دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ /۴ ذو القعدة ۱۴۴۲

مسیر

یادداشت تبلیغی
از آن جایی که در آستانه انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری هستیم، جا دارد این پیام مهم قرآنی شایسته گزینی مورد تامل و تدبر قرار می دهیم...

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ|  شایسته‌گزینی در تمام سطوح مدیریتی به ویژه در مدیریت استراتژیک  کشور داری از پیام مهم قرآنی است، از آن جایی که در آستانه انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری هستیم، جا دارد این پیام مهم قرآنی شایسته گزینی مورد تامل و تدبر قرار می دهیم، چرا که از منظر قرآنی شایسته گزینی در سطوح مدیریتی به ویژه در سطح کلان ملاک های متعددی دارد تنها چند مورد مهم از ملاک های شایسته گزینی را مورد تفسیر قرارمی دهیم، تا انشاء الله شایسته ترین فرد را برای مدیریت کلا ن کشور برگزیده باشیم:

۱-تکليف گرای نه قدرت طلبی
نخستین ملاک در شایسته گزینی تکليف گرایی است، به این معنا کسی شایسته مدیریت در نظام توحیدی است و می تواند در راس هرم قدرت قراربگیرد وعهده دار مسئولیت کشورداری شود که‌ تکلیف گرا باشد و این مسولیت را به عنوان وظیفه تکلیف بیابد نه طعمه و فرصت برای کسب قدرت، قرآن کریم برای این که تفاوت و مرز بین تکلیف گرایی و قدرت طلبی در پذیرش مدیریت اجرایی روشن شود، دو نمونه ذکر می‌کند:

نمونه اول: داستان ذوالقرنین درسوره کهف است  که می فرماید: «قالُوا یا ذَا القَرنَینِ إِنَّ یَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ مُفسِدُونَ فِی الأَرضِ» (کهف، ۹۴) و به ذوالقرنین گفتند که شما دیواری احداث کنید که ما از شر یأجوج و مأجوج در امان باشیم و از این گروه آسیب نبینیم و اضافه کردند: «فَهَل نَجعَلُ لَکَ خَرجًا عَلی‏ أن تَجعَلَ بَینَنا وَ بَینَهُم سَدًّا»؛ (کهف، ۹۴) آیا امکان دارد که ما خراج و مالیات، یا خراج و بودجه این کار را به شما بدهیم که شما سدی احداث کنید که از شر تهاجم آنها محفوظ بمانیم؟ و «قال ما مکّنّی فیه ربّی خیر» من نیاز به خراج و بودجه شما ندارم. نگفت خودم دارم و من می کنم، بلکه گفت: آن قدرتی که خداوند به من داده، خیر است. خدا مرا متمکن کرد تا سدی احداث کنم که جلوی تهاجم مهاجمین را بگیرد.
وقتی ذوالقرنین این سد عظیم فلزی را در دهانه کوه احداث کرد گفت: این سد از نظر قدرت جلوی تجاوز هر متجاوز را می گیرد. زیرا آنقدر بلند است که نمی توانند از آن بالا بیایند و آنقدر محکم است که نمی توانند نقب بزنند و همچنین در ادامه آیه جمله کلیدی و مهم را اضافه می کند که: «قالَ هذا رَحمَهٌ مِن رَبّ»؛ (کهف، ۹۸) نگفت: من این کار را کردم، خود را ندید؛ بلکه گفت: این رحمت الهی است.
                                           
نمونه دوم: داستان حضرت سلیمان (ع) است که می گوید وقتی سلیمان خواست تخت و عرش آن زن، از سبأ به یمن آوره شود، فرمود: «کیست که عرش و تخت فرمان روایی آن زن را قبل از اینکه او و همراهانش بیایند، نزد من حاضر نماید؟» یکی از حضار محفلش عرض کرد: «من قبل از اینکه شما از اینجا حرکت کنید و برخیزید تخت را احضار می کنم؛ « قالَ عِفریتٌ مِنَ الجِنّ‏ِ أنَا ءاتیکَ بِهِ قَبلَ أن تَقُومَ مِن مَقامِکَ». (نمل، ۳۹) حضرت سلیمان (ع) نپذیرفت و آنگاه: «قالَ الَّذی عِندَهُ عِلمٌ مِنَ الکِتابِ أنَا ءاتیکَ بِهِ قَبلَ أن یَرتَدَّ إلَیکَ طَرفُکَ»؛ (نمل، ۴۰) کسی که علمی از کتاب حق را می دانست. به سلیمان (ع) گفت: «من قبل از اینکه چشم و دیده ات برگردد، آن تخت را به حضور تو می آورم؛ یعنی به اندازه یک چشم بر هم زدن یا کمتر از آن، این تخت با عظمت را از سبأ به یمن حاضر می کنم.» گفتن همان و تحقق همان! «فَلَمّا رَآهُ مُستَقِرًّا عِندَهُ»؛ وقتی حضرت سلیمان این تخت را به فاصله یک چشم به هم زدن یا کمتر، پیش خود یافت، گفت: « قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّی»؛ (نمل، ۴۰) این فضل و رحمت الهی است. یعنی این مقام او را نگرفت.
قرآن کریم این دو کار سنگین و مقام بلند را از این دو شخصیت بزرگ نقل می کند و بعد می گوید که اینان وقتی به این مقام و پایه رسیدند، تمام سخنشان این بود که گفتند:هذا من فضل ربی.

با تامل در این دو نمونه مدیریتی قرآنی می یابیم، شایسته گزینی اقتضاء می کند مسؤلیت سنگین و درعین حال وسوسه انگیز کشور داری به کسی سپرده شود که روحیه تکليف گرایی دارد، و تنها ازاین جهت خودش رابرای چنین مدیریت سنگینی عرضه می نماید که باتوکل به خدا گامی درجهت خدمت به خلق خدا که عیال الله هستند بردارد، نه آن که مغرور به قدرت شده و دیگر حاضر نباشد از قدرت پایین آمده به شایسته تر از خودش قدرت را تحویل دهد.

۲-تخصص همراه با تعهد
دومین ملاک شایسته گزینی تخصص گرایی همراه با تعهد گرایی است۰ به این معنا از منظر قرآنی کسی شایسته مدیریت کلان کشور داری است نسبت به چنین مسولیت اجرایی دانش مدیریتی همراه باتعهد داشته باشد، از همین رو خداوند متعال، طالوت را که چوبان گمنام بود به داوود برای فرماندهی معرفی کرد چون دانش و تخصص در این امر مهم داشته است ازهمین رو می فرماید: إنَّ اللّهَ اصطَفاهُ عَلَیکُم وَ زادَهُ بَسطَهً فِی العِلمِ(بقره، ۲۴۷): خداوند او را برای شما برگزیده است و علم و دانش او را وسعت بخشیده است.

وهمچنین وقتی حضرت یوسف (ع) را از زندان مصر آزاد کردند و به او پیشنهاد منصب نمودند وی مسولیت کشاورزی و اقتصاد را از میان پست های دیگر پذیرفت. در این باره قرآن کریم می فرماید: «قالَ اجعَلنی عَلی‏ خَزائِنِ الأرضِ إِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ»؛ (یوسف، ۵۵) مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرارده، که نگهدارنده و آگاهم. منظور از خزائن زمین، بهره وری خوب و مناسب از زمین بوده است، به گونه ای که حضرت یوسف (ع) هفت سال پی در پی، گندم می کاشت و آنرا با خوشه انبار می کرد بدون اینکه از کاه جدا کند و هنگامی که خشکسالی و قحطی فرا رسید، آنرا به مرور از انبار ها به مقدار حاجت بیرون آورد و مردم را از گرسنگی و هلاکت نجات داد.

تامل درآیات مبارکه  بیانگر این معنا است  که تعهد و تدین به تنهایی برای پذیرش یک پست حساس اجتماعی و مدیرتی  کافی نیست بلکه علاوه بر آن آگاهی و تخصص و مدیریت نیز لازم است، از همین رو پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «مَن عمل غیر علمٍ کان ما یفسد اکثر ممّا یصلح»؛ (حر عاملی، ۱۴۰۳ ق، ج ۱۸، ص۱۲) کسی که بدون آگاهی و دانش کاری انجام دهد، فسادش بیشتر از صلاحش خواهد بود.
و همچنین امام صادق (ع) در این باره فرموده اند: «العامل علی غیر بصیره کالسّائر علی غیرالطریق لایزیده سرعه السیر إلاّ بعداً» (حرعاملی، ۱۴۰۳ ق، ج۱۸، ص۱۲) انجام دهنده ای که به غیر از بصیرت و آگاهی حرکت نماید، مانند رونده ای که در بی راهه می رود و چنین شخصی سرعت حرکتش جز دوری بیشتر از مقصد، چیز دیگری نیست.

۳-داشتن برنامه مدون و قابل اجراء وعملیاتی
 سومین خصوصیت مدیر شایسته در کشورداری داشتن برنامه مدون و عملیاتی  نه شعاری، چرا که یوسف پیامبر اگر توانست مصر را از بحران قحطی عبور دهد به دلیل داشتن برنامه کاملا عملیاتی بوده است ازهمین رو  امام رضا(ع) می فرماید: «یوسف در هفت سال اوّل که سال‌های فراوانی نعمت‌ها بود، دستور داد انواع نعمت‌ها و خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را در خزانه‌ها و انبارها ذخیره کردند. وقتی که این هفت سال گذشت و سال‌های قحطی فرا رسید، یوسف (علیه‌السّلام) در سال اول: تمام‌ اندوخته‌های غذایی را فروخت و پول (درهم و دینار) کرد، به طوری که در مصر و اطراف آن، درهم و دیناری نبود، مگر در تحت اختیار یوسف.
در سال دوم: از آن درهم و دینارها جواهرات خرید، به طوری که تمام جواهرات مصر و اطراف در اختیار یوسف (علیه‌السّلام) در آمد.
در سال سوم: از آن جواهرات، حیوانات و چهارپایان و مرکب‌ها را خرید، به طوری که تمام حیوانات مصر و اطراف در اختیار یوسف در آمد.
در سال چهارم: آنها را فروخت و به جای آنها تمام برده‌ها و کنیزها را خرید.
در سال پنجم: آنها را با خانه‌ها و باغ‌ها مبادله کرد، به طوری که تمام خانه‌ها و باغ‌ها در تحت تصرّف یوسف (علیه‌السّلام) در آمد.
در سال ششم: آنها را فروخت و به جای آنها زمین‌های کشاورزی و قنات‌ها را خرید، به طوری که تمام املاک و آب و خاک مصر و اطراف در اختیار یوسف (علیه‌السّلام) در آمد.
در سال هفتم: با آن آب و خاک که مایه حیات انسان‌ها هستند تمام مردم مصر از زن و مرد را خریداری کرد، به طوری که تمام مردم از عبد و حرّ، از کنیز و خانم، در اختیار یوسف علیه‌السّلام در آمدند، در نتیجه یوسف با این تدابیر و رد و بدل کردن معاملات، و به کار‌انداختن چرخ‌های اقتصاد کشور رونق بازار اقتصاد پرداخت و مردم را به بهره‌بردای اقتصادی رسانید؛ با توجه به این که: برای نگهداری مردم و حفظ اقتصاد مملکت و پدید نیامدن شکاف طبقاتی، این تدابیر لازم بود. زندگی مردم به گونه‌ای شد که گفتند: «ما چنین حاکمی را ندیده‌ایم و نه در تاریخ سراغ داریم که این چنین با نور علم و بینش و تدابیر، نابسامانی‌ها را سامان بخشد:مجمع البیان، ج۵، ص۴۲۰.»

شرایط اقتصادی جمهوری اسلامی شرایط کاملا ویژه است تاجایی که مردم در اصل کار آمد بودن سیستم نظام اسلامی در مدیریت کشور داری تردید پیدا کردند، هرکس مدعی کشور داری است باید با توجه به ظرفیت و امکانات موجود در کشور طرح و برنامه خود را:
۱- دربالا بردن ارزش پولی، ۲-حل بحران مسکن و بی کاری، ۳-آزاد سازی ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه بلوکه شده کشور به دلیل سخت تحریم در چین، کره جنوبی، ژاپن، عراق، ۴-چگونگی رشد تولید داخلی و خود کفایی، ۵-تسهیل در امر ازدواج جوانان، ۶- تکثر اولاد را درحضور کارشناسان عرضه و دفاع نماید، واثبات نماید توان چنین کاری باتوجه به امکانات موجود را دارد، نه اینکه بدون هیچگونه آمادگی و داشتن برنامه چنین مسؤلیت سنگینی را بپذیرد واز فردا شروع کار فرافکنی نماید و ناتوانایی خود را متوجه دیگران نماید، طبیعی است هرنامزد ریاست جمهوری که با برنامه عملیاتی قابل دفاع وارد رقابت شود شرعا و عقلا بایست به وی رای داد تا بتواند نظام اسلامی برخاسته ازخون شهیدان را تثبیت و سربلند و مردم را به دلیل حل مشکلات هر چه بیشتر دل بسته نظام اسلامی نماید.

۴-وسعت دید و قاطعیت در تصمیم گیری

چهارمین ملاک در شایسته گزینی وسعت دید و قاطعیت در تصمیم گیری در مدیر استراتژیک در جامعه اسلامی است، که عقبه دنباله توطئه و توطئه‌گران طراحان و برنامه ریزان را بشناسد وعلیه آنان تصمیم درست و قاطع بگیرد، از همین رو درسوره یوسف بصیرت را یکی از ملاک های مهم مدیریت دانسته و در آیه (۱۰۸) آمده است: (قُل هٰذِهِ سَبيلي أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصيرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَني ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِكين:بگو: این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم).

و درسو ره انفال آیه ۵۷ قاطعیت درتصمیم را ملاک دیگر  دانسته و می فرماید:(فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ :پس (اى پيامبر!) هرگاه در جنگ به آنان دست‌يافتى، (با برخوردهاى قاطع) افراد پشت جبهه‌ى آنان را به وحشت افكنده و متفرّق ساز، باشد كه پند گيرند (و دست از توطئه بردارند).

باچنین نگاهی است که در برابر  قلدرمابی دشمنان قسم خورده نظام اسلامی  به وحشت نمی افتد و مانند امام خمینی کبیر رضوان الله علیه می شود که فرستاده ویژه دشمن را ازهمان هوا برمی گرداند وباصلابت برخاسته ازمدیریت صحیح کشوررابه سمت پیشرفت وابادانی پیش می برد و فشار های اقتصادی را که کمر قشر مستضعف را خم کرده است هرروز کم وکمتر می کند.

ازهمین رو رهبر معظم انقلاب آیه الله خامنه ای راه غلبه بر مشکلات و کلید غلبه بر دشمنان را (بصیرت وقاطعیت درتصمیم) دانسته و می فرماید (بصیرت و عزم دو عامل اصلی است. اوّلاً بصیرت داشته باشیم، دشمن را بشناسیم، دوست را بشناسیم. امروز در کشورهای اسلامی، کشورهایی هستند که مسئولان آن کشور ها دچار خطای باصره‌اند؛ نمیتوانند دوست را از دشمن تشخیص بدهند. دشمن را دوست خیال می کنند، دوست را دشمن خیال می کنند؛ خب، انسان ضربه می خورد. یک‌چنین کشوری، با چنین نگاهی، با چنین بینشی، دچار ضربه می شود؛ بصیرت لازم است. قُل هذِه‌ سَبیلی اَدعوا اِلَی اللهِ عَلی‌ بَصیرَةٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی.(آیه ۱۰۸ سوره یوسف) اگر بصیرت وجود داشته باشد، انسان راه را درست بشناسد، آن‌وقت عزم و اراده هم به‌خرج بدهد و نشان بدهد، راه، آسان پیموده خواهد شد؛ نصرت الهی یعنی همین؛ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛ از این واضح‌تر و از این صریح‌تر، چه می شود گفت؟ اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم؛(آیه ۷، سورمحمد) نصرت خدا یعنی همین؛ راه خدا را شناختن و پیدا کردن، دنبال آن رفتن، به توطئه‌ی دشمن، به تحمیق دشمن، به تحمیل دشمن تن ندادن. قرآن این را برای ما تأمین می کند.۱۳۹۴/۰۳/۰۲.

آنچه که به عهده نخبگان که تاثیر گذاران برافکار عمومی هستند می باشد بدون جوزدگی و نمایندگی کردن از احزاب  و گروها که تکرار قبیله گرائ اند آشنا سازی مردم با این ملاک های شایسته گزینی قرانی است، که  تا مردم کسی را برگزینند که بیشترین قرابت و نزدیکی با این ملاک ها را دارد، طبيعي است اگر چنین شخصی باچنین ملاک هایی سکان دار کشور داری بعد از رهبری قرار بگیرد هم مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی کمتر می شود و هم نظام مقتدری ساخته می شود که شهداء جان عزیزشان را برای آن هزینه کردند، انشاءالله این چنین شود.

نگارنده: حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری/ استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و نخبه تبلیغی 

 

ارتباط در ایتا