مسیر

خطبه فدکیه
حجت الاسلام قادری
در فراز دوازدهم از خطبه حضرت فاطمه سلام الله علیها به چگونگی شیوه تبلیغ رسول گرامی اسلام پر داختند...

متن خطبه: «َفَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكينَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِياً اِلى سَبيلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ و الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، يَجُفُّ الْاَصْنامَ وَ يَنْكُثُ الْهامَّ، حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَ لَّوُا الدُّبُرَ. حَتَّى تَفَرَّى اللَّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ، وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، و نَطَقَ زَعيمُ‏الدّينِ، وَ خَرَسَتْ شَقاشِقُ الشَّياطينِ، وَ طاحَ وَ شيظُ النِّفاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشَّقاقِ، وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْاِخْلاصِ في نَفَرٍ مِنَ الْبيضِ الْخِماصِ».
ترجمه متن خطبه: «رسالت خود را با انذار انجام داد، از پرتگاه مشركان كناره‏گيرى كرده، شمشير بر فرقشان نواخت، گلويشان را گرفته و با حكمت و پند و اندرز نيكو بسوى پروردگارشان دعوت نمود، بتها را نابود ساخته، و سر كينه ‏توزان را مى ‏شكند، تا جمعشان منهزم شده و از ميدان گريختند. تا آن‌گاه كه صبح روشن از پرده شب برآمد و حق نقاب از چهره بركشيد، زمامدار دين به سخن در آمد و فرياد شيطان‌ها خاموش گرديد، خار نفاق از سر راه برداشته شد، و گره ‏هاى كفر و تفرقه از هم گشوده گرديد و دهان‌هاى شما به كلمه اخلاص باز شد، در ميان گروهى كه سپيدرو و شكم به پشت چسبيده بودند».
در فراز دوازدهم از خطبه حضرت فاطمه سلام الله علیها به چگونگی شیوه تبلیغ رسول گرامی اسلام پر داختند و می فرمایند:
اول: رسول گرامی اسلام(ص) در موقعیتی اقدام به ابلاغ رسالت و دعوت به توحید نمود نه تنها جو حاکم جزیره العرب بر شرک بود بلکه بسیاری از بستگان وی نیز مشرک و بت پرست بودند ولی آن حضرت(ص) بی اعتنا به چنین  جو غالبی در مقام شکستن آن و دعوت به توحید و انذار مردم جاهل و عبور از شرک بر آمد: « فبلغ الرساله ،صادعا باالنذاره،مائلاعن مدرجه المشرکین».
دوم: درشکستن جو غالب بت پرستی و دعوت به توحید قاطع بود ازاین رو از آنان می خواست در برابر منطق قوی وی تسلیم شوند: «ضاربا ثبجهم،اخذا باکثامهم».
سوم: از راه حکمت وموعظه به هدایت آنان می پرداخت، آنان که ظرفیت استدلال داشتند از راه حکمت و برهان و آنان که ظرفیت شنیدن استدلال و برهان نداشتند با موعظه هدایت می‌کرد: «داعیاالی سبیل ربه باالحکمه والموعظه الحسنه».
چهارم: برای حاکمیت بخشیدن توحید از یک طرف همانند ابراهیم خلیل، بت های مشرکین را که بر ایشان قداست داشت می شکست  و از طرف دیگر سران بت پرستان را که مانع اصلی ایمان دیگران بودند گردن می زد تا جمع مشرکان از بین رفته و وادار به عقب نشینی شدند: « یکسر الا صنام وینکث الهام حتی انهزم الجمع وولو الدبر».
پنجم: منطق و ایستادگی رسول خدا(ص) سرانجام نتیجه داد و از درون سیاهی و تاریکی جهل و بت  پرستی؛ نور توحید نمایان شد و مکتب توحید اسلامی بر جزیره العرب حاکم شد وسخنگوی باطل خفه شد پیامیر گرامی اسلام(ص) سخنگو و رهبر آن مکتب گردید: « حتی تفر الیل عن صبحه  واسفر الحق عن محضه ونطق زعیم الدین وخرست شقاشق الشیاطین».
ششم: قاطعیت و مدیریت و تحمل رنج و مصیبت رسول خدا(ص) باعث شد نه تنها سران شرک و بت پرستی و افراد فرومایه و پست که همه کاره بودند به هلاکت برسند بلکه هم پیمانان مشرکان و کفار که جبهه واحدی در برابر اسلام به وجود آورده بودند از هم پاشیدند: « وطاح وشیظ النفاق؛ وانحلت عقده الکفر والشقاق».
هفتم: ثمره شیرین شکست اهل نفاق و کفران آن شد که شما مردم جزیره العرب ایمان بیاورید وکلمه «لااله الالله» را بر زبانتان جاری شود و همنشین انسان های آبرومند، سفید رو، روزه دار -عترت پیامبر-  شوید: «وفهمتم بکلمه الاخلاص ،فی نفر من البیاض الخماص».