولی کدام خوب تر است؟

امام-علیه السلام- فرمود: أکثَرُهُما دُعاءً؛ آن کس که بیشتر دعا کند، برتر است. مگر کلام خداوند متعال را نشنیده ای که می فرماید: وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين. [17] امام در پایان افزود: هِیَ العِبادَةُ الکُبری؛ دعا، بزرگ ترین عبادت است . [18]

گاهی ارتباط به جایی می رسد که چون خدا از دعاي بنده خوشش می آید، اجابت را به تأخیر می اندازد تا اصرار بنده اش را ببیند. رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود: إنَّ اللَّه يُحِبُّ السّائلَ اللََّحُوح؛[19] خداوند، دعاكننده مصرّ و سمج را دوست دارد.

اهمیت شناخت خود و خدا پيش از دعا

آیا دیده اید که کسی از شخص ناشناسی درخواست مهمی کند؟ همچنین آیا کسی از انسانی که ناتوان است، کمک می خواهد؟ از طرف دیگر، آیا کسی که نمی داند چه چیزی نیاز دارد، درخواستی می کند؟

ازاین رو، پيش از دعا به درگاه خدا، باید خود و نیازهای خويش را بشناسیم و به خدا و داشته ها و توانایی های او شناخت پیدا کنیم.

وقتی به سوره حمد که روزانه آن را ده بار مي خوانیم توجه كنيم، می بینیم که دعا و آداب آن چگونه است. این سوره، روش صحیح دعا را ياد می دهد. اگرچه سوره حمد در نماز باید به قصد قرآن قرائت شود، ولی خداوند دو آیه آخر این سوره را به صورت دعا آورده و مقدمات لازم برای دعا را به ما آموخته است؛ چنان که اوّل با اسم و صفاتش شروع می کنیم، بعد حمد و ستایش او، سپس قدرت و مالکیت او، و در آیه پنجم اظهار بندگی و توحید خالص، و در نهایت دعا می کنیم: إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ * صِراطَ الَّذينَ أنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ . [20]

همچنین قرآن کریم فرموده: فَادعُواللهَ مُخلِصینَ لَهُ الدِّین. [21] خداوند از ما می خواهد كه او را در حالی بخوانیم که اعتقادات و دین ما خالص باشد .

بنابراین، کسی که مقام خدای متعال و ضعف و نیازمندی خود را بشناسد، آن وقت دعا کند، شایسته اجابت است. به همین دلیل، پيامبر اكرم-صلی الله علیه و آله- مي فرمايد: الدُّعا مُخُّ الْعِبادة. [22] دعای حقیقی، پس از آن است که بنده می داند نیازمند است و اینکه چه کسی می تواند نیاز او را برآورد. اگر شناخت کافی نباشد، بنده نمی داند که خدا می تواند نیاز او را برآورد. نبودِ معرفت سبب می شود که نماز بخوانیم، اما بدون دعا و اظهار نیاز، دنبال دنیا برویم. امام صادق-علیه السلام- می فرماید: إنَّ العَبدَ إذا عَجلَّ فَقامَ لِحاجَتِهِ يَقُولُ اللَّهُ تبارك وتعالى: أما يَعلَمُ عَبدِى إنّى إنا اللَّهُ الّذِى أقضِى الحَوائج؟؛[23] اگر بنده اى عجله كند و به دنبال نيازش برخيزد، خداوند تبارك و تعالى مى گويد: آيا بنده ام نمى داند كه من بايد نیازها را برآورم؟

امام صادق-علیه السلام- فرمود: إذَا استَعجَلَ العَبدُ فِي صَلاتِهِ يُقول سبحانه: إستَعجَلَ عَبدِى أيَراهُ يَظُنُّ أنَّ حَوائِجَهُ بِيَدِ غَيرِى؟؛[24] هرگاه بنده در نمازش عجله كند، خداوند سبحان مى گويد: بنده ام عجله به خرج داد. آيا گمان مى كند رفع نیازهایش در دست غير من است؟

نکته دیگر اینکه بنده با معرفت، دعاکردنش سنجیده و دقیق است. سید بن طاووس در داستانی آورده:

عده اى مسافر كشتى بودند. ناگاه دچار طوفان شده، جانشان به خطر می افتد و از نجات خود ناتوان می شوند. شخصى همسفرشان بود که به دين دارى و قوّت يقين او، آگاه و مطمئن بودند. از وي خواهش كردند براى نجاتشان دعا كند. گفت: من با خدا در حوزه قدرتش معارضه نمى كنم. اصرار کردند که وقت نیاز است و بايد با دعا و شفاعت به داد ما برسى؛ وگرنه دين و جانمان تباه خواهد شد. مرد نگاهى به امواج خروشان دريا افكند و گفت: أللّهُمَّ قَد أرَيتَنا قُدرَتَكَ فَأرِنا عَفوَك ؛ پروردگارا! قدرتت را نشانمان دادى. بخشايشت را هم به ما بنماى. پس از دعای او، فوراً دريا آرام شد.

يكى از همراهان پرسيد: چگونه به اين مقام رسيده اى كه خدا دعايت را مستجاب كرد؟ گفت: ما براى رضاى خدا از خواسته هاى خود گذشتيم؛ پاداشش این است كه هر وقت حاجتى به خداى بزرگ عرضه بداريم، به خاطر خواست ما، از خواسته خود صرف نظر كند.[25]

عوامل و موانع اجابت دعا

در اینجا مناسب است به بررسی عوامل اجابت دعا بپردازیم. بدیهی است که معرفی عوامل، موانع پذیرفته شدن دعا را نیز روشن می سازد. به بیان روایات، همان طورکه ابر باران زاست، دعا نیز اجابت آور و مایه قرار می باشد: الدّعا كَهْفُ الأجابَة كَما اَنَّ السَّحابَ كهْفُ الْمَطَر . [26] اگر دعا بر اساس شرایطش تحقق یابد، حتماً مشمول اجابت حق تعالی قرار می گیرد؛ اُجِیبُ دَعوَة الدّاع إذا دَعانِ. [27] چنان که امام على-علیه السلام- می فرماید: ما كانَ اللَّهُ لِيفتَحَ بابَ الدُّعاءِ ويَغلقُ عَنهُ بابَ الإجابَة؛[28] ممکن نیست که خدا باب دعا را بگشاید، اما در اجابت را ببندد.

البته دعایی به اجابت می رسد که شرایط آن مهیا باشد. در ذیل، به بیان عوامل اجابت دعا می پردازیم:

1. اضطرار و قطع امید از غیر خدا

اگر دعا کننده نیازش را با تمام وجود حس کند و ذره ای امید به غیرخدا نداشته باشد، مشمول این فرمایش الهی خواهد بود که: أمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ. [29] یعنی هنگام اضطرار و عقيم ماندن تمام تلاش ها و كوشش ها، وقت استجابت دعاست.[30] زمانی که دعا کننده نیازی واقعی و ضروری دارد و هرچه تلاش کرده، به آن نرسیده و از همه چیز و همه کس ناامید است، دعایش به اجابت می رسد.

2. اعتقاد یقینی به حقانیت اولیای خدا

یکی از عوامل مهم اجابت دعا، اعتقاد به حقانیت پیامبر و اهل بیت-علیهم السلام- و واسطه های بین خدا و خلق است. بعضی در حق بودن اولیای خدا شک دارند. اینها از نعمت های عمومی برخوردارند، ولی دعاهای خاص آنها هرگز اجابت نمی شود؛ مانند کسی که در حقانیت امام زمان -علیه السلام- شک دارد.

شخصی از امام صادق-علیه السلام- می پرسد: ما کسی را مى بينيم که اهل عبادت و خشوع در دين است، ولى به حق و امامت شما اعتقاد ندارد. آيا اعمالش سودى دارد؟ امام-علیه السلام- برای جواب، داستانی نقل می کنند:

مَثَل ما اهل بيت و مردم، همانند آن خاندان بنى اسرائيل است که هرکسی از آنها كه چهل شب عبادت می کرد و پس از آن دعا مي نمود، اجابت مي شد. يكى از آنها، چهل شب تهجد داشت و بعد دعا كرد؛ ولی مستجاب نشد. نزد عيسى بن مريم-علیه السلام- آمد و از حال خود شكايت كرد و خواست كه برايش دعا كند! عيسى-علیه السلام- تطهير كرد و نماز خواند و به درگاه خداى بلندمرتبه دعا كرد. وحى آمد: اى عيسى! اين بنده به درگاه من آمد؛ ولی از آن درى كه بايد بيايد، نیامد. او مرا خواند؛ ولى در دلش به تو شك داشت. با اين اعتقاد، اگر آن قدر سرش را بالا بگیرد و دعا کند كه گردنش قطع شود و آن قدر دستانش را رو به آسمان بگیرد که انگشتانش خشک شود و بريزد، اجابت نمی كنم!

حضرت عيسى-علیه السلام- به او فرمود: پروردگارت را مي خوانى و به حق بودن پيغمبرش شك دارى؟ عرض كرد: ای روح خدا! به خدا سوگند که آنچه گفتى، درست است. اكنون از خدا بخواه كه شک را از دل من ببرد. امام صادق-علیه السلام- فرمود: عيسى-علیه السلام- براى او دعا كرد و خدا توبه آن مرد را پذيرفت و مانند خاندان خود، [مستجاب الدّعوه] گرديد . [31]

3. عمل به تکالیف و پایبندی به عهد با خدا

نکته بسیار مهم و اساسی در دعا، اجابت خواسته های خدا و وفاکردن به قرارهایی است که با او گذاشته ایم. وقتی دستورات خدا را پیروی نمی کنیم، آیا بی انصافی نیست که توقع اجابت داشته باشیم؟

جميل بن دُرّاج نقل کرده: شخصی از امام صادق-علیه السلام- پرسید: فدایت گردم! خدای متعال می فرماید: أدْعُونِي أسْتَجِبْ لَكُمْ ؛ ولی ما دعا می کنیم و اجابت نمی شود؟

فرمود: لِأنَّكُم لا تُوفُونَ لِلَّه بِعَهدِه؛ برای اینکه شما به عهد و پیمانی که با خدا بستید، عمل نمی کنید. خدای متعال فرموده: أوْفُوا بِعَهْدِي أوفِ بِعَهْدِكُمْ؛ به عهدی که با من بستید عمل کنید، من هم به عهدی که با شما بستم (اجابت دعا)، وفا می کنم. بعد امام-علیه السلام- افزود: وَالله لَو وَفيتُم لله لوفي لَكُم ؛ قسم به خدا! اگر وفا کنید، او به یقین وفا می کند. [32]

4. جدی بودن و حضور قلب

جدی بودن در دعا و توجه داشتن کامل، خیلی مهم است. بعضی در وقت دعا حواسشان جای دیگر است و از سر عادت کلماتی را بر زبان جاری می کنند. اين نوع دعا، مستجاب نمي شود. على-علیه السلام- فرمود: لا يَقبَلُ اللَّه عزّ وَجَلّ دُعاءَ قَلبِ لاهٍ ؛[33] خداوند، دعاى غافل دلان را اجابت نمى كند. حضرت در ادامه به تلاش و جدی بودن در دعا سفارش کردند.[34] از امام صادق-علیه السلام- نیز آمده: إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ سَاهٍ فَإِذَا دَعَوْتَ فَاقْبَلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَة؛[35] خدا دعاى كسى را كه قلبش متوجه او نيست، اجابت نمی کند. پس هرگاه خواستى دعا كنى، با تمام قلبت به او روى بياور؛ آن گاه يقين به اجابتش داشته باش.

5. توبه از ظلم

آلوده دل، اوّل باید خود را پاکیزه کند تا لایق حضور شود؛ یعنی پیش از دعا، باید توبه کرد تا زمینه اجابت فراهم شود. کسی از امام صادق-علیه السلام- پرسید: مگر خدا نمی گوید: أدْعُونِي أسْتَجِبْ لَكُمْ ؛ ولی بیچاره و مضطری را می بینیم که دعا می کند، اما جواب نمی گیرد و اجابتی رخ نمی دهد و یا افرادی را می بینیم که مطيع خدا هستند و از او یاری می طلبند تا بر دشمن پیروز شوند و چنین نمی شود و خدا آنان را یاری نمی کند!

امام فرمود: وای بر تو (سخن نسنجیده مگو)! هر كه دعا كند، اجابت می شود. البته ظالم تا به درگاه خدا توبه نكند، دعايش مردود است اما کسی که لیاقت و حق دعا دارد، هر وقت دعا كند، مستجاب می شود. [36]

6. نرمی و پاکیزگی قلب

بعضی سنگ دل اند و به کسی رحم نمی کنند؛ ولی از خدا توقع دارند که به آنها رحم کند و دعایشان را جواب دهد. در حدیثی از امام صادق-علیه السلام- آمده: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ وَمَنْ لَمْ يَتَقَدَّمْ فِي الدُّعَاءِ لَمْ يَسْمَعْ مِنْهُ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْبَلَاءُ؛[37] خداوند عزيز و جليل، دعاى برآمده از قلب قسی را مستجاب نمى كند و كسى كه در حال خوبش اهل دعا نیست، هنگام بلا و گرفتاری دعایش شنيده نخواهد شد.

در داستانی که حضرت در مورد موانع و عوامل اجابت نقل کرده، به عوامل دیگر اجابت اشاره نموده و فرموده است: كَانَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ يَدْعُو اللَّهَ تَعَالَى أنْ يَرْزُقَهُ غُلَاماً ثَلَاثَ سِنِينَ فَلَمَّا رَأى أنَّ اللَّهَ لَا يُجِيبُهُ قَالَ يَا رَبِّ أ بَعِيدٌ أنَا مِنْكَ فَلَا تَسْمَعُنِي أمْ قَرِيبٌ فَلَا تُجِيبُنِي فَأتَاهُ آتٍ فِي مَنَامِهِ قَالَ إِنَّكَ تَدْعُو اللَّهَ مُنْذُ ثَلَاثِ سِنِينَ بِلِسَانٍ بَذِيٍّ وَقَلْبٍ عَاتٍ غَيْرِ نَقِيٍّ وَنِيَّةٍ غَيْرِ صَافِيَةٍ [صَادِقَةٍ] فَاقْلَعْ عَنْ بَذَائِكَ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ قَلْبُكَ وَلْتَحْسُنْ نِيَّتُكَ فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذَلِكَ عَاماً فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ؛[38] مردى از بنى اسرائيل براى اينكه خدا به او پسرى دهد، سه سال دعا مى كرد. وقتى ديد خداى تعالى اجابت نمى كند، عرضه داشت: خدايا! آيا من از تو دورم كه سخن مرا نمى شنوى يا من به تو نزديكم و تو مى شنوى، ولى اجابت نمى كنى؟ كسى در خواب به او گفت: تو سه سال خدا را با زبانى فحّاش و دلى گناهكار و قلبى سركش و نيتى آلوده مى خواندى! از فحش دست بردار و دل را پاك و نيتت را درست كن، [آن گاه دعا نما]. او يك سال طبق دستور عمل کرد و خدا به او پسرى داد.

پس، رفع بدزبانى، پيراستن قلب از قساوت، پاک کردن نیت، رعایت تقوای الهی و خداترسی ، سبب اجابت دعا می شود.

 

منبع: ره توشه رمضان 1394

 

پی نوشت:

-------------------------------

* عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.

[1]. غافر، آیه 60.

[2]. راغب اصفهانی، المفردات في غريب القرآن، ص 315، واژه دعو .

[3]. سید محمدحسين طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج 2، ص 31.

[4]. همان.

[5]. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 1، ص 642.

[6]. همان، ص 641.

[7]. فرقان، آیه 77.

[8]. بقره، آیه 186.

[9]. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 1، ص640.

[10]. همان، ص 641.

[11]. همان.

[12]. همان.

[13]. ابن فهد حلی، الرسالة السعدیه، ص 128.

[14]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 468.

[15]. ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص 12.

[16]. غافر، آیه 60.

[17]. همان.

[18]. عبدعلی بن جمعه حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 528.

[19]. ابن فهد حلي، عدة الداعی، ص 143.

[20]. حمد، آیه 6 ـ 7.

[21]. غافر، آیه 14.

[22]. ملا محسن فیض کاشانی، محجة البيضاء، ج 2، ص 282.

[23]. كليني،  الکافی، ج 2، ص 474.

[24]. ابن فهد حلي، عدة الداعی، ص 141.

[25]. ابن طاووس، الأمان من أخطار الأسفار، ص 116.

[26]. كليني، الکافی، ج 2، ص 471.

[27]. بقره، آیه 186.

[28]. ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص 23.

[29]. نمل، آیه 62.

[30]. مکارم شیرازی و دیگران، تفسير نمونه، ج 1، ص 642.

[31]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 400، ح 9.

[32]. حویزی، تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 527.

[33]. كليني، الكافى، ج 2، ص 342، ح 2.

[34] . همان.

[35]. كليني، الكافى، ج 2، ص 342؛ ابن فهد حلي، عدة الداعي، ص 138.

[36]. طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 2، ص 343.

[37]. ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص 138.

[38]. همان، ص 139.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.