چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸ /۱۳ ربيع الثاني ۱۴۴۱

مسیر

جواد رحمانی
بنابر نظر اهل سنت، دوازدهم ربیع الاول و براساس روایت شیعه، هفدهم ربیع الاول، سالروز میلاد فرخنده پیامبر اعظم، حضرت محمد(ص) است که فاصله میان این دو تاریخ، به عنوان «هفته وحدت» نامیده شده است.

جمهوری اسلامی ایران، منادی وحدت
نام گذاری هفته وحدت، تشکیل کنفرانس ها و سمینارهای بین المللی وحدت اسلامی، و تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به فرمان مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای مدّ ظلّه العالی، بهترین شاهد گویا بر این مدعاست که جمهوری اسلامی ایران، همواره منادی راستین وحدت و اتحاد در جهان می باشد.
کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، یکی از بزرگ ترین تجلی گاه های وحدت مسلمانان و ارزنده ترین همایشِ جهانیِ دانشمندان و اندیشمندانِ مذاهب اسلامی است که همه ساله به همت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در تهران برگزار می شود.
در راستای استواری هر چه بیشتر بنای وحدت، سال ۱۳۸۶ به تدبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفت تا زمینه ای برای برقراری الفت میان قلب های پراکنده در سراسر جهان فراهم شود.
این تدبیر اندیشمندانه، آن هم در شرایطی که سیلاب های بنیان برافکن، هم بستگی و اتحاد جهانیان را نشانه گرفته بود، توانست ندای برادری و اتحاد را در دنیای اسلام طنین انداز کند.
راهکارهای ایجاد وحدت
آگاه سازی جوانان از راه کارهای ایجاد وحدت، از جمله مسائلی است که باید به طور مفصل به آن پرداخت؛ چراکه غفلت از برخی مسائل، گاه به وجود آورنده بحران هایی است که عواقب آن ممکن است باعث ایجاد شکاف و رخنه در بین گروه های مختلف، و در سطح وسیع تر، سبب ایجاد تفرقه در بین ملت ها و امت ها شود.
در اینجا به برخی از این راهکارها اشاره می کنیم:
۱. توجه به نقاط مشترک: اینکه همه انسان ها از خاک هستند، از یک پدر و مادرند، کرامت انسانی به رنگ و نژاد و لباس بستگی ندارد و... .
۲. چنگ زدن به ریسمان الهی: طبق نظر مفسران، منظور از ریسمان الهی، قرآن، کتاب و سنت، دین الهی، اطاعت از خداوند، توحید خالص، ولایت اهل بیت و... است که دراین میان، تأکید بر قرآن بیشتر است.
۳. مراجعه به سنت پیامبر و سیره اهل بیت.
۴. امر به معروف و نهی از منکر و مراعات حقوق برادری.
۵. برگزاری برنامه های عبادی گروهی، مثل دعا، نماز، نماز جماعت، نماز جمعه، مناسک حج... .
۶. ارائه پژوهش های علمی درباره نقاط اشتراک مسلمانان.
۷. مراعات حقوق اقلیت ها.
۸. زمینه سازی رهبران مذهبی از راه پدید آ وردن شعارها و نمادهای وحدت آفرین.
۹. بیان آثار و پی آمدهای بنیان افکن و خانمان سوز اختلاف های مذهبی.
۱۰. افزایش شناخت و درک متقابل از هم.
۱۱. تأکید و تمرکز بر گوهر مشترک ادیان، یعنی عرفان و معنویت.
۱۲. تحریک نکردن هم مذهبان متعصب و طرح نقاط تاریخی مشترک.
وحدت در اندیشه امام خمینی(ره)
طرح اندیشه وحدت جهان اسلام، از جمله دغدغه های فکری دیرینه و اساسی حضرت امام خمینی(ره) بود که در طول دوران فعالیت اجتماعی و سیاسی خود، چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، لحظه ای از این موضوع غفلت نکرد.
امام در سخنان خود، بارها و بارها جوانان را به عنوان امید خود مورد خطاب قرار داده و آنها را به اتحاد و همدلی دعوت می کند:
شما جوانان که امید و نوید من هستید، وحدت کلمه خود را حفظ نموده و نقشه های شوم استعمارگران را برملا سازید.[۱۲]
امام در مسئله وحدت، پیش شرط هایی را مدّنظر داشت و بر همین مبنا، جامعه را هدایت می کرد. برای آشنایی هر چه بیشتر نسل جوان با این موضوع، بخشی از مهم ترین این پیش شرط ها را از زبان فرزند ایشان، سید احمد خمینی با تلخیص ذکر می کنیم:
۱. اهتمام بیش از پیش به خودسازی و تعمیق اخلاق و ارزش های معنوی در زندگی خود و جامعه پیرامون.
۲. باورداشت و تعمیم سعه صدر و پذیرش و تحمل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه و حمایت از تشکل های سیاسی و فرهنگی ای که در اصول و مبانیِ مورد اعتقاد امت و جامعه اسلامی اتفاق نظر دارند.
۳. اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آسای وحدت در حلّ معضلات به ظاهر لاینحلِ سیاسی و اجتماعی.
۴. هوشیاری و توجه دادن به طرفین وحدت، در خصوص نقش خنّاسان و وسوسه تفرقه انگیزان.
۵. تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلافِ آرا در مبانی و اصول.
۶. احیای فرهنگ توحیدی و وحدت گرایی در جوامع اسلامی و احیای نمادها و عوامل و مظاهر وحدت.
۷. آگاهی بخشیدن به آحاد ملت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدن گذشته اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمانان در سده های اخیر.
۸. شناسایی و معرفی دشمنان اصلی و جلوگیری از دشمن تراشی های ناامیدکننده.
۹. ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفقیت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت.
۱۰. مقابله با خرافه پرستی و زدودن پیرایه های تفرقه انگیزی که به نام آداب و رسوم دینی و مذهبی از سوی مغرضان و ناآگاهان در فرهنگِ سنتی ملت ها ریشه دوانده و کوشش برای -کاهش تعصب های کورکورانه و عوامانه.
۱۱. تلاش برای یکسان سازی قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسئولان نظام مقدسی که وحدت را شعار خویش قرار داده اند.[۱۳]
هشدار!
در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، تفرقه و دودستگی میان مذاهب و ملت های اسلامی، از مسائل پیچیده و بنیان برافکنِ جوامع اسلامی بوده و همین عامل، خسارت های مادی و معنویِ جبران ناپذیری بر پیکر امت واحد اسلامی وارد کرده است.
امیر مؤمنان علی(ع) از اصحاب خود به دلیل تفرقه شان گلایه می کند و می فرماید: «به خدا سوگند! این واقعیت قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حقّ خود متفرق اید.»[۱۴] ایشان در جای دیگر می فرماید: «از پراکندگی بپرهیزید که انسانِ تنها، بهره شیطان است؛ آن گونه که گوسفندِ تنها، طعمه گرگ خواهد بود».[۱۵]
در دنیای امروز، حضور بیش از یک میلیارد مسلمان و پیشرفت و تعالیِ بی سابقه بعضی از کشورهای اسلامی، به ویژه کشور عزیزمان ایران، زنگ خطری را برای استکبار جهانی به وجود آورده است و به یقین آنها آرام نخواهند نشست. دشمنان که از آغاز ظهور اسلام از این امتِ واحد ضربه های سنگینی خورده اند، در صورت غفلت مسلمانان، از اختلاف های آنان سود خواهند جست و به آن دامن خواهند زد.
دوری از اسلام اصیل و قرآن کریم، تعصب و لجاجت بدون برهان و منطق، قومیت گرایی و نژادپرستی، دنیاگرایی و نیز تفرقه انگیزی قدرت های بزرگ به منظور سلطه بر مسلمانان و منابع مالی و فکری آنها را می توان بخشی از دلایل بروز اختلاف در میان مسلمانان دانست.
ضرب المثل: آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها.
کاروانی از مردمان یکی از شهرهای ایران به حاکم شکایت بردند که دو راهزن، کاروانِ صد نفریِ ما را غارت کردند. حاکم به تعجب پرسید: چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟ یکی از آنان در پاسخ گفت: «آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها».[۱۶]

 

 

منبع: گلبرگ - اسفند ۱۳۸۷ - شماره ۱۰۷ - گلبرگ اندیشه/هفته وحدت
----------------------------------
پی نوشت:
[۱۲]. صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۸.
[۱۳]. نک: آوای وحدت، با نظارت و کوشش: محمدسعید معزالدین، انتشارات مجمع جهانی قریب مذاهب اسلامی، ۱۳۷۴، چ ۱، صص ۲۴ ـ ۲۶.
[۱۴]. نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، انتشارات وجدانی، ۱۳۸۴، چ ۲، خطبه ۲۷، ص ۵۱.
[۱۵]. همان، خطبه ۱۲۷، ص ۱۷۱.
[۱۶]. علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۶۱، چ ۵، ج ۱، ص ۶۹.