يكشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰ /۲۹ ربيع الثاني ۱۴۴۳

مسیر

ابوالفضل يغمايي
یا أیّها الذین آمنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً؛«ای کسانی که ایمان آورده‎اید! خدا را یاد کنید، یادی فراوان».
ذكر

یا أیّها الذین آمنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً؛[۱]
ای کسانی که ایمان آورده‎اید! خدا را یاد کنید، یادی فراوان.

مفهوم‎شناسی

ذکر به معنای یاد آوردن چیزی و بر زبان جاری کردن آن است.[ ۲] نیز گفته شده است که ذکر همان تذکّر در برابر غفلت و فراموشی و اعم از تذکّر به قلب و زبان است.[ ۳] آن واژه در معانی متعدّدی استعمال شده است. همچون احضار چیزی در ذهن، کتب انبیای پیشین، قرآن، نماز، محمّد(ص) [۴] و... ولی ذکر خدا، یادآوری خدا در قلب یا در زبان است.

تفسیر آیه

ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمود: کسی که از تیرگی شب و رنج و عذاب آن ناتوان می‎گردد و از پیکار با دشمن می‎ترسد و از انفاق و هزینه نمودن دارایی خویش در راه خدا بخل می‎ورزد بر اوست که بسیار خدا را یاد کند دربارة یاد خدا در آیه دیدگاه یک‎سانی نیست. برخی ذکر را به همواره به یاد خدا بودن و هرگز فراموش نکردن او دانسته‎اند و برخی گفته‎اند: ذکر آن است که او را با زیباترین نام‎ها و برترین صفات بخوانیم و برخی دیگر همواره ستایش‎کردن خدا را ذکر دانسته‎اند.
در روایات آمده: هر کس سی بار ذکر «سبحان الله والحمدلله ولا إله إلّا الله والله أکبر» را با اخلاص بگوید و به مفاهیم بلند آن دل سپارد، خدا را فراوان یاد کرده است. و از امام صادق(ع) رسیده که «هر کس تسبیح حضرت فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را فراوان یاد کرده است».[۵] یاد خداوند تنها با زبان نیست، بلکه در هر فکر، کار و حرکتی رضایت خداوند را در نظر داشتن است.[۶]
«الذین یذکرون الله قیاما وقعوداً...»،[۷] «واذکر ربّک کثیراً...»،[۸] «واذکر ربّک فی نفسک تضرّعاً وخفیة...»،[۹] «واذکر اسم ربک بکرة وأصیلاً...»[۱۰] و «وذکر الله کثیراً...»[۱۱] نمونه‎ای از توصیه‎های قرآن در ادای ذکر زیاد در مواقع گوناگون است.

پیام‎های آیه

۱. بهترین ذکر خدا، تسبیح و تنزیه اوست (اذکروا الله... وسبّحوه).
۲. آغاز و پایان روز را با تسبیح و یاد خدا بگذرانیم (سبّحوه وبکرة وأصیلاً).
۳. خطاب زیبا و محترمانه، وسیلة جذب مردم و زمینة پذیرش آنان است (یا أیّها الذین آمنوا...).
۴. یاد خداوند زمانی در انسان مؤثّر است که مستمر و بسیار باشد (اذکروا الله ذکراً کثیراً).[۱۲]

در روایات آمده: هر کس سی بار ذکر «سبحان الله والحمدلله ولا إله إلّا الله والله أکبر» را با اخلاص بگوید و به مفاهیم بلند آن دل سپارد، خدا را فراوان یاد کرده است.

ارزش ذکر

یاد خدا از ارزش‎های والایی است که کراراً در قرآن کریم بیان شده و سرچشمة همة خیرات و منبع جوشان همة خوبی‎هاست. نفس را پاکی، دل را نورانیّت و روح و جان را صفا و آرامش و به انسان عزت می‎بخشد.[۱۳] یاد خدا نعمتی بزرگ است که شایستة شکرگزاری است. امام سجّاد(ع) به خدا عرض می‎کند: «جریان ذکر تو بر زبان‎های ما و اجازه‎ای که به ما داده‎ای تا تو را خوانده، تنزیه کرده و تسبیح گوییم، از بزرگ‎ترین نعمت‎هایت بر ماست».[۱۴] یاد خدا موجب می‎شود خداوند از ذاکر یاد کند.[۱۵] امام باقر(ع) فرمود: «در توراتی که تحریف نشده مکتوب است که حضرت موسی(ع) از پروردگار خود پرسید: پروردگارا! آیا به من نزدیک هستی تا با تو آهسته راز گویم یا از من دوری تا صدایت کنم؟ خدای بزرگ به او وحی فرستاد: «یا موسی! أنا جلیسُ من ذَکَرَنی».[۱۶] امام علی(ع) فرمود: «هیچ هدایتی مانند ذکر خدا نیست».[۱۷] «یاد خدا نور عقل، حیات جان‎ها و جلادهندة سینه‎هاست».[۱۸] در حدیث است که «هر کس در بازار هنگام غفلت مردم و کسب و کار آنها از روی اخلاص خدا را یاد کند، خداوند پاداشی برابر با هزار حسنه و کار نیک برایش نوشته، او را در روز قیامت به‎گونه‎ای بیامرزد که به قلب هیچ بشری خطور نمی‎کند».[۱۹] از این رو، در جای جای قرآن به ذکر خدا سفارش شده است.[۲۰] و آن را با اهمیّت‎ترین و با فضیلت‎ترین اعمال دانسته است.[۲۱]

آثار ذکر در روایات معصومان

۱. برکت

امام صادق(ع) از قول پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) می‎فرماید: «خانه‎ای که در آن قرآن خوانده می‎شود و خدای بزرگ یاد می‎گردد برکتش زیاد شده، فرشتگان در آن‎جا حاضر می‎شوند».[۲۲]

۲. دل روشنی

امام علی(ع) فرمود: «فی الذّکر حیاة القلوب»؛[۲۳] یاد خدا آرام‎بخش خرد و روشنگر دل است.

۳. حیات جان

امام علی(ع) فرمود: «من ذکر الله سبحانه أحیا الله قلبه ونور عقله ولبّه»؛[۲۴] یاد خدا، نور عقل و حیات جان‎هاست.

۴. کسب روزی

امام علی(ع) فرمود: «ماندن در مسجد و خدا را یاد کردن از سپیده‎دم تا بیرون آمدن آفتاب، سریع‎تر از مسافرت در اطراف زمین، امر روزی را آسان می‎سازد».[۲۵]

۵. پاداش زیاد

امام علی(ع) فرمود: «در بازار هنگام (غفلت مردم) و کسب و کار آنها از روی اخلاص خدا را زیاد یاد کنید؛ زیرا آن کفّاره گناهان و موجب زیادی حسنات می‎شود و نام شما از غافلان نوشته نمی‎شود».[۲۶]

قساوت قلب اثر ترک ذکر

امام صادق(ع) می‎فرماید: «خدای بزرگ به حضرت موسی(ع) وحی فرستاد که ای موسی! به زیادی مال شاد مباش و یاد مرا در هیچ حالی رها نکن؛ زیرا فزونی مال گناهان را از یاد می‎برد و رها ساختن ذکر و یاد من، دل‎ها را به قساوت می‎کشاند».[۲۷]

مراتب ذکر

۱. ذکر زبانی

یاد خدا دارای درجات و مراتبی است که به اعتبار آن از فضیلت و ارزش متفاوتی برخوردار خواهد بود.
مشغول‎داشتن زبان به ذکر خدا را می‎توان نخستین مرحله از مراحل بهره‎مندی از این نعمت بزرگ دانست که به صورت‎های مختلف همچون تسبیح، تنزیه، حمد و ثنا، تکبیر و تعظیم، شکرگزاری، دعا، استغفار، و درخواست حاجت ظهور می‎یابد.
این مرحله که خود زمینه‎ساز فکر، و راه‎گشای ذکر قلبی است و به منزلة بنزین موتور حرکت سالک در مسیر کمال به حساب می‎آید، چنانچه با آداب و شرایط آن همراه باشد از بهترین عبادات شمرده شده، و آیات و روایات فراوانی که به حدّ تواتر می‎رسد، در فضیلت آن وارد گشته است.[۲۸]

۲. ذکر قلبی

این مرتبه از ذکر نیز بسیار ارزشمند بوده و آن‎چنان که از آیات قرآنی و احادیث استفاده می‎شود، دارای فضیلتی بس عظیم می‎باشد و منظور از آن در مرحلة نخست توجّه نمودن به خدای متعال در هنگام گناه، و او را حاضر و ناظر دانستن است، به‎گونه‎ای که انسان را از گناه بازدارد؛ برای نمونه، هنگامی که اسباب گناه فراهم شد و شیطان می‎کوشد آدمی را به ارتکاب آن وا دارد، چنانچه با استمداد از قدرت ایمان و روح تقوا، به خود نهیب دهد و در نظر آورد که خدای متعال حاضر است و در همه حال او را می‎بیند؛ همین تذکّر و نهیب ایمانی بین او و معصیت حائل گشته، او را از آلوده شدن به آن گناه بازمی‎دارد.
خدای متعال می‎فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذاهُمْ مُبْصِرُونَ؛[۲۹]
به راستی پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه‎های شیطان شوند متذکّر گشته، ناگهان بینا می‎گردند.

۳. حضور دایمی

مقصود از این مرحله مرتبة بالای ذکر قلبی و برترین نوع ذکر است که جز برای اولیای خدا و کُمّلین مؤمنان حاصل نمی‎گردد. حضور دایمی به معنای آن است که انسان در همة حالات در خلال کسب و کار، هنگام گفت‎وگو با مردم، در وقت خوردن و آشامیدن و همة اوقات زندگی، خدای متعال را قلباً یاد کرده، با یاد اقدسش مأنوس بوده، و آنی از او ـ جلّ و علا ـ غفلت نورزد.
خدای متعال می‎فرماید:
رِجالٌ لاتُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِاللهِ...؛[۳۰]
مردانی که آنان را نه تجارت و نه هیچ داد و ستدی از یاد خدا غافل نمی‎سازد.
آنان در عین تلاش و فعّالیّت، هرگز از یاد خداوند غافل نگشته، کار و کوشش و فعّالیّتشان همواره تحت‎الشعاع یاد خدا و ذکر اوست. یاد خدا دیدگان آنان را روشن و دل‎هایشان را منوّر گردانیده، همه چیز را از صفحة فکر و قلبشان ناپدید ساخته است.
گویا جز با یاد و نام او آشنا نیستند و جز کلام او گوش آنان را نوازش نمی‎دهد. دنیا را پشت سر گذارده، پای بر عرصة آخرت نهاده‎اند. آنچه را که دیگران نمی‎بینند آنها می‎بینند و گوش جانشان با آنچه که سایر مردم نمی‎شنوند آشناست.

چند پرسش و پاسخ

۱. چه کنیم که خدا به یاد ما باشد؟
پاسخ آن است که ما باید خدا را یاد کنیم تا خدا نیز به یاد ما باشد (فاذکرونی أذکرکم).[۳۱]
۲. وقت ذکر چه موقع است؟
پاسخ آن است که هر چیزی وقتی دارد ولی ذکر خدا وقت ندارد. همیشه و در هر حال می‎توان خدا را یاد کرد (الذین یذکرون الله قیاماً وقعوداً وعلی جنوبهم...).[۳۲] بلی گاهی اوقات مناسب‎تر است؛ مانند صبح و شام[۳۳] و وقت سحر.
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند
واندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند[۳۴]
۳. چه‎قدر ذکر بگوییم؟
پاسخ آن است که هر چیز اندازه و مقدار دارد، امّا ذکر خدا اندازه ندارد، هرچه خواستید ذکر بگویید (یا أیّها الذین آمنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً).[۳۵]
۴. چرا ما خدا را یاد می‎کنیم و از او درخواست می‎نماییم، ولی او به ما پاسخ نمی‎دهد؟
پاسخ این است که هرکه خدا را یاد کند، خدا او را یاد می‎کند و هرکه از خدا درخواست کند و دعا نماید، خدا اجابت می‎کند، ولی گاهی اجابت فوری نیست، گاهی به‎جای مورد درخواست چیز مناسب‎تری داده می‎شود و گاهی جواب را گرفته‎ایم و توجّه نداریم. شیطان همین پرسش را از مردی که ذکر خدا می‎گفت پرسید و او دل‎شکسته شد و ذکر را رها کرد و در خواب حقیقت را به او گفتند:
آن یکی الله می‎گفتی شبی
تا که شیرین گردد از ذکرش لبی
گفت شیطانش خمش ای سخت روی
چند گویی آخر ای بسیار گوی
می‎نیاید یک جواب از پیش تخت
چند الله میزنی با روی سخت
او شکسته‎دل شد و بنهاد سر
دید در خواب او خِضر را در خَضَر
گفت همین از ذکر چون وامانده‎ای
چون پشیمانی از آن کِش خوانده‎ای
گفت لبّیکم نمی‎آید جواب
زان همی ترسم که باشم ردّ باب
گفت خضرش که خدا گفت این بمن
که برو با او بگو ای ممتحن
نی که آن الله تو لبّیک ماست؟
آن نیاز و سوز و دردت پیک ماست
نی تو را در کار من آورده‎ام؟
نی که مشغول ذکرت کرده‎ام؟
حیله‎ها و چاره‎جویی‎های تو
جذب ما بود و گشاد آن پای تو
ترس و عشق تو کمند و پیک ماست
زیر هر یاربّ تو لبّیک ماست[۳۶]

مشغول‎داشتن زبان به ذکر خدا را می‎توان نخستین مرحله از مراحل بهره‎مندی از این نعمت بزرگ دانست که به صورت‎های مختلف همچون تسبیح، تنزیه، حمد و ثنا، تکبیر و تعظیم، شکرگزاری، دعا، استغفار، و درخواست حاجت ظهور می‎یابد.

آثار ذکر در قرآن

آرامش دل‎ها،[۳۷] اجتناب از گزافه‎گویی،[۳۸] بصیرت،[۳۹] پیروزی،[۴۰] تأمین منافع،[۴۱] حیات دل،[۴۲] خروج از حزب شیطان،[۴۳] جلب رحمت خدا،[۴۴] رستگاری،[۴۵] نورانیّت،[۴۶] هدایت[۴۷] و مانع از انجام فحشا[۴۸] و بعضی از آثار ذکر در قرآن هستند.

موانع ذکر در قرآن

۱. آلات لهو و لعب،[۴۹] ۲. دل‎بستگی به اموال،[۵۰] ۳. دل‎بستگی به اولاد،[۵۱] ۴. اقدام خیانت‎کاران،[۵۲] ۵. دوستان ناباب،[۵۳] ۶. شیطان،[۵۴] ۷. رذایل اخلاقی چون کینه،[۵۵] ۸. شراب و قمار،[۵۶] ۹. قساوت قلب،[۵۷] ۱۰. سستی و کاهلی،[۵۸] ۱۱. کفر،[۵۹] ۱۲. نفاق.[۶۰]

حکایت

۱. پرندة ذاکر

انس بن مالک می‎گوید: همراه پیامبر(ص) به بیابان رفتیم، پرنده‎ای را در آن‎جا دیدیم که آواز مخصوص از او شنیده می‎شد. پیامبر(ص) به من فرمود :«آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟» عرض کردم: خدا و رسولش آگاه‎تر است. فرمود: «می‎گوید: «یا ربّ أذهبت بصری وخلقتنی أعمی فارزقنی فإنی جائع»؛ یعنی خداوندا! نور چشمم را از من گرفتی و مرا کور آفریدی، روزیِ مرا به من برسان که من گرسنه‎ام.
ناگهان دیدیم پرندة دیگری که ملخ بود پروازکنان آمد و در دهان او نشست و آن پرندة کور، ملخ را بلعید. در این هنگام آواز پرنده بلند شد. پیامبر(ص) به من فرمود: «آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟» عرض کردم: خدا و رسولش آگاه‎تر است، فرمود: می‎گوید: «الحمدلله الذی لم ینسَ مَنْ ذَکرَه»؛ حمد و سپاس خداوندی را که یاد آورنده‎اش را فراموش نمی‎کند. و به نقل دیگر فرمود: من توکّل علی الله کفاه.[۶۱]

۲. درمان با نام خدا

حضرت موسی(ع) بیمار شد و درد شکمش سخت گردید. پس به درگاه خدای تعالی نالید، خدا او را به گیاهی در صحرا راهنمایی کرد، از آن خورد و به امر خدا عافیت یافت. سپس در وقت دیگری بیماری او عودت کرد، باز از آن گیاه خورد، ولی خوب نشد و بیماری‎اش افزون‎تر شد. پس گفت: پروردگارا! بار اوّل از آن گیاه خوردم فایده بردم، ولی این بار خوردم بیمارتر شدم. خدا فرمود: برای این‎که بار اوّل از پیش من به سراغ گیاه رفتی، مرا یاد کردی و از من خواستی، ولی بار دوم از پیش خودت رفتی آیا ندانسته‎ای که دنیا همه زهر کشنده است و پادزهر آن نام من است؟[۶۲]

۳. قصّه بشر حافی

قصّه توبه بشر حافی از کبار صالحان و صوفیان چنین بود که یک روز مست می‎رفت. در راه کاغذی دید افتاده و بر آن «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشته. فوری بوی خوش خرید و آن کاغذ را معطّر گردانید و بوسید و بر دیده‎ها مالید و به تعظیم تمام، جایی بنهاد. آن شب بزرگی به خواب دید که گفتند :برو و بشر را بگوی: «نام ما را پاک و طیّب کردی، پس ما تو را پاک می‎کنیم، اسم ما را بزرگ داشتی و پاک و طاهر کردی، پس به عزّت خود قسم، که نام تو را در دنیا و آخرت پاک می‎کنم». آن بزرگ مرد گفت :بشر مردی فاسق است من حتماً اشتباه می‎کنم، وضو گرفت و نماز خواند و خوابید. دوباره در خواب همین خطاب را شنید تا بار سوم. بامداد برخاست. وی را طلب کرد، گفتند: به مجلس شراب است، بر در شراب‎خانه رفت و او
مست بود، گفت: بشر را بگویید که به تو پیغامی دارم. بشر گفت: بروید بگویید: پیغام از که دارد؟ گفت: پیغام خدا. بشر گریان شد و گفت: او با من عتابی دارد؟ شیخ گفت: نه. گفت: پس باش تا یاران را بگویم. پیش یاران درآمد و گفت: ای یاران! ما را خواندند، رفتیم و شما را بدرود کردیم؛ و دیگر هرگز ما را در این کار نخواهید یافت.[۶۳]

۴. داستان رابعه

رابعه از زنان عارف و زاهد سال دوم هجری که در عرفان و زهد پیشوا و راهنمای مردان بزرگ بود. شبی را در تهجّد و نماز گذرانید. چون صبح شد خوابید، دزد به خانة او آمد و لباس‎ها و وسایل او را گرفت و خواست که از در خارج شود، ولی درب را پیدا نمی‎کرد. وسایل را به زمین گذاشت، درب خروج را پیدا کرد. خواست که اثاثیه را ببرد درب را گم کرد و این کار تا سه بار انجام شد. در این هنگام از گوشة خانه آوازی آمد که، پارچه را به زمین بگذار و بیرون شو، زیرا اگر دوست را خواب در رباید، سلطان بیدار باشد.[۶۴] تو خدا را یاد کن خدا تو را یاد می‎کند (فاذکرونی أذکرکم).[۶۵]

--------------------------------------------------------------------------

پي نوشت

۱. احزاب، ۴۱.
۲. ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۴۸.
۳. مصطفوی، التحقیق، ج ۳، ص ۲۹۷.
۴. راغب، مفردات، ص ۳۲۸.
۵. طبرسی، مجمع البیان، ج ۷ و ۸، ص ۵۶۸.
۶. قرائتی، تفسیر نور، ج ۹، ص ۳۷۷.
۷. آل عمران، ۱۹۱.
۸. همان، ۴۱.
۹. اعراف، ۲۰۵.
۱۰. انسان، ۲۵.
۱۱. احزاب، ۲۱.
۱۲. قرائتی، تفسیر نور، ج ۹، ص ۳۷۸.
۱۳. قمی، مفاتیح الجنان، ص ۲۰۷، مناجات ذاکرین.
۱۴.  «ومن أعظم النعم علینا جریان ذکرک علی ألسنتنا وإذنک لنا بدعائک وتنزیهک وتسبیحک» (قمی، مفاتیح الجنان، ص ۲۰۷، مناجات ذاکرین).
۱۵. بقره، ۱۵۲.
۱۶.  «إنّ موسی بن عمران لمّا ناجی ربّه عزّوجلّ قال یا ربّ أبعید أنت منّی فأنا نادیک أم قریب فأنا ناجیک فأوحی الله جلّ جلاله أنا جلیس من ذکرنی» (کلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۶۰، باب ذکری که در هر مجلس واجب است).
۱۷. آمدی، غرر الحکم، ج ۲، ص ۸۳۰.
۱۸. للإمام علی(ع): «من ذکر الله سبحانه أحیا الله قلبه ونوّر عقله ولبّه» (آمدی، غرر الحکم، ج ۱، ص ۷۷).
۱۹. حجازی، ینابیع الحکمه، ج ۲، ص ۴۰۵، ح ۲۶.
۲۰. انفال، ۴۷؛ احزاب، ۴۱؛ بقره، ۱۵۲، ۱۹۸، ۲۰۳ و... .
۲۱. محقّقان، فرهنگ قرآن، ص ۲۵۴، «ذکر»، به نقل از: مجمع‎البیان، ج ۷ و ۸، ص ۴۴۸.
۲۲. کلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۶۱.
۲۳. آمدی، غرر الحکم، ج ۱، ص ۷۷.
۲۴. همان، ص ۸۷.
۲۵. همان، ص ۹۹.
۲۶.  «أکثروا ذکر الله عزّوجلّ إذا دخلتم الأسواق عند اشتغال الناس فإنّه کفّارة للذّنوب وزیادة فی الحسنات ولاتکتبوا فی الغافلین» (حجازی، ینابیع الحکمه، ج ۲، ص ۴۰۵).
۲۷. کلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۶۰.
۲۸. به عنوان نمونه از روایاتی که در فضیلت ذکر شریف «لا إله إلّا الله»، تسبیح، حمد، تکبیر، استغفار و تسبیح حضرت زهرا(س) وارد شده می‎توان نام برد
۲۹. اعراف، ۲۰۱.
۳۰. نور، ۳۷.
۳۱. بقره، ۱۴۸.
۳۲. آل عمران، ۱۸۹.
۳۳. همان، ۳۷.
۳۴. حافظ، دیوان حافظ، ص ۶۷.
۳۵. احزاب، ۴۱.
۳۵. مولوی، مثنوی، ص ۳۱۱.
۳۷. رعد، ۲۸.
۳۸. شعراء، ۲۲۴ ـ ۲۲۷.
۳۹. اعراف، ۲۰۱.
۴۰. انفال، ۴۵.
۴۱. جمعه، ۹.
۴۲. حدید، ۱۶ ـ ۱۷.
۴۳. مجادله، ۱۹.
۴۴. احزاب، ۴۱ و ۴۳.
۴۵. اعلی، ۱۴ ـ ۱۵.
۴۶. نور، ۳۵ ـ ۳۶.
۴۷. رعد، ۲۷ ـ ۲۸.
۴۸. عنکبوت، ۴۵.
۴۹. جمعه، ۹ و ۱۱.
۵۰. منافقون، ۹.
۵۱. همان.
۵۲. حج، ۳۸ و ۴۰.
۵۳. فرقان، ۲۹.
۵۴. مائده، ۹۱.
۵۵. همان.
۵۶. همان.
۵۷. زمر، ۲۲.
۵۸. نساء، ۱۴۲.
۵۹. کهف، ۱۰۰ ـ ۱۰۱.
۶۰. نساء، ۱۴۲.
۶۱. میرخلف‎زاده، داستان‎هایی از خدا، ج ۱، ص ۶۷.
۶۲. یغمائی، تفسیر رحمت، ج ۱، ص ۴۰.
۶۳. همان، ص ۴۱.
۶۴. همان، ص ۴۲.
۶۵. بقره، ۱۵۲

ارتباط در ایتا