مسیر

امام رضا علیه السلام
مینا باهنر
از آنجایی كه موضوع رضا، قضای الهی است و این مقام در سایه ی شناخت خداوند و محبت به او حاصل می‎ شود، به نظر می رسد دو عامل مهم در تحصیل رضا نقش اساسی دارند: ۱- معرفت الهی ۲- محبت الهی.

مقدمات تحصیل رضا
از آنجایی كه موضوع رضا، قضای الهی است و این مقام در سایه ی شناخت خداوند و محبت به او حاصل می‎ شود، به نظر می رسد دو عامل مهم در تحصیل رضا نقش اساسی دارند: ۱- معرفت الهی ۲- محبت الهی.
۱- معرفت الهی
علامه جوادی آملی در كتاب فلسفه ی الهی از منظر امام رضا (علیه السلام) به بیان استدلال بر قضا و قدر و اینكه هر چیزی در عالم هستی به واسطه ی قضای الهی پدید می آید، پرداخته و در واقع، روایت های بیان شده از امام رضا (علیه السلام) در باب قضا و قدر را بخشی از استدلال های توحیدی قرار داده است: «بررسی دلایل قضا و قدر و اینكه اساس وجود اشیای عالم، قضای خدای متعالی است، اساساً مقتضای توحید ربوبی و اینكه مدبّر عالم ربّ واحد و پروردگار یگانه است، نیز اطلاق تدبیر نامتناهی الهی آن است كه هیچ چیز در عالم به وجود نمی آید، مگر آنكه در سایه ی تدبیر خدای متعالی باشد.» (۲۳)
ایشان سپس به دسته بندی روایت هایی پرداخته اند كه از امام رضا (علیه السلام) صادر شده است.
دسته ی نخست روایت هایی است كه رضا به قضای الهی را برگرفته از حقیقت ایمان می شمرد و از آنجایی كه ایمان نیز فرع بر شناخت و مبتنی بر آن است، می توان نتیجه گیری كرد كه: معرفت و شناخت، ایمان را نتیجه می دهد و ایمان، رضا را. از حضرت رضا (علیه السلام)، از پدران معصومش، از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده كه فرمود: «من لم یرضَ بِقضائی و لم یؤمن بِقَدری فَلیَلتَمِس إلهاً غیری»؛ كسی كه به قضای من راضی نگردد و به تقدیر من ایمان نیاورد، باید به خدای دیگری جز من روی آورد. نیز رسول خدا فرمود: «فی كلّ قضاءِ اللهِ خیرهٌ للمؤمنِ»؛ در هر قضای الهی، خیر و نیكی برای مؤمن است. (۲۴)
دسته ی دوم، روایت هایی است كه به این حقیقت اشاره دارد كه مبحث قضای الهی، بسیار دشوار است؛ به این دلیل كه قضای الهی در اسرار الهی جای دارد و رسیدن به ژرفای این اسرار، كار هر كسی نیست.
به همین سبب ائمه (علیهم السلام) در برابر كسانی كه پرسش هایی درباره ی قضا و قدر داشتند، از باب نهی ارشادی، آنان را از پرسیدن چنین سؤال هایی برحذر می داشتند. (۲۵)
و روایت های دسته ی سوم، روایت هایی است كه شدت نهی آن ها از دسته ی دوم، بسیار بیشتر بوده، بر این دلالت دارد كه هر كس از قدر الهی آگاهی پیدا كند، در واقع، در حیطه ی سلطنت خداوندی به جنگ با او پرداخته است و به تعبیر امام علی (علیه السلام) درست مثل كسی است كه بدون هیچ سلاح و تجهیزاتی، بخواهد در دریایی سیاه و هولناك و پر از جانداران خطرناك شنا كند كه در این صورت، گرفتار غضب الهی می گردد.
این روایت ها در واقع، به بنده هشدار می دهد كه در پی كشف اسرار جزئی و به دنبال دلیل آوردن برای آن ها نباشد؛ مانند جریانی كه برای حضرت موسی و حضرت خضر (علیهما السلام) اتفاق افتاد.
حضرت خضر به دلیل توانایی نداشتن موسی (علیه السلام) در همراهی خود در ادامه ی راه از او جدا شد (۲۶)، زیرا لازمه ی آگاهی از یك مورد جزئی، آگاه شدن از اسرار تك تك امور و آگاهی كامل به اسرار الهی است كه چون این اسرار ریشه در علم الهی دارند و علم انسان در برابر خداوند، هیچ است، پی بردن كامل به اسرار نیز حاصلی جز نابودی محدود در برابر نامحدود ندارد.
به همین دلیل علامه می فرماید: «اندیشه درباره ی تقدیر امور جزئی، اوهام را متحیّر و سرگردان می سازد و عالم دانشمند را به زندیق و كافر تبدیل می كند.» (۲۷)
دسته ی چهارم روایت هایی هستند كه بر این نكته دلالت دارند كه قضای الهی از عالم بالا به عالم مادّه و حركت نازل می شود. بنابراین، دو نوع قضا وجود دارد:
۱-قضای حتمی كه در مخزن غیب پوشیده است و تبدیل بردار و تغییرپذیر نیست، زیرا عالم غیب از هرگونه حركتی محفوظ است.
۲- قضای غیرحتمی كه متعلق به افعال بندگان است و تغییرپذیر می باشد. به همین دلیل است كه امام رضا (علیه السلام) از قول امام علی (علیه السلام) فرمود: «لَعلَّك تظُنُّ قضاءً حتماً و قدَراً لازِماً»؛ شاید تو گمان می‎ كنی كه (بازگشت ما از سفر)  قضای حتمی و قدر لازم و تغییرناپذیر است؟ (۲۸)
با توجه به آنچه در این چهار دسته روایت ها گفته می‎ شود، می توان چنین نتیجه گیری كرد كه مقتضای رضا به قضای الهی متفاوت است؛ یعنی گاهی اقتضا می كند كه فردی خود را از دشمن محافظت كند و در برابر خطر از خویش، دفاع كند و گاهی به راحتی در مسیر مرگ قدم گذارد.
البته این نوع واكنش تنها از كسی برمی آید كه دانای به سِرّ قدر باشد. شاهد بر این قضیه، دو نوع رفتار كاملاً متفاوت حضرت امام رضا (علیه السلام) در برابر مأمون است. زمانی از پذیرش ولایتعهدی خودداری می‎ كند و زمانی بدون هیچ واهمه ای در برابر مأمون كه از او می خواهد دلیل این خودداری را بیان كند، در نهایت خشم، او را عامل قتل خود می داند، گو اینكه می دانست به دست مأمون كشته می شود، ولی هنوز زمان آن فرا نرسیده است. (۲۹)
نظیر همین نوع رفتارهایی كه حاصل یقین، ایمان و آگاهی بر سرّ غیب است، در رفتار سایر ائمه اطهار از جمله حضرت علی (علیه السلام) نیز به چشم می خورد. در پایان این بحث شایسته است به این بیت حافظ اشاره كرد كه گویا زبان حالی از امامان بزرگوار است:
هان مشو نومید، چون واقف نیی از سرّ غیب*** باشد اندر پرده بازی های پنهان، غم مخور
۲- محبت الهی
عامل مهم دیگر در تحصیل رضا، محبت الهی است. مرحوم ملااحمد نراقی در طریق تحصیل رضا معتقد است كه انسان باید تا جایی كه برایش ممكن است، در تحصیل محبت الهی به وسیله ی دوام ذكر خدا در قلب و فكر در عجایب صنع او و تدبّر در حكم و مصالحی كه در مخلوقات قرارداده، بكوشد.
همچنین با مواظبت بر طاعات و عبادات و كم كردن علایق دنیوی و نفسانی، باعث ایجاد محبت الهی در درون خود، گردد. این محبت باعث می شود كه انسان به دلیل شیفتگی و شیدایی نسبت به حضرت حق، حتی دشواری ها را شیرین و گوارا یابد؛ چنان كه حافظ می‎ گوید:
گر تیغ بارد از كوی آن ماه*** گردن نهادیم، الحُكمُ لِله
همچنین راه های دیگری كه باعث ایجاد این محبت در دل آدمی می گردد و او را نسبت به قضای الهی راضی می گرداند، عبارت اند از: مطالعه ی حكایت دوستان خدا و بررسی احوال ایشان، تأمّل در خود و اینكه او از همه چیز غافل و به عاقبت هر امری، جاهل می باشد و خداوند هم دانا و هم خیرخواه اوست.
بنابراین، هر آنچه در حقِّ او مقدّر نموده، البته به خیر اوست، گرچه سِرّ آن را نداند. نیز تدبّر در اینكه خشم و ناخوشایندی از آنچه خدا بر انسان مقدر فرموده، نه باعث تغییر قضا می گردد و نه آرامشی در او ایجاد می كند، بلكه باید به اجر و ثواب آن مصیبت بیندیشد و مصیبت هایی كه به مقرّبان رسیده است و به این ترتیب، مقام رضا را در خود به وجود آورد.
تفاوت این عامل در ایجاد رضا به قضای الهی با قبلی، یعنی معرفت الهی، در این است كه گرچه نمی توان در جنبه ی معرفتی به مرحله ی اولیاءالله رسید و از سرّ قدر آگاه شد تا به مرحله ی رضایتمندی رسید، اما با در نظر گرفتن دو نكته می توان رضا به قضای الهی را در خود ایجاد كرد:
نكته ی نخست اینكه به هر اندازه انسان نسبت به خداوند، ایمان و باور خود را قوی تر سازد و در شاخه های مختلفِ توحید، به ویژه توحید افعالی، به معرفت عمیق تری دست یابد، به سرّ قضا و قدر آگاهی یافته، در نتیجه، به نوعی تسلیم و رضا دست می یابد، و دیگر اینكه محبت به حق و ایجاد این محبت به تنهایی، خود، عامل قوی در ایجاد رضایتمندی در انسان است كه البته اولیای الهی در هر دو تا سر حدّ تكامل پیش رفته اند.
آثار و فواید «رضا» در زندگی
برخورداری از مقام رضا و بهره مند بودن از این فضیلت عالی اخلاقی باعث به وجود آمدن آثار و فواید فراوانی در زندگی می شود و البته بهره مندی حداكثری از این ها به میزان شدت و ضعف رضا در انسان بستگی دارد. از جمله ثمرات رضا می توان به ایجاد آرامش، سلامت جسم و روح، قناعت، غنای روحی، اعتماد به كفایت رزق از طرف خدا، نفی حزن و اندوه، خودداری از اتّهام در قضای الهی و.. اشاره كرد.
۱- رضا عاملی برای سلامت جسم
در روایتی از امام علی (علیه السلام) آمده است: كسی كه از آنچه خداوند به بندگانش تقسیم كرده، راضی باشد، بدنش در استراحت و آسایش قرار می گیرد. (۳۰)
درباره ی راز اینكه چرا رضایتمندی به قسمت رزق و روزی باعث آرامش و آسایش جسم انسان قرار می‎ گیرد، باید به سخنی دیگر از آن امام همام اشاره كرد كه خطاب به امام حسن (علیه السلام) می فرماید: « ای فرزندم! بدان كه رزق، دو رزق است: رزقی كه تو به دنبال آن هستی و رزقی كه آن به دنبال تو است... چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستم كاری به هنگام بی نیازی! دنیای تو برای تو همان قدر است كه قیامتت را اصلاح كنی و اگر به جهت آنچه از دستت رفته، نگران و ناراحت هستی، پس نگران باش برای همه ی آنچه در دست نداری». (۳۱)
اگر انسان بداند رزق و روزی او مقسوم و مقدر است، جسم و روح خود را برای بیش از آنچه بر او مقدّر شده، عذاب نمی دهد و سلامت خود را به خطر نمی اندازد. «ریشه ی سخت زندگی كردن، یكی این است كه فكر می كنیم در این دنیا آمده ایم تا فقط رزق درآوریم، در حالی كه آمده ایم در این دنیا، تا بندگی كنیم و خدا رزق ما را به عهده گرفته است و هرچه در بندگی خدا بیشتر همت كنیم، راحت تر رزق ما را تأمین می كند... ».
امام علی (علیه السلام) می‎ فرماید: «اگر كسی راضی به رزق خدا شد، بر آنچه از دستش رفته، اندوهگین نمی شود، چون رزق هر كس ثابت است، پس آنچه از دست ما می رود، رزق ما نبوده، تا جای نگرانی باشد. » (۳۲)
۲- رضا عاملی برای سلامت روح و روان
امام صادق (علیه السلام) راحتی و آسایش روح و روان انسان را در رضا و یقین دانسته، می فرماید: «راحتی و آسایش در رضا و یقین و ناراحتی و اندوه در شك و خشم است. » (۳۳)
و نیز امام علی (علیه السلام) فرمود: «رضا حزن و اندوه را برطرف می كند» (۳۴) و هم ایشان فرمود: «چه خوب طرد كننده ای برای حزن و اندوه است، رضایتمندی به قضا!» (۳۵)
با توجه به روایت هایی كه بیان شد و روایت های فراوان دیگری كه در این زمینه از ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل شده، می توان به این نكته ی مهم رسید كه در رضایتمندی، نخستین كسی كه بهره مند می شود، خودِ شخص راضی است؛ چرا كه انسان با تلاش خود، به نتیجه ایمان دارد و می داند سررشته ی امور به دست كسی است كه بهتر از هر كسی به صلاح كار ما آگاه است و به همین دلیل، به هر آنچه كه خداوند برای او می پسندد، خرسند است و به تعبیر باباطاهر:
یكی درد و یكی درمان پسندد *** یكی وصل و یكی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران*** پسندم آنچه را جانان پسندد
۳-قناعت
امام علی (علیه السلام) قناعت را عنوان رضا دانسته، فرموده است: «القنوع عنوان الرضا» (۳۶). از پیامبر گرامی اسلام روایت شده كه فرمود: «به قسمت الهی راضی باش تا توانگر شوی» (۳۷). امام علی (علیه السلام) نیز قناعت را گنجی بی پایان معرفی كرده است: «القَناعهُ مالٌ لا ینفَدُ» (۳۸).
با توجه به مضمون این روایت ها می توان به این نتیجه رسید كه انسان راضی، قناعت را پیشه ی خود ساخته و به همین دلیل، به توانگریِ  عظیمی دست یافته است.
انسان ناراضی هیچ وقت به آنچه داشته، قناعت نمی كند، در نتیجه، همیشه در حسرتِ از دست داده ها و اندوه چیزهایی است كه به دست نیاورده.
بنابراین در هر حال، حتی اگر انبوهی از مال دنیا را در اختیار داشته و از موقعیت و مقام عالی برخوردار باشد، احساس كمبود و خسران می كند و این درست، نقطه مقابل قناعت و احساس رضایت از قناعت است.
۴- خودداری از اتهام در قضای الهی و كفرپیشگی
در روایتی از امام علی (علیه السلام) آمده است: «كسی كه به قضای الهی راضی نگردد، كفر در دینش پدیدار می گردد» (۳۹).
همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمود: «كسی كه به آنچه خدا قسمت كرده، راضی نگردد، خداوند را در قضایش متهم می سازد» (۴۰). و نیز از هم ایشان نقل شده است: «كسی كه به قضای الهی خشمگین و ناراضی است، قضا به سراغ او می آید، در حالی كه خداوند، اعمال نیكش را حبط و تباه می سازد. » (۴۱)
انسان كوته بین كه می پندارد هر آنچه در دایره ی قسمت اتفاق می افتد، بر مبنای حساب و كتاب های او صورت می پذیرد و از زنجیره ی علل و عوامل مادی و معنوی جهان هستی غافل است، پس از آنكه حساب هایش در هم ریخت و با قضای ناخواسته ای روبه رو شد، خداوند را در آنچه بر مبنای علم قاصرش به آن نتیجه رسیده، مقصّر و متهم می شمارد و حتی بر طبق روایت امام علی (علیه السلام) به دلیل ضعف ایمان و اعتقاد، به مرتبه ی كفر نیز كشیده می شود.
اما انسان راضی می داند كه خداوند، امور را بر اسباب و علل مقتضی خود، جاری می سازد، نه بر آنچه انسان تمنا كند و یا در سر بپروراند. به همین دلیل، خود را به خدا می سپارد و با قراردادن تسلیم واقعی خویش در چرخه ی اسباب علل، خداوند او را در آنچه می خواهد، بی نیاز می سازد.
نتیجه گیری
مقام رضا، از عالی ترین مقامات عرفانی است، كه امام رضا (علیه السلام) در این صفت سرآمد و شاخصه ی سایر امامان (علیهم السلام) بودند. بهره مندی از مقام رضا به معنای دست كشیدن از كار و تلاش و حتی دعا نیست، بلكه عامل آرامش بخش انسان در برابر قضای الهی می باشد.
انسانی كه به قضای الهی راضی است، از سلامت جسم و روح برخوردار بوده، خداوند را در آنچه برایش مقدر ساخته، متهم نمی كند.
بررسی سبك و سیره ی زندگی امام رضا (علیه السلام) به ما می آموزد كه چگونه در نهایتِ سختی ها و مشكلاتی كه برای انسان پیش می آید، با وجود تلاش و مقاومت در برابر سختی ها و ناملایمات، نتیجه ی كارها را به خدا واگذاریم و به آنچه خداوند مقدّر كرده است، راضی و خرسند باشیم. هر روز هزاران زائر همچون پروانه به گرد حرمش طواف می كنند و وجود نازنینش را واسطه ی برآورده شدن حاجات خود می دانند و در این امر مصرّند و كمتر به این حقیقت توجه دارند كه حضرت با وجود واسطه ی فیض بودن در برآورده ساختن حاجات، آیینه ی تمام نمای رضا به قضای الهی است!

 

منبع :  همایش ملی سبک زندگی رضوی (مقالات برگزیده)، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول (۱۳۹۳).
--------------------------
پی نوشت:
۲۳. جوادی آملی، عبدالله،  فلسفه ی الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، ص۸۲.
۲۴. همان، ص ۸۳؛ قربانی، مهدی، هزار و یك حدیث رضوی، ص۸۲.
۲۵. رك: همان، ص ۸۵ و ۸۶.
۲۶. كهف (۱۸): ۶۷.
۲۷. جوادی آملی، همان، ص۹۰.
۲۸. همان، ص ۹۱.
۲۹. رك: سیدحر، حسین، امام رضا (علیه السلام) و ایران، ص۱۱۶؛ كمپانی، فضل الله، حضرت رضا (علیه السلام)، ص۹۸.
۳۰. محمدی ری شهری، همان، ج۴، ص ۱۴۷.
۳۱. نهج البلاغه، نامه ی ۳۱.
۳۲. طاهرزاده، اصغر، جایگاه رزق انسان در هستی، ص ۸۳ و ۸۵.
۳۳. محمدی ری شهری، همان، ج۴، ص ۱۴۷.
۳۴. همان جا.
۳۵. همان جا.
۳۶. محمدی ری شهری، همان، ج۴، ص ۱۴۶.
۳۷. همان جا.
۳۸. نهج البلاغه، حكمت ۴۷۵.
۳۹. محمدی ری شهری، همان، ج۴، ص ۱۴۸.
۴۰. همان جا.
۴۱. همان جا.