دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱ /۲۹ صفر ۱۴۴۴

مسیر

نوشتاری از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی؛
در آيات قرآني و اخبار و احاديث شريفه، يكي از بزرگ‌ ترين عوامل اصلاح همه شئون اجتماعي و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحيت بزرگان و زعما شمرده شده است.
آیت الله صافی گلپایگانی

به گزارش بلاغ به نقل از حوزه، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت ماه محرم الحرام در نوشتاری ابعاد مخنلف قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (علیه السلام) به ویژه محوریت امر به معروف و نهی از منکر در این قیام را مورد بررسی قرار داده اند.
ایشان آورده اند؛ كارهايي را كه بشر براي رسيدن به نتايجي انجام مي ‎دهد يا از كارهايي است كه شخصيت فاعل و انجام دهنده در رسيدن به نتيجه، دخالتی ندارد و هر كس آن كار را انجام دهد به آن نتيجه نائل می ‎شود، و يا از كارهايی است كه شخصيت فاعل و انجام‌دهنده، در حصول نتيجه يا كمال آن مؤثّر و دخيل است.

نقش درجات اشخاص در تأثير أمر به معروف و نهی از منكر
امر به معروف و نهي از منكر از همين قسم است كه شخصيت اشخاص و تعيّنات آن ها در حصول كمال موفقيت و تماميت فايده و نتيجه آن بسيار مؤثّر است.
اگر مالك يك روستا كشاورزان آن را، يا صاحب يك كارخانه، كارگران كارخانه را و يا يك عالم روحاني و يك شخص متنفّذ در محيط نفوذ خود، يا يك رئيس اداره، كارمندان اداره خود را و يك افسر، نفراتي را كه تحت سرپرستي او هستند و يا يك نفر رئيس دولت، بلكه بالاتر امر به معروف و نهي از منكر نموده و دعوت به خير و اصلاح و درستي نمايد، با امر به معروفي كه يك فرد عادّي مي‎ نمايد از حيث اثر تفاوت بسيار دارد.
به هر قدر كه يك كارگر كارخانه با رئيس آن و يك رعيّت روستا با مالك آن، يك نفر سرباز با يك سپهبد و يك فرد عادي با يك عالم عالي مقام روحاني متنفّذ و يك پادشاه مقتدر، به حسب ظاهر فرق دارند، به همان اندازه تأثير كلام و نفوذ كلمه آنان در دل‌ ها فرق مي ‎كند.
برخی از مردم اگرچه دارای عقل و ذكاوت بالا هستند و مي ‎توانند خوبی و بدی هر چيزی را تشخيص دهند، اما بيشتر مقهور امور حسّی و تسليم مظاهر مادی و افتخارات و اعتبارات ظاهری اين و آن هستند و بيشتر به بزرگان و سران جامعه نگاه می ‎كنند. اخلاق و عادات و كارهای يك ملت زيادتر موافق اخلاق و عادات مسئولان و رؤسای قوم است.
از اين جهت، مصادر كارها و صاحبان قدرت و نفوذ و به طور كلّی هر كس كه ديگري از كار او تقليد و از سخن او پيروي مي ‎نمايد، اولاً در تعديل روش خود اهتمام نموده، سرمشق ايمان و امانت و درستكاري و حيا، عفّت و عدالت و نوع‌ پروري براي ديگران گردند.
و ثانياً در امر به معروف مسامحه ننموده و از تمام وسايلي كه دارند براي اصلاح امور و ترويج اعمال صالحه و ريشه‎ كن كردن معاصي و فساد استفاده نموده، زيردستان خود را راهنمايي كنند. ولي در عين حال زيردستان هم نبايد مسامحه زبردستان و ارباب مكنت و قدرت را عذر خود شمرده و در امر به معروف و نهي از منكر به انتظار آن ها بنشينند.

خطبه نورانی امام حسين (عليه السلام)
در آيات قرآني و اخبار و احاديث شريفه، يكي از بزرگ‌ ترين عوامل اصلاح همه شئون اجتماعي و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحيت بزرگان و زعما شمرده شده است كه فعلاً از ذكر همه آن اخبار و احاديث به واسطه كمي فرصت و ضيق مجال، معذوريم و فقط به نقل مفاد روايتي كه در بحارالأنوار از كتاب تحف العقول روايت نموده است از حضرت اميرالمؤمنين و از حضرت سيّدالشهداء عليهماالسّلام - كه به طوري كه از مضامين روايت استفاده مي ‎شود مخاطب امام عليه‌ السلام بزرگان و رجال اسلامي بوده ‎اند- اكتفا مي‎ كنيم:
اي مردم! عبرت بگيريد به چيزي كه خداوند اولياي خود را به آن وعظ نموده و آن سرزنش و توبيخ اوست نسبت به احبار يهود و نصاري كه فرمود: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ؛ چرا نهي نمي ‎كنند ايشان را، يعني اهل كتاب را احبار و دانشمندان آن ها از سخن گناه و ناروا.»[۱]
و فرمود: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ؛ آن كساني كه كافر شدند از بني اسرائيل بر زبان داوود و عيسي بن مريم لعن شدند براي آن كه مرتكب عصيان و تجاوز گرديدند و از كار زشت يكديگر را باز نداشتند و هر آينه بد بود كارهايي كه مرتكب مي‎ شدند.»[۲]
خدا آن ها را به عيب نسبت نداد مگر براي آن كه از ظلمه و ستمكاران كارهاي زشت و فساد و منكرات را مي ‎ديدند و آن ها را براي رغبتي كه به دنيايشان داشتند و منافعي كه از آن ها مي‎ بردند و رعب و بيم نهي از منكر نمي‎ كردند و حال آنكه خداوند مي‎ فرمايد: «فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ؛ از مردم نترسيد و از من بترسيد.»[۳]
و هم فرموده‌ ي خداست كه: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ؛ مؤمنين و مؤمنات ياوران و اولياء يكديگرند و امر به معروف و نهي از منكر مي‎ كنند.»[۴]

اصلاح امور مرهون انجام امر به معروف و نهي از منكر است
خدا از آن جهت امر به معروف و نهي از منكر را نخست نام برد كه اگر اين فريضه ادا شد، همه واجبات كوچك و بزرگ آسان و دشوار بر پا مي ‎شوند.
شما اي گروهي كه در دانش مشهور و به نيكوكاري مذكور و به خيرخواهي مردم معروفيد! خدا در دل مردم، مهابت و احترام شما را قرار داده است كه اشراف و بزرگان از شما بيمناك و حساب مي ‎برند و ضعفا از شما تكريم مي ‎نمايند و كساني كه شما را بر آن ها امتيازي نيست و نه حقي بر آن ها داريد شما را بر خود مقدم مي ‎دارند و شما را واسطه قضاي حوايج خود قرار مي ‎دهند. شماييد كه در راه‌ ها به هيئت و روش پادشاهان و عزّت بزرگان راه مي‎ رويد. شماييد كه مردم تعظيم و احترامشان مي ‎كنند و شما را جلو مي ‎اندازند. آيا اين همه مناصب و شئون و احترامات و تكريماتي را كه به دست آورده ‎ايد، جز براي اين است كه شما را طرفداران و برپادارنده حقوقي كه از طرف خدا معين شده گمان مي ‎كنند، با آن كه شما در خيلي از حقوق خدا و وظايفي كه در حفظ مقرّرات و حفظ نواميس و قواعد الهيه داريد كوتاهي مي ‎كنيد.
شما به حقّ پيشوايان و امامان خود استخفاف مي‎ نماييد و حقّ ضعفا را پايمال و ضايع مي ‎كنيد، ولي اگر به گمان خود حقّي داشته باشيد آن را مطالبه مي‎ كنيد، شما نه مالي بذل مي‎ نماييد و نه مردمي هستيد كه در راه خدا فداكاري و جانبازي و گذشت داشته باشيد. نه در راه خدا و حمايت از حقّ با كسي خصومت و دشمني مي ‎كنيد و با وجود اين تمنّاي بهشت خدا و همجواري با پيغمبران خدا و نجات از عذاب داريد؟!

بي تفاوتي نسبت به نقض احكام الهي جايز نيست
من از آن مي ‎ترسم كه برخلاف اين آرزو به نقمتي از نقمات و عذابي از عذاب‌ ها گرفتار شويد. براي آن كه شما از موقعيت خود سوء استفاده مي‎ كنيد. شما به نام دين و به نام خدا و به نام انتظام امور جامعه و اصلاح احوال خلق بر مردم آقايي و سروري و برتري و فضيلت يافته ‎ايد، در حالي كه مي‎ بينيد عهدهاي خدا را كه عبارت از واجبات و محرّمات و تكاليف شرعي باشد نقض شده است، تكان نمي ‎خوريد و مضطرب نمي‎ شويد، در حالي كه نسبت به عهدهاي پدرانتان اگر نقض شود و حرمت آن را نگاه ندارند، متغيّر شده بر خود مي‎ لرزيد.
دستورات و عهدهاي پيغمبر حقير و پست گرديده است. شما مي‎ بينيد كه بيچارگان و عَجَزه و ناتوانان در ميان شما بي‎ سرپرست مانده و بر آن ها رحمي نمي‎ شود. نه در شغل و منصب و منزلتي كه داريد وظيفه خود را انجام مي ‎دهيد، و نه در كارهاي زشت، كسي را ملامت و سرزنش مي ‎كنيد. با ظلمه و ستمكاران با مدارا و مسامحه زندگي مي ‎نماييد.
تمام اين مفاسد براي آن است كه شما از نهي از منكر غفلت كرده ‎ايد. شما از همه مردم از جهت مصيبت بزرگ‌ تريد، براي آنكه از شما مقامي كه حقّ علما و دانشمندان است انتزاع شده است با آنكه بايد جريان كارها و اجراي احكام به دست علما باشد كه امناي خدايند، بر حلال و حرام او اين حق و منزلت سلب نشده، مگر براي تفرقه و اختلاف و عدم اتفاق شما بر حقّ.
شماييد كه اگر بر رنج و اذيت، صبر و شكيبايي مي ‎داشتيد و متحمل مؤونه در راه خدا مي ‎شديد كارها را به دست مي‎ گرفتيد و مرجع و مصدر امور مي‎ گشتيد، ولي ستمكاران را در كارها تسلط داديد و مناصب را به آن ها تسليم و واگذار كرديد تا آنكه آن ها مطابق شهوات و نظريات پست خود رفتار نمايند. آن ها را تسلّط داديد براي فرار و گريزي كه از مرگ داريد و براي علاقه ‎اي كه به اين زندگي زايل و فاني داريد. پس ضعفا را به دست ظلم آن ها سپرديد تا انواع مصيبات و فشارها ما بر آن ها وارد شود و آن ها را با هر چوب كه بخواهند برانند و مانند جبّاران و زمامداران خدانشناس بي‎ مانع و دافعي در روي زمين به ميل خويش رفتار نموده در هر شهر و ناحيه دست ظلم آن ها دراز باشد و بندگان خدا را استخدام و استعباد كنند.
همانا در شگفتم و چگونه نگريم و تعجّب نكنم و حال آن كه روي زمين را ستمكاران و خائنين و ولات و فرمانروايان و فرمانداران نامهربان گرفته ‎اند، خدا حاكم و قاضي است در آنچه كه در ميان ما آشكار شده و در آن منازعه داريم.
خدايا! تو مي ‎داني كه آنچه مي ‎گوييم و مي ‎كنيم نه براي رغبت و طمع به سلطنت و پادشاهي است و نه براي داد گرفتن از دشمنان، بلكه مي ‎خواهيم بلاد و شهرستان‌ ها اصلاح و معمور گردد و معالم دين تو اظهار شود و مظلومين و ستمديدگان در ضمان امان زندگي كنند و سنن و احكام و فرايض تو عملي گردد.
شما اي مردم! اگر ما را ياري نكنيد و انصاف ندهيد، ستمكارها بر شما مسلّط مي ‎گردند و در خاموش كردن نور پيغمبر اقدام مي ‎نمايند.

پی‌ نوشت‌:
[۱]. سوره‌ی مائده، آيه‌ی ۶۳.
[۲]. همان، آيه‌ی ۷۸.
[۳]. همان، آيه‌‌ی ۴۴.
[۴]. سوره‌ِ‌ی توبه، آيه‌‌ی ۷۱.

ارتباط در ایتا