مسیر

سلامت روان
در حقيقت تقوا مرحله اي از دينداري است که حاصل دوري و خودداري از گناهان است که با گذشت زمان به نوعي بصيرت و روشن بيني منجر مي شود و علاوه بر مصونيت عملي از گناه، عقل و خرد را تقويت مي کند و بستر سالمي براي فکر و انديشه و سلامت روانی فرد می گسترد.

سلامت روان یکی از ارکان مهم در ادامه حیات و موفقیت فرد در تمام مسائل زندگی می باشد،بدون آن فرد نتایج خوبی نخواهد گرفت و یک روند تلخی را تجربه خواهد کرد،مبلغان دین برای اینکه در این مساله مشکلی نداشته باشند و بتوانند امر تبلیغ را به بهترین نحو همراه با داشتن سلامت روانی کامل، انجام دهند،اصولی را که در این راستا می تواند مفید باشد،اشاره می کنیم؛
 

۱.دینداری

دين به معناي «تسليم» شدن همه موجودات جهان هستي در برابر فرمان الهي يا حاکميت «قوانين تکويني» در جهان ماده و حاکميت «احکام و قوانين تشريعي» در جامعه انساني است که از طريق پيامبران الهي ابلاغ مي شود.
در حقيقت نزول قرآن کريم نيز براي اجراي دين است. اساسي ترين هدف و نقش دين بيرون آوردن مردمان از تاريکي هاي کفر و مسلک هاي باطل فکري، رفع موانع از ديد عقل و سوق دادن آنان به سوي ايمان، حيات طيبه و نور است. مي توان گفت تمام آيات قرآن مجيد مستقيم يا غيرمستقيم به مسئله دين و دينداري مربوط مي شود. آياتي که انسان را به تقوا و دوري از شيطان دعوت مي کند.

در حقيقت تقوا مرحله اي از دينداري است که حاصل دوري و خودداري از گناهان است که با گذشت زمان به نوعي بصيرت و روشن بيني منجر مي شود و علاوه بر مصونيت عملي از گناه، عقل و خرد را تقويت مي کند و بستر سالمي براي فکر و انديشه و سلامت روانی فرد می گسترد.[۱]

 ۲.احترام به شخصیت خود و دیگران

احترام به شخصیت خود و دیگران  یعنی این که  یک شخص خود را دوست بدارد و به دیگران احترام بگذارد. فرد سالم احساس می کند که افراد جامعه او را مورد پذیرش قرار می دهند و او نیز به نظر موافق به آنها می نگرد و برای خود و آنها احترام قائل است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد استوار شده  است و از تخریب شخصیت افراد تا جایی که امکان داشته باشد جلوگیری می کند.
تقویت مکانیسم های تشویقی به جای تنبیه و پیشه گرفتن بردباری و چشم پوشی از بعضی کارهای منفی می تواند در این راستا معنی شود.

۳.روبرو شدن با واقعیات اجتماعی و زندگی

روبرو شدن با واقعیات اجتماعی و زندگی از اصول مهم بهداشت روانی محسوب می شود. شخص باید خود را آن گونه که هست قبول کند. کشمکش و عدم قبول واقعیات اغلب موجب بروز اختلال روانی می شود. خیلی ازافراد نه  تنها نقص های خود را قبول نمی کنند بلکه با مکانیسم های مختلف سعی دارند آن را بپوشانند، یا این که بدون در نظر گرفتن توان و استعداد خود کاری را شروع می کنند که عاقبتی جز سرخوردگی و شکست ندارد و نهایتا به وازدگی و بی تفاوتی می انجامد.
در هر عملی اصل علت و معلول حاکم است و رفتار بشر نیز از این قاعده جدا نیست.
رفتار انسان تابع تمامیت وجود اوست به این معنی که روان تابع جسم است.  هر انسان بر اثر ارتباط خصوصیات روانی و جسمی خود، دست به عمل می زند و هیچ رفتاری جدای از این چهارچوب صورت نمی گیرد. برای بررسی و اظهار نظر در مورد هر چیز باید کلیت آن را در نظر گرفت.[۲]

............

منابع:
۱.
۲.