مسیر

میرزا حسین نوری
۱۷ جمادی الثانی - رحلت محدث نوری
میرزا حسین نوری، محدث و رجالی بزرگ و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری به شمار می آید. او در هیجده شوال ۱۲۵۴ ق در روستای یالو، از روستاهای اطراف شهرستان نور در استان مازندران، چشم به دنیا گشود.

احیای پیاده روی زیارت امام حسین علیه السلام
یکی از سنتهایی که در زمان شیخ انصاری رواج داشت زیارت امام حسین علیه السّلام با پای پیاده بود. بسیاری از بزرگان و علما با پای پیاده به زیارت کربلا می رفتند؛ اما این سنت در زمان محدث نوری به فراموشی سپرده شده بود و از علائم فقر و نداری به شمار می آمد.
با عزم و همت محدث نوری این سنت نیز دوباره زنده شد. او چارپایانی را برای حمل بار کرایه می کرد و با پای پیاده با یاران و شاگردان خود به زیارت امام حسین علیه السّلام می رفت.
آنها مسیر نجف تا کربلا را در سه شب می پیمودند. آنها صبح و عصر راه می رفتند و نیمه روز به استراحت و صرف غذا و خواندن نماز و دعا می پرداختند.
این کار آنها بسیار مورد استقبال مردم و علما و بزرگان قرار گرفت و جمعیت فراوانی به آنها ملحق شدند که گاهی تعداد خیمه های آنها به بیش از ۳۰ خیمه بیست تا سی نفره می رسید.
اساتید
۱. فقیه فاضل ملا محمدعلی محلاتی (۱۲۳۲ـ۱۳۰۶ ق). [۱]
۲. عالم جلیل القدر شیخ عبدالرحیم بروجردی (در گذشته ۱۳۰۶ ق)، ایشان پدر زن محدث نوری نیز بود. [۲]
۳. شیخ العراقین عبدالحسین تهرانی (در گذشته ۱۲۸۶ ق.). [۳]
۴. شیخ اعظم، مرتضی انصاری (۱۲۱۴ـ۱۲۸۱ ق).
۵. جمال السالکین، آخوند ملا فتح علی سلطان آبادی (۱۳۱۲ق). [۴]
۶. فقیه کبیر ملا شیخ علی خلیلی (۱۲۲۶ ـ ۱۲۷۹ق.). [۵]
۷. معزالدین سید مهدی قزوینی (۱۲۲۲ ـ ۱۳۰۰ ق.). [۶]
۸. میرزا محمد هاشم خوانساری (۱۲۳۵ ـ ۱۳۱۸ ق). [۷]
۹. آیت الله حاج ملا علی کنی (۱۲۲۰ـ۱۳۰۶ ق). [۸]
۱۰. میرزای شیرازی (۱۳۱۲ ق).
آثار ماندگار
آثار نوری با ملاحظه ترتیب در تاریخ تألیف، چنین است:
۱. مواقع النجوم، شجره نامه أی است در سلسله اجازات نوریان، و نخستین اثر او است که در ۲۱ سالگی نوشته است.
۲. نفس الرحمن فی فضائل سیدنا سلمان ، حدیثی است ازحیات سلمان فارسی و که در شهر کربلا به سال ۱۲۸۳ ق تألیف لطیف آن تمام شده است.
۳. دارالسلام، در دو جلد، درباره خواب و تعبیر خواب و.. است و جلد دوم در اخلاق و ... است که به ترتیب الفبایی و کارساز نوشته شده، و در ۱۲۹۲ ق، به زیر سایه آستان قدس عسکریین، در سرزمین سامرا تألیف آن تکمیل شده است.
۴. فصل الخطاب ... (تألیف: ۱۲۹۲ ق. در نجف، چاپ: ۱۲۹۸ ق.).
۵. معالم العبر (تألیف: ۱۲۹۶ ق. در شهر سامرّاء).
۶. میزان السماء (تألیف: ۱۲۹۹ ق. تهران).
۷. کلمه طیّبه: (تألیف: ۱۳۰۱ ق. چاپ نخست: بمبئی ۱۳۵۲ ق، در ۶۱۶ صفحه).
۸. جنّه المأوی: (تألیف:۱۳۰۲ ق) تصنیفی است در مقام مهدی (عج) و با سوز فراق حضرت یار ـ روحی فداه ـ.
۹. فیض القدسی: (تألیف: ۱۳۰۲ ق، سامرّاء) اولین کتاب مستند و معتبر در خصوص زندگانی علامه مجلسی است. این کتاب چندی پیش به قلم مترجم معاصر حجه الاسلام سید جعفر نبوی به فارسی ترجمه و منتشر شد.
۱۰. بدر مشعسع: (تألیف: ۱۳۰۸ ق.) در شرح حال فرزندان موسی مبرقع پسر امام جواد ـ علیه السّلام ـ است که همراه با تقریظ و تأیید میرزای بزرگ چاپ شد.
۱۱. کشف الاستار (۱۳۱۸ ق.) پرتوی است از حُسن دل انگیز حضرت مهدی ـ روحی فداه ـ [۹]
۱۲. صحیفه ثانیه علویّه (۱۳۰۳ ق.)
۱۳. صحیفه اربعه سجادیّه.
۱۴. سلامه المرصاد (۱۳۱۷ ق.).
۱۵. مستدرک مزار بحار.
۱۶. حاشیه بر منتهی المقال.
۱۷. ظلمات الهاویه در معایب معاویه و ...
۱۸. نجم الثاقب (۱۳۰۳ ق) پر انتشارترین کتاب محدث نوری.
۱۹. موالید الائمّه.
۲۰. شاخه طوبی.
۲۱. دیوان شعر محدّث نوری که با نام «مولودیّه» چاپ شده است.
۲۲. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل.
۲۳. لؤلؤ و مرجان (۱۳۱۹ ق.)
۲۴. تحیّه الزائر، از متون زیارتی است.
۲۵. تقریرات بحث استادش شیخ العراقین.
۲۶. تقریرات درس استاد دیگرش میرزای بزرگ.
۲۷. اربعونیّات، همان که در حاشیه کلمه طیّبه چاپ شده است.
۲۸. اخبار حفظ القرآن.
۲۹. رساله ای در شرح حال مولی ابی الحسن شریف عاملی فتونی که در ۱۲۷۶ ق نوشته است.
۳۰. کشکول، گلستانی که گلبرگ های گوناگونی را شامل می شود.
۳۱. حواشی بر توضیح المقال حاج ملا علی کنی که در آخر رجال ابی علی چاپ شده است.
۳۲. رساله فارسی در جواب به شبهات فصل الخطاب و در ردّ تحریف قرآن مجید. تذکر این نکته ضروری است که علاوه بر کتاب القرآن در ضمن مستدرک الوسائل، محدث نوری سه کتاب دیگر نیز در علوم قرآنی نوشته است و بی گمان با چشم پوشی از هر کدام از این چهار کتاب، قضاوت در حق نوری و او را متهّم به تحریف کردن، ناقص و ناروا خواهد بود.
۳۳. ترجمه جلد دوم دارالسلام به فارسی.
۳۴. اجوبه المسائل.
۳۵. حواشی بر رجال ابی علی که نیمه تمام مانده و غیر از شماره ۳۱ می باشد.
۳۶. فهرست کتابخانه بی نظیر خویش که به ترتیب الفبایی نوشته شده و در مقدمه اش به تفصیل در خصوص کتاب و نویسندگی سخن گفته است. [۱۰]
۳۷. نامه ها و اجازه نامه ها و اعلامیّه ها. اگر در کتابی گردآوری شود گنجینه گرانبهایی را تشکیل خواهد داد. بیش از ده نامه از محدث نوری که در جواب نامه های میر حامد حسین هندی نویسنده اثر گران سنگ «عبقات الانوار» نوشته شده است در مجلّه نور علم البته بخشهای بریده ای از آنها چاپ شد. [۱۱]
و بسیاری از نامه ها و ... که در لابه لای کتابها و ... پراکنده اند.
خوشبختانه آثار محدث نوری ـ بجز سه یا چهار کتاب ـ بارها چاپ شده و بسیاری از کتابها از عربی به فارسی و از فارسی به عربی ترجمه و منتشر شده اند. بتازگی کتاب نجم الثاقب از فارسی به عربی و در دو جلد بزرگ ترجمه گشت و انتشار یافت، پس از آن، چندی پیش نیز شاهد انتشار جلد ۱۹ مستدرک الوسائل (جزء اوّل از خاتمه مستدرک) گشتیم که به کوشش مؤسسه آل البیت تحقیق و به بازار کتاب عرضه شد.
شاگردان
بسیاری از بزرگان به افتخار شاگردی نوری نایل شده و از انفاس قدسی او بهره مند گشته و از خرمن خلوص او خوشه چینی و از دریاهای دانش او دانش اندوزی کرده اند. ما با نام بعضی از آن بزرگمردان به کتاب خود زینت می بخشیم:
۱. شیخ آقا بزرگ تهرانی.
۲. حاج شیخ عباس قمی.
۳. مصلح مجاهد آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (۱۲۹۴ـ ۱۳۷۳ ق).
۴. اندیشمند نامی آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین عاملی (۱۲۹۰ ـ ۱۳۷۷ ق.).
۵. شیخ اسماعیل اصفهانی.
۶. شیخ مرتضی بن محمد عاملی.
۷. سید جمال الدین عاملی اصفهانی.
۸. حاج شیخ محمدباقر بیرجندی (۱۲۷۶ ـ ۱۳۵۲ ق.) مؤلف کبریت احمر.
۹. حاج شیخ علی اکبر نهاوندی.
۱۰. حاج شیخ علی زاهد قمی (۱۲۷۳ ـ ۱۳۷۱ ق.).
۱۱. حاج شیخ محمدتقی قمی.
۱۲. عارف واصل آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.
۱۳. حاج میرزا ابوالفضل تهرانی معروف به کلانتری نوری و نویسنده «شفاء الصدور فی زیاره العاشورا».
۱۴. شیخ جعفر نوری نجمی.
۱۵. سید علم الهدی نقوی کابلی (متولّد ۱۲۸۸ ق) نویسنده «دستورالمل للنسوان».
۱۶. آقا میرزا محمد تهرانی (متولّد ۱۲۸۱ ق).
۱۷. شیخ مهدی نوری فرزند میرزا هادی نوری، برادر زاده محدث نوری.
۱۸. شیخ جلیل محمدحسن آل کبه (۱۲۶۹ ـ ۱۳۳۳ ق).
۱۹. صدر الاسلام حاج میرزا علی اکبر همدانی معروف به دبیر که ابوالمکارم هم خوانده می شود.
۲۰. مرحوم حاج میرزا محمد ارباب قمی (۱۲۷۳ ـ ۱۳۴۱ ق).
۲۱. شیخ علی اکبر همدانی (۱۲۷۰ ـ ۱۳۲۵ ق) نویسنده ناسخ التفاسیر. [۱۲]
۲۲. پسر خواهرش و دامادش شیخ شهید، آیت الله شیخ فضل الله نوری (۱۲۹۵ ـ ۱۳۲۷ ق).
۲۳. آیت الله شیخ محمدتقی بافقی (۱۲۹۲ ـ ۱۳۲۵ ق) [۱۳]
صدور اجازنامه
در طول صد و پنجاه سال و اندی که در عصر حاضر بر تاریخ حدیث شیعه گذشته است کمتر «اجازه نامه روایی» یافت می شود که نام نوری زینت بخش آن نباشد. همین است که او را با نام «خاتمه المحدّثین» و سرآمد نوریان، معروف ساخته است. محدّث نوری «شیخ روایتی» بسیاری از دانشوران نامی است که از بابت نمونه علمای زیر نام برده می شود:
۱. آیت الله سید محسن امین عاملی (۱۲۸۴ ـ ۱۳۷۱ ق) نویسنده اعیان الشیعه و ... .
۲. آیت الله میرزای نائینی (متوفای ۱۳۵۵ ق).
۳. حاج شیخ محمدهادی بیرجندی (۱۲۷۷ ـ ۱۳۶۶ ق) معروف به هادوی و متخلص به «هادی».
۴. حاج شیخ محمدباقر همدانی (متوفای ۱۳۳۳ ق) از شاگردان عارف نامی ملا حسینقلی همدانی.
۵. فدا حسین کهنویی مشهور به نظیر حسن] (متولد ۱۲۷۸ ق).
۶. منیرالدین بروجردی (۱۲۶۹ ـ ۱۳۴۱ ق.) نوه دختری میرزای قمی (صاحب «قوانین الاصول»).
۷. علاّمه مجاهد حاج شیخ محمد جواد بلاغی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۵۲ ق) نویسنده تفسیر آلاء الرحمن.
۸. شیخ محمد علی کچویی اردستانی (متوفای حدود ۱۳۳۵ ق).
۹. سید ابوطالب شیرازی.
۱۰. حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، (متولد حدود ۱۲۷۶ ـ ۱۳۵۵ ق).
۱۱. سید ابومحمد حسن صدرالدین موسوی کاظمینی، نویسنده «تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام».
۱۲. سید هبة الدین شهرستانی، نویسنده «الهیئه و الاسلام».
۱۳. سید شمس الدین محمود حسینی مرعشی (۱۲۶۰ ـ ۱۳۳۸ ق).
۱۴. شریف الاسلام سید اسماعیل مرعشی نجفی نویسنده قانونچه در علم طب.
۱۵. حاج میرزا علی حسینی مرعشی شهرستانی، شارح وجیزه شیخ بهایی در علم حدیث شناسی.
۱۶. شیخ محمد حرزالدین نجفی نویسنده معارف الرجال.
۱۷. شیخ مهدی حکمی قمی مشهور به پایین شهری.
۱۸. حاج میرزا حسن علیاری تبریزی فرزند حاج ملا علی علیاری سردرودی.
۱۹. حاج شیخ عبدالنبی نوری تهرانی.
۲۰. آقا ضیاءالدین عراقی (متوفی ۱۳۶۱ ق). [۱۴]
وفات
آخرین زیارت کربلای محدث نوری در سال ۱۳۱۹ هجری بود.
آن سال را سال حج اکبر می نامیدند. در آن سال عید نوروز و جمعه و عید قربان مصادف شده بود و جمعیت فراوانی به حج رفته بودند.
در آن سال در شهر مکه بیماری وبا افتاد و جمع زیادی هلاک شدند.
محدث نوری در مسیر برگشت از کربلا به نجف، همیشه سواره برمی گشت، اما در آن سال به درخواست یکی از دوستان تصمیم به پیاده برگشتن گرفت.
بر اثر گرمای شدید غذای آنان فاسد شده و همه مسموم شدند. محدث نوری بعد از آن حادثه سخت بیمار شده و بعد از برگشتن به نجف بعد از عمری خدمت به علوم محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلّم در شب چهارشنبه ۲۷ جمادی الثانیه سال ۱۳۲۰ هجری جان به جان آفرین تسلیم نمود.
بعد از انتشار خبر فوت محدث نوری شهر نجف یکپارچه عزادار شد و جمع عظیمی از مردم و علمای بزرگ به تشییع جنازه او حاضر شدند و بدن شریفش را در صحن مطهر حرم حضرت امیرمؤمنان علی علیه السّلام در باب قبله دفن نمودند.
واقعه عجیب از محدث نوری
از وقایع عجیب پیرامون این مرد بزرگ آنکه: زمانیکه پس از ۷ سال همسر محدث نوری وفات نمود و خواستند او را در کنار شوهرش دفن کنند، بدن محدث نوری نمایان شد و همه دیدند که بدن شریف او صحیح و سالم است گویا ساعتی بیش نیست که به خوابی آرام فرو رفته است.
عناوین مرتبط
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (کتاب)

 

پی نوشت:
۱.خاتمه مستدرک الوسائل، محدّث نوری، چاپ قدیم سه جلدی، ج ۳، ص ۸۷۷.
۲.خاتمه مستدرک الوسائل، محدّث نوری، چاپ قدیم سه جلدی، ج ۳، ص ۸۷۷.
۳.خاتمه مستدرک الوسائل، محدّث نوری، چاپ قدیم سه جلدی، فائده سوم.
۴.کیهان اندیشه (۱۳۷۱)؛ ش ۴۵، ص ۶۹ ـ ۷۹.
۵.ماضی النجف و حاضرها، آل محبوبه، ج ۲، ص ۲۳۹، چاپ بیروت.
۶.احسن الودیعه، اعتماد السلطنه، ج ۱، ص ۸۹، چاپ بغداد، ۱۳۴۸ ق.
۷.احسن الودیعه، اعتماد السلطنه، ج ۱، ص ۱۴۱.
۸.احسن الودیعه، اعتماد السلطنه، ج ۱، ص ۱۰۱.
۹.کشف الاستار، محدث نوری، چاپ دوم، قم ۱۴۰۰ ق، ص ۲۴۶، آنجا و در مقدمه کتاب هم حدیثی از حیات محدّث نوری آمده است.
۱۰.در خصوص آثار محدث، علاوه بر نقباء البشر، ج ۲، ص ۵۴۹ و جلدهای مختلف «الذریعه» مراجعه شود به فیض قدسی، مقدمه مترجم.
۱۱.مجلّه نور علم، ش مسلسل ۴۸، دوره چهارم، ش ۱۲، (آذر و دی ۱۳۷۱) ص ۸۶ ـ ۱۰۸؛ فیض قدسی، با ترجمه سید جعفر نبوی، ص ۳۷ ـ۴۰؛ چاپ اول، ۱۳۷۴، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
۱۲.زندگینامه این بزرگان را در مصادر زیر می توان یافت: نفس الرحمن، ص ۱۴؛ معارف الرجال، ج ۱، ص ۲۷۱؛ نقباء البشر، ج ۲، ص ۵۴۶ و ج ۴، ص ۱۶۰۱؛ حماسه حسینی، ج ۱، ص ۱۳؛ و هدیه الرازی الی الامام المجدد الشیرازی و ریحانه الادب.
۱۳.دانشنامه جهان اسلام، حرف ب، جزوه چهارم، ص ۶۲۳، چاپ اول.
۱۴.مشجرّه مواقع النجوم، محدث نوری، ص ۲۰، از منشورات کتابخانه نجفی مرعشی؛ الذریعه، ج ۱، ص ۱۸۱ و ... ؛ علماء معاصرین، واعظ خیابانی تبریزی، ص ۲۱۳، دائره المعارف تشیّع، ج ۲، ص ۶۵ ، ج ۴، ص ۵۶۸ و ...