مسیر

خلاقیت ازنظر بزرگان

مقام معظم رهبري در چند سال اخير طي سخنراني‌هاي مختلف، همواره به موضوع توليد علم يا جنبش نر‌م‌افزاري تأكيد نموده‌اند كه نقطه عطف آن را مي‌توان در پاسخ به نامه‌اي يافت كه عده‌اي از فضلاي حوزه علميه قم براي ايشان نوشته بودند. ايشان مدت‌هاست كه بحث تمدن‌سازي اسلامي، جنبش نرم‌افزاري و توليد علم را مطرح مي‌كنند اما متأسفانه هنوز هم بسيارند كساني كه جنبش نرم‌افزاري را با توليد و توسعه نرم‌‌افزارهاي رايانه‌اي اشتباه مي‌گيرند. ايشان امسال با ابتكاري ديگر سال ۸۷ را سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري نمودند تا شايد مسئولان دستگاه‌هاي مختلف و اصحاب علم و تحقيق به ويژه جوانان، توقعات و انتظارات معظم‌له را در همه عرصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و غيره محقق سازند تا شاهد توسعه و پيشرفت همه‌جانبه در كشور باشيم.
رهبر فرزانه انقلاب در ديداري با دانشجويان و استادان دانشگاه‌ها فرمودند: «ما به دلايل مشخص تاريخي از كاروان علم دنيا عقب‌افتاده‌ايم. اين را نمي‌توانيم انكار كنيم، واقعيت‌ها پيش روي ماست و اين در حالي است كه توانايي عالم‌شدن، توليد علم كردن و مرزهاي دانش را از آنچه هست فراتر بردن، در ملت‌ ما و در ميان ما كاملاً وجود داشته است. مسأله جنبش توليد علم- كه بنده دو سه سال است در دانشگاه‌ها تكرار مي‌كنم- ناظر به اين قضيه است. توليد علم يعني رفتن راه‌هايي كه به نظر، راه‌هاي نارفته‌اي است؛ البته اين بدان معني نيست كه ما راه‌هايي را كه ديگران رفته‌اند نرويم و به تجربه‌هاي ديگران بي‌اعتنايي كنيم؛ نه، بلكه بدين معناست كه به فكر باشيم. در اين دنياي عظيم و در اين طبيعت بزرگ، ناشناخته‌هاي فراواني است كه دانش پيشرفته امروز هنوز بدان دست نيافته است. ناشناخته‌ها بسيار زياد است؛ يعني به گمان زياد به مراتب، بيش‌تر از چيزهايي است كه بشر تا به حال به آن‌ها دست يافته است.
بايد دقت كنيم، فكر كنيم و به دنبال كشف ناشناخته‌ها باشيم. بايد همان استعدادي را كه گفته شد و بنده هم مي‌دانم ايراني و مغز و فكر ايراني دارد، به كار بيندازيم. راه‌هاي ميان بر را پيدا كنيم و از بدعت و نوآوري در وادي علم، بيمناك نباشيم. اين حركت و انگيزه بايد در دانشگاه‌ها و مراكز علمي و تحقيقاتي ما به صورت انگيزه‌اي عام، امري مقدس و يك عبادت تلقي شود، در همه بخش‌ها، در علوم انساني و همه رشته‌هاي علوم بايد به اين صورت دربيايد. ما بايستي اين جرأت را داشته باشيم كه فكر كنيم مي‌توانيم نوآوري كنيم؛ البته مي‌شد در مقابل اين حرف با نوميدي تمام گفت: چه كار كنيم كه ديگران نكرده‌اند؟ كدام راه را برويم؟ اما من تصور مي‌كنم كه مي‌شود اين فكر و اميد را در دل پروراند كه مي‌شود راه‌هاي نارفته را پيدا كرد. يك روز، بسياري از چيزهايي كه امروز دنيا و بشريت مي‌شناسد، ناشناخته بود. كساني جرأت كردند و اين ناشناخته‌ها را شناختند. چه دليلي دارد كه ما نتوانيم راه ناشناخته ديگري را كشف كنيم؟»
همان‌گونه كه پيداست از منظر ايشان توليد علم وجنبش نرم‌افزاري نيز يعني نوآوري و شكوفايي در علم؛ آن هم در همه عرصه‌ها و بخش‌هاي مختلف به گونه‌اي كه ما حرف‌هايي بزنيم و كارهايي انجام دهيم كه ديگران نگفته‌اند و ندارند پس در دهه چهارم انقلاب اسلامي نوآوري و شكوفايي، ضرورت اجتناب‌ناپذير امروز ماست.
نوآوري و شكوفايي از موضوعات مهم روان‌شناسي است كه امروزه در قالب ابتكار و خلاقيت به شدت مورد اقبال قرار گرفته است چرا كه در جهان صنعتي امروز، خلاقيت و نوآوري يكي از تكنيك‌هاي مهم دستيابي به اكتشافات، اختراعات و پيشرفت‌هاي علمي، فرهنگي، هنري و... تلقي مي‌شود. از اين رو پرورش و بروز اين قريحه از سوي رهبر فرزانه انقلاب در سال ۸۷ مورد تأكيد قرار گرفته است.
خلاقيت در قرآن
در قرآن مجيد از جمله صفات خداوند متعال «خلاق» شمرده شده است (حجر آيه ۸۶، يس آيه ۸۱) خداوند عالم اولين خلاق و نوآور جهان خلقت است و خلاقيت او تنوع و زيبايي شگرفي را در عالم بنا نهاده است. انسان نيز به عنوان كامل‌ترين و عالي‌ترين مخلوق و گزينه خليفه الهي تنها متفكر خلاق اين جهان در بين همه مخلوقات محسوب مي‌شود. در جهان كنوني بدون هيچ ترديدي به مدد قوه خلاقيت و نوآوري مي‌توان به ساختن فرهنگ و تمدن، علم و تكنولوژي و صنعت دست يافت.
آيه ۸۶ سوره حجر (ان ربك هو الخلاق العليم) اشاره به يك دستور تربيتي است كه مربوط به تفاوت تفكر و استعدادها مي‌باشد. خداوند مي‌داند كه همه مردم يكسان نيستند. او از اسرار درون و طبايع و ميزان رشد فكري و احساسات مختلف انسان‌ها با خبر است. قرآن مجيد در سوره يس آيه ۸۱ روي دو صفت بزرگ خداوند يعني خلاقيت و علم بي‌پايان او تكيه مي‌كند كه در حقيقت دليلي است بر گفتار پيشين كه اگر ترديد شما از ناحيه قدرت او بر خلقت است او خلاق است و اگر جمع و جور كردن اين ذرات نياز به علم و دانش دارد او از هر نظر عالم و آگاه است (... بلي و هو الخلاق العليم)
بنابراين از اين كه در آيات قرآن دو صفت خلاقيت و علم در كنار يكديگر آمده و خلاقيت بر علم مقدم شده است، مي‌توان استنباط نمود كه اولاً: تقديم «خلاق بر عليم» نشان‌دهنده‌ اهميت و عظمت خلاقيت و نوآوري است و ثانياً: خلاقيت، مبتني بر علم و دانش است و علم و آگاهي در ظهور و بروز خلاقيت نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌كند.
در تفسير نمونه، ذيل آيه ۲۱ سوره ذاريات (و في انفسكم افلا تبصرون) آمده است: بدون شك انسان اعجوبه عالم هستي است و آنچه در عالم كبير است در عالم صغير نيز وجود دارد بلكه عجائبي در آن است كه در هيچ جاي جهان نيست. عجب اين كه اين انسان با آن هوش و عقل و علم و اين همه خلاقيت و ابتكارات و صنايع شگرف، روز نخست به صورت نطفه كوچك و بي‌ارزشي بوده و اما همين كه در عالم رحم قرار مي‌گيرد با سرعت عجيبي رو به تكامل مي‌رود، روز به روز شكل عوض مي‌كند و لحظه به لحظه دگرگون مي‌شود و آن نطفه ناچيز در مدت كوتاهي به انسان كاملي تبديل مي‌گردد.
نكته ديگر توجه به تفاوت‌هاي فردي بين انسان‌هاست كه خداوند مي‌فرمايد: «و قد خلقكم اطواراً» يعني خداوند شما را به گونه‌هاي مختلف آفريد (نوح/۱۴) مطابق اين آيه انسان پيچيده‌ترين موجود هستي است كه لحظه به لحظه در حال تغيير است. هر انساني يك استثناء است. «هيچ‌كس به مانند من نيست.» همه مي‌توانند اين سخن را بگويند لذا زيربناي خلاقيت و نوآوري همين سخن است كه كارخانه ذهن هيچ‌كس مانند تو نيست.
در فرهنگ لغات، خلاقيت به معناي ارائه يك فكر، رفتار و محصولي نو و يگانه تعريف شده است. البته خلاقيت گاهي پديد آوردن چيزي است كه از قبل نبوده و گاهي به وجود آوردن چيزي از تركيب يا تلفيق چيزهاي ديگر است. اين دو حالت را اصطلاحاً ابداع و خلق مي‌گويند. ابداع يعني به وجود آوردن چيزي يگانه بدون آن كه آن چيز يا شيء از پيش موجود بوده باشد. خلق به معناي پديدآوردن چيزي از راه تركيب و دستكاري چيزهايي ديگر است. براي مثال در تعابير قرآني پديد آمدن آسمان و زمين از مصاديق ابداع و پديد آوردن انسان‌ها از مصاديق خلق بر شمرده شده است. در صنعت امروز نيز ماشين‌حساب، موبايل و هواپيما از نمونه‌هايي هستند كه به ترتيب با تغيير يا تركيب چرتكه، بي‌سيم و تلفن و فيزيك پرندگان خلق شده‌اند. بنابراين در تعريف خلاقيت بر دو اصل بديع (اختراعي بودن) و يگانگي (تازگي و نو بودن) تأكيد شده است.
هفت باور مهم در خلاقيت و نوآوري
براي تحقق و عينيت بخشيدن به فرمايش مقام معظم رهبري در خصوص نوآوري و شكوفايي بايد دست كم ۷ باور و اعتقاد را در وجود افراد زنده كرد تا به اين موفقيت در همه عرصه‌ها دست يافت.
۱. ايمان قوي به انجام كار و عدم اعتقاد به محدوديت‌ها: اعتقاد به محدوديت‌ها، انسان را محدود مي‌كند. راه صحيح آن است كه محدوديت‌ها را ناديده انگاريم و با ايمان قوي و توان بيشتر به عمل برخيزيم. اگر به امكان انجام امري ايمان قوي داشته باشيد به ظن قوي به انجام آن موفق خواهيد شد. هر حادثه‌اي داراي دليل و مقصودي است كه به مصلحت ماست. انسان‌هاي موفق و نوآور عقيده دارند كه در بطن هر بدبختي و حادثه ناخوشايند، دانه‌اي است كه روزي ثمر خواهد داد و منافع بسيار به بار خواهد آورد.
۲. چيزي به نام شكست وجود ندارد: اين باور تقريباً از باور قبلي نتيجه مي‌شود و به همان اندازه مهم است. ذهن بسياري از مردم به گونه‌اي است كه غالباً از شكست مي‌ترسند. افراد خلاق‌ و نوآور شكست را نمي‌بينند و به آن اعتقاد ندارند و آن را به حساب نمي‌آورند. انسان‌هاي موفق كساني نيستند كه هرگز شكست نخورند، بلكه اگر نتيجه به دست آمده مورد انتظار آن‌ها نباشد، از آن عبرت و درس مي‌گيرند. آن‌گاه اين آموخته‌ها را در راهي ديگر به كار مي‌زنند. كارهاي نو و تازه مي‌كنند و نتايج تازه مي‌گيرند.
واقعيت آن است كه توماس اديسون «شكست را شكست و جهان را روشن كرد.» مي‌گويند پس از ۹۹۹۹ بار سعي كرد كه لامپ برق را اختراع كند و نتوانست، كسي از او پرسيد: «خيال داري براي ده هزارمين بار شكست بخوري؟ وي جواب داد: من شكست نخورده‌ام بلكه يك راه ديگر را كشف كرده‌ام كه به اختراع لامپ برق منتهي نمي‌شود.» لذا وي كشف كرده بود كه بعضي راه‌ها، به نتايجي ديگر منجر مي‌گردند. پيروزمندان، رهبران، قدرتمندان و آنان كه شخصاً نيرومندند، همه مي‌دانند كه هر گاه در كاري نتيجه دلخواه به دست نيامد، آن خود دستاوردي است. پس اعتقاد به شكست، از راه‌هاي مسموم‌كننده ذهن است و بزرگ‌ترين عامل جلوگيرنده آدمي از خلاقيت و نوآوري، ترس از شكست است.
دكتر «رابرت شولر» كه كارش تدريس شيوه‌هاي مثبت تفكر است سؤال بزرگي را مطرح مي‌سازد: «اگر مي‌دانستيد كه در هيچ كاري شكست نمي‌خوريد چه مي‌كرديد؟ اگر واقعاً ايمان داشتيد كه هرگز شكست نمي‌خوريد قطعاً يك رشته كارهاي تازه را آغاز مي‌كرديد و به نتايج قوي و مطلوب تازه‌اي مي‌رسيديد. بهتر نيست كه اكنون هم همان كارها را بكنيد؟! آيا اين تنها راه رشد نيست؟» بنابراين راه رسيدن به نوآوري و شكوفايي اين است كه كلمه شكست را قلم گرفته، سعي كرد از هر تجربه‌اي نتيجه جديدي آموخت.
۳. مسئوليت هر اتفاقي را به گردن بگيريد: يكي از صفاتي كه ميان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترك است اين است كه فكر مي‌كنند دنياي خودشان را خودشان مي‌سازند. قبول مسئوليت يكي از بهترين معيارهاي توانايي و بلوغ شخص است به علاوه اين باور موجب پشتيباني و تقويت باورهاي ديگر مي‌شود. اگر به شكست اعتقاد نداشته باشيد و بدانيد كه حتماً به نتايج دلخواه خود مي‌رسيد، كافي است قبول مسئوليت كنيد و بدانيد كه چيزي را از دست نمي‌دهيد و همه چيز را به دست مي‌آوريد. آن‌ها كه قبول مسئوليت كنند نيرومندند و آنان كه از زير بار مسئوليت شانه خالي كنند، رو به ضعف مي‌روند. خداوند مي‌فرمايد: و لا تزر وازره وزر اخري (اسراء/۱۵) و هيچ‌كس بار ديگري را به دوش نگيرد يعني هر كسي مسئوليت كارهاي خودش اعم از افكار و رفتار و اعمال را به دوش ديگران نيندازد و خودش بايد به گردن بگيرد.
۴. براي بهره‌بردن از چيزي شناخت كامل آن لازم نيست: بسياري از مردان موفق بر اين عقيده‌اند براي اين كه چيزي را مورد استفاده قرار دهند لزومي ندارد همه‌چيز را درباره آن بدانند. اگر كساني را كه در رأس قدرتند، مورد مطالعه قرار دهيد متوجه مي‌شويد كه آن‌ها تا حدودي كه كارشان ايجاب مي‌كند، در زمينه‌هاي گوناگون اطلاعاتي دارند اما در همه زمينه‌ها متخصص نيستند و به كليه جزئيات سازمان خود نيز آگاهي ندارند. از جمله اصل اسلامي «ما لا يدرك كله لا يترك كله» تقريباً همين معنا را مي‌رساند. «آنتوني رابينز» در اين زمينه تأكيد مي‌كند: اگر درباره نيروي برق از شما سؤال كنم معمولاً اطلاعات شما صفر يا در حد كمي است. مع‌ذلك شما كليد برق را مي‌زنيد. و چراغ روشن مي‌شود.
پس افراد موفق لزوماً از حيث علم و دانش سرآمد نيستند. مي‌توان همه عمر را صرف مطالعه ريشه كرد و مي‌توان طرز چيدن ميوه را ياد گرفت. بنابراين افراد نوآور و خلاق در مصرف زمان خست نشان داده و هر موقعيتي را جهت بهره‌وري بيشتر مي‌سنجند و در تشخيص دانستني‌هاي ضروري و غيرضروري مهارت دارند.
۵. بزرگ‌ترين سرمايه شما، ديگرانند: كساني كه به موفقيت‌هاي درخشاني دست يافته‌اند تقريباً بدون استثناء داراي حس قوي احترام و تحسين نسبت به ديگرانند. درونمايه كتاب‌هاي جديد بازرگاني از «قبيل نوآوري و آغازگري»، «در جست‌وجوي بهروزي» و «مدير يك دقيقه‌اي» اين است كه هيچ موفقيت پايداري بدون احساس صميميت و يگانگي با مردم به وجود نمي‌آيد و راه موفقيت آن است كه گروه موفقي را تشكيل دهيم كه بتوانند با يكديگر همكاري كنند. در آيات قرآني و روايات تأكيد فراوان بر مشورت، تعاون و محبت با يكديگر حاكي از آن است كه باور به اين مسأله و عمل نمودن به آن در شكوفايي و بالندگي استعدادهاي نهفته انسان‌ها بسيار مؤثر و راه‌گشاست. «آنتوني رابينز» در اين‌باره مي‌گويد: افراد موفق، كساني هستند كه مي‌دانند با چه زباني از ديگران بپرسند «چگونه مي‌شود اين كار را بهتر انجام داد؟» يا «چطور مي‌شود اين عيب را رفع كرد؟» يا «چگونه ممكن است به نتايج بهتر رسيد؟» آن‌ها مي‌دانند كه يك فرد هر قدر هم كه باهوش باشد، مشكل است كه به تنهايي بتواند با مجموع استعدادهاي يك گروه كارآمد برابري نمايد.
۶. كار، نوعي تفريح است: يكي از كليدهاي موفقيت اين است كه پيوندي سازنده بين كارهايي كه مي‌كنيم و چيزهايي كه دوست داريم به وجود آوريم. آيا كسي را مي‌شناسيد كه با انجام كارهايي كه از آن نفرت دارد به موفقيتي بزرگ نايل شده باشد؟ افراد موفق شغل و حرفه خود را جزء تفريحات خود مي‌دانند و با اين نگاه از كارشان لذت مي‌برند و ضمن يادگيري مطالب تازه به نوآوري و كشف راه‌هاي جديد مي‌پردازند. «رابينز» تأكيد مي‌كند: اگر فكر كنيد كه كار يعني زحمت و مشقت محض و وسيله‌اي براي تأمين معاش خانواده، به احتمال زياد چيزي بيش از آن هم گيرتان نخواهد آمد. بنابراين لازمه نوآوري و شكوفايي باور داشتن اين مسأله مهم است كه كار را نوعي تفريح بدانيم.
۷. هيچ توفيق پايداري، بدون پشتكار به دست نمي‌آيد: افراد موفق به نيروي پشتكار عقيده و ايمان دارند. اگر به افرادي كه در هر زمينه موفق شده‌اند بنگريد مي‌بينيد كه آنان لزوماً بهتر، باهوش‌تر، سريع‌تر و قوي‌تر از ديگران نبوده‌اند بلكه پشتكار و جديت بيش‌تري داشته‌اند. قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان ليس للانسان الا ما سعي و ان سعيه سوف يري ثم يجزيه الجزاء الاوفي» (نجم/۴۱، ۴۰، ۳۹) و اين كه «براي آدمي جز سعي و كوشش او نخواهد بود و اين كه پاداش سعي و تلاش انسان به زودي ديده مي‌شود سپس در آخرت به او پاداش كافي خواهد رسيد.» بر اساس اين آيات سعي و تلاش و پشتكار انسان هم در دنيا و هم در آخرت به ثمر خواهد نشست. تو گويي خداوند مي‌خواهد بفرمايد تمام هويت انسان را سعي و تلاش او رقم مي‌زند. اين نكته از آيه «و من اراد الاخره و سعي لها سعيها و هو مؤمن» (اسراء/۱۹) به خوبي فهميده مي‌شود كه پشتكار آثار و بركات دنيوي و اخروي زيادي را در بر دارد.
مؤلفه‌هاي شخصيتي خلاقيت
در كتاب‌هاي مختلف پرورش خلاقيت؛ مؤلفه‌هاي شناختي، انگيزشي و شخصيتي خلاقيت مورد كاوش و بررسي قرار گرفته اما نظر به لزوم رعايت اختصار و ايجاز، در اين مقاله فقط به مؤلفه‌هاي شخصيتي خلاقيت اشاره مي‌گردد:
الف) اعتماد به نفس: تقريباً اكثر روان‌شناسان معتقدند اعتماد به نفس از ويژگي‌هاي برجسته شخصيت خلاق است. اعتماد به نفس توانايي‌اي است كه به موجب آن قواي فرد تمركز يافته و سازمان‌دهي مي‌شود. زيرا اگر چنين نباشد خود پنداره فرد خلاق در اندك مدتي در مقابل سختي‌ها و ناملايمت‌هاي فردي و اجتماعي درهم خواهد شكست. اعتماد به نفس موجب مي‌شود فرد خلاق از شهامت و جسارت كافي برخوردار شود.
ب‌) اراده مستقل: فرد خلاق و نوآور در حوزه انديشه و رفتار معمولاً مستقل از ديگران عمل مي‌كند. او خود را يك شخصيت صاحب شعور و تصميم مي‌داند. البته اين بدان معنا نيست كه فرد نسبت به نظريه‌ها و عقيده‌هاي ديگران كم اعتنا باشد بلكه او انتخاب كردن را حق مسلم خود مي‌داند.
ج‌) پذيرش خطر: برآيند اراده مستقل و اعتماد به نفس، پذيرش يا استقبال از خطر است. ورود به بسياري از موقعيت‌ها و مكان‌هاي ناشناخته و مبهم و طرح سؤال‌ها و پرسش‌هاي حساسيت‌ برانگيز مستلزم قبول همه پيامدهاي ممكن است. در باور عمومي، افراد خلاق افرادي «كله شق» تصور مي‌شوند. به اعتقاد آنان اين افراد نسبت به كاري كه مي‌كنند، آگاهي كافي ندارند. البته موارد زيادي از شرح حال دانشمندان خلاق پزشك يا داروشناس گزارش شده كه خود آن‌ها اولين تجربه كننده داروهاي اكتشافي بوده‌اند. داروهايي كه قدرت آسيب‌زنندگي آن‌ها به بدن تا آن زمان نامعلوم بود و اين عامل در حقيقت علاقه‌مندي آن‌ها را براي روشن شدن نتايج و حقايق و ناشناخته‌ها مي‌رساند، كه آن‌ها را وا مي‌دارد چنين شجاعانه همه پيامدها و آسيب‌‌ها را به جان بخرند. به عبارتي افراد خلاق نسبت به خطرها و پيامدهاي آن آگاهند ولي با اين حال ميزان پذيرش خطر در افراد خلاق از تفاوت‌هاي فردي تأثير مي‌پذيرد. به عنوان يك قاعده مي‌توان گفت افراد خلاق و نوآور از يك ريسك خطر متوسط استقبال مي‌كنند.
د‌) پذيرش تجربه: نقش تجربه در تحول خلاق شخصيت آدمي چنان مهم است كه بسياري از صاحب‌نظران نظير (آمابيلي، گاردنر و...) طرفدار اصل تجربه در خلاقيت هستند. ضرب‌المثلي فارسي مي‌گويد: سفر و كسب تجربه بر پختگي و قوام روان و شخصيت آدمي مي‌افزايد.
تجربيات تلخ و شيرين مي‌تواند افراد خلاق را در زمينه‌هاي بروز انديشه‌هاي نو و ابتكاري ياري دهد. در زندگي روزمره كساني كه عادت كرده‌اند تا فقط يك چيز يا موضوع تكراري را چندين‌بار تجربه كنند، به يادگيري جديد و در نتيجه به رشد مطلوب دست نمي‌يابند.
هـ) استقبال از ابهام: تفكر خلاق هميشه رو به سوي مجهول‌ها و ناشناخته‌ها دارد و از آنچه قبلاً معلوم شده فاصله مي‌گيرد. شخص خلاق و مبتكر از اين كه همه‌چيز روشن‌ و مشخص باشد، خشنود نيست و تمايل دارد به پرسش‌ و پاسخ و جست‌وجوگري بپردازد. اين گرايش حتي فرد خلاق را به سوي مكان‌ها و موضوعاتي مي‌كشاند كه ديگران كمتر به سراغ آن مي‌روند.
و‌) كلنجار رفتن: برخي از صاحب‌نظران برجسته مثل (تورنس و آمابيلي) كلنجار رفتن را جزء مؤلفه‌هاي مهم شخصيتي خلاق برشمرده‌اند. اين ويژگي‌، فرد خلاق را به نقطه‌اي مي‌رساند كه خود را اهل مبارزه و مباحثه مي‌بيند. در حقيقت فرد خلاق نوعي مبارزه و تلاش فكري و رفتاري را آزمايش مي‌كند. در شكل نخستين كلنجار رفتن، فرد خلاق با حريف يا كسي روبه‌رو است. بنابراين درباره موضوع يا چيزي بحث و مناظره مي‌كند. او شانه به شانه حريف پيش مي‌رود تا جايي كه احساس كند به نتيجه قانع‌كننده‌اي رسيده است. در شكل دوم، فرد خلاق حريفي ندارد و در واقع خود او حريف محسوب مي‌شود. در اين موقعيت‌ها اگر او به موضوعي علاقه‌مند شود به زير و رو كردن و سؤال پيچ كردن ذهن خود مي‌پردازد و اين فعاليت را آن‌قدر ادامه مي‌دهد كه يا نتيجه مشخص حاصل شود و يا از ادامه كار منصرف شود.
در پايان اين بحث يادآوري مي‌كنيم كه مقام معظم رهبري در پيام خود، دو انتظار را مطرح نمودند: اين كه درهمه بخش‌ها نوآوري به وجود آيد. مسئولان دولتي در روش‌هاي اقتصادي، در روش‌هاي سياسي و ديپلماسي، در پيشبرد كشور به سمت علم و تحقيق، در گسترش فرهنگ مطلوب و ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم و مظلوم، در آباداني كشور و ارتقاي كارآيي دستگاه‌هاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي و... موظفند در كار خود و در عرصه فعاليت‌ خود نوآوري كنند، به طوري كه نوآوري فضاي كشور را فرا گيرد.
دوم اينكه كارهايي كه در سال‌هاي اخير و حتي سال‌هاي گذشته انجام گرفته است، بايد به شكوفايي برسد و نتايج خود را به تدريج به مردم نشان دهد و كام آن‌ها را شيرين كند. به هر حال اگر بتوانيم موارد مطرح شده در خصوص مباني خلاقيت و نوآوري را در همه عرصه‌هاي مختلف به ويژه عرصه فرهنگ و ادب و هنر كشور نهادينه كنيم، شايد بتوانيم منويات و انتظارات رهبر فرزانه انقلاب را در بعد نوآوري و شكوفايي جامه عمل بپوشانيم. در اين راستا سازمان تبليغات اسلامي نيز مي‌تواند در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي و تبليغي با تغييراتي در روش‌ها و شناسايي و پرورش نيروهاي خلاق نقش بسزايي را در نوآوري و شكوفايي ايفا نمايد.
نویسنده :سيدعبدالرضا توليت
كارشناس امور فرهنگي اداره تبليغات اسلامي كاشان
سایت :http://ido.ir
منابع و مآخذ:
۱. قرآن كريم
۲. به سوي كاميابي، آنتوني رابينز، ترجمه مهدي مجردزاده كرماني، جلد ۱ و ۲، تهران، مؤسسه فرهنگي راه‌ بين، ۱۳۸۳ (ه. ش)
۳. توليد علم، نقد تكنولوژي و تمدن غربي، محسن عباسي، جلد ۹، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، معاونت پژوهشي و آموزشي، ۱۳۸۴ (ه .ش)
۴. پرورش خلاقيت، عليرضا پيرخائفي، تهران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، بي‌تا.
۵. چهار كليد طلايي تعليم و تربيت، مصطفي پرورش، اصفهان، گلبن، ۱۳۸۳، (ه .ش)
۶. تفسير نمونه، آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ۱۳۸۴ (ه .ش)