پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹ /۱۸ ذو القعدة ۱۴۴۱

مسیر

۱۷ جمادی الثانی - رحلت محدث نوری
میرزا حسین نوری، محدث و رجالی بزرگ و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری به شمار می آید. او در هیجده شوال ۱۲۵۴ ق در روستای یالو، از روستاهای اطراف شهرستان نور در استان مازندران، چشم به دنیا گشود.
میرزا حسین نوری

میرزا حسین نوری، محدث و رجالی بزرگ و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری به شمار می آید. او در هیجده شوال ۱۲۵۴ ق در روستای یالو، از روستاهای اطراف شهرستان نور در استان مازندران، چشم به دنیا گشود.
دوران کودکی
هنوز هشت سال او تمام نشده بود که غبار یتیمی بر چهره او نشست و پدر بزرگوار خود را که از علمای آن سامان بود، از دست داد. حسین در خانواده ای اهل علم به دنیا آمده بود. لذا علاقه ای وافر به علم و دانش و سلسله جلیل روحانیت داشت. از همان کودکی به درس فقیه بزرگ آن دیار، مولا محمد علی محلاتی، رفت و علم و دانش را از محضر آن عالم بزرگ فرا گرفت.
دوران جوانی
میرزا در آغاز جوانی به شهر تهران سفر کرد تا از علمای بزرگ آن شهر نیز بهره مند گردد. او در مجلس درس عالم جلیل شیخ عبدالرحیم بروجردی حاضر شد و از خرمن علم و دانش آن دانشمند بزرگ خوشه چید.
ازدواج
محدث نوری با دختر استاد خود شیخ عبدالرحیم بروجردی ازدواج کرد.
وی با وصلت با خانواده ای روحانی و اهل علم، شرایط را برای پیشرفتهای بزرگ علمی خود مهیا ساخت، چرا که همسر او در خانواده ای اهل علم تربیت شده بود و می توانست شریک و همراهی مهربان برای همسر دانشمند خود باشد.
سفرها:
 سفر به عراق

علامه نوری در سال ۱۲۷۳ هجری یعنی در ۱۹ سالگی عازم نجف اشرف شد. او که رونق علم و دانش را در آن شهر دیده بود تصمیم به اقامت در حوزه علمیه بزرگ نجف گرفت تا از مجلس علمای بزرگ آن حوزه نیز بهره مند گردد.
او چهار سال در آن شهر ماند و پس از آن به ایران بازگشت. محدث نوری که تشنه علوم و معارف آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین بود و حوزه علمیه بزرگ و پر رونق نجف و کربلا را در آن زمان دیده بود یکسال بیشتر نتوانست در ایران باقی بماند و در سال ۱۲۷۸ هجری دوباره به عراق بازگشت. وی در شهر کربلا به محضر درس عالم بزرگ شیخ عبدالحسین تهرانی مشهور به شیخ العراقین رفت و سفری به شهر کاظمین داشت که مدت دو سال در آنجا ماند. وی مسافرتهای فراوان دیگری نیز انجام داد.
سفر حج
محدث نوری در سال ۱۲۸۰ هجری در ۲۶ سالگی به حج مشرف شد و به زیارت خانه خدا و ائمه معصومین بقیع و حرم رسول الله صلوات الله علیهم اجمعین در مدینه نایل آمد.
 دیگر هجرت ها
او به نجف اشرف بازگشت و در درس دانشمند فرزانه، شیخ مرتضی انصاری حاضر شد، اما چند ماهی بیش فرصت استفاده از آن عالم بزرگ را نیافت چرا که شیخ انصاری در سال ۱۲۸۱ هجری وفات یافت.
محدث نوری در سال ۱۲۸۴ به قصد زیارت امام رضا علیه السّلام عازم مشهد مقدس شد و به ایران آمد.
دو سال بعد در سال ۱۲۸۶ به عراق بازگشت که در آن سال استاد بزرگش شیخ عبد الحسین تهرانی نیز وفات کرد.
شیخ عبد الحسین تهرانی اولین کسی بود که به محدث نوری اجازه روایت داده بود.
محدث نوری پس از آن، دوباره به زیارت خانه خدا رفت و بعد از بازگشت به عراق، پای درس میرزای شیرازی حاضر شد.
چون میرزای شیرازی در سال ۱۲۹۱ به سامرا مهاجرت کرد و قصد اقامت در آن شهر نمود محدث نوری نیز در سال بعد همراه دیگر استادش فتحعلی سلطان آبادی و دامادش شیخ فضل الله نوری به سامرا مهاجرت کرد تا از محضر استاد خود میرزای شیرازی بهره برد.
بعد از آن دوباره توفیق زیارت خانه خدا و سپس در سال ۱۲۹۷ زیارت امام رضا علیه السّلام در مشهد مقدس نصیبش شده در سال ۱۲۹۹ نیز برای چهارمین و آخرین بار به زیارت خانه خدا مشرف شد و بعد از آن به سامرا بازگشت و تا سال ۱۳۱۲ در آن شهر باقی ماند و ملازم استاد خود میرزای شیرازی شد.
محدث نوری در سال ۱۳۱۴، دو سال پس از وفات میرزای شیرازی، به نجف اشرف بازگشت و تا آخر عمر در آن شهر باقی ماند.
شخصیت علمی
محدث نوری یکی از کم نظیرترین چهره های علمی است که در این عصر پا به عرصه وجود نهاد. او نشانه ای از نشانه های الهی بود و شگفتی های فراوانی در نهادش نهفته بود. محدث نوری از دانشمندان بزرگی بود که در میان علمای شیعه درخشید و عمر ارزشمند خود را صرف خدمت به دین و مذهب نمود. حیات او صفحه ای نورانی از اعمال صالح بود و با تالیفات گرانقدر خود جاودانگی را برای همیشه به یادگار نهاد و همه نویسندگان و مورخان را ملزم به اعتراف به فضل و دانش خود کرد.
علامه نوری عمر خود را وقف خدمت به علم کرد و غیر از بحث و جستجو و تحقیق به چیز دیگری نپرداخت. اخبار و روایات گوناگون را جمع آوری کرد و احادیث مختلف را هماهنگ ساخت و آثار پراکنده را به نظم درآورد و توفیق و یاری و خواست خداوند هم به همراه او بود.
هر بیننده ای با نظر به نوشته های محدث نوری می یابد که خداوند او را مشمول الطاف خاص و عنایت خود قرار داده و گنجینه ای گران بها را برایش نگه داشته بود که حتی علمای بزرگ قبل و قدمای اصحاب نیز به آنها دست نیافته بودند.
گویا خداوند او را برای حفظ آثار و سخنان گهربار آل محمد علیهم السّلام آفریده است «ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم».
برنامه زندگی
محدث نوری (اعلی الله مقامه) پیوسته ملتزم به وظایف شرعی بود و برای هر ساعتی از شبانه روز برنامه ای داشت که از آن تخلف نمی کرد.
شاگردش آقا بزرگ تهرانی برنامه زندگی وی در نجف اشرف را این گونه بیان می فرماید:
زمان نوشتن وی بعد از نماز عصر تا هنگام غروب بود و زمان مطالعه وی بعد از نماز عشا تا هنگام خواب بود.
او همیشه با وضو می خوابید و شب ها هم کم می خوابید، دو ساعت قبل از طلوع فجر بیدار می شد و وضو می گرفت. یک ساعت قبل از طلوع فجر به حرم حضرت امیرمؤمنان علی علیه السّلام مشرف می شد و این برنامه در زمستان و تابستان ادامه داشت.
او پشت «در قبله» می رفت و نماز شب می خواند تا سید داود نائب، کلید دار حرم، می آمد و در را باز می کرد و محدث نوری اولین کسی بود که وارد حرم می شد.
او به سید داود در روشن کردن چراغهای حرم کمک می کرد آنگاه بالای سر ضریح حضرت می ایستاد و زیارت می خواند. بعد از طلوع فجر نماز صبح را به جماعت اقامه می کرد و تا هنگام طلوع خورشید به تعقیبات نماز و دعا می پرداخت.
بعد از آن به کتابخانه بزرگ خود می رفت. آن کتابخانه شامل هزاران جلد کتاب نفیس و نسخه های خطی ارزشمند و گران بها و کم نظیر و یا منحصر به فرد بود. او به جز به هنگام ضرورت از کتابخانه خارج نمی شد. بعد از ساعتی برخی از شاگردانش مانند علامه شیخ علی بن ابراهیم قمی و شیخ عباس قمی، صاحب مفاتیح الجنان و مولی محمدتقی قمی برای تصحیح و مقابله و نگارش و یا نسخه برداری به کمک او می آمدند.
بعد از پایان کار کمی غذا می خورد و استراحت می کرد و بعد، نماز ظهر را در اول وقت می خواند و بعد از نماز عصر، دوباره همان برنامه را ادامه می داد.
روزهای جمعه برنامه او تغییر می کرد. صبحها بعد از آنکه از حرم باز می گشت به مطالعه برای منبر می پرداخت و یک ساعت بعد از طلوع خورشید به مجلس عمومی خود می رفت و سخنانی بلیغ و گهربار افاده می کرد.
او سعی بر آن داشت تا هر چه بالای منبر می گوید یقینی باشد و مطالب مشکوک را مطرح نمی کرد و هنگام ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السّلام اشک بر محاسن شریفش جاری می شد.
بعد از مجلس به مستحبات روز جمعه مانند کوتاه کردن ناخن و شارب و غسل روز جمعه و دعاها و آداب و مستحبات دیگر می پرداخت. عصر روز جمعه هم چیزی نمی نوشت و به حرم می رفت و مشغول انجام زیارت و دعاهای وارده می شد و این برنامه ایشان تا هنگام وفات ادامه داشت.
 

ادامه دارد...