دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ /۱۸ ربيع الثاني ۱۴۴۱

مسیر

آیت الله جعفر سبحانی
آنچه پیش رو دارید متن سخنرانی حضرت آیت الله سبحانی در جمع مبلغان خارج از كشور است كه در آن به وظایف و ویژگی های مبلغان دینی و نیز راهكارهای موفقیت در امر تبلیغ دین، پرداخته اند. متن تقدیمی، تلخیصی از آن گفتار است.

اشاره:

آنچه پیش رو دارید متن سخنرانی حضرت آیت الله سبحانی در جمع مبلغان خارج از كشور است كه در آن به وظایف و ویژگی های مبلغان دینی و نیز راهكارهای موفقیت در امر تبلیغ دین، پرداخته اند. متن تقدیمی، تلخیصی از آن گفتار است.

وظایف مبلغ

«الَذینَ یبَلِغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یخْشَوْنَهُ وَ لا یخْشَوْنَ اَحَدًا إِلاَ اللهَ وَ كَفی‏ بِاللهِ حَسیبًا؛(۱) كسانی كه پیام های خدا را ابلاغ می كنند و از او می ترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند؛ و خدا برای حسابرسی كفایت می كند.»

 در طول زمان هر كس كه در حقیقت، مبلغ اسلام باشد، مصداق این آیه مباركه است. در این آیه خداوند متعال در درجه اول «الذین» را می آورد تا مساله را كلی قرار بدهد؛ یعنی پیام الهی. در اینجا پیام شخصی نیست بلكه پیام كلی است و به تعبیر اصولی ها، قضیه خارجیه نیست، بلكه قضیه حقیقیه است و آیه شامل همه كسانی كه در طول تاریخ، به عنوان مبلغان دینی، این امر مهم را به عهده داشته اند، می شود.

این آیه چهار وظیفه و ویژگی را برای مبلغان دین ترسیم می كند: 

الف) رساندن پیام های الهی

در علم نحو می گویند: «الذین» جزء مبهمات است و صله ای كه بعد از آن می آید، «الذین» را از ابهام بیرون می آورد. «الَذینَ‏ یبَلِغُونَ‏ رِسالاتِ اللَهِ» یعنی كسانی كه پیام های الهی را می رسانند. بنابراین وظیفه مبلغان دین رساندن پیام های الهی است. وظیفه شما بیان سیاست های جهان، فحش دادن به افكار زید و عمرو، فحش دادن به این مكتب و آن مكتب نیست. تمام هدف شما رساندن پیام هایی است كه از طریق انبیاء و اولیاء و به ویژه پیامبر خاتم(ص) و جانشینانش آمده است. در حقیقت اساس گفتار شما را باید قال الله، قال رسول الله، قال الباقر و قال الصادق (ع) تشكیل دهد. باید مردم بفهمند كه آنچه مبلغ می گوید حرف خداست؛ كه در این صورت بیشتر متاثر شده و نتیجه بهتری حاصل می شود.

گاهی برخی از گویندگان به نام مبلغ اسلام صحبت می كنند و از اول تا آخر سخنرانی آیه یا حدیثی را نقل نمی كنند، بلكه همه صحبت خود را به كلماتی از این دكتر، آن پرفسور و ... اختصاص می دهند. چنین كسانی مبلغ اسلام نیستند. مبلغ باید پیام های الهی را ابلاغ كند. برای رسیدن به این مقصود، مبلغ دینی باید به موارد ذیل مسلح باشد:

۱. تا حد فراوانی حافظ قرآن باشد. اگر همه قرآن را هم حافظ نیست، بخش های مهمی از قرآن را حافظ باشد؛ مثلاً سوره حجرات را كه یك سوره اخلاقی است و یا سوره لقمان را كه یك مربی نمونه است، حفظ باشد.

۲. قرآن را صحیح و بی غلط بخواند.

۳. مطالبی از نهج البلاغه را حفظ كند.

نامه علی بن ابی طالب(ع) به مالك اشتر با اضافه كردن مقداری از شواهد تاریخی، جهانی از مطلب خواهد بود. و نیز حفظ كلمات قصار و جمله های كوچك نهج البلاغه در تبلیغ بسیار كارساز خواهد بود.

۴. «تحف العقول» باید همیشه در كنار مبلغ باشد؛ چون «تحف العقول» كتابی سر تا پا اخلاقی و اجتماعی است.

 ب) عدالت و خداترسی

وقتی كه سخن برای خدا گفته شود، این انگیزه الهی، هم در نحوه گفتن و هم در میزان تاثیرگذاری نقش عجیبی دارد. «وَ یخْشَوْنَهُ» یعنی از خدا می ترسند؛ پیام الهی را كم و زیاد نمی كنند و واقعیت ها را می گویند. ترس از خدا همان عدالت است. عدالت نشانه خداترسی است كه انسان در سایه آن نه گناه كبیره می كند و نه اصرار بر صغیره دارد. پیام های الهی را برسانید و منبر خود را براساس ترس از دیگران یا ترس از كم و زیادی امور مادی تنظیم نكنید.

ج) شهامت در حق گویی

از دیگران نترسید. نگویید اگر این كلمه را بگویم نانم قطع می شود. اگر این كلمه را بگویم فلانی خوشش نمی آید. البته معنای جمله «وَ لا یخْشَوْنَ اَحَداً إِلاَ اللَهَ» این نیست كه به هر منطقه رفتید شرایط آنجا را در نظر نگیرید. پیغمبر اكرم(ص) هنگامی كه برای هر نقطه ای سفیر می فرستاد، كسانی را انتخاب می كرد كه با آن منطقه آشنا باشند. چون آشنایی با منطقه موجب می شد كه پیام رسول خدا(ص) را بهتر برسانند. معنای «وَ لا یخْشَوْنَ اَحَداً إِلاَ اللَهَ» این نیست كه بی گدار به آب بزنید. خیال نكنید كه همه جا می شود همه چیز را گفت.

عاقل كسی است كه شرایط را در نظر بگیرد. آمادگی مردم، آمادگی محیط و شرایط دیگری كه بر منطقه تبلیغی حاكم است، همه را باید مد نظر داشت. بعضی از مسائل در همه جا قابل طرح نیست. معنای «وَ لا یخْشَوْنَ اَحَداً إِلاَ اللَهَ» این نیست كه كار مبلغ بی حساب باشد. كار پیامبر اكرم(ص) بی حساب نبوده است. پیام های پیغمبر اكرم(ص) در مكه غیر از پیام های او در مدینه است. در مكه می فرماید: «لَكُمْ‏ دینُكُم‏» ولی هنگامی كه به مدینه می رسد می فرماید: «قاتلوا المنافقین و المشركین». پیام ها و مواضع در شرایط متفاوت فرق می كند. اگر یك مبلغ مجموع آیات قرآن را در مكه و مدینه مطالعه كند، می فهمد كه منطق پیغمبر(ص) از نظر شدت و رخوت فرق می كند. در مكه به گونه ای صحبت می كند، و در مدینه به گونه ای دیگر. در مكه موضع، موضع ضعف است، از این رو با نصیحت پیش می رود ولی در مدینه موضع قدرت و قوت است و با منطق قدرت سخن می گوید. اگر شما به منطقه ای رفتید كه گاو را می پرستند، باید به گونه ای خدا را اثبات كنید و توحید خدا را بگویید كه فردا در همسایگی برای شما ایجاد مزاحمت نكنند. البته معنی این جمله این نیست كه مبلغ نان به نرخ روز بخورد بلكه معنی این جمله این است كه عاقلانه وارد میدان شود تا به نتیجه برسد. 

 د) حسابرسی

در آخر این آیه خداوند متعال می فرماید: «وَ كَفی‏ بِاللَهِ حَسیبا؛ كافی است كه خدا حساب گر است.» كلماتی كه از یك مبلغ صادر می شود حسابگرش خداست؛ كه آیا این كلمه به نفع اسلام بوده است و یا به ضرر اسلام؟ آیا برای خوشحالی دیگری بوده یا برای خدا؟ ببینید قرآن كریم جمله «وَ كَفی‏ بِاللَهِ حَسیبا» را در كجا بیان كرده است. معلوم می شود مبلغ دینی وظیفه سنگینی برعهده دارد. خداوند در آیه مورد بحث شرایطش را بیان می كند و در آخر هم می گوید: حسابگر خداست.

 توصیه های تبلیغی

چند نكته در تبلیغ حائز اهمیت است كه به هر یك به صورت گذرا اشاره می شود:  

۱. توجه ویژه به جوانان

در این كه با ورود به منطقه تبلیغی باید بیشتر سراغ چه كسانی رفت، آیا باید اول مشایخ و سران قبایل را دید و یا اینكه باید گروه های دیگر را مقدم داشت، نظر امام صادق(ع) این است كه اول باید سراغ جوانان رفت.

امام صادق(ع) مردی را به بصره فرستاد. بصره مركز عمرو بن عبید رئیس معتزله بود كه در سال ۱۴۳ هـ ق وفات كرد. او خیلی مورد علاقه خلیفه عباسی بود و شیعیان را متزلزل می كرد. فرستاده امام مدتی در بصره ماند و برگشت. امام صادق(ع) در دیداری از او پرسید: آیا در كارتان موفق بوده اید یا نه؟ گفت: خیر. فرمود: چرا؟ گفت: موفق نبودم. حضرت كمی فكر كرد و فرمود: شما سراغ كدام تیپ (به قول امروزی ها) رفتید؟ عرض كرد: من با روسای قبایل در تماس بودم تا از راه هدایت اینها بتوانم در افراد عشیره اثر بگذارم. حضرت فرمود: نقطه اشتباهت همین جاست. هویت و شخصیت شیخ قبیله شكل گرفته و تثبیت شده است و اثرگذاری در او مشكل است. درخت برومندی كه كج بالا رفته دیگر قابل اصلاح نیست، اما یك نهال كوچك، خیلی اصلاح پذیر است. اشتباهت اینجا بود كه سراغ جمعیتی رفتی كه از نظر شخصیت تكمیل شده بودند. سپس امام فرمود: «علیك بالاحداث فانهم اقرب الی كل شیی ء؛ به سراغ جوان ها برو كه به همه چیز نزدیك ترند.» او دوباره به بصره برگشت. این بار بساط را با جوانان شیعه پهن كرد؛ همان جوانانی كه در آستان تحت تاثیر قرار گرفتن عمرو بن عبید معتزلی بودند. و این بار موفق شد.

البته معنای تماس بیشتر با جوانان این نیست كه نسبت به پیرمردها و بزرگان شهر و منطقه بی اعتنایی شود. در عین حالی كه آنها محترمند و می توانند كارشكنی یا كارسازی كنند، بیشتر باید روی سخن با جوانان باشد. واداركردن جوانان به سخن، سوال و تبلیغ خیلی مهم است.

امروز جهان تبلیغ مسیحیت به همین روال است. رادیوی مسیحی ها كه در ایران شنیده می شود، و انتشار نامه ها و كتاب هایشان همه و همه با دختر و پسر جوان است! تبلیغ بهایی ها خصوصاً در خارج از ایران مثل تركمنستان و جمهوری آذربایجان نیز متمركز در قشر جوان است. شما هم باید آنها را در نظر بگیرید، البته با ظرافت خاصی كه، نسبت به بزرگان بی احترامی نشود.

اصولاً دور انبیاء را جوانان می گرفتند. در تاریخ ابن هشام هست كه برخی از سران قریش بعد از آن كه پیغمبر(ص) با نامه ای قیصر را به اسلام دعوت كرده بود، به قدس كه مركز قیصر بود، رفته بودند. قیصر گفت: قریش را بیاورید. قریش را آوردند و ابوسفیان جزو آنها بود. قیصر گفت: بگویید ببینم دور این مردی كه مدعی نبوت است را چه كسانی گرفته اند؟ پیرمردها یا جوان ها؟ همگی گفتند: جوان ها. گفت: اتفاقاً این نشانه نبوت است كه هر موقع انبیاء در نقطه ای ظهور كردند، دور آنها را بیشتر جوان ها می گرفتند.

۲. منبر حسینی

منبر حسینی مسلمان ساز است و در روح و روان مردم تحول ایجاد می كند. این تحول را غیر منبر حسینی ایجاد نمی كند. كوشش كنید منبر بروید؛ همان منبری كه در حسینیه ها، امام زاده ها و... است. البته گاهی شرایط ایجاب می كند كه ایستاده سخن بگویید ولی كوشش كنید منبر حسینی بروید، آن هم منبر حسینی آبرومند. به قول یكی از حكماء: «الاسلام محمدی الحدوث، حسینی البقاء»؛ یعنی نور پاك محمد بن عبدالله(ص) پایه گذار اسلام است، اما كسی كه در بقاء اسلام حق بیشتری دارد حسین بن علی (ع) است.

منبر حسینی اولش خطبه می خواهد، بعد آیه می خواهد، بعد مقداری سخن گفتن می خواهد. مقداری روحیه مردم را تحریك كنید. خدا می داند كه منبر حسینی كارساز است.

جناب آقای شیخ احمد كافی رحمه الله مدعی نبود كه من سواد زیادی دارم، خودش هم معتقد بود كه سواد فوق العاده ای ندارد، اما زبان جوان ها را بلد بود و منبر حسینی داشت. بسیاری از بی نمازها را با نماز كرد. شارب الخمرها را ترك داد. قمار بازها را توبه داد. جناب آقای سیدان یكی از دوستان ایشان در مشهد است و نقل می كند كه: من ماه رمضان در تاكسی نشسته بودم. نوار، صدای آقای كافی را پخش می كرد. راننده تاكسی به من گفت: اگر این آقا شیخ نبود، آب را تا حالا خورده بودم. این آقا شیخ مرا وادار كرده روزه بگیرم.

داشتن سواد، بخشی از سلاح مبلغ است و بخش دیگر آن موقعیت شناسی، زمان شناسی و شرایط شناسی است. حتماً منبر بروید و بالای منبر آیه و حدیث بخوانید و اگر مانند مبلغین ایرانی آهنگ دارید چند شعر آموزنده از مثنوی و یا كتاب های دیگر با آهنگ بخوانید و بعد از تكیه به صوت، مقداری سخن بگویید و سپس روضه حسینی را بخوانید، البته آن مقداری كه متناسب با محیط تبلیغ باشد. هر جا برای خود یك تناسبی دارد. نگویید من روشنفكرم، و امروزه دیگر نیازی به منبر حسینی نیست. روشنفكر كسی است كه واقع شناس باشد. واقع آن است كه، این اسلام از منبر حسینی برای ما مانده است.

۳. اخلاق عملی

عمل و اخلاق مبلغ بیش از گفتار او موثر است. در هر منطقه ای كه باشید، رفت و آمد و طرز سخن گفتن شما خیلی موثر است. خدای ناكرده اگر بین عمل و گفتار فاصله بیفتد، تمام زحمات هدر می رود. كوشش كنید عملتان بیشتر از گفتارتان باشد. كه: دو صد گفته چون نیم كردار نیست.

به ما فرمان داده اند كه: «كُونُوا دُعَاهً لِلنَاس‏ بِغَیرِ اَلْسِنَتِكُم‏؛ با غیر زبان مردم را [به سوی حق] دعوت كنید.» باید در عمل مراقب باشیم و در زندگی نظم داشته باشیم. آقا امیرالمومنین (ع) می فرمایند: «اوصیكم بتقوی الله و نظم امركم؛ شما را به تقوای الهی و نظم در كارهایتان سفارش می كنم.» منظم و مرتب و سر وقت نماز را شروع كنید، سروقت منبر بروید، وقتی كه باید سخنرانی تمام شود تمام كنید و طول ندهید. جمعیت شما را گول نزند. مردم كار و زندگی دارند و پا به پا می كنند تا شما از منبر پایین بیایید. مردم را خسته نكنید تا شیرینی منبر در ذائقه و ذاكره آنها باقی بماند. نظم را بیش از دیگران رعایت كنید.

----------------------------

پی نوشت ها:

 * . ویراسته و تلخیص سخنرانی آیت الله سبحانی، مجله مبلغان، ش۲۷.

۱ . احزاب/۳۹

 

منبع: ماهنامه معارف ، شماره ۸۸