جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ /۱۱ ربيع الثاني ۱۴۴۲

مسیر

علی اکبرمومنی
انسان پیش از آن¬که از دیگران انتظار داشته باشد که شخصیّت و حقوق او را محترم بشمارند و در حفظ آبروی او کوشا باشند، باید خود از آبروی خویش مواظبت نماید. آبروی انسان محترم است، همان‎گونه که جان و مال او محترم است و کسی حق ندارد آبروی خود را به خطر بیندازد.

لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً؛[۹۰۵]
خدا افشاى بدى‏هاى دیگران را دوست ندارد، جز براى کسى که مورد ستم قرار گرفته‏است [که بر ستم‎دیده براى دفع ستم، افشاى بدى‏هاى ستم‎کار جایز است‏] و خدا شنوا و داناست.
تفسیر آیه
منظور از کلمة «سوء» هرگونه بدى و زشتى است و منظور از «الجهر بالسوء من القول» هرگونه ابراز و اظهار لفظى است؛ خواه به صورت شکایت باشد یا حکایت، نفرین باشد، یا مذمّت، و غیبت. به همین دلیل از جمله آیاتى که در بحث تحریم «غیبت» به آن استدلال شده، همین آیه است، ولى مفهوم آیه منحصر به غیبت نیست و هر نوع بدگویى را شامل می‎شود.[۹۰۶]
آیة شریفه هر سخنى که موجب ناراحتى و هتک حرمت مؤمن شود، مانند: دشنام دادن، تهمت زدن و غیبت کردن را ممنوع و موجب خشم خدا دانسته است. شخصیّت مؤمن همانند جان و مال او در امان است؛ از این¬رو، خداوند اجازه نمی¬دهد کسی در بارة مؤمن بدگویی کند.
هر انسانى معمولاً نقاط ضعف پنهانى دارد که اگر بنا شود این عیوب اظهار گردد، روح بدبینى بر سراسر جامعه سایه مى‏افکند، و همکارى افراد جامعه را با یک‎دیگر مشکل می-سازد؛ از این¬رو،
[۹۰۴]. تفسیر اصفی، ص ۱۸۰.
[۹۰۵] . نساء، ۱۴۸.
________________________________________
۲۹۰
خداوند که خود «ستّار العیوب» است، دوست ندارد افراد بشر پرده‏درى کنند و عیوب مردم را فاش سازند و آبروى آنها را ببرند.
در ادامة آیه خداوند ستم‎دیده را استثنا کرده، می¬فرماید: «مگر کسى که مظلوم واقع شده» (إِلَّا مَنْ ظُلِمَ). چنین افرادی براى دفاع از خویشتن در برابر ظلمِ ظالم حق دارند اقدام به شکایت کنند و یا از مظالم و ستم‎گری¬ها آشکارا مذمّت و انتقاد و غیبت نمایند و تا حقّ خود را نگیرند و دفع ستم ننمایند از پاى ننشینند.
در حقیقت ذکر این استثنا برای آن است که حکم اخلاقى فوق مورد سوء استفادة ظالمان و ستم‎گران واقع نشود. روشن است در این¬گونه موارد نیز تنها به آن قسمت که مربوط به ظلمِ ظالم و دفاع از مظلوم است، باید اکتفا کرد.
در پایان آیه براى این¬که افرادى از این استثنا نیز سوء استفاده نکنند و به بهانة این¬که مظلوم واقع شده‏اند، عیوب مردم را بدون جهت آشکار نسازند، می¬فرماید: «خداوند سخنان را می¬شنود و از نیات آگاه است».[۹۰۷]
پیام‏های آیه
۱. افشاى عیوب مردم، به هر شکل باشد حرام است (با شعر، طنز، تصریح، تلویح، حکایت، شکایت و ...).
۲. نشانة جامعة اسلامى آن است که مظلوم بتواند با آزادى کامل، علیه ظالم فریاد بزند.
۳. تنها مظلوم، اجازه غیبت از ظالم را دارد، آن هم در مورد ظلم او، نه عیوب دیگرش.
۴. در موارد جواز افشاى عیوب، از مرز حق تجاوز نکنید، چون خداوند شنوا و داناست.[۹۰۸]
۵. هتک حرمت و برملاساختن عیب‎ها و نقایص مردم، حرام و موجب ناخشنودى خداوند است.
۶. ناخشنودى خداوند از سخنى که افشاکنندة بدی‎ها و زشتی¬هاى دیگران باشد.[۹۰۹]
إِنَّ الَّذینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا
[۹۰۶] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۱۸۴.
[۹۰۷] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۱۸۴.
[۹۰۸] . قرائتی، تفسیر نور، ج‏۲، ص.۴۲۱
________________________________________
۲۹۱
وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[۹۱۰]
کسانى که دوست دارند زشتی¬ها در میان مردمِ با ایمان شیوع یابد، در دنیا و آخرت عذابى دردناک خواهند داشت، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید!
تفسیر آیه
فحش، فحشا و فاحشه در لغت به افعال یا گفتارى گفته می¬شود که قباحت و زشتى آنها بزرگ باشد.[۹۱۱] در قرآن مجید نیز گاهى در همین معناى وسیع استعمال شده است؛ مانند:
وَ الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ؛[۹۱۲]
کسانى که از گناهان بزرگ و از اعمال زشت و قبیح اجتناب مى‏کنند.
از این¬رو، وسعتِ مفهوم آیه مورد نظر کاملاً روشن مى‏شود؛ امّا غالباً کلمة فاحشه یا فحشاء در قرآن مجید در موارد انحرافات جنسى و آلودگی¬هاى ناموسى به‎کار رفته است.[۹۱۳]
انسان موجودی اجتماعى است و جامعة بزرگى که در آن زندگى مى‏کند به منزلة خانه اوست. از این رو، پاکى جامعه به پاکى او کمک مى‏کند و آلودگى آن به آلودگی‎اش. در اسلام با هر کارى که فضای جامعه را آلوده کند به‎شدّت مبارزه شده است. به همین دلیل در اسلام گناهانی مانند غیبت حرام شمرده شده و دستور عیب¬پوشی صادر شده تا گناه جنبه عمومی و همگانی پیدا نکند.
در روایتى از امام على بن موسى الرضا(ع) مى‏خوانیم:
المذیع بالسیئة مخذول و المستتر بالسیئة مغفور له؛[۹۱۴]
کسی که گناه را نشر دهد، مخذول و مطرود است و کسی که گناه را پنهان
[۹۰۹] . هاشمی رفسنجانی و محقّقان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، تفسیر راهنما، ج۴، ص۹۷.
[۹۱۰] . نور، ۱۹.
[۹۱۱] . راغب، مفردات، ص۶۲۶.
[۹۱۲] . شورى، ۳۷.
[۹۱۳] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص۴۰۴.
________________________________________
۲۹۲
مى‏کند، مشمول آمرزش الهى است.
اصولاً گناه همانند آتش است، هنگامى که در نقطه‏اى از جامعه این آتش روشن شود، باید سعى و تلاش کرد که آتش خاموش شود و یا دست کم محاصره گردد؛ امّا اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه‏اى به نقطة دیگر ببریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسى قادر به کنترل آن نخواهد بود. افزون بر آن، عظمت گناه در نظر عموم مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‎ها، خود سدّ بزرگى در برابر فساد است. اشاعة فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق این سد را مى‏شکند، گناه را کوچک مى‏کند، و آلودگى به آن را ساده مى‏نماید.
در حدیثى از پیامبر اسلام)ص) مى‏خوانیم:
من أذاع فاحشة کان کمبتدئها؛[۹۱۵]
کسى که کار زشتى را نشر دهد، همانند کسى است که آن را در آغاز انجام داده.
در حدیث دیگرى نقل شده است که مردى خدمت امام موسى بن جعفر۷ آمد و عرض کرد: فدایت شوم از یکى از برادران دینى کارى نقل کردند که من آن را ناخوش داشتم، از خودش پرسیدم انکار کرد در حالى که جمعى از افراد موثّق این مطلب را از او نقل کرده‏اند! امام(ع) فرمود:
کذب سمعک و بصرک عن أخیک و أن شهد عندک خمسون قسامة و قال لک قول فصدقه و کذبهم، و لا تذیعن علیه شیئا تشینه به و تهدم به روته، فتکون من الذین قال اللَّه عزّوجلّ: «إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ؛[۹۱۶]
گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن، حتّى اگر پنجاه نفر سوگند یاد کنند که او کارى کرده و او بگوید نکرده‏ام از او بپذیر و از آنها نپذیر، هرگز چیزى که مایة عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از میان مى‏برد در جامعه پخش مکن که از کسانی خواهى بود که خداوند دربارة آنها فرموده: «کسانى که دوست دارند زشتی¬ها در میان مردمِ با ایمان شیوع یابد، در دنیا و
[۹۱۴] . کلینی، کافی، ج‏۲، ص۴۲۸.
[۹۱۵] . همان، ص۳۵۶.
________________________________________
۲۹۳
آخرت عذابى دردناک خواهند داشت».[۹۱۷]
پیام‏های آیه
۱. در میان گناهان، تنها گناهى که حتّى دوست داشتن آن، گناه کبیره است، تهمت است.
۲. علاقه به ریختن آبروى دیگران، در همین دنیا کیفر دارد.
۳. کسانى که دنبال بى‏آبرو کردن دیگران هستند، نظام اسلامى باید آنها را تنبیه کند.
۴. چه بسا سرچشمه برخى از عذاب‏هاى دنیوى که نصیب ما مى‏شود، علاقه ما به بى‏آبرو کردن دیگران است.
۵. اگر علاقه به شیوع فحشا این همه خطر دارد، خود اشاعه فحشا چه کیفرى خواهد داشت؟[۹۱۸]
۶. بازى با حیثیت مؤمنان و بدنام ساختن آنان، معصیتى بزرگ و داراى فرجامى سخت و دردناک در دنیا و آخرت‏ است.
۷. علاقه و رضایت قلبى به اشاعة فحشا و افشاى آنها- حتّى بدون دست¬داشتن در این امر- ممنوع است.
۸. سیاست اسلام، مبتنى بر اهتمام به حفظ آبرو و حیثیت مؤمنان در جامعه است.
۹. انسان‏ها نسبت به پیامد و بازتاب شوم دنیوى و اخروى اشاعة فحشا در جامعه، آگاهى درست و کاملى ندارند.[۹۱۹]
احترام به مؤمن از دیدگاه روایات
۱. رسول اکرم۹ فرمود: «لا یعذّب الله أهل قریة و فیها مائة من المؤمنین، لا یعذّب الله أهل قریة و فیها خمسون من المؤمنین، لا یعذّب الله أهل قریة و فیها عشرة من المؤمنین، لا یعذّب الله أهل قریة و فیها خمسة من المؤمنین، لا یعذّب الله أهل قریة و فیها رجل واحد من المؤمنین»؛[۹۲۰]خداوند قریه و شهرى را که در آن صد نفر
[۹۱۶] . همان، ج‏۸، ص۱۴۷.
[۹۱۷] . ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص۴۰۵ ـ ۴۰۷.
[۹۱۸] . قرائتی، تفسیر نور، ج‏۸، ص:۱۶۰ و ۱۶۱.
[۹۱۹] . هاشمی رفسنجانی و محققّان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، تفسیر راهنما، ج ۱۲، ص۱۵۹.
________________________________________
۲۹۴
مؤمن باشند، عذاب نمى‏کند. خداوند قریه و شهرى را که در آن ده نفر مؤمن باشند، عذاب نمى‏کند. خداوند قریه و شهرى را که در آن پنج نفر مؤمن باشند، عذاب نمى‏کند (تا آن‎جا که فرمود:) حتّى اگر یک نفر هم مؤمن در یک آبادى زندگى کند خداوند اهل آن آبادى را عذاب نمى‏کند.
۲. روایت شده رسول خدا(ص) رو به کعبه کرد و فرمود: «مرحبا بالبیت ما أعظمک و أعظم حرمتک على الله و الله للمؤمن أعظم حرمة منک لأنّ الله حرّم منک واحدة و من المؤمن ثلاثة ماله و دمه و أن یظنّ به ظنّ السوء»؛[۹۲۱]مرحبا به تو اى خانه! چه قدر با عظمتى و چه قدر احترام دارى! به خدا سوگند، که حرمت‏ مؤمن‏ نزد خدا از حرمت تو بیشتر است؛ زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است، امّا از مؤمن سه چیز را؛: خون، مال و بدگمانى به او را.
۳. رسول اکرم۹ فرمود: «من آذى مؤمناً فقد آذانی، و من آذانی فقد آذى الله عزّوجلّ، و من آذى الله فهو ملعون فی التوراة و الإنجیل و الزبور و الفرقان»؛[۹۲۲] هرکس مؤمنى را اذیت کند، مرا اذیت کرده است و هرکس مرا اذیّت نماید، خداوند را اذیّت داده است و هرکس خداوند را اذیت کند، در تورات، انجیل، زبور و فرقان ملعون مى‏باشد.
۴. امام صادق(ع) فرمود: «المؤمن أعظم حرمة من الکعبة»؛[۹۲۳] حرمت و اعتبار مؤمن از کعبه بیشتر است.
۵. امام صادق(ع) فرمود: «لله عزّوجلّ فی بلاده خمس حرم، حرمة رسول الله۹ و حرمة آل رسول الله۹ وحرمة کتاب الله عزّوجلّ و حرمة کعبة الله و حرمة المؤمن»؛[۹۲۴] خدای عزّوجلّ
[۹۲۰] . مجلسی، بحار الانوار، ج‏۶۴، ص۷۱.
[۹۲۱] . همان.
[۹۲۲] . همان، ج‏۶۴، ص۷۲.
[۹۲۳] . همان، ص۷۱.
________________________________________
۲۹۵
در زمین برای پنج چیز حرمت و احترام قرار داده است؛ پیامبر، آل پیامبر، کتاب خدا، کعبه و مؤمن‏.
مراقبت از آبروی خویش
انسان پیش از آن¬که از دیگران انتظار داشته باشد که شخصیّت و حقوق او را محترم بشمارند و در حفظ آبروی او کوشا باشند، باید خود از آبروی خویش مواظبت نماید. آبروی انسان محترم است، همان‎گونه که جان و مال او محترم است و کسی حق ندارد آبروی خود را به خطر بیندازد. از نگاه اسلام، انسان حقّ استفادة از جان، مال و آبروی خویش را دارد؛ امّا حقّ ضایع کردن آنها را ندارد. و آبروی انسان نسبت به سایر داشته¬ها و نعمت¬های خدادادی مهم¬تر و ارزشمندتر است؛ از این‎رو، باید از آن مراقبت بیشتری شود. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «...أعراضکم‏ علیکم‏ حرام- کحرمة یومکم هذا فی شهرکم هذا- فی بلدکم هذا...»‏؛[۹۲۵] آبروهاى شما حرمت دارد؛ همان‏گونه که عید قربان در ماه ذى‏الحجّه و در سرزمین مکّه حرمت دارد. هم‎چنین از امام صادق(ع) وارد شده که از رفتارها و گفتارهایی که شما را در معرض تهمت قرار می¬دهد، پرهیز نمایید: «اتقوا مواضع‏ التهم».[۹۲۶] و نیز از آن¬ حضرت نقل شده است: «من‏ دخل موضعاً من‏ مواضع‏ التهمة فاتهم لا یلومن إلاّ نفسه»؛‏[۹۲۷] هرکس خود را در معرض تهمت قرار دهد، آن¬گاه مورد اتّهام قرار گیرد، جز خود، کسی را ملامت ننماید.
پی‎گیری لغزش¬های دیگران ممنوع
معمولا بیماردلان و اشخاص بی¬مقدار که توان رویارویی با افراد را ندارند، و فاقد منطق قوی هستند، لغزش¬های دیگران را پی‎گیری می¬کنند و دست به افشاگری می¬زنند و تلاش می-کنند با ریختن آبروی دیگران، برای خود آبرو و اعتبار کسب نمایند؛ غافل از آن¬که خود را رسوا می‎کنند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می¬فرماید:
لَا تَطْلُبُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ أَخِیهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ وَ مَنْ
[۹۲۴] . کلینی، کافی، ج‏۸، ص۱۰۷.
[۹۲۵] . حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج‏۱، ص۶۵۵.
[۹۲۶] . امام جعفرصادق(ع)، مصباح الشریعه، ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص۲۵۲.
________________________________________
۲۹۶
تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ یفْضَحْهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیتِه؛[۹۲۸]
لغزش¬های برادران ایمانی خود را پی‎گیری نکنید، هرکس به دنبال لغزش¬های برادرش باشد؛ خدا لغزش¬های او را پی‎گیری می¬کند و خدا لغزش¬های هرکس را پی‎گیری کند، رسوایش می¬کند؛ هرچند در درون خانه¬اش باشد.
برخی از افراد فاسد که در میان مردم آبرو و اعتباری ندارند، با اهداف شیطانی تلاش می-کنند دیگران را مانند خود بی¬آبرو نمایند تا کارهای خویش را در نظر دیگران توجیه نمایند. امیر مؤمنان علی(ع) در این زمینه می¬فرماید:
ذَووا العیوب یحبون إشاعة معایب الناس لیتسع لهم العذر فی معایبهم؛[۹۲۹]
عناصر معیوب و منفور دوست دارند عیوب دیگران را فاش کنند تا در عیوب خویشتن راه عذر داشته باشند.
آن حضرت این¬گونه افراد را که همواره به دنبال عیوب مردند، به مگس تشبیه نموده و فرموده:
الأشرار یتتبعون مساوی الناس و یترکون محاسنهم کما یتتبع الذباب المواضع الفاسده؛[۹۳۰]
افراد فاسد و شرور به دنبال کشف و پخش عیوب مردمند، و مانند مگس همواره به دنبال مواضع فاسد می¬گردند و هرگز زیبایی¬ها و محسّنات را نمی‌بینند.
مقام معظّم رهبری، حضرت آیةالله خامنه‎ای در بارة افشای عیوب دیگران می¬فرماید:
به هرکسى ممکن است یک اتّهامى وارد شود. تا وقتى که از طریق قانونى جرمی ثابت نشده است، نه در خود قوّه، نه در بیرون قوّه، نه در تریبون‎ها و منبرهاى رسمى، نه در وسایل ارتباط جمعى، کسى حق ندارد آبروى یک مسلمانى را ببرد...بعضى اوقات انسان مى‌بیند روى قوّة‌ قضائیه فشار مى‌آورند که آقا افشا کنید. نه آقا، هیچ لزومى ندارد افشا کردن. در موارد خاصّى، بله،
[۹۲۷] . صدوق، امالی، ص ۴۹۷.
[۹۲۸] . کلینی، کافی، ‌ج ۲، ص ۳۵۴.
[۹۲۹] . آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، تصحیح مصطفی درایتی، ص۴۲۱.
________________________________________
۲۹۷
شارع مقدّس مشخّصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات‎شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصّى است، مال همه‎جا نیست... چون وقتى گفتید: متّهم است، افکار عمومى تفکیک نمی¬کند بین متّهمى که هیچ گناهى نکرده است، با آن کسى که شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ ... حتّى اگر چنانچه فرض کنیم یک نفرى جرمى هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچّة این آدم که دارد مدرسه می¬رود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدّتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ نخیر، کسى نباید این‎جور عمل کند... افکار عمومى از این مسئله چه لذّتى می¬برد؟ براى افکار عمومى چه فایده‌اى دارد که بداند زیدى، عمروى، بکرى متّهم به فلان عمل خلافى است؟[۹۳۱]
[۹۳۰] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ‏۲۰، ص ۲۶۹.
________________________________________
۲۹۸
تواضع
ابوالفضل یغمایی
واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین؛[۹۳۲]
بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‎کنند بگستر.
مفهوم‎شناسی
تواضع در لغت به معنای فروتنی کردن، خود را کوچک یا کم مایه نشان دادن به نشانة احترام به مخاطب است. و به معنای خود را نیست انگاشتن در برابر خداوند نیز آمده است[۹۳۳] و در اصطلاح علم اخلاق، شکستگی و فروتنی نفس است؛ به‎گونه‎ای که برای خود هیچ برتری و امتیازی بر دیگران قائل نبوده، در رفتار و گفتار، دیگران را بزرگ و گرامی دارد.[۹۳۴]
تفسیر آیه
به کسانی که به تو ایمان آورده‎اند بپرداز و آنان را دور خود جمع کن و پر و بال رأفت و رحمت برایشان بگستران؛ آن‎چنان که طیور جوجه‎های خود را زیر پر و بال می‎گیرند. این تعبیر، کنایه از تواضع همراه با مهربانی و عطوفت است. منظور از پیروی نیز در این‎جا اطاعت است.[۹۳۵]
پیام‎های آیه
۱. تواضع در برابر یاران و پیروان و زیردستان، از صفات لازم برای رهبر و مبلّغ است.
[۹۳۱] . بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با مسئولان قوّه قضائیّه،۶/۴/۹۰.
[۹۳۲]. شعراء، ۲۱۵.
[۹۳۳]. انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج ۳، ص ۱۹۸.
[۹۳۴]. نراقی، جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۹۴.
________________________________________
۲۹۹
۲. در اهمیّت تواضع همین بس که خداوند پیامبر را به آن فرمان می‎دهد.
۳. مؤمنان به قدری مقام دارند که رسول الله۹ مأمور به فروتنی در برابر آنان می‎شود.
۴. تواضع تنها با زبان نیست، فروتنی در عمل نیز لازم است (واخفض جناحک).[۹۳۶]
ارزش تواضع
تواضع از صفات شریف و ملکات کریم است و اخبار و روایات در ارزش آن بسیار است که برخی از آنها را بیان می‎کنیم.
در برخی از روایات، خداوند تواضع را زمینة پذیرش عبادات قرار داده است؛ چنان‎که در حدیث قدسی به حضرت موسی(ع) وحی کرد: «من نماز کسی را که از برای عظمت من تواضع کند و بر مخلوقات من تکبّر ننماید، قبول می‎کنم».[۹۳۷]
برخی از روایات، رفعت و برتری انسان را مشروط به تواضع و فروتنی دانسته است؛ چنان‎که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «هیچ‎کس تواضع نکرد، مگر این‎که خداوند او را بلند گردانید».[۹۳۸]
بر اساس برخی از احادیث حلاوت عبادت در تواضع نهفته است. روزی حضرت رسول اکرم(ص) به اصحاب خود فرمود: «چرا من حلاوت عبادت را در شما نمی‎بینم؟» عرض کردند: حلاوت عبادت چیست؟ فرمود: «تواضع».[۹۳۹]
از نگاه امیرالمؤمنین علی(ع) تواضع بزرگ‎ترین عبادت شمرده شده است؛ آن حضرت فرموده است: «بر تو باد به فروتنی؛ زیرا آن از بزرگ‎ترین عبادت است».[۹۴۰]
فلسفة بعضی از عبادات تواضع دانسته شده است؛ چنان‎که حضرت امیر(ع) می‎فرماید: «نماز باعث می‎شود چهره‎های شریف و بزرگوار فروتنانه به خاک مالیده شوند و اعضاء و اندام‎های ارجمند از روی ذلّت به زمین چسبند و روزه سبب می‎شود که شکم‎ها برای اظهار خضوع و ذلّت به پشت‎ها برسند».[۹۴۱]
[۹۳۵]. طباطبائی، المیزان، ج ۱۵، ص ۳۵۹.
[۹۳۶]. قرائتی، تفسیر نور، آیة ۲۱۵، سورة شعراء.
[۹۳۷]. فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۶، ص ۲۲۰.
[۹۳۸]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۰.
[۹۳۹]. فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۶، ص ۲۲۲.
[۹۴۰]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۹.
________________________________________
۳۰۰
امام حسن عسکری۷ تواضع کننده را از صدّیقان و از شیعیان دانسته، می‎فرماید: «هرکس در دنیا برای برادر مؤمن خود تواضع کند، او در نزد خدا از جملة صدّیقان است و حقّاً که او از شیعیان علیّ بن ابی‎طالب۷ است».[۹۴۲]
موارد تواضع
تواضع و فروتنی که خود را کوچک کردن یا کوچک نشان دادن است، موارد فراوان دارد که به بعضی از آنها تصریح شده است:
۱. فروتنی آن است که از مجلس به جایی کمتر از مقام و موقعیّت خود راضی باشی (التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه).[۹۴۳]
۲. فروتنی آن است که به هر کس برخوردی، سلام کنی (التواضع... و إن تسلّم علی من لقیت).[۹۴۴]
۳. فروتنی آن است که مشاجره را رها کنی، هرچند حق با تو باشد.[۹۴۵]
۴. با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو رفتار شود (لمّا سئل عن حدّ التواضع، إن تعطی الناس من نفسک ما تحب أن یعطوک مثله).[۹۴۶]
۵. انسان را از فروتنی همین بس که اندازة خود را بشناسد (حسب المرء من تواضعه معرفته بقدره).[۹۴۷]
۶. فروتن آن است که خودنمایی و شهرت‎طلبی را دوست نداشته باشد (ثلاث هن رأس التواضع... ویکره الریاء وسمعه).[۹۴۸]
۷. فروتن آن است که دوست نداشته باشد او را به پرهیزگاری بستایند.[۹۴۹]
[۹۴۱]. نهج‎البلاغه، خطبة ۱، ص ۱۹۲.
[۹۴۲]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۷.
[۹۴۳]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۰.
[۹۴۴]. همان.
[۹۴۵]. همان.
[۹۴۶]. کلینی، کافی، ج ۲، ص ۱۲۴.
[۹۴۷]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۰.
[۹۴۸]. فاضل، کنز العمّال، ص ۵۷۲۴.
________________________________________
۳۰۱
۸. خریدن کالا و حمل کردن آن به خانه برای خانواده.[۹۵۰]
۹. کارهای معمولی و جزئی را خود انجام دادن، چون وصله کردن پیراهن و پینه کردن کفش و دوشیدن شیر و با اعضای خانواده بلکه با دیگران هم‎غذا شدن و روی زمین نشستن و... .[۹۵۱]
تواضع آری، ذلّت نه
در اخلاق بیان شده که نیکویی هر صفتی در وسط بودن و تعادل آن است و دو طرف افراط و تفریط آن، هلاک کننده است. بنابراین تواضع، حدّ وسط است و طرف افراط آن، صفت کبر است و طرف تفریطش، ذلّت و پستی است. پس همچنان‎که تکبّر مذموم است، ذلّت و خواری هم مذموم است. و برای مؤمن جایز نیست که خود را ذلیل و خوار کند. مثلاً دانشمندی که مشغول تدریس است، اگر پینه‎دوزی یا بزّازی وارد شود و او درس را به احترامش ترک کند و از جا برخیزد و او را در کنار خود قرار دهد و با او به گفت‎وگو نشیند و موقع رفتن، همراه او برود و او را بدرقه نماید، وی از راه مستقیم تجاوز کرده، خود را خوار کرده است.[۹۵۲]
این عالم، پس از تدریس می‎تواند در کنار او باشد و به وی مهربانی نماید، اگر حاجتی دارد و در توان اوست برآورده سازد، نه این‎که خود را بیش از اندازه و در انظار شاگردان کوچک نماید.
آثار تواضع از دیدگاه قرآن و روایات
۱. تواضع در برابر حق، سبب قرار گرفتن انسان در زمرة نیکوکاران است.[۹۵۳]
۲. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرکه بتواند لباس زیبا بپوشد، امّا از سر فروتنی این کار را نکند، خداوند جامة کرامت بر او بپوشاند».[۹۵۴]
۳. برخورداری از روحیّة تواضع در برابر خدا، مایة ایمان به آیات الهی است.[۹۵۵]
۴. تواضع برخی از مسیحیان عصر بعثت، مایة حق‎پذیری آنان شد.[۹۵۶]
[۹۴۹]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۸.
[۹۵۰]. ورّام، تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۲۰۱.
[۹۵۱]. صدوق، ثواب الاعمال، ج ۱، ص ۲۱۳۳.
[۹۵۲]. نراقی، معراج السعاده، ص ۲۶۷.
[۹۵۳]. مائده، ۸۲ ـ ۸۴.
[۹۵۴]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۴۲۵.
[۹۵۵]. سجده، ۱۵.
________________________________________
۳۰۲
۵. تواضع در برابر مؤمنان، مایة جلب محبّت خداوند می‎شود.[۹۵۷]
۶. برخورد کریمانه در برابر گفتار جاهلانة افراد نادان، برخاسته از روح فروتنی است.[۹۵۸]
۷. امام علی(ع) فرمود: «فروتنی، زیور شرافت خانوادگی است».[۹۵۹]
۸. امام علی(ع) فرمود:« فروتنی باعث انتشار فضایل می‎شود».[۹۶۰]
۹. امام علی(ع) فرمود: «ثمرة فروتنی، دوستی است و ثمرة تکبّر، ناسزا (شنیدن) است» (ثمرة التواضع المحبة الثمرة أکبر المسبّة).[۹۶۱]
۱۰. امام علی(ع) فرمود: «فروتنی، به تو سلامت می‎بخشد» (التواضع یکسبک السلامة).[۹۶۲]
۱۱. امام علی(ع) فرمود: «فروتنی، جامة ابهّت بر قامت تو می‎پوشاند» (التواضع یکسوک المهابة).[۹۶۳]
۱۲. امام علی(ع) فرمود: «هر کس دلش برای خدا کرنش کند، بدنش از طاعت خدا خسته نمی‎شود» (من تواضع قلبه لله لم یسأم بدنه من طاعة الله).[۹۶۴]
۱۳. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خدای متعال به من وحی فرمود که فروتن باشید، هیچ‎کس بر دیگری فخر نفروشد و احدی به دیگری زورگویی و تجاوز نکند» (تواضعوا حتّی لایبغی أحد علی أحد).[۹۶۵]
[۹۵۶]. مائده، ۸۲ ـ ۸۳.
[۹۵۷]. مائده، ۵۴.
[۹۵۸]. فرقان، ۶۳.
[۹۵۹]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۰.
[۹۶۰]. آمدی، غرر الحکم، ج ۱، ص ۷۸.
[۹۶۱]. همان.
[۹۶۲]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۰.
[۹۶۳]. همان، ج ۷۷، ص ۲۸۷.
[۹۶۴]. همان.
________________________________________
۳۰۳
۱۴. امام کاظم(ع)فرمود: «همانا زراعت در خاک می‎روید و روی تخته سنگ نمی‎روید. حکمت نیز چنین است. دل شخص فروتن آباد می‎شود، ولی دل انسان متکبّر آباد نمی‎شود؛ زیرا خداوند فروتنی را ابزار خرد قرار داده است و تکبّر را ابزار نابخردی» (إنّ الزرع بنبت فی السهل ولا ینبت فی الصفا فکذلک الحکمة تعمر فی قلب المتواضع ولا تعمر فی قلب المتکبر الجبّار لأن الله جعل التواضع آلة العقل وجعل التکبّر من آلة الجهل).[۹۶۶]
راه‎های دست‎یابی به تواضع
۱. پاکی دل
امام علی(ع) فرمود: «برای رسیدن به فروتنی جز از سلامت سینه (و دل پاک) کمک نتوان گرفت».[۹۶۷]
۲. علم
امام علی(ع) فرمود: «فروتنی، ثمرة دانایی است».[۹۶۸] از قدیم گفته‎اند: درخت پر بار، سر به زیر است.
۳. یاد عظمت خدا
امام علی(ع) فرمود: «سزاوار نیست کسی که بزرگی خدا را می‎شناسد خود را بزرگ شمارد؛ زیرا رفعت و بزرگی کسانی که عظمت خدا را می‎شناسند در این است که در برابر او فروتن و متواضع باشند».[۹۶۹]
امام علی(ع) فرمود: «در شگفتم از آدمیزاد، که آغازش نطفه‎ای است و فرجامش لاشه‎ای و در این میان انبان نجاست و با این احوال، تکبّر می‎ورزد».[۹۷۰]
۴. توجه به ریشه‎های شکل‎گیری شخصیّت
[۹۶۵]. فاضل، کنز العمّال، ش ۵۷۲۲.
[۹۶۶]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۱۲.
[۹۶۷]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۷.
[۹۶۸]. آمدی، غرر الحکم.
[۹۶۹]. نهج‎البلاغه، خطبة ۱۴۷.
________________________________________
۳۰۴
امام صادق(ع) فرمود: «هیچ مردی تکبّر نکرد، مگر به سبب احساس خواری و حقارتی که در خود یافت».[۹۷۱]
۵. کارهای خود و خانواده را انجام دادن
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «به راستی که خوش دارم مرد با خوش‎حالی و افتخار چیزی را با دست خودش برای خانواده ببرد و بدین وسیله کبر را از خود دور کند».[۹۷۲]
و امام صادق(ع) فرمود: «هرکه خودش جامه‎اش را وصله کند و کفشش را پینه زند و کالایش را حمل کند، هر آینه از کبر به دور است».[۹۷۳]
در برابر چه کسانی تواضع نکنیم؟
۱. کافران معاند و محارب.[۹۷۴]
۲. متکبّران.
۳. ثروتمندان به خاطر ثروتشان.[۹۷۵]
۴. کسانی که آشکارا گناه می‎کنند.[۹۷۶]
و از موارد استثنایی گذشته،[۹۷۷] به همه می‎توان بلکه لازم است فروتنی شود، که از میان همه، خدا،[۹۷۸] پیامبر۹،[۹۷۹] امامان(ع)، پدر و مادر[۹۸۰] و استاد[۹۸۱] از ویژگی خاصّی برخوردارند.
[۹۷۰]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۳۴.
[۹۷۱]. ورّام، تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۲۰۱.
[۹۷۲]. صدوق، ثواب الاعمال، ج ۱، ص ۲۱۳.
[۹۷۳]. مائده، ۵۴.
[۹۷۴]. کلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۱۲.
[۹۷۵]. امام علی(ع) فرمود: «کسی که به ثروتمندی به خاطر ثروتش فروتنی کند دو سوم دینش را از دست داده است» (میزان الحکمه، باب تواضع و نهج‎البلاغه، حکمت ۲۴۸).
[۹۷۶]. عاملی، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۳۱.
[۹۷۷]. لقمان، ۱۸.
[۹۷۸]. هود، ۳.
[۹۷۹]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۳۲.
[۹۸۰]. اسراء، ۲۴.
________________________________________
۳۰۴
مؤمنان[۹۸۲] به‎طور کلّی و آنها که همیشه یا گاهی با انسان همراهند چون زن و فرزند[۹۸۳] یا مهمان[۹۸۴] و هم‎سفر[۹۸۵] نیز باید در برابرشان تواضع داشت.
حکایت
۱. احترام به پدر و پسر
پدر و پسری از برادران مؤمن امیرالمؤمنین علی(ع) خدمت ایشان رسیدند. حضرت برایشان بلند شد و با احترام آن دو را در بالای مجلس نشاند و خود مقابل آنها نشست. سپس دستور داد غذایی آوردند و آن دو، غذا خوردند. پس از غذا قنبر (غلام حضرت علی(ع) ) آفتابه و لگنی چوبی و حوله‎ای برای خشک کردن دست‎هایشان آورد و جلو آمد که روی دست مرد آب بریزد. امیرالمؤمنین(ع) از جا پرید و آفتابه را گرفت تا بر روی دست مرد آب بریزد، امّا مرد خودش را به خاک افکند و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! خدا مرا ببیند که شما روی دست من آب می‎ریزید؟ حضرت فرمود: «بنشین و بشوی؛ زیرا خداوند عزّوجلّ تو را می‎بیند که برادرت که بر تو امتیاز و فضیلتی ندارد خدمتت می‎کند و قصدش از این خدمت آن است که خداوند در بهشت ده برابر جمعیّت دنیا عطایش فرماید». مرد نشست و علی(ع) به او فرمود: «تو را به بزرگی حقّ من که تو آن را شناختی و حرمتش را به‎جای آوردی و برای خدا فروتنی کردی تا جایی که خداوند در برابر آن این پاداش را به تو داد که مرا مأمور کرد تا جامة تشریف خدمت خود را بر قامت تو بپوشانم سوگند می‎دهم که وقتی دستانت را می‎شویم کاملاً آسوده باشی، همان‎گونه که اگر قنبر به دستت آب می‎ریخت». مرد اطاعت کرد. وقتی حضرت دست او را شست، آفتابه را به محمّد بن حنفیه (پسرش) داد و فرمود: «فرزندم! اگر این پسر بدون پدرش بر من وارد می‎شد، خودم دستش را می‎شستم، امّا خداوند عزّوجلّ خوش ندارد که وقتی پدر و پسری در یک جا جمع باشند میان آنها برابری نهند؛ بلکه باید پدر روی دست پدر آب بریزد و پسر روی دست پسر آب بریزد». محمّد بر دست پسر آن مرد آب ریخت. امام حسن عسکری۷ فرمود: «کسی که در این زمینه (تواضع) از علی(ع) پیروی کند، شیعة حقیقی است».[۹۸۶]
[۹۸۱]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، ص ۴۱.
[۹۸۲]. حجر، ۸۸.
[۹۸۳]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸.
[۹۸۴]. همان، ج ۷۲، ص ۱۱۸.
[۹۸۵]. قمی، سفینة البحار، ج ۲، ص ۵۷۸.
________________________________________
۳۰۶
۲. اکتفا به یک نوع غذا
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) پنج‎شنبه شبی برای افطار در مسجد قبا بود. فرمود: «آیا نوشیدنی هست؟» اوس بن خولی انصاری قدحی دوغ آمیخته به عسل خدمت حضرت آورد. چون پیامبر۹ آن را در دهان گذاشت و چشید، از نوشیدن خودداری کرد، فرمود: اینها دو نوشیدنی است که با یکی از آنها از دیگری بی‎نیازی حاصل می‎شود. من این را نمی‎آشامم، ولی تحریم هم نمی‎کنم، بلکه برای خدا فروتنی می‎کنم».
۳. تواضع امام رضا(ع)
روزی حضرت علیّ بن موسی الرضا(ع) به حمّام رفت. در حمّام فردی که امام را نمی‎شناخت از ایشان تقاضا کرد تا آن حضرت بر بدن او کیسه بکشد. امام رضا(ع) بی‎درنگ برخاست و به بدن او کیسه کشید. پس از دقایقی برخورد محترمانه افرادی که در حمّام بودند با آن حضرت، موجب شد که آن شخص امام(ع) را بشناسد، همان دم با کمال شرمندگی از امام(ع) عذرخواهی کرد؛ امام رضا(ع) دست از کار نکشید و با کمال میل به کیسه کشیدن خود ادامه داد.[۹۸۷]
۴. در کنار جذامی‎ها
در مدینه چند بیمار جذامی بودند. مردم با تنفّر و وحشت از آنها دوری می‎کردند. این بی‎چارگان بیش از آن اندازه که از لحاظ جسمی از بیماری خود رنج می‎بردند، از لحاظ روحی از تنفّر و انزجار مردم رنج می‎کشیدند و چون می‎دیدند دیگران از آنها تنفّر دارند، خودشان با هم نشست و برخاست می‎کردند. یک روز هنگامی که دور هم نشسته بودند و غذا می‎خوردند، امام سجّاد۷ از آن‎جا عبور کرد. آنها امام(ع) را به سر سفره خود دعوت کردند. امام(ع) معذرت خواست و فرمود: «من روزه دارم. اگر چنین نبود از مرکب پایین می‎آمدم؛ ولی در عوض از شما تقاضا می‎کنم که فلان روز مهمان من باشید». حضرت این را گفت و رفت. روز موعود فرا رسید؛ امام(ع) دستور فرمود تا در خانه‎اش غذایی بسیار عالی بپزند. مهمانان جذامی طبق وعدة قبلی حاضر شدند. سفره‎ای محترمانه برایشان گسترده شد. آنها غذای خود را خوردند و امام سجّاد نیز در کنار همان سفره، غذای خود را صرف کرد و به هر کدام از آنها مقداری پول نیز عنایت کرد.[۹۸۸]
[۹۸۶]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۷.
[۹۸۷]. مازندرانی، مناقب آل ابی‎طالب، ج ۴، ص ۳۶۲.
________________________________________
۳۰۷
۵. امام کاظم(ع) و مرد سیاه‎پوست
روزی امام کاظم(ع)از کنار مردی سیاه‎پوست و زشت‎رو عبور کرد. حضرت به او سلام کرد و کنارش نشست و مدّتی طولانی با او گرم صحبت شد. سپس به او فرمود: برای برآورده کردن نیازهایت آماده هستم. برخی از حاضران از روی تعجّب به آن حضرت عرض کردند: ای پسر رسول خدا! شما با آن همه مقام و منزلت این‎گونه با یک سیاه‎پوست زشت‎رو صحبت می‎کنید! امام کاظم(ع)در پاسخ فرمود: «[چنین نگویید!] چرا چنین برخوردی نکنم؟ او برادر و همسایه ماست و پدر ما و او حضرت آدم است [پس در پدر مشترک هستیم] و بهترین ادیان (اسلام) میان ما و او پیوند یگانگی برقرار کرده است».[۹۸۹]
۶. پایین آمدن از منبر
ملاّ عبّاس تربتی با شیخ عبّاس قمی سابقة دوستی داشت و با هم‎دیگر صمیمی بودند. یک روز شیخ عبّاس قمی از بالای منبر، چشمش به ملاّ عبّاس می‎افتد که در گوشه‎ای از مجلس نشسته و به سخنانش گوش می‎دهد. همان وقت می‎گوید: ای مردم! جناب ملاّ عبّاس تشریف دارند از ایشان استفاده کنید و از منبر پایین می‎آید و از ملاّ عبّاس می‎خواهد که تا پایان ماه رمضان به جای ایشان منبر برود و در آن ماه، دیگر منبر نرفت.[۹۹۰]
شعر
بزرگان نکردند در خود نگاه
خدابینی از خویشتن بین مخواه
بزرگی به ناموس و گفتار نیست
بلندی به دعوی و پندار نیست
تواضع سر رفعت افرازدت
تکبّر به خاک اندر اندازدت
گرت جاه باید مکن چون خسان
به چشم حقارت نگه در کسان
چو استاده‎ای بر مقام بلند
بر افتاده گر هوشمندی مخند
بسا ایستاده در آمد زپای
که افتادگانش گرفتند جای
گرفتم که خود هستی از عیب پاک
تعنّت مکن بر من عیب‎ناک
یکی حلقه کعبه دارد به دست
یکی در خراباتی افتاده مست
[۹۸۸]. مطهّری، داستان راستان، ج ۲، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۱.
[۹۸۹]. حرّانی، تحف العقول، ص ۴۱۳.
________________________________________
۳۰۸
گر آن را بخواند، که نگذاردش؟
ور این را براند، که باز آردش؟[۹۹۱]
* * * *
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من چیستم
گر او هست حقّا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ[۹۹۲] شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
درِ نیستی کوفت تا هست شد
بلندیْت باید، تواضع گزین
که این بام را نیست سُلَّم[۹۹۳] جز این
[۹۹۰]. مختاری، سیمای فرزانگان، ج ۳، ص ۱۵۳، به نقل از: حاج شیخ عبّاس قمی مرد تقوا و فضیلت، ص ۲۸ ـ ۲۹.
[۹۹۱]. سعدی، بوستان، ص ۱۰۸.
[۹۹۲]. مروارید.