مسیر

مرتضي وافي

پيش گفتار

هر مكتبي پيامي براي جامعه دارد و مردم را به پذيرش آن فرامي خواند و در اين جهت از روش هاي ويژه اي بهره مي جويد كه بااهداف اصلي آن مكتب وابسته است. تمامي پيامبران از حضرت آدم(ع) تا منجي بشريت حضرت خاتم(ص) از جانب خداوند مبعوث شدندتا انسان را از ظلمت و جهل به نور علم و هدايت و از تنگناي طبيعت به وادي بي انتهاي معنويت و از ظلم و شقاوت به عدل وكرامت و از پرستش بت ها به عبادت خدا و از اطاعت اغيار و اشراربه استجابت اوليا و رسولان رهنمون شوند. پيام الهي پيامبران رابا توجه به شرايط اجتماعي و فرهنگي جوامع بر سه محور توحيد،نبوت و معاد پايه گذاري شده است. وجه تمايز اين دعوت ها دركيفيت بيان آن محورها و تبيين مسايل فرعي مطابق فهم و شعورمردم است. گرچه روش تبليغي هر يك از پيامبران داراي ارزش ويژه خود مي باشد.

اما در اين نوشتار تنها به شيوه هاي تبليغي پيامبر خاتم(ص)خواهيم پرداخت.

عرب پيش از اسلام

در آغاز به طور اختصار وضع جهان عرب و وقايع تاريخي و اجتماعي عرب جاهليت را از نظر مي گذرانيم.

جملات كوتاه و گهربار اميرالمؤمنين(ع) تا حدودي روشنگر اخلاق وروحيات جامعه عرب پيش از اسلام و شاهد زنده اي بر انحطاط فكري وفساد اخلاقي آنان است. (۱) ايشان مي فرمايند:

خداوند، محمد(ص) را بيم دهنده جهانيان و امين وحي و كتاب خودمبعوث كرد و شما گروه عرب در بدترين آيين و پست ترين جاها به سر مي برديد. در ميان سنگلاخ ها و مارها اقامت داشتيد، آب هاي لجن آلود مي آشاميديد و غذاهاي خشن (مانند آرد هسته خرما وسوسمار) مي خورديد و خون يكديگر را مي ريختيد. و از خويشاوندان دوري مي كرديد.

بت ها در ميان شما برپا بود و از گناهان اجتناب نمي كرديد. (۲)

قرآن نيز اين موضوع را گوشزد و مي فرمايد:

(و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذكم منها). (۳)

جريان «اسعدبن زراره » نيز مي تواند روشن گر بسياري از نقاطزندگي مردم حجاز باشد. (۴)

رسول گرامي(ص) در پاسخ به پرسش او دوآيه زير را تلاوت فرمودند. دقت در معناي اين آيات به خوبي وضع آن دوران را روشن مي سازد.

(قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركوا به شيئا وبالوالدين احسانا ولا تقتلوا اولادكم من املاق نحن نرزقكم واياهم ولا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ولا تقتلواالنفس التي حرم الله الا بالحق ذلكم وصاكم به لعلكم تعقلون ولاتقربوا مال اليتيم الا بالتي هي احسن حتي يبلغ اشده و اوفواالكيل والميزان بالقسط لا نكلف نفسا الا وسعها و اذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذا قربي و بعهد الله اوفوا ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون. (۵)

مضمون هاي اين دو آيه گواه بر اين است كه تمامي اين خصلت هاي ناروا دامن گير توده عرب بود و براي همين جهت رسول خدا(ص) نخست اين دو آيه را تلاوت كرد تا اهداف رسالتش معلوم شود. (۶)

تفكر اعراب در باره خداوند و معاد بسيار خرافي و افسانه پرستي بسيار رايج بود. زن ضعيف بود و تحقير و مظلوم واقع مي شد.

آنان قبايلي پراكنده و ملتي خموش و راكد بودند. (۷) نه از علم ومذهب در بين آنان نشاني بود (۸) و نه از سواد بهره اي برده بودند. (۹)

در چنين جامعه اي پيامبر گرامي اسلام(ص) مبعوث گشت. او عرب را ازتاريكي ها به سوي نور هدايت كرد. و از آنان امتي پديد آورد كه از گمنامي به سوي شهرت و از سستي به سوي بيداري و از پستي به سوي فراز رفتند. و هنوز يك قرن نگذشته بود كه يك پاي در هند ويك پاي ديگر در اندلس نهادند. (۱۰)

عوامل موفقيت تبليغي پيامبر(ص)

قبل از بررسي روش هاي تبليغ، به شناسايي عواملي كه موجب توفيق پيامبر گرامي اسلام(ص) شد، مي پردازيم: اولين ركن مهم در تبليغ پيامبر(ص) ويژگي هاي برتر پيام ايشان بود.

معارف برتر

اگر محتواي پيام رسول خدا(ص) داراي اين ويژگي ها نبود، حتي درصورت وجود زمينه مساعد، تبليغ يك تلاش كور و بي حاصل بود.

اين ويژگي ها عبارتند از:

اول: قابليت اثبات و استدلال

پيامبر(ص) پيام خويش را با منطق و استدلال بيان مي فرمود. معارف ديني زمينه پذيرش عقلي داشت و ابهام ها و تاريكي ها را از اذهان مي زدود.

دوم: هم سويي با احساسات عالي

اقناع احساسات متعالي از سوي اسلام موجب شد تا افراد به سهولت در راه هدف هاي مكتب فداكاري كنند و جان هايشان را ضامن اجراي احكام مكتب قرار دهند.

سوم:هماهنگي با نيازهاي بشر

هماهنگي معارف ديني با نيازهاي فطري و طبيعي بشر باعث شد تانه تنها وحي آسماني را عقل ها بپذيرند، بلكه در عمق روح بشر هم رسوخ كند هم چنان كه قرآن مي فرمايد: (و يخرون للاذقان يبكون ويزيدهم خشوعا). (۱۱)

شناخت دقيق و همه جانبه مخاطبين

از اصول مهم تربيتي واقع بيني است. در هر تبليغ كارآمد در آغازبايد ويژگي هاي مخاطب را به خوبي شناخت. آن گاه با رفع موانع وبه كارگيري عوامل مؤثر و مراقبت مستمر زمينه پيشرفت معارف ديني را فراهم آورد.

پيامبر گرامي(ص) در ميان عرب رشد و نمو كرده، با اوضاع جامعه آشنا و از معيارها و امور مورد توجه آن ها باخبر بود.

همين امر باعث شد تا پيامبر(ص) بتواند زمينه مناسب بيان مطالب خود را مهيا كنند.

در اين جا به پاره اي از روش هايي كه پيامبر(ص) به كار بست تابتواند در مخاطب زمينه مساعدي به وجود آورد، اشاره مي شود.

مهمترين آن ها عبارتند از:

اول: شناخت ظرفيت مخاطبين و آمادگي مخاطبين

بايد دانست كه همه مخاطبين از آن چنان ظرفيتي برخوردار نيستندكه در وهله نخست به دعوت، پاسخ مثبت دهند. پيامبر نيز با توجه به همين نكته اقدام به تبليغ فرمود. اذيت و آزارهاي فراوان رابه جان خريد و از دعوت به اسلام دست بر نداشت. (۱۲) همچنين افراداز ظرفيت ها و استعدادهاي متفاوتي بهره مندند. لذا پيامبرگرامي(ص) با عنايت كامل به ميزان پذيرش و استعداد هر فرد،دعوت خود را ابلاغ مي فرمودند. تبليغي كه از انعطاف برخوردارنباشد، ناكارآمد و خستگي آور است. پيامبر گرامي در اين باره مي فرمايند:

«امرنا معاشر الانبياء ان نكلم الناس بقدر عقولهم ». (۱۳)

دوم: ارتباط سازنده با همه اقشار و جاذبه قوي

حضرت رسول(ص) با اقشار و همه گروه هاي سني ارتباط داشت.

دعوت پيامبر(ص) پير و جوان، زن و مرد، فقير و غني، باسواد وبي سواد، را شامل مي شد.

قرآن در اين باره مي فرمايد:

(رحمه للعالمين); (۱۴)

(هدي للناس) (۱۵) ;

(كافه للناس); (۱۶)

(للعالمين نذيرا). (۱۷)

سوم: استفاده از روش هاي مناسب

روش هدايت پيامبر(ص) براي همه گروه ها و طبقات يكسان نبوده وهر گروه يا فردي را به شيوه اي خاص دعوت مي فرمود. گاه فردي بايك جرقه هدايت مي شد و گاه موج و تلاطمي شديد براي دعوت، ضرورت داشت. براي دعوت اهل كتاب، بر مشتركات تاكيد و كافران را به تفكر و تامل و خردورزي دعوت مي فرمود.

چهارم: توجه به نيازهاي بشري، زمينه مناسب ابلاغ

هر فرد آن هنگام تعادل و توازن خويش را باز مي يابد كه نيازهاي جسمي و روحي او تامين شده باشد.

قرآن مي فرمايد:

(فليعبدوا رب هذا البيت الذي اطعمهم من جوع و امنهم من خوف). (۱۸)

اين آيه شاهد بر اين مطلب است كه خداوند با عنايت به رفع دو نياز طبيعي بشر امر به پرستش مي كند در متون اسلامي نيزاين نكته مورد توجه قرار گرفته است. اميرالمؤمنين(ع)مي فرمايد:

«ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا فاتوها من قبل شهوتها واقبالها فان القلب اذا اكره عمي ». (۱۹)

قلب آدمي داراي (دو حالت) در ميل و رغبت و اكراه و تنفر است.

از در ميل و رغبت آن وارد شويد چرا كه روح و روان آدمي وقتي چيزي را ناخوش دارد نابينا مي شود.

ويژگي هاي مبلغ

ويژگي هاي فردي پيامبر(ص) از مهم ترين عوامل توفيق حضرت به شمارمي آيد. هيچ تبليغي بالاتر از شايستگي مبلغ و عمل به گفتار خودنيست.

امام صادق(ع) در روايتي شرايطي را كه براي پيشبرد هر كاري واز جمله تبليغ دين است را چنين بر مي شمارد.

«فاذا اجتمعت النيه والقدره و التوفيق و الاصابه و هنالك تمت السعاده ». (۲۰)

هنگامي كه نيت و قدرت و توفيق و صائب بودن در عملي جمع شدندسعادت و وصول به هدف حاصل شده است. اگر چه اين ويژگي ها تمام وكمال در پيامبر(ص) بوده است، براي آشنايي كامل شرح بيشتري رامي آوريم.

آگاهي و تبليغ عالمانه

پيامبر(ص) براي تبليغ اسلام وحي الهي را مي شناخت و به تمام زواياي آن آگاهي داشت. بدون تكيه بر اين و آن، سخنانش رامي گفت و هيچ گاه از ظن و گمان هاي پوچ پيروي نمي كرد. قرآن نيزمي فرمايد:

(ولا تقف ما ليس لك به علم...). (۲۱)

و قرآن گواه صدق و درستي گفتار را برهان و دليل مي داند ومي فرمايد: (قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين). (۲۲)

اميرالمؤمنين علي(ع) در اين باره مي فرمايد:

«عليكم بالدرايات لا بالروايات ». (۲۳)

آيت و بينش و دقت را فرا روي خود قرار دهيد نه نقل قول هاي بررسي نشده را.

باور و ايمان مبلغ

آن چه در تمام مراحل تبليغ مدد كار حضرت بود، باور قلبي او به هدفش بود. بالاترين عامل توفيق تبليغي پيامبر(ص) استقامت وپشتكار او است كه از ايمان و باور او به هدف مقدسش نشات گرفته است.

عمل به گفتار

پيامبر(ص) همواره، بيش از همه به دستورات ديني كه آن را ابلاغ مي فرمود، عمل مي كرد. با اين روش هم اطمينان و اعتماد مخاطب راجلب مي كرد و هم ثابت مي نمود كه عمل به دستورات ديني كار مشكلي نيست.

علاوه بر اين اگر سخن از فردي عامل باشد بر قلب و جان اثرمي گذارد. هم چنان كه فرموده اند:

«ان الكلام اذا خرج من القلب دخل في القلب و اذا خرج من اللسان لم يتجاوز الاذان ».

مدارا و ملايمت در ابلاغ

يكي از عواملي كه پيامبر را موفق كرد خلق نيكو و رفتار پر ازعطوفت آن حضرت بود. ايشان پيام را با نرمي و مدارا تبليغ مي كرد، لذا جاذبه و كشش بيشتري در ميان مخاطبان داشت. قرآن دراين باره مي فرمايد:

(فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوامن حولك...). (۲۴)

در جايي كه اساس و مباني دين ثابت است، نرمش مي تواند در موفقيت تبليغ مؤثر باشد. به همين جهت وقتي پيامبر(ص)، امير مومنان(ع) و معاذ را براي تبليغ به يمن روانه مي سازد مي فرمايد:

«انطلقا فبشرا ولا تنفرا و يسرا ولا تعسرا» (۲۵)

مردم را مژده و بشارت دهيد و آن ها را از خود مرانيد، بر آن هاسهل و آسان بگيريد نه سخت و دشوار.

و حضرت صادق(ع) نيز مي فرمايد:

«فرغبوا الناس في دينكم » (۲۶)

«مردم را در دين و عقايد خود «ترغيب و تشويق » نماييد».

خيرخواهي براي مردم

قرآن شريف در وصف پيامبر(ص) مي فرمايد:

(لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين روف رحيم). (۲۷)

تواضع

خداوند در اولين دستور براي آشكار كردن دعوت به پيامبر(ص)مي فرمايد:

(و انذر عشيرتك الاقربين و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين). (۲۸)

«نخست خويشاوندان نزديك را انذار كن، آن گاه پر و بال رحمت رابر تمام پيروان با ايمانت به تواضع بگستران ». اين فروتني وعدم ابراز انانيت و منيت از روش هاي مهم تبليغي پيامبر محسوب مي شود.

ابلاغ مرحله اي و گام به گام

اگر پيامبر(ص) تمام مطالب را يك باره با مخاطبين خود در ميان مي گذاشت هرگز نمي توانست انتظار نتيجه اي داشته باشد. ايشان همواره مي فرمودند كه نمي توان در وهله نخست تكاليف بزرگ را بردوش مخاطبين نهاد. حتي دستورات شرعي هم به تدريج ابلاغ شده چنان كه فرمودند:

«يا علي ان هذا الدين متين فاوعل فيه برفق و... ان المنبت لاظهرا ابقي ولا ارضا قطع ».

«اي علي، اين دين، دين متيني است پس در آن به آرامي وارد شو،و بدان، كسي كه افراط و زياده روي كند نه راهي را مي پيمايد نه پشتي براي خود باقي مي گذارد».

پشتكار و اراده

پيامبر(ص) پس از آن كه پيام توحيد خويش را به گوش مردم رساندهيچ گونه سازشي در اين مسير را روا ندانست.

استقامت و تداوم آموزش و نظارت مستمر باعث موفقيت پيامبر(ص)شد. او در تمام لحظات زندگاني لحظه اي از تاكيد بر رسالت خويش غافل نشد.

صبر و سعه صدر

آن چه باعث شد تا پيام نبي اكرم(ص) نفوذ بيشتري داشته باشدسعه صدر ايشان بود. پيامبر(ص) بسياري از راه ها را با نيروي صبر پيمود و در راه تبليغ از حربه صبر و استقامت بهره برد.

خداي متعال در قرآن مي فرمايد:

(لتبلون في اموالكم و انفسكم و لتسمعن من الذين اوتواالكتاب من قبلكم و من الذين اشركوا اذي كثيرا و ان تصبروا و تتقوافان ذلك من عزم الا مور). (۲۹)

يقينا شما با مال و جان آزمايش خواهيد شد. و از كساني كه پيش از شما كتاب آسماني بر آن ها نازل شد و از مشركان زخم زبان خواهيد شنيد، و اگر صبر و تقوا پيشه كنيد، يقينا چنين چيزي سبب قوت اراده در كارها است.

در تمام مواردي كه قرآن دعوت به صبر فرموده است، در باره دين بوده است.

ويژگي هاي سلبي پيامبر(ص)

دوري از تكلف:

پيامبر(ص) در راه رساندن وحي الهي از هر گونه تكلفي به دوربود. همين امر باعث مي شد تا فهم مطالب بر مردم آسان گشته، باآغوش باز پذيراي مسايل دين باشند، ايشان در اين باره مي فرمودند:

«نحن معاشر الانبياء و الاولياء براء من التكلف ». (۳۰)

«ما گروه پيامبران از تكلف به دور هستيم ».

پرهيز از تعصبات قومي و فاميلي

يكي از ويژگي هاي پيامبر(ص) در تبليغ دين، اين بود كه در قيدگرايش هاي خويشي و گروهي و قومي اسير نگشت. همين آزادگي ازوابستگي ها باعث شد تا نبي اكرم(ص) بتواند حقيقت را آن طور كه شايسته است به گوش مخاطبان برساند. (۳۱)

پرهيز از شتابزدگي

از اصول مهمي كه پيامبر(ص) در دوران بيست و سه ساله تبليغش رعايت مي فرمود، اين بود كه هرگز كاري را بدون طرح و ارزيابي دقيق انجام نمي داد. بلكه با دقت و ژرف انديشي، موقعيت وامكانات را سنجيده آنگاه به آن كار اقدام مي نمود. صلح حديبيه يكي از اين موارد بود كه نتايج بسيار پرارزشي را به دنبال داشت.

عوامل بيروني توفيق تبليغي پيامبر(ص)

پيامبر(ص) با شناخت روحيات مخاطبين خود شيوه هاي گوناگوني براي تبليغ داشت كه آن را ارائه مي داد. بعضي از اين شيوه ها عبارتنداز:

حكمت

برخي افراد داراي روحيه اي منطقي هستند و مسايل را جز از راه برهان و استدلال و فكر نمي پذيرند اينان را نمي توان با انگيزش ويا مهار احساسات به راه آورد. پيامبر(ص) نيز چنين شيوه اي رادر بعضي موارد به كار مي بست. قرآن نيز روش دعوت پيامبر(ص) رااين چنين معرفي مي فرمايد:

(هوالذي بعث في الا ميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين). (۳۲)

موعظه

يكي از راه هاي دعوت و جلب قلوب، استفاده از موعظه است.

پيامبر(ص) براي جذب افرادي كه داراي احساسات و عواطفي جوشان بودند و همچنين بيداري عمومي از موعظه بهره مي بردند.

اميرالمؤمنين علي(ع) در تعريف موعظه مي فرمايند:

«المواعظ صقال النفوس و جلاء القلوب ». (۳۳)

«ثمره الوعظ الانتباه ». (۳۴)

مواعظ پيامبر(ص) عمدتا در باره تقوا، زهد، دنيا، طول امل،هواي نفس، عبرت از گذشته، اهوال مرگ و قيامت و... بوده است.

تفاوت موعظه و حكمت

حكمت تعليم و موعظه تذكار است. حكمت براي آگاهي و موعظه براي بيداري است. حكمت مبارزه با جهل و موعظه مبارزه با غفلت است.

سر و كار حكمت با عقل و فكر است و سر و كار موعظه با دل وعاطفه است. حكمت ياد مي دهد و موعظه يادآوري مي كند. حكمت برموجودي ذهن مي افزايد و موعظه ذهن را براي بهره برداري ازموجودي خود آماده مي كند، حكمت چراغ و موعظه باز كردن چشم است،حكمت براي انديشيدن است و موعظه براي به خود آمدن.

حكمت زبان عقل است و موعظه پيام روح. (۳۵)

استفاده از ابزار اقناعي در تبليغ

سخت ترين مرحله در دوران تبليغ پيامبر(ص) تغيير و تصرف درعقيده عرب ها و مشركان بود. زيرا آنان افرادي غالبا متعصب وبعضا عنود بودند. امام صادق(ع) نيز با توجه به همين نكته مي فرمايد: «ازاله الجبال اهون من ازاله القلب عن موضعه ». (۳۶)

حركت دادن كوه ها از برطرف كردن باورهاي قلبي افراد آسان تراست. پيامبر(ص) براي كسب موفقيت در امر تبليغ مواردي چند رارعايت مي فرمود:

احترام به آزادي

از آن جا كه نمي توان باور و عقيده را با زور و اكراه منتقل كرد، بايد تبليغ در جوي آرام و آزاد باشد و مخالف، فرصت اظهارعقيده را داشته باشد. پيامبر(ص) نيز اين نكته را رعايت مي فرمود. قرآن هم در اين باره مي فرمايد:

(لست عليهم بمصيطر). (۳۷)

(لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي). (۳۸)

احترام به شخصيت

پيامبر(ص) حتي اگر ناچار به مجادله بود اما هميشه از مشاجره وكوچك شمردن مخاطب احتراز مي فرمود. هرگز در اولين برخورد باورافراد را تمسخر نمي كرد. اميرمومنان(ع) نيز مي فرمايد:

«الافراط في الملامه يشب ميزان اللجاج ». (۳۹)

افراط و زياده روي در سرزنش موجب شعله ور شدن آتش عناد مي شود.

قرآن كريم نيز در باره اين نكته رواني و اخلاقي مي فرمايد:

(و قل لهم في انفسهم قولا بليغا). (۴۰)

بعضي از تفاسير آيه را اين گونه معنا مي كنند: (۴۱)

«در خلوت و تنهايي با آنان گفتاري رسا و مؤثر بگو».

تفاهم و تكيه بر مشتركات

پيامبر(ص) در سراسر دوران تبليغ خويش بحث را از جايي كه موردپذيرش طرف مقابل بود آغاز مي كرد. اين شيوه سازنده به ويژه درمواجه با اهل كتاب به كار گرفته مي شد.

بهره گيري از خطابه

يكي از ابزاري كه پيامبر(ص) در تبليغ معارف ديني و بيداري مردم از آن بهره برداري مي كرد، خطابه است.

شهيد بزرگوار آيه الله مطهري(ره) در باره خطابه و موعظه چنين گفته اند: «سر و كار خطابه نيز با احساسات است اما خطابه براي تهييج وبي تاب كردن احساسات است و موعظه براي رام كردن و تحت سلطه درآوردن. خطابه آن جا به كار مي آيد كه احساسات خمود و راكد است و موعظه آن جا ضرورت پيدا مي كند كه شهوات و احساسات خودسرانه عمل مي كند، خطابه احساسات غيرت و حميت و سلحشوري و عصبيت و شرافت و كرامت و خدمت را به جوش مي آورد و پشت سر خود جنبش و حركت ايجاد مي كند. اما موعظه جوشش ها و هيجان هاي بي جا را خاموش مي كند. خطابه زمام كار را از دست حساب گري هاي عقل خارج مي كند وبه دست توفان احساسات مي سپرد. اما موعظه توفان ها را فرومي نشاند و زمينه را براي حساب گري و دوراند÷يشي فراهم مي كند. خطابه به بيرون مي كشد و موعظه به درون مي برد...». (۴۲)

روش ها و وسايل تبليغي

هم چنان كه اشاره شد، پيامبر(ص) همواره با عنايت به توانايي وظرفيت افراد و گام به گام معارف را ابلاغ مي فرمود و خود اولين عامل به اين معارف بود. ايشان براي استقرار و رسوخ معارف درجان پيروان، تعاليم خود را بارها تكرار مي فرمود.

حضرت بياني فصيح و بليغ داشتند و معارف ديني را «ابلاغ مبين »مي كرد و با پرهيز از پرگويي كلام، نيازهاي مخاطب را در نظرمي گرفت و در هر موقعيت و فرصت مناسبي، مطالبي را كه همواره تازه و جذاب بود، بيان مي فرمودند. داستان هاي واقعي قرآن كه علاوه بر جذابيت، فوق العاده درس آموز و عبرت برانگيز است، نيزيكي از وسايل تبليغي بود كه معارف را غير مستقيم به مخاطب مي رساند.

پيامبر(ص) به عنوان بزرگ مبلغ اسلام، همواره ارتباط فردي خودرا با مخاطبين حفظ مي فرمود و در كنار آن به ارتباط جمعي كه دربرپايي شعاير ديني از قبيل نماز جمعه و جماعت و مراسم حج و... نمود مي يافت، اهتمام فراوان مي داد.

منبع: ماهنامه پيام حوزه، شماره ۲۳

-------------------------------------------------

پي نوشت ها:

۱- براي آگاهي بيشتر، رجوع كنيد به مروج الذهب، مقدمه ابن خلدون، اسلام و جاهليت و تاريخ تمدن اسلام و عرب .

۲- نهج البلاغه، خطبه ۲۶.

۳- آل عمران (۳):۱۰۳.

۴- مراجعه شود به فروغ ابديت .

۵- انعام(۶):۱۵۳ و ۱۵۱.

۶- اعلام الوري ۳۵-۴۰، و نيز «بحارالانوار» ج ۱۹، ص ۸-۱۱.

۷- توماس كار لايل.

۸- مورخ نامي غرب (مسيورنان).

۹- فتوح البلدان ابوالحسن بلاذري صص ۴۵۷ و۴۵۹.

۱۰- نقشه هاي استعمار در راه مبارزه با اسلام ص ۳۸.

۱۱- اسرا (۱۷):۱۰۷.

۱۲- فروغ ابديت، ص ۲۷۷.

۱۳- الحياه، ج ۱، ص ۱۴۶، رجال كشي، ص ۴۸۸.

۱۴- انبيا (۲۱):۱۰۷. ۱۵بقره(۲): ۱۸۵.

۱۶- سبا(۳۴): ۲۸.

۱۷- فرقان (۲۵): ۱.

۱۸- قريش(۱۰۶):۳-۴; و آيات ديگر نيز از قبيل مائده(۵): ۸۸;نور (۲۴):۵۵ .

۱۹- الحياه، ج ۱.

۲۰- ميزان الحكمه، ج ۱۰، ص ۵۹۵.

۲۱- اسرا (۱۷):۳۶.

۲۲- بقره(۲): ۱۱۱; نمل (۲۷): ۶۴.

۲۳- الحياه، ج ۱، ص ۳۵ - بحار، ج ۲، ص ۱۶۰.

۲۴- آل عمران (۳):۱۵۹.

۲۵- در ذيل آيه احزاب، ۴۵.

۲۶- وسائل الشيعه ج ۱۱، ص ۴۳۰.

۲۷- توبه(۹): ۱۲۸.

۲۸- شعرا (۲۶): ۲۱۴-۲۱۵.

۲۹- آل عمران(۳):۱۸۶.

۳۰- بحار، ج ۷۳، ص ۳۹۴.

۳۱- براي اطلاع بيشتر به ده گفتار از شهيد مطهري مراجعه كنيد.

۳۲- جمعه (۶۲):۳.

۳۳- ميزان الحكمه، ج ۱۰، ص ۵۳۹.

۳۴- ميزان الحكمه، ج ۱۰، ص ۵۳۹.

۳۵- سيري در نهج البلاغه، شهيد مطهري، ص ۱۹۴-۱۹۳.

۳۶- تحف العقول، ص ۲۶۳.

۳۷- غاشيه (۸۸): ۲۲.

۳۸- بقره (۲):۲۵۶.

۳۹- تحف العقول، ص ۸۴.

۴۰- نساء (۴):۶۳.

۴۱- تفسير روح المعاني در ذيل آيه.

۴۲- سيري در نهج البلاغه، ص ۱۹۵-۱۹۴.