رفتن به محتوای اصلی

گروه تولید محتوا

264 محتوا

اولین‌بار که او را دیدم از رفتار جدی و کمی خشنش یکه خوردم. با خودم فکر کردم آیا می‌توانم با چنین شخصی کار کنم؟ آخر او مدیر شرکتی بود که من به عنوان منشی قرار بود در آنجا کار کنم. من احتیاج مالی…

کسی به من ابراز احساسات نمی‌کرد؛ در حالی که من دوست داشتم از طرف دیگران تأیید شوم. دوست داشتم دیگران به من بگویند تو خیلی خوبی، تو از همه بهتری، خیلی ‌خوشگلی و از اینگونه حرف‌ها که بسیاری از خانم‌…

اختلاف سلیقه بر سر خرید مانتو، زندگی نوپای زن و شوهر جوان را به بن‌بست کشاند و تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند. این در حالی است که خانواده­ های­شان با جدایی آنان مخالف هستند. این زن و مرد جوان،…

لب‌های پُرخنده دخترکان بی‌حجابی که از کنارش رد می‌شدند، گواهی از به سخره‌گرفتن پوشش او در این گرمای وحشتناک می‌داد. گاهی هم کسی بود که متلکی بیندازد و او را به بغل دستی‌اش نشان دهد. گرمت نیست؟ این…

مأموران با شنیدن ادعاهای دختر دانشجو، به بررسی‌های تخصصی دست زدند و پی بردند «ال‌اس‌دی» یک نوع ماده مخدر سوییسی بوده و از طریق اروپا وارد ایران شده است. فریماه نیز با اطلاع از اینکه دستمال‌ها…

من همیشه موهایم را اتو می‌کردم و از دستبند و زیورآلات استفاده می‌کردم. لاک، جزء جدا نشدنی زندگی‌ام بود و جانم به کلکسیون لاک‌هایم بند بود! فکر می‌کردم اگر این کارها را نکنم، به من می‌گویند: «دختر…

مردی شصت‌وپنج ساله بعد از چهل‌وپنج سال زندگی مشترک با همسرش، احساس کرده زندگی‌اش تباه شده و به دادگاه خانواده رفت و خطاب به قاضی گفت: زنم سی‌وپنج سانتی­متر از من بلندتر است و به دلیل همین اختلاف،…

روزها می‌گذشت و من به مدرسه می‌رفتم و هر روز مدیر برای پدرم نامه می‌فرستاد و از او می­خواست که مرا بی‌حجاب به مدرسه بفرستد. فرانسه را به‌‌اصطلاح مهد آزادی می‌دانند ...

فکر می‌کردم باید بزرگ شوم و این‌چنین بود که ادای بزرگ‌ترها را در می‌آوردم و همیشه مدادی را که مشق می‌نوشتم، مانند سیگار روی لب می‌گذاشتم و کت خودم را روی دوشم می‌انداختم...

برادر یعنی آدم قلدری که به محض لباس پوشیدنت و حاضر شدنت برای بیرون رفتن از اتاقش بیرون می‌‌آید، چپ چپ نگاهت می‌کند و با صدای بلند که مادر هم از آشپزخانه بشنود، می‌گوید: «خانم باز با این سر و وضع…