جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱ /۱۴ محرم ۱۴۴۴

مسیر

کتاب سیلاب زندگی

یادداشت تبلیغی؛
 مردی پس از پنج سال زندگی مشترک، همسرش را به علت آن‌که بیشتر وقتش را بیرون از خانه می ‎گذراند، طلاق داد. این مرد، درحالی‌که به‌شدت ناراحت بود، به قاضی دادگاه خانواده گفت ...
یادداشت تبلیغی؛
مردی زن دوم گرفته بود و از زن اوّلش پنهان می‌کرد. گاهی دور از چشم همسر اوّل به منزل زن دوم می‌رفت. بعد از گذشت دو سال، زنی فتنه‌گر نزد زن اوّل آمد و گفت: آیا خبر داری که شوهرت زن دوم گرفته؟ ...
سیلاب زندگی
بعد از دو سال که از زندگی ما می‎گذشت، متوجه رابطه‏ شوهرم با منشی دفترش شدم. با نارحتی، موضوع را با او در میان گذاشتم. همسرم با تمام وقاحت گفت: «می خواهم تو را طلاق بدهم و با منشی دفترم ازدواج کنم.» در یک چشم‌ به‌هم‌زدن ...
یادداشت تبلیغی:
پنج سال پیش که دختر کوچکی بودم، مرا نامزد پسرخاله ام کردند؛ ولی من اصلاً نمی‎دانستم نامزد شده ‎ام. تا این‌که در چهارده سالگی فهمیدم که نامزد هستم؛ اما من این پسر را اصلاً دوست ندارم. هر چه به پدر و مادرم می‌گویم، به حرفم توجه نمی کنند ...
عوامل و زمينه‌های طلاق؛
عوامل و زمينه‌های طلاق؛
اختلاف سلیقه بر سر خرید مانتو، زندگی نوپای زن و شوهر جوان را به بن‌بست کشاند و تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند. این در حالی است که خانواده­ های­شان با جدایی آنان مخالف هستند. این زن و مرد جوان، پشت در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده نشسته و منتظر بودند ...
یادداشت تبلیغی:
مردی شصت‌وپنج ساله بعد از چهل‌وپنج سال زندگی مشترک با همسرش، احساس کرده زندگی‌اش تباه شده و به دادگاه خانواده رفت و خطاب به قاضی گفت: زنم سی‌وپنج سانتی­متر از من بلندتر است و به دلیل همین اختلاف، فکر می­کند خیلی از من سرتر است و دیگر مرا دوست ندارد...
... مدتی از زندگی ما می گذشت و من با خود کلنجار می‎رفتم؛ تا این‌که همسرم زبان باز کرد و گفت: «بله، قصد طلاق دارم و به اصرار پدر و مادرم با تو ازدواج کرده‌ام.» الآن فقط حسرت این را می‎خورم که ای کاش بیشتر تحقیق می‎کردم.
ارتباط در ایتا