چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸ /۱۳ ربيع الثاني ۱۴۴۱

مسیر

ای اباذر! پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار؛ جوانی خود را قبل از فرا رسیدن پیری و تندرستی خود را قبل از بیماری و غنا و توانگری را قبل از فقر و ناداری و فراغت بال و فرصت ها را قبل از اشتغال و حیات و زندگی را قبل از فرا رسیدن مرگ.
جوان و جوانی

ارزش و فرصت جوانی

قال رَسُولِ اللَّه(ص):«یَا أَبَاذَرٍّ اغْتَنِم خَمساً قَبلَ خَمسٍ شَبَابَکَ قَبلَ هَرَمِکَ وَ ...»(وسائل‌الشیعه، ج۱، ص۱۱۴)

خداوند در قرآن مراحل زندگی را بیان کرده و آن را به سه دوره کودکی و جوانی و پیری تقسیم نموده است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ قُوَّةٍ ضَعفاً وَ شَیبَةً یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ العَلِیمُ القَدِیر»[۱]

خدا همان کسى است که شما را آفرید در حالى که ضعیف بودید. سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشید و باز بعد از قوّت، ضعف و پیرى قرار داد او هر چه بخواهد مى‌آفریند، و دانا و توانا است.

همانطوری که مشاهده می‌کنید، ضعف در مقابل قوّت است، و کلمه مِن در جمله مِن ضَعفٍ براى ابتداء است. و آیه چنین معنى مى‌دهد، که خدا خلقت شما را از ضعف ابتداء کرد، یعنى شما در ابتداى خلقت ضعیف بودید؛ و مصداق این ضعف اوّل طفولیت است، هر چند که ممکن است بر نطفه هم صادق باشد. و مراد از قوّت بعد از ضعف، رسیدن طفل است به حد بلوغ، و مراد از ضعف بعد از قوت، دوران پیرى است.[۲] در این آیه قوّت در میان دو ضعف قرار گرفته است و منظور از قوّت همان دوران جوانی هر انسانی می‌باشد. بی‌تردید دوران جوانی هر انسانی بهترین دوران عمر انسان محسوب می‌شود. اگر برای هر چیزی بهاری قابل تصوّر باشد به طور قطع می‌توان گفت که بهار عمر انسان، دوران جوانی او می‌باشد، استعدادهای انسان در این دوره شکوفا می‌شود.

ارزش و قدر و منزلت جوانی به قدری زیاد است که در روایات وارد شده که از جمله چیزهایی که در روز قیامت از انسان سؤال می‌شود دوران جوانی انسان است که انسان این دوران را در چه راهی استفاده نموده است.

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:

«لا تَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَهِ حَتَّى یُسأَلَ عَنْ أَرْبَعَهٍ عَنْ عُمُرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ وَ عَن شَبَابِهِ فِیمَا أَبْلاهُ ...»[۳]

روز قیامت هیچ بنده‌ای قدم بر نمی‌دارد تا اینکه در مورد چهار چیز از او سؤال می‌شود، از اینکه عمرش را در چه راهی صرف کرده و اینکه جوانیش را در چه راهی استفاده نموده است.

با توجه به اهمیّت دوران جوانی، چه خوب است دوران جوانی انسان در راه و مسیری باشد که مورد رضایت خداوند است و انسان این دوران را جهت کسب فضائل اخلاقی و دوری از محرمات الهی قرار دهد چرا که در دوره جوانی، هنوز گرد و غبار گناه بر آئینه دل انسان ننشسته است و انسان بیشتر می‌تواند در راه خود سازی و تهذیب نفس قدم بردارد.


پی نوشت:
[۱]. روم/۵۴
[۲]. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ترجه محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴، ج۱۶، ص۳۰۷.
[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴هق، ج ۲۷، ص۳۱۱.