شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ /۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۳

مسیر

یادداشت تبلیغی؛
دفاع مقدس پیش از آنکه دفاع باشد فرهنگ و مکتب جهادی درس آموز فراتر از زمان و مکانی است که در آن اتفاق افتاده و این حقیقت، زمانی قابل فهم خواهد بودکه دفاع مقدس همانگونه که بوده مورد تحلیل قرار بگیرد، ازهمین رو به تحلیل اجمالی ده خصوصیت دفاع مقدس می پردازیم؛

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| ۱۰خصوصیت استثنائی هشت سال دفاع مقدس 

(ده خصوصیت استثنائی که هشت سال دفاع مقدس را به فرهنگ جاودانه تبدیل کرد)

هرچند جنگ به دلیل این که ماهیتی خون و خون ریزی، کشت وکشتار دارد امر ناپسند و ناخو شایندی است و به هیچ وجه تقدس ندارد ولی دفاع هشت ساله رزمندگان جمهوری اسلامی ایران دربرابر جنگ تحمیلی دولت حزب بعث عراق به دلیل داشتن خصوصیت ویژگی استثنایی نه تنها از قداست، نورانیت و معنویت برخوردار بوده بلکه نامی و عنوانی جز(دفاع مقدس) زیبنده آن نخواهد بود، چراکه دفاع مقدس پیش از آنکه دفاع باشد فرهنگ و مکتب جهادی درس آموز فراتر از زمان و مکانی است که در آن اتفاق افتاده است و این حقیقت، زمانی قابل فهم خواهد بود که دفاع مقدس همانگونه که بوده مورد تحلیل  قرار بگیرد، ازهمین رو به تحلیل اجمالی ده خصوصیت دفاع مقدس می پردازیم؛ 

۱-((نصرت الهی رمز پیروزی))
نخستین خصوصیت معنوی که از آغاز تاپایان جنگ در متن دفاع مقدس وجود داشت ((نصرت الهی وامدادغیبی)) بود، چرا که اگر توان و موقعیت سیاسی و نظامی، و امنیتی ایران و نیز توان و موقعیت نظامی، سیاسی عراق را در آغاز جنگ به درستی ملاحظه و مقایسه کنیم با همه وجود می یابیم آنچه که ایران را در برابر تجاوز و جنگ تحمیلی در برابر عراق هشت سال نگه داشت و اجازه نداد عراق به هیچ یک ازاهدافش دست پیدا کند فقط نصرت الهی و امداد غیبی و ایمان به آیه( ۷) سوره محمد( إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ ویثبت اقدامکم) بوده است وگرنه با برتری نظامی که عراق در برابر ایران داشت می توانست تمام خوزستان را که مورد نظرش بود اشغال نماید و ضمیمه خاکش نماید و انقلاب اسلامی را که ۱۹ماه بیشتر ازعمرش نمی گذشت را ساقط نماید برای این که:

اولا: در ابتدای جنگ هرچند نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران بزرگتر بود ولی عراق نیز نیروی زمینی بزرگتری در اختیار داشت. اما در طول سال‌های جنگ قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات کاهش و قدرت نظامی عراق افزایش یافت. در آغاز جنگ (سال ۱۹۸۰) ارتش عراق دارای ۴۴۳۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران ۳۹۰۰۰۰ ارتشی داشت. عراق ۲۷۵۰ تانک و ایران ۱۷۳۵ تانک داشت. عراق ۳۳۹ هواپیمای نظامی و ایران ۴۴۷ هواپیما داشتند،هشت سال بعد (سال ۱۹۸۸) عراق دارای یک میلیون نفر نیروی انسانی بود و ایران ششصد هزار نفر در اختیار داشت. عراق ۴۰۰۰ تانک در مقابل ۱۰۰۰ تانک ایران داشت. عراق ۶۰۰ هواپیما و ایران تنها ۵۰ هواپیمای جنگنده قابل پرواز داشت. در پایان جنگ (سال ۱۹۸۸) نیروی هوایی عراق با ۶۰۰ هواپیمای جنگنده از انواع میگ -۲۹، سوخو-۲۴ و داسو میراژ اف۱، به ششمین نیروی هوایی عظیم جهان تبدیل شد.

ثانیا: در آغاز انقلاب اسلامی ایران، سه رویداد باعث از بین رفتن توان دفاعی ایران در برابر عراق شد. در نخستین مورد، ده روز پیش از سرنگونی نظام شاهنشاهی ایران، شاپور بختیار  ۳/۵ میلیارد دلار سلاح خریداری شده از آمریکا شامل صدها هواپیما و موشک پیشرفته را بدون پس گرفتن پول پرداخت شده در برابر آن‌ها به آمریکا پس فرستاد که باعث کاهش توان دفاعی ایران شد. در دومین مورد، پس از انقلاب، احمد مدنی، وزیر «دفاع ملی» بازرگان که مخالف هزینه در امور نظامی بود، دوره سربازی را از دو سال به یک سال کاهش داد و اندازه ارتش را نصف کرد.همچنین در یک سال اول انقلاب و به ویژه بعد از وقوع کودتای نوژه، بسیاری از افسران بلندپایه ارتش تصفیه شدند که باعث از بین رفتن ساختار ارتش شد، سپاه پاسدارن هرچند از جوانان با انگیزه بالای آرمان خواهی تشکیل شده بود ولی علاوه بر تجربه و آموزش نظامی نداشتن فاقد تجهیزات نظامی بود.

ثالثا: نا امنی داخلی و ترور ارکان اصلی نظام توسط منافقین و شهادت رئیس جمهور، نخست وزیر،بعضی از وزراء ونمایندگان مجلس، رئیس قوه قضائیه، امام جمعه چهار استان این مسائل که در آغاز جنگ و در ادامه به وجود آمد بود باعث شدند که صدام حسین به این ارزیابی برسدکه ایران توان دفاع در برابر حملات او را نخواهد داشت و در عرض یک هفته تهران را فتح خواهد کرد و با این محاسبات بود که عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله نماید مستانه به یورش خود ادامه دهد، ولی آنچه که در محاسبات حزب عفلقی عراق جانداشت نصرت و امداد غیبی بود که پیر مرشد انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی رضوان الله علیه برآن باور داشت و همین باور بر رزمندگان بی سلاح و دفاع چون روح مسیحایی بر آنها می دمید و آنان نیز با همین باور در مقابل تجاوز رژیم سفاک حزب بعث عراق هشت سال ایستادند و پیروز شدند.

۲-((آرمان خواهی دفاع مقدس))
دومین خصوصیتی که هشت سال دفاع در جنگ تحمیلی را قداست، حرمت ونورا نیت داده است و آن را از جنگ به فرهنگ تبدیل نمود ((آرمان خواهی)) رزمندگان در دفاع مقدس بوده است، به این معنا حزب بعث درتاریخ(۳۱-۶-۱۳۵۹) طولانی ترین و پرهزینه ترین و وسیع ترین جنگ تحمیلی (۱/۵برابرجنگ جهانی اول،دوبرابر جنگ دوم) در برابر ایران آغاز کرده است وهشت سال طول کشید، عراق ۷۲۳۶۳ نفر اسیر و ۳۹۵۱۴۸ کشته و ۳۶۶ فروند هواپیما ۹۰ هلیکوپتر سرنگون، و ۵۶۱ ملیارد دلار هزینه جنگ نمود و در مقابل ایران در مقام دفاع ۲۱۳ هزار شهید، ۱۴۰ هزار جانباز، ۳۲۰ هزار مجروح، ۴۰ هزار آزاده، و۶۲۷ ملیارد دلار هزینه متحمل شد.

ولی تفاوت در چنین هزینه سنگین جانی و مادی را بایست در انگیزه مدافعین جستجوکرد، آنچه که انگیزه متجاوزان عراقی را تشکیل می داد اشغال خاک پاک ایران اسلامی و دست یابی به اروند رود بود و با این همه هزینه وکشته نه تنها دست آوردی برای آنان نداشت بلکه محکومیت بین المللی حاصل آن بود، که در قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، دولت عراق متجاوز معرفی شد، حاکمان حزب بعث نیز سرنوشت خفت باری پیدا کردند و به زباله دان تاریخ انداخته شدند، کشته شدگان عراقی در هشت سال ازجنگ نیز نظر دولت فعلی عراق از شناسنامه کشور عراق پاک شدند و هیچ امتیازی به خانواده آنان داده نشد. ولی آنچه که انگیزه رزمندگان ایرانی را تشکیل می داد و حاضر بودند بیش از این هم هزینه کنند دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی، تمامیت کشور، دفاع از ناموس بوده است و همین موجب شد شهدای بلند مرتبه، جانبازان، آزادگان، و ایثار گرانش عزیز و محترم بمانند، اسوه آیندگان قرار بگیرند.

۳-((فرماندهی مقتدایی عارف و واصل الی الله))
سومین خصوصیتی که موجب قداست پیداکردن دفاع هشت ساله شده و به آن حرمت داده است ((فرماندهی امام عارف وسالک الی الله)) بوده است، چراکه: فرماندهی سپاه متجاوز حزب بعث عراق را شخصی بنام صدام به عهده داشت که:

اولا: از نظر خانوادگی بی حسب ونسب است چراکه صدام حسین در سال ۱۹۳۷ در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب می رساند. با اینکه چه کسی پدرش است اختلاف نظر است اما به گفته مادرش او هیچ‌گاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده یا فوت کرده بود را ندید. کمی بعد برادر دوازده ساله‌اش بر اثر بیماری سرطان مُرد و مادر صدام را در آخرین ماه‌های حاملگی در اندوه فرو برد. او تلاش کرد جنین خود را سقط کرده و خود را بُکشد.

پس از تولد صدام از نگهداریش سر باز زد. صدام تا سه سالگی در خانواده دایی، خیرالله طلفاح زندگی کرد. مادرش، صبحه طلفاح المسلط بار دیگر ازدواج کرد و صدام دارای سه برادر ناتنی شد. پس از بازگشت صدام نزد مادر، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت و او را اذیت می‌کرد. در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش که یک سُنی متعصب بود زندگی کند. بستگان تکریتی وی که اکثراً چوپان بودند، بعدها تأثیرگذارترین و پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از عمویش یادگرفت. او با راهنمایی عمویش به یک دبیرستان  ملی‌گرا رفت. در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷ میلادی) و در ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست.

ثانیا: به دلیل احساس حقارت و کمبود شخصیت آنچنان خوی حیوانی و سفاک پیداکرده بود که پس از آنکه در سال ۱۹۵۷ میلادی به حزب بعث عربی سوسیالیست پیوست. دیكتاتور سابق عراق در سال ۱۹۵۹ در تلاش برای ترور عبدالكریم قاسم كه نظام پادشاهی را در سال قبل (۱۹۵۸) سرنگون كرد، شركت كرد كه با ناكام ماندن این تلاش، صدام به اعدام غیابی محكوم شد، اما وی به خارج از عراق گریخت. پس از آن كه حزب بعث، عبدالكریم قاسم را در فوریه سال ۱۹۶۳ سرنگون كرد، صدام به عراق بازگشت كه این امر با به قدرت رسیدن عبدالسلام عارف همزمان شد، عارف در نوامبر همان سال پیگرد بعثی ها را در پی تلاش آنها برای كودتا آغاز كرد. صدام در سال ۱۹۶۴ كه توانسته بود فرار كند، پس از گذشت ۲ سال دستگیر شد. دیكتاتور معدوم عراق در سال ۱۹۶۸ در كودتایی كه منجر به قدرت یافتن حزب بعث و ریاست این حزب بر عراق شد، شركت كرد و به یك حریف قدرتمند در دوران احمد حسن البكر رئیس جمهور اسبق عراق تبدیل شد.

وی در سال ۱۹۶۹ به عنوان معاون رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق منصوب شد. صدام در ژوئیه ۱۹۷۹ در پی استعفای احمد حسن البكر به دلیل بیماری، رسماً به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر و دبیركل حزب بعث و رئیس شورای فرماندهی انقلاب و فرمانده عالی نیروهای مسلح عراق انتخاب شد. وی پس از به قدرت رسیدن در عراق، عملیات پاكسازی حزب بعث را آغاز كرد و ۲۳ مسئول ارشد این حزب را اعدام كرد و از آن زمان به بعد حتی یك لحظه هم از ترور مخالفانش كوتاه نیامد. سفاک و جانی فرماندهی سپاه عراق را به عهده داشت که اسمش مردم عراق را به وحشت می انداخت و جرئت مخالفت با او را نداشتند و به همین دلیل حضور مردم عراق در طول جنگ بیشتر از ایران بود، ولی در مقابل فرماندهی کل قوای سپاه ایران اسلامی پیر مرشد هشتاد ساله ای چون امام خمینی رضوان الله علیه به عهده داشت که از نظرسطح دانش فقیه جامع الشرایط و فیلسوف بی بدیلی بوده است که صدها مجتهد جامع الشرایط چون رهبر معظم انقلاب از کلاس درسش برخاستند و در عرفان عملی هم آنچنان وصل به عالم قدس بود که حقایق پنهان از عالم سیاست را می دید و پیش بینی می کرد از همین رو رزمندگان اطاعت از معظم له را اطاعت از حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء می دانستند و همه از سر عشق در جبهه ها حضور می یافتند و جانبازی و فداکاری می کردند از همین رو برخلاف همه جنگ های متداول جهان که حضور در جنگ اجباری است، ولی در دفاع مقدس نه اجباری وجود داشت و نه فتوای به جهاد داده شد، بلکه سخنان پیر عارف جماران بود که دل ها را از جا می کند و جوانان خوش نفس را تا مرز شهادت پیش می برد و همین موجب قداست و حرمت پیداکردن دفاع هشت ساله  شد.

۴-((ژنرال های بی ستاره جوان فرمانده لشکر وتیپ))
چهارمین خصوصیت بی نظیر و استثنایی دفاع مقدس، فرماندهی لشکر و تیپ به عهده((ژنرال های بی ستاره جوانان)) بوده است، که انچنان با نیروهای تحت فرمانشان بی شکل بودند عنوانی جز برادر و یا حاجی با خود نداشتند، عظمت و قداست این خصوصیت زمانی  قابل فهم است که دونکته به درستی توضیح داده شود:

نکته اول: تیپ به مجموع  هزار تا پنج هزار پانصد نفر، و لشکر به تشکیل یافته از چند تیب که تعدادش ده هزار تابیست وپنج هزارنفر است که فرمانده تیب و لشکررا فرماندهی با درجه ستاره دار سرتیب تمام و یا سرلشکر از نظر اصول نظامی بایست عهده دار شود.

نکته دوم : کسی وارد ارتش می شود اگر بخواهد مراتب درجه داری نظام را طی کند چون طی کردن از درجه پایین تر و رسیدن به درجه بالاتر بین دو تا چهارسال طول می کشد شخص وقتی به باز نشستگی و به سن در حدود پنجاه سالگی می رسد به سرهنگ تمامی مفتخر می گردد مگر آنکه افتخارات تحصیلات و کار نامه های دیگری داشته باشد تا به صورت اعطایی به درجه ستاره داری چون سرتیپی، وسر لشکری و بالاتر مفتخر شود.

آنچه که دفاع مقدس را تبدیل به یک فرهنگ نموده این است فرماندهی تیب و لشکر را جوانانی از نوزذه تا بیست و هشت سال به عهده داشتند که هیچ یک سابقه نظامی نداشتند بلکه دانشجو، خبرنگار، کارمند، کارگر و معلم بودند به عنوان نیروی مردمی درجبهه حضور یافتند و از دل جبهه به صورت تجربی و خلاقیت شخصی اصول و فن نظامی را آموخته و استعداد ها خود را که ژنرال های چند ستاره نظامی پس از سی سال تجربه و آموزش نشان می‌دهند آنان در بین یک سال یا دو سال نشان دادند و قابلیت فرماندهی را به اثبات می رساندند و با عنوان معنا دار برادر در سمت فرماندهی لشکر و تییپ قرار می گرفتند، از همین رو فرماندهان نیروهای مردمی برادرانی چون محسن رضایی۲۷سال، شمخانی ۲۵ سال رحیم صفوی،۲۷سال،شهید حسن باقری ۲۵ سال، خرازی، ۲۳ سال، شهید همت ۲۵ سال، باکری ۲۶ سال، متوسلیان ۲۷ سال، شهید زین الدین ۲۱ سال، قالی باف ۱۹ سال، شهید سلیمانی ۲۴ سال، سلامی ۲۰ سال،کشکولی ۲۵ سال، جعفری ۲۳ سال، مرتضی قربانی ۲۳ سال، بروجردی ۲۶ سال، قاانی۲۳ سال،فدوی ۱۹سال،مصطفی ایزدی ۲۴ سال، که درکنار فرماندهان رشید ارتش جمهوری اسلامی بزرگترین عملیات چون کربلای ۵،طریق القدس، بیت المقدس را فرماندهی  نمودند و این تجربه موفق  نشان داد که اگر باور به استعداد و خلاقیت جوانان وجود داشته باشد آنان می توانند بی نام و نشان و بدون هیچ ستاره و درجه و مرتبه ای بزرگ ترین افتخار برای کشور و نظام خلق نمایند، همانگونه که دردفاع مقدس خلق نمودند.

۵-((روحانیت عمامه بر سر لباس رزم برتن نقش آفرینان دفاع مقدس)) 
پنجمین خصوصیت دفاع مقدس نقش آفرینی روحانیت با (عمامه ای برسر و لباس رزم برتن) بوده است، روحانیت در دفاع مقدس با پوشیدن لباس رزم درخط مقدم و رویارویی مستقیم با دشمن حضور می یافت با عرضه همه داشته دینی که در حوزه آموخته بود رزمنده را سرمست از عشق و معرفت به حضرت حق می کرد و روحیه مضاعف به آنان می داد، و با برگشت از جبهه و عرضه آنچه که از ایثار و اخلاص رزمندگان به مردم آنان را بسیج در حمایت و پشتیبانی از رزمندگان می نمود، تلاش بی وقفه ای که درچنین گستردگی برای تاریخ تشیع و روحانیت سابقه نداشته است از همین رو شهدای روحانی در دفاع مقدس سه هزار ۵۰۱ شش برابر نسبت به کل شهداء ازسایر طبقات ونهاد ها بوده است.

۶-((یک شکلی و بی ریایی و اوج اخلاص در دفاع مقدس))
ششمین خصوصیت ویژه ای که دفاع هشت ساله ایران مقابل تجاوز ارتش بعث عراق را مقدس کرد ((یک شکلی و اوج تواضع و اخلاص)) در بین رزمندگان به ویژه فرماندهان بود، چرا که درجه و مرتبه ای درمیان نبود و آنچنان واژه قشنگ و زیبای برادر جزء فرهنگ همه شده بود و همه رای ک شکل و یک رنگ کرده بود و هرگونه تکبر، خود برتربینی پس زده شده بود جز تواضع وفروتنی در بین آنان دیده نمی شد، شهید سردار سلیمانی روایت می کند که: (( شهید باکری فرمانده لشکر به تعویض روغنی لشکر مراجعه می کند رزمنده ای که می بایست این کار را انجام دهد مشغول شستن لباسش بوده است می گوید من دارم لباسم را می شویم، شهید باکری می گوید مشکلی نیست من لباست را می شویم و شما روغن را عوض کن او می پذیرد بعد متوجه می شود که این آقا فرمانده لشکر بوده است که لباسش راشسته است)). 

سردار فتاحی از اخلاص و فروتنی شهید سلیمانی این چنین روایت می‌کند: ((زمانی که در جنوب شرق ماموریت داشتیم شب به یک پاسگاه ژاندارمری که روستا بود رفتیم و قرار بود صبح برای شناسایی حرکت کنیم. همرزم سردار سلیمانی گفت: آن شب به دلیل کمبود جا باید حدود ۱۴ نفر در یک اتاق می خوابیدیم در حالی که فقط یک تخت سربازی در اتاق بود. وی ادامه داد: من به گمان اینکه سردار حاج قاسم سلیمانی برای استراحت به اتاق دیگری می رود قبل از ورود بقیه روی تخت دراز کشیدم. سردار فتاحی گفت: زمانی حاج قاسم را در حال ورود به اتاق دیدم از جا بلند شدم اما حاج قاسم آمد داخل همان اتاق و از من خواست سر جایم دراز بکشم. وی اظهار داشت: من با اصرار خواستم ایشان به جای من روی تخت بخوابند اما خطاب به من گفت من فرمانده تو هستم و به تو امر می کنم همانجا بخوابی. وی گفت: آن شب حاج قاسم با وجود کمبود جا زیر تختی که من خوابیده بودم با سختی خوابید و به ما درس های بزرگی داد)).

میرزاکرم زمانی روایت می کند((مدتی قبل از شهادتش(خلبان شهید عباس بابایی) را در حال عبور ازخیابان سعدی قزوین بودم که ناگهان عباس را دیدم. او معلولی را که هر دو پا عاجز بود و توان حرکت نداشت، بردوش گرفته بود و برای اینکه شناخته نشود، پارچه ای نازک بر سر کشیده بود. من او را شناختم و  با این گمان که خدای ناکرده برای بستگانش حادثه ای رخ داده است، پیش رفتم. سلام کردم و با شگفتی پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده عباس؟ کجا می روی؟ او که با دیدن من غافلگیر شده بود، اندکی ایستاد و گفت: «پیر مرد را برای استحمام به گرمابه می برم. او کسی را ندارد و مدتی است که به حمام نرفته!» درخاطرات از فرمانده لشکر علی بن ابی طالب شهید زین الدین آمده است ((توی خط مقدم داشتم سنگر می کندم. چند ماهی بود مرخصی نرفته بودم. ریش و مویم حسابی بلند شده بود. یک دفعه دیدم شهيد دل آذر با فرمانده لشکر می آیند طرفم، آمدند داخل سنگر. اولین باری بود که حاج مهدی را از نزدیک می دیدم. با خنده گفت «چند وقته نرفته ای مرخصی؟ لابد با این قیافه، توی خونه رات نمی دن.» بعد قیچی دل آذر را گرفت و همان جا شروع کرد به کوتاه کردن موهام. وقتی تمام شد، در گوش دل آذر یک چیزی گفت و رفت. بعد دل آذر گفت «وسایل تو جمع کن. باید بری مرخصی.» گفتم« آخه...» گفت « دستور فرمانده لشکره. » این روحیه از فرماندهان به افراد تیب ولشکر سرریز می شد و همه را یک دست به سمت نورانیت وصفای باطن پیش می برد.

۷-((عقلانیت و تدبیر قاعده واصل حاکم بر تصمیم گیری))
هفتمین خصوصیت دفاع مقدس که آن را تبدیل به فرهنگ نمود (عقلانیت و تدبیر) به عنوان قاعده و اصل حاکم بر تمام تصمیم گیری ها بود، چرا که در این هشت سال ((۵۶ عملیات)) بزرگ وکوچک انجام گرفت و در تمام این طرح های عملیاتی میزان و اصل برآن بوده است که با کمترین تلفات انسانی و خسارت نظامی موفق ترین عملیات حاصل شود، از همین رو در طراحی عملیات همه محاسبات و همه احتمالات از نظر نظامی در نظر گرفته می شد و با خرد جمعی فرماندهان هوایی، زمینی، سپاه و ارتش البته باتوکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام اتخاذ تصمیم می شد و با اعلان رمز عملیات که با نام اسماء الهی و و ذوات مقدس اهل بیت علیهم السلام بود تهاجم به دشمن آغاز می شد، و حتی پذیرفتن قطعنامه از جانب حضرت امام خمینی رضوان الله علیه با مطالعه دقیق  و محاسبه دقیق این عارف حکیم انجام گرفت که دشمن را در یک محاسبه غلط قرار داد که صدام مرتکب اشتباه دیگری بعد از اشتباه حمله به ایران شد و به کویت که ازجمله حامیان مالی وی در هشت سال جنگ بود حمله کرد وهمین موجب شد که تا توسط حامیان آمریکا یی واروپایی خودش ساقط شود و به دست جنایت کاران دیگر جنایت کاران دیگر به زباله دان تاریخ انداخته شود.

۸-((اقتدار ملت در اوج مظلومیت وتنهایی))
هشتمين خصوصیتی که دفاع مقدس هشت ساله را به فرهنگ تبدیل کرد و فراتر از زمان و مکان قرار داد ((اقتدار در اوج مظلومیت)) بوده است، چراکه:

اولا: از نظر تامین هزینه مادی و مالی چهارکشور عربی حوزه خلیج فارس مهمترین تامین کننده کشور متجاوز عراق در جنگ هشت ساله بودند از همین رو درگزارش خبرگزاری رویترز آمده است ملک فهد در این رابطه اعتراف کرد:
((ارزش کل اعتبارات، وام‌های بی‌بهره و سایر کمک‌هایی که به شکل محموله‌های نفتی با تجهیزات به عراق به عمل آمده بیش از ۲۷/۵ میلیارد دلار بوده است واین اقلام شامل ۵/۸۴ میلیارد دلار اعتبار، ۶/۷۵ میلیارد دلار کمک به صورت تولید نفت از جانب عراق در اثنای جنگ با ایران، ۹/۲۵ میلیارد دلار وام بدون بهره و ۲/۷۴ میلیارد دلار تجهیزات نظامی و حمل و نقل می‌شود و همچنین کشور کویت نیز ۲ میلیارد دلار کمک هزینه جنگی به عراق پرداخت کرد ند و کشور کویت علاوه بر این وام ۷ میلیارد دلاری نیز در اختیار عراق قرار داد که عراق هیچگاه بازپرداخت آن را انجام نداد دولت کویت در سال ۱۹۸۳ با موافقت عربستان تصمیم گرفت که درآمد حاصل از فروش نفت میدان نفتی خلیج را در اختیار رژیم بعث عراق قرار دهد و همچنین دولت کویت در سال ۱۹۸۷ و در طول جنگ ایران و عراق نفتکش‌های عراق را تحت پرچم خود از منطقه خلیج فارس عبور می‌داد. علاوه بر این دو کشور، «امارات عربی یک میلیارد دلار و قطر پانصد میلیون دلار تا اواخر سال ۱۹۸۱ به عراق کمک کردند))

ثانیا: از نظر لجستگی و تامین تسلیحاتی کشورهای، چین، روسیه، آلمان، فرانسه، آمریکا باهم به رقابت برخاسته بودند و در مدت هشت سال جنگ آنچنان کشور متجاوز عراق را پشتیبانی می کردند که در اردیبهشت ۱۳۶۷پس از گذشت هشت سال از جنگ نه تنها عراق کمبودی از نظر تسلیحات نداشته باشد بلکه حدود ۵هزار دستگاه تانک، ۴۵۰۰نفربر زرهی،۵۵۰۰ عراده توپ، ۴۲۰ فروند هلی‌کوپتر و ۷۲۰ فروند هواپیمای جنگنده و بمب‌افکن آماده برای عملیات در اختیار داشته باشد، و این خیل عظیم سیستم های تسلیحاتی با حداقل ۳۰۰ فروند موشک زمین بزمین اسکاد B ساخت شوروی تجدید ساختارشده توسط آلمان‌ها و مقادیر زیادی مهمات شیمیایی صادراتی آمریکایی_اروپایی تکمیل می‌شد. بطوری که عراق با این سلاح های مدرن توانست نیرو‌های زمینی ارتش خود را از۲۷ لشکر در سال ۶۵ به ۵۰ لشکر در سال ۶۸ افزایش دهد، علاوه بر آمریکا، برزیل، انگلیس و آرژانتین که در صنعت نظامی تقریبا پیشرفته بودند تسلیحاتی را در اختیار عراق قرار می دادند. ایتالیا و بلژیک با ارسال موشک های پیشرفته ضد زره و کمک به عراق در ساخت توپخانه دوربرد و بخش‌های دیگر ارتش این کشور از جمله حامیان عراق بودند. فرانسه نیز ۷/۴ میلیاردکمک مالی در اختیار رژیم بغداد قرار داد و همچنین به منظور تجهیز صدام هواپیماهای سوپر استاندارد و موشک‌های لیزری که از آخرین دستاوردهای صنعت نظامی فرانسه بود در اختیار ارتش عراق قرار ‌گرفت.

آلمان نیز از دیگر کشورهایی بود که با ارسال مواد شیمیایی به یاری صدام شتافت به طوری که عراق را قادر ساخت تا ۶۰۰۰تن بمب شیمیایی علیه ایران به کار گیرد بین شوروی نیزهمچون آمریکا انواع کمک‌های تسلیحاتی، نظامی ومالی به صدام را جزو  برنامه‌های خود قرارداد و فرماندهان ارتش شوروی با حضور در بغداد، آموزش‌های لازم را به ارتش عراق ارائه می دادند و حدود ۸۵% تجهیزات عراق در حمله به ایران، ساخت کشور شوروی بود. بیش از۴۰۰ تانک T55و۳۰۰موشک اسکاد B،هزارتانک T62،بیش از ۵۰۰ تانک T72 و نزدیک به ۲۰۰ فروند انواع هواپیماهای میگ تنهابخشی از کمک‌های شوروی به عراق بود. در کنار کمک‌های مستقیم نظامی، دولت عراق برای توسعه برنامه موشکی بالستیک خود توانست کارشناسان موشکی شوروی را به خاک عراق دعوت کند. حضور این کارشناسان گرچه هیچگاه به تکنولوژی ساخت موشک‌های بالستیک منجر نشد، اما نشانه روشنی از پشتیبانی همه‌جانبه شوروی از عراق است.

در طول جنگ، صدام با دریافت بیش از۶۰ میلیارد دلار ازرژیم‌های غربی، نیازهای مالی اقتصاد وابسته خود را تامین می کرد. آمریکا در کنار کشورهای دیگر علاوه بر تجهیز عراق، با کارشکنی تلاش هایی را در جهت محکومیت ایران در سازمان‌های بین‌المللی و تلاش می کرد فریاد مظلومانه ملت ایران توسط مسؤولان سیاسی ایران به گوش کشور های دیگر نرسد، و این همه حمایت های مالی، تسلیحاتی، سیاسی دول غرب و شرق از دولت جنایت کار عراق در حالی انجام می گرفت که حاضر به فروختن سیم خاردار به ایران نمی شدند.

درچنین شرایط سخت تنگنای مالی وتسلییحاتی کشور ایران مظلومانه وتنها ی تنها در برابر بیش از۸۵ کشور حمایت کننده کشور متجاوز عراق  با هدایت قائد عظیم الشأن خویش حضرت امام خمینی رضوان الله علیه تصمیم خودش را گرفت و با اتکاء به توانایی داخلی  و اتکال بر قدرت لایزال الهی با اقتدار حاضر به عقب نشینی و معامله با دشمن به قیمت یک وجب از خاک پاک کشورش نشد بلکه جوانمردانه به پای تصمیم خود تا اخر ایستاد و مقاومت کرد.

۹-((مردمی بودن دفاع مقدس))
نهمین خصوصیتی که دفاع مقدس را مقدس و تبدیل به فرهنگ و مکتب درس آموز برای آیندگان و مدلی برای دفاع از تمامییت  کشورها قرارداد ((مردمی بودن دفاع مقدس )) بوده است، چرا که تجاوز حزب بعث و عفلقی عراق در موقعیت و شرایطی انجام گرفته بود، ارتش که وظیفه و رسالتش دفاع از تمامیت ارضی کشور بود به دلیل انقلاب اسلامی ازهم پاشیده شده بود، انسجام و آمادگی لازم برای دفاع همه جانبه نداشت، سپاه پاسداران نیز ارگان نظامی تازه تاسیسی بود که نیروی لازم در اختیار نداشت،  تنها راهکار برای دفاع از تمامییت ارضی کشور و انقلاب تازه به بار نشسته، مردمی وهمگانی شدن دفاع مقدس بوده است، که فقط با فراخوانی ازطریق مساجد وحسینیه ها جذب نیروی داود طلب و عاشق شهادت که پدر ومادر و همسران رزمنده لباس رزم را برتن آنان می کردند آماده جهاد می نمودند، می توانست مانع پیشروی دشمن متجاوز شود.

از همین رو به سرعت سپاه پاسداران  عهده دار جذب نیروی مردمی و آموزش کوتاه مدت در چگونگی استفاده از سلاح سبک وسنگین شد و توانست با این نیروی مردمی سد عظیم و ناگسستنی لشکرها و تیب هایی چون تیب  ۱۸ الغدیر یزد، لشکر ۱۹ فجر فارس، تیپ ۲۱ امام‌رضا نیشابور، لشکر ۲۲ بیت‌المقدس کردستان، لشکر ۲۳ خاتم‌الانبیا تهران، لشکر ۲۵ کربلا مازندران، لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله تهران، لشکر ۲۸ روح‌الله کمیته انقلاب اسلامی، لشکر ۲۹ نبی‌اکرم کرمانشاه، لشکر ۳۱ عاشورا آذربایجان شرقی، لشکر ۳۲ انصارالحسین همدان، لشکر ۳۳ المهدی فارس، تیپ ۳۶ انصار االمهدی: زنجان، تیپ ۳۷ حضرت‌عباس: اردبیل، لشکر ۴۰ صاحب‌الزمان: اصفهان، لشکر ۴۱ ثارالله: کرمان، تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم: چهارمحال و بختیار، تیپ ۴۷ مهندسی رزمی سلمان :سبزوار، تیپ ۴۸ فتح: کهگیلویه و بویراحمد، تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل: لرستان، تیپ ۷۱ روح‌الله: مرکزی، تیپ ۸۲ صاحب‌الأمر: قزوین، تیپ ۱۱۰ سلمان‌فارسی: سیستان و بلوچستان، تیپ تکاور صابرین، تیپ تکاور امام‌سجاد: کازرون به وجود آورد و هشت سال در برابر دشمن متجاوز که ۸۵ کشور جهان ازآن پشتیبای مالی و لجستگی می نمودند در ۵۶ عملیات بزرگ و کوچک به همراه ارتش غیور و دلاور بایستد و او را وادار به شکست خفت بار نماید.

 ۱۰((عطر معنویت تا وصل به عالم قدس))
دهمین خصوصیتی که دفاع مقدس را فراتر از زمان و مکان و تکرار عاشورای سید الشهداء علیه السلام قرار داده است(( وصل شدن رزمندگان به عالم قدس)) بوده است، چرا که توفیق تشرف به پوشش لباس رزمندگی میسر نمی شد مگر آنکه شخص رزمنده از هرگونه تعین، وابستگی دنیوی رها و سبکبال شده باشد، و چون رزمنده تحت فرماندهی فرمانده تیب و لشکری قرار می گرفت  که وی خود ازهمین جنس و در اوج معنویت‌ قرار داشت فرمانده و رزمنده مجاهد در کانال سلوک معنوی قرار می گرفتند که وصل شدن به عالم قدس بود که یکی از این دو سرنوشت ملکوتی وآسمانی برای آنان رقم می خورد: گروهی مصداق((.مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ)) شده و به لقاءالله و فیض شهادت می رسیدند و گروه دیگر مصداق ((.وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا:احزاب آیه ۲۳.  )) می شدند و به مقام پر افتخار جانبازی، آزاده، یا ایثارگری نایل می گردیدند. تا سند زنده باقی بمانند پیام رسان شهدای هشت سال دفاع مقدس باشند، و این است که همه ما را وا می دارد هرساله در مقام تجلیل از هشت سال دفاع مقدس برآييم و با بازخوانی آن به زوایای پنهان و پیدای درس آموز این سند افتخار امت اسلامی و این گنج معنوی دست یابیم و الگوی رفتار عملی خود قرار دهیم.
 

نظرات

باسلام ، بنده باوجود اینکه خودم مدت کمی درجبه ها افتخار اینو داشتم که درکنار رزمنده ها باشم . به این دقیقی این همه اطلاعات خوب را نداشتم .تشکر میکنم از دست اندرکاران سایت خدا اجرتون بدهد با این زحمات .
ارتباط در ایتا