اشعار عطار نیشابوری در وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله - 6

تاریخ انتشار: 07:18 - 1399/12/13
بخش ششم از مجموعه اشعار مبعث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلّم
پیامبر اکرم، حضرت محمد صلوات الله علیه، پیام خدا، رسول خدا، پیامبر اعظم، رسول الله

اشعار عطار نیشابوری در وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله - 6

بخش ششم از مجموعه اشعار مبعث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلّم - اشعار عطار نیشابوری

دست گیر خلق

سبحان قادری که صفاتش ز کبریا
بر خاک عجز می فکند عقل انبیا

گر صد هزار قرن همه خلق کاینات
فکرت کنند در صفت و عزّت خدا

آخر به عجز معترف آیند کای اله
دانسته شد که هیچ ندانسته ایم ما

لبیک عشق زن تو درین راه خوفناک
و احرام دردگیر درین کعبه رجا

جاوید در متابعت مصطفی گریز
تا نور شرع او شودت پیر و مقتدا

خورشید خلد معتر دنیا و آخرت
سلطان شرع خواجه کونین مصطفی

چشم و چراغ سنّت و نور دو چشم دین
صاحب قبول هفت قران صاحب لوا [1]

کان بود کلّ عالم و او بود آفتاب
مس بود خاک آدم و او بود کیمیا

یک شب براق تاخت چو برق از رواق چرخ
از قدسیان خروش برآمد که مرحبا

در پیش او که غاشیه کش بود جبرئیل
هم انبیا پیاده دویدند و اصفیا

از دست ساقی وَسَقاهُم [2] شراب خواست
حالی شراب یافت ز جام جهان نما

شیرخدا و ابن عم خواجه آنکه یافت
تختی چو دوش خواجه و تاجی چو هل اتی [3]

چون مصطفاش در اسدالله مثال داد 
طغرای آن مثال کشیدند لافتی [4]

گر در ثنای تو دم عیسی مراست بس
در وصف تو چگونه بر آرم دم ثنا

بسیار گفتم و بنگفتم یکی هنوز
دردا که نیست درد مرا اندکی دوا

چون من به صد زبان مقرم [5] بر گناه خویش
ای دست گیر خلق، چه حاجت بود گوا

از فضل خود نویس برات نجات من
بر من ببخش و بر عمل من مده جزا

در عمر یک نفس که به صدفی برآمده است
حشرش بر آن نفس کن و بگذار ما مضی [6]

 

مقتدای اولین و آخرین

آنچه فرض عین نسل آدم است
نعمت صدر و بدر هر دو عالم است

آفتاب عالم دین پروران
خواجه فرمان ده پیغمبران

پیشوای انبیا و مرسلین
مقتدای اولین و آخرین

گوهر دریای تقوا ذات او
تا ابد داعی حق دعوات او

پایمرد هر دو عالم آمده
دستگیر نسل آدم آمده

طفل راهش آدم پیر آمده
سوی شرعش از پی شیر آمده

جلوه کرده آفتاب روی او
آسمان صد سجده برده سوی او

هشت جنّت [7] جرعه ای از جام او
هر دو عالم از دو میم نام او

خواجه اولاد آدم اوست بس
شمع جمع هر دو عالم اوست بس

مایه بخش هر دو عالم نور اوست
بر جهان و جان مقدّم نور اوست

چیست و الّشمس [8] آفتاب روی او   
چیست و الّلیل [9] آیت گیسوی او

نوشداروی همه دلها ازوست
حلّ و عقد کل مشکل ها ازوست

جان پاکش تا ابد ز آب حیات
دست شست از جمله کون و کاینات

در بر لطفش که جان عالمی است
آب حیوان قطره و کوثر نمی است

در بر علمش به دست کبریا
هم ملایک خوشه چین هم انبیا

پادشاهی بود احمد از احد
ملک او الفقر فخری [10] تا ابد

آفرینش را چو مقصود اوست بس
او بود جاوید حق را دوست بس

تا بود چون مصطفی پیغمبری
چون بود در سایه او دیگری

بعد ازو پیغمبری امکان نداشت
پیش او کس بیش ازو ایمان نداشت

یافت اندر عهد او ایمان کمال
نیست برتر از کمال آلا زوال

بشنو از قرآن مشو بیهوده گم
حجّت الیوم اکملت لکم [11]

هیچ امّت این شرف هرگز نیافت
هیچ پیغمبر دگر این عزّ نیافت

اختلاف امّت آمد رحمتش [12]
خود چه گویم ز اتّفاق امّتش

 

استشفاع رسول(ص)

خواجگی هر دو عالم تا ابد
کرده وقف احمد مرسل احد

یا رسول الله بس درمانده ام
باد در کف، خاک بر سر مانده ام

بیکسان را کس تویی در هر نفس
من ندارم در دو عالم جز تو کس

یک نظر سوی من غمخواره کن
چاره کار من بیچاره کن

گرچه ضایع کرده ام عمر از گناه
توبه کردم عذر من از حق بخواه

روز و شب بنشسته در صد ماتمم
تا شفاعت خواه باشی یک دمم

از درت گر یک شفاعت در رسد
معصیت را مهر طاعت در رسد

ای شفاعت خواه مشتی تیره روز
لطف کن شمع شفاعت بر فروز

دیده جان را بقای تو بس است
هر دو عالم را رضای تو بس است

داروی درد دل من مهر توست
نور جانم آفتاب چهر توست

هر گهر کان از زبان افشانده ام
در رهت از قعر جان افشانده ام

زان شدم از بحر جان گوهرفشان
کز تو بحر جان من دارد نشان

حاجتم آن است ای عالی گهر
کز سر فضلی کنی در من نظر

پی نوشت ها:

1- هفت قران: ظاهراً اشاره به تمام ازمنه و دورانهاست. برای معنی (لواء) واحادیث آن (رک: شماره 5 بخش اسدی طوسی در همین کتاب.)

2- وسقیهم: اشاره به آیه شریفه: 21 سوره هل اتی (= الانسان): ... و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً.

3- اشاره است به سوره هل اتی که در شأن علی(ع) و اهل البیت(ع) نازل شده است.

4- اشاره است به: لافتی الاّ علی لاسیف الاّ ذوالفقار

5- مقّر= معترف، اقرارکننده.

6- مامضی: آنچه گذشته است.

7- هشت جنّت: خلد- دارالسلام - دارالقرار- جنّت عدن- جنت الماوی- جنت النعیم- علیّین- فردوس).

8- اشاره است به سوره مبارکه: و الّشمس.

9- اشاره است به سوره مبارکه: و الّلیل.

10- اشاره است به حدیث نبوی: «الفقز فخری و به افتخر» (سفینة البحار ج2 ص378).

11- اشاره است به بخشی از آیه شریفه سوم سوره مائده: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً.

12- اشاره است به حدیث نبوی: اختلاف امّتی رحمه.

13- استشفاع: شفاعت خواستن.

* دیوان عطّار نیشابوری، به تصحیح تقی تفضّلی، چاپ سوم، تهران.

* مصیبت نامه عطّار، به اهتمام دکتر نورانی وصال، از انتشارات کتابفروشی زوّار، 1338 هـ. ش، تهران ص19.

* منطق الطیر، دکتر محمدجواد مشکور، کتابفروشی تهران، چاپ دوّم، ص24.

(عطّار نیشابوری وفات 627هـ)

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.