چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ /۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۲

مسیر

یادداشت تبلیغی؛
سال روز اربعین سیدالشهداء علیه السلام پس از (۱۳۸۱) سال، توفیق استثنایی برای ارادتمندان آن حضرت است که ساعتی از وقت خود را درموضوع مختص اربعین اختصاص داده و به تفسیر و تدبر پیرامون اربعین و زیارت اربعین بپردازند.

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| ((ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی)) قسمت پنجم.

سال روزاربعین سیدالشهداء علیه السلام پس از (۱۳۸۱) سال، توفیق استثنایی برای ارادتمندان آن حضرت است که ساعتی از وقت خود را درموضوع مختص اربعین اختصاص داده و به تفسیر و تدبر پیرامون اربعین و زیارت اربعین بپردازند، ازهمین رو در آستانه اربعین حسینی به تحلیل همه جانبه ده موضوع: (( ۱- ساخت قبة حسینی در گذر تاریخ، ۲-واجب یا مستحب بودن زیارت تربت سیدالشهدا،۳- آداب زیارت، ۴- فلسفه زیارت، ۵- جاماندگان از زیارت، ۶-زمینه های زیارت اربعین، ۷-دلایل حضور اهل بیت دراولین اربعین حسینی، ۸-جابر نخستین زائراربعین، ۹-پیام های و درس های منازل زیارت اربعین ، ۱۰-پیام ها و درس های پیاده روی اربعین)) خواهیم پرداخت.۹-

****************

۹-((پیام ها ودرس ها زیارت اربعین))

زیارت نامه اربعین که تعلیم امام صادق (ع) به صفوان جمال است سلوک معنوی و سیاسی منزل به منزل  برای زائرانی است که رنج سفر را بر خود هموار می کنند و خود را به کربلا می رسانند تا زیر قبه امام حسین(ع) این زیارتنامه را در روز اربعین بخوانند تا باگوش جان و سر پاسخ سلام امام(ع) را بشنوند و ابراهیم مجاب دیگری شوند. به دلیل همین نقش ویژه ای که در((منازل هشت گانه)) دراین زیارتنامه نهفته است، به تحلیل اجمالی هریک از منازل پرداخته می شود:

((منزل اول))
درمنزل اول که با پنج سلام آغاز و پایان می پذیرد امام صادق(ع) به زائر می آموزد که امام حسین(ع) را در روز اربعین با این جایگاه رفیع و بلند که مظهر تجلی و وارث اوصاف همه انبیای سلف است و اینکه در دفاع از دین همه انبیا که همان توحید خالص است و همه کروبات و مصیبت را پذیرفت و مظلومانه به شهادت رسید، سلام می دهی چرا که دراین سلام پنج گانه، امام(ع) با اوصافی چون: ولی، حبیب، خلیل، صفی که اوصاف انبیا از آدم  تا خاتم است، سلام داده می شود و این پیامی ندارد جز اینکه حسین بن علی(ع) وارث و تجلی همه انبیا است از همین رو می خوانیم :

( ۱) السلام علی ولی الله و حبیبه: سلام بر ولی خدا و دوست دارش (۲) السلام علی خلیل الله ونجیبه: سلام بر خلیل خدا و محرم اسرارش (۳) السلام علی صفی الله وابن صفیه: سلام بر برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش (۴)السلام علی الحسین  المظلوم الشهید: سلام بر حسین مظلوم شهید(۵) السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات: سلام بر اسیر دربند ناگواریها  و کشته ای که اشک فراوان بر او ریخته می شود.

((منزل دوم))
درمنزل دوم امام باقر(ع) زائر را با صفات دوازده گانه  و شخصی امام(ع) چون : ((ولی، ابن ولی، صفی، ابن صفی، کرامت، سعادت، طیب ولادت، سید، قاید، ذاید، وارث، حجت))  ونیز جایگاه ملکوتی وی پیوند می دهد تا بیاید مردم زمانه او چه جفا و ستم سختی به وی کردند و چنین شخصیت آسمانی و ملکوتی را به قتل صبر به شهادت رساندند. از این رو زایر در برابر قبه ملکوتی امام(ع) باورهایش را عرضه به امام(ع) کرده و می گوید:

(۱ )اللهم انی اشهد انه ولیک و ابن ولیک: خدایا گواهی می دهم که او به یقین ولی تو و فرزند ولی توست۰(۲) وصفیک وابن صفیک: برگزیده تو و فرزند برگزیده توست۰ (۳)الفایز بکرامتک: به بزرگداشت تو رستگارشده ۰(۴)اکرمته بالشهاده : او را با مقام شهادت گرامی داشتی۰ (۵)وحبوته
بالسعاده: و به نیکبختی مخصوصش ساخته ۰(۶)واجتبیته بطیب الولاده: و به پاکی ولادت برگزیدی۰(۷)وجعلته سیدا من الساده: واو را اقایی ازمیان بزرگان قراردادی۰ (۸)وقائدا من القائده: و پیشوایی از میان پیشوایان قرار دادی۰ (۹)وذائدا من الذاده: و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی۰(۱۰)واعطیته مواریث الا نبیا: ومیراث پیامبران را به اوعطا نمودی۰ وجعلته حجه علی الخلق من الاوصیا : و او را حجت برمخلوقات ازمیان جانشینان قرار دادی.

(( منزل سوم))
 در این منزل امام صادق(ع)زائر را در اینکه چرا امام حسین(ع) ازجان خود واصحابش گذشته است آشنا می سازد و ان  هدف نبود جز اینکه عوام و جاهل متعبد را از جهل و نادانی خارج کند و عالمان را بصیرت و آگاهی بدهد چرا که دین از دو گروه آسیب دیده و می بیند، دین داران بی عقل وعالمان بی بصیرت و بی تقوا از همین رو در زیارتنامه اربعین می خوانیم:
((بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله وحیره الضلاله: و خون قلبش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی و سر گردانی گمراهی، رهایی بخشید. ))

(( منزل چهارم))
درمنزل چهارم امام صادق(ع) زائر را باعلل و منشأ لغزش امت اسلامی در به شهادت رساندن فرزند پیامبر(ص) آشنا می سازند تا از آن عبرت بگیرد از این رو :((دنیاگری اهل دنیا، هواپرستی هوا پرستان، اطاعت پذیری مردم از حاکمیت باطل)) را سه علت اصلی در این لغزش دانسته که موجب  این واقعه غم انگیز شده است از همین  رو می فرمایند :

اولا:دنیا گرایی نخستین عامل لغزش مردم کوفه بوده است:((وقد توازر علیه من غرته الدنیا و باع حظه بالارذل الادنی وشری اخرته بالثمن الاوکس: فریب خوردگان دنیا وانانکه سهم خودرا با پسترین چیز معامله کردند واخرت خود را به ارزان ترین قیمت فروخت برعلیه هم‌پیمان شدند.))
ثانیا: هوای نفس دومین عامل لغزش مردم کوفه بوده‌است:((وتغطرس و تردی فی هواه واسخطک واسخطک نبیک: وبه سبب هوای نفس سقوط کردند وتو و پیامبرت را به خشم در آوردند. ))
ثالثا:پیروی از حاکمان باطل عامل سوم لغزش کوفیان بوده است:(( واطاع من عباده اهل الشقاق والنفاق وحمله الاوزار المستوجبین النار: وازمیان بندگانت از اهل اختلاف ودرویی  واز حمل کنندگان بار گناه که سزاوار دوزخ پیروی نمودند.))

((منزل پنجم))
 در منزل پنجم زائر می آموزد که در تقابل حق و باطل همیشه جبهه حق پیروز، وجبهه باطل محکوم به شکست است. چرا که سیدالشهدا(ع) هرچند مظلومانه به شهادت رسید
ولی نامش وارمانش جاودانه ماند وقاتلانش به هلاکت رسیدند و به سرنوشت محتومی گرفتار شدند از این رو در فراز پنجم زیارتنامه می خوانیم :
(۱)اشهدانک امین الله و ابن امینه: گواهی می دهم که توبه یقین امین خدا وفرزند امین اوهستی.
(۲) عشت سعیدا ومضیت حمیدا ومت فقیدا مظلوما  شهیدا: باسعادت زندگی کردی وبه نیکی ازدنیا رفتی ومظلومانه  با شهادت در گذشتی.
(۳)واشهدان الله منجز ما وعدک ومهلک من خذلک، ومعذب من قتلک: گواهی می دهم  که خداوند به آنچه به تو وعده داده وفا نمود و ان که دست از یاریت کشید هلاک کرد وانکه تورا به شهادت رساند، عذاب نمود.

((منزل ششم ))
منزل ششم  در زیارت اربعین به زائر  تعلیم داده می شود که ولایی بودن به  تبرا یعنی نفرت داشتن به جریان باطل مقابل امام حسین(ع) و تولی یعنی عشق ورزید ن به سیدالشهدا(ع) به عنوان محور حق است ولی این تبرا و لعن و نفرین بر دشمنان اهل بیت مقدمه و زمینه برای ورود به تولی و دوست داشتن به اهل‌بیت است همان گونه که گفتن ((لااله)) ونفی اله رسیدن به توحید خالص و ((الا الله)) است. از همین  رو در زیارت اربعین  پس از شناخت دشمنان سیدالشهدا(ع) دستور به ابراز برائت از انان و نیز ابراز به ولایت مداری به آن حضرت داده می شود که می خوانیم:
(۱)اللهم فالعنهم لعنا وبیلا وعذبهم عذابا الیما: خدایا آنان ( دشمنان امام حسین ) رابسیارلعنت کن، و به عذاب دردناکی گرفتار کن.
( ۲)فلعن الله من قتلک ولعن الله من ظلمک ولعن الله من سمعت بذالک فرضیت به: خداوند به قاتلان تو وکسانی که به توستم کردند وکسانی که این واقعه را شنیدند و به آن راضی شدند لعنت کند.
(۳)اللهم انی اشهدک آنی ولی لمن والاه وعدو لمن عاداه :خدایا گواهی می دهم که من دوستانش را دوست دارم و با دشمنانش دشمنم.

((منزل هفتم))
دراین منزل هفتم به زائر تعلیم داده می شود، ولایت مداری وعشق به امام (ع) چیزی جز پاسخ دادن به خواست فطری خویش نخواهد بود، چرا که بشر ذاتا میل به خوبیها، کمالات و زیباییها دارد.
امام حسین (ع)در راس همه کمالات وخوبیهاست، برای اینکه برخواسته از شجره طیبه جدی چون رسول خدا(ص)، پدری و مادری چون علی و فاطمه سلام الله علیهما دارد و خود نیز شجره طیبه است که ازنسل وی نه امام برخواسته اند و نیزدارای عصمت علمی وعملی است و هرگز دامنش به گناه آلوده نشده است و از نظر شخصیت فردی نیز ستون و تکیه گاه دین و پناه گاه موؤمنان و پیشوایی شایسته با کارنامه پر از خوبی هاست. چگونه می شود انسان انسان باشد ولی ولایت وعشق اورا درقلب نداشته باشد؟ از همین رو می خوانیم:
(۱)بابی انت وامی یابن رسول الله اشهد انک  کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الار حام المطهره: پدرومادرم فدای تو ای فرزند رسول خدا گواهی می‌دهم  که تو نوری درصلب بلند مرتبه و رحم ها پاکیزه بودی.
(۲)لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها،ولم تلبسک المدلهمات من ثیابها: دوران جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نساخت و با لباس های آلوده اش تو را نپوشانید.
(۳)واشهد انک من دعایم الذین ، وارکان المسلمین، ومعقل المؤمنین: گواهی می‌دهم که تو پایه های دین، وتکیه گاه مسلمانان  و پناهگاه مؤمنان هستی.
(۴) واشهد انک آلامام البرالتقی الرضی الزکی ، الهادی المهدی:گواهی می دهم  که تو پیشوای نیکوکار پرهیزکار و پسندیده پاکیزه و راهنمای هدایت یافته ای.
(۵)واشهد ان الائمه من ولدک کلمه التقوا ، واعلام المهدی ،والعروه الوثقی، والحجه  علی اهل الدنیا: گواهی می دهم که امامان از فرزندان تو اساس پرهیزکاری، ونشانه های هدایت و ریسمان محکم (هدایت) وحجت(خدا) بر جهانیان هستند.

((منزل هشتم))
دراین منزل زائر نه با سید الشهدا(ع) بلکه با همه اهل بیت میثاق و پیمان می بندد که متعبد و تسلیم قلبی وعملی دربرابر دستورات آنها باشد و خود را همیشه سرباز در رکاب آنها بداند و جانش را در دست گرفته و آماده فداکاری و جانبازی در یاری رساندن قطب عالم امکان حضرت مهدی خواهد بود چرا که می خوانیم:
(( واشهد انی بکم مؤمن  وبایابکم موقن ، بشرایع  دینی وخواتیم عملی و قلبی لقلبکم سلم ، وامری لامرکم متبع، ونصرتی لکم معده ، حتی یاذن الله لکم، فمعکم، لا مع عدوکم صلوات الله علیکم وعلی ارواحکم و اجسادکم وشاهدکم وغایبکم وظاهرکم وباطنکم آمین رب العالمین: وگواهی می دهم که به شما ایمان دارم  و به واسطه قوانین دینم وعواقب همان به بازگشت شما مطمئنم. دلم تسلیم دل شما، وعملم پیروعمل شماست و آماده یاری شمایم تا این که خدا به شما اجازه  دهد، پس آنکه با شماست باشماست نه با دشمنان شما درود خدا برشما و بر ارواح و بدن های شما و برحاضر وغایبتان و بر ظاهر و باطنتان.))

**************

۱۰-((پیام ها، درس های پیاده روی اربعین)) 

سنت پیاده روی اربعین حسینی که توسط علمای بزرگی چون شیخ انصاری و میرزا حسین نوری به یاد اهل بیت سیدالشهدا علیه السلام تاسیس و پایه گزاری شد و امروز سطح بین المللی پیدا کرده است پيام ها ودرسها فراوانی درخود جا داده است.

نخستین پیام؛ این حرکت معنوی میزان تاثیر گزاری ((اخلاص)) است که درپشت این سنت وجود دارد و هر صاحب فکری را وا می دارد که در کنارآن توقف کرده به تامل بپردازد که عمل خالصانه چگونه می تواند سنت حسنه ای فراتر از زمان مکان و ملت قرار دهد، چراکه درسال (۱۳۱۹) که میرزا حسین نوری صاحب لولو مرجان بدون هیچ امکانات و موکبی باجمع ۳۰نفره ای درایام اربعین حسینی با پای پیاده ازنحف به کربلا حرکت کرد هرگز فکر نمی کرد این سنت خالصانه و پاک وی این چنین فرا گیر می شود که جمعیت سی میلیون نفره عاشق را ازهرجانب عراق به وادی عشق بکشاند پس با نگاه به این جمعیت عظیم اگرچه شیخ نورمازندران دیده نمی شود و او خود را پشت اخلاص زائرین پنهان کرده است ولی این درس را به همه آموخته است عملی که از سر اخلاص باشد شعاع تاثیرش تا کجا است پس همه این درس صفای باطن و اخلاص را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم چراکه: ((الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه :فاطر/۱۰)).

دومین پیام؛ راهپیمایی عظیم ((وحدت امت اسلامی)) است چرا که عاشورا و واقعه کربلا نقطه اتصال و اشتراک همه مسلمین است و اگر به متن واقعه عاشورا نگاه کنیم هرچند هسته اولیه اصحاب سیدالشهداءعلیه‌السلام  درشب عاشورا را شیعیان تشکیل می دادند ولی در روز عاشورا و دراوج جنگ آنهایی که از سپاه دشمن به سیدالشهداءعلیه‌السلام پیوستند ودر رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند اهل سنت بودند و پس از واقعه اگرابی مخنف درکتاب ((مقتل الحسین)) وشیخ مفید درکتاب((الارشاد)) به ظبط و ثبت گزارش واقعه عاشورا پرداخته اند درکنار این دو شخصیت شیعه ده ها تن از مورخین و رجالیون اهل سنت چون محمدبن سعد در طبقات الکبرای، بلاذری در انساب الاشراف، دینوردر اخبارالطوال، یعقوبی درتاریخ یعقوبی، طبری درالامم والملوک  ،محمدبن اعثم کوفی در الفتوح، و خوارزمی در مقتل الحسین نیز به ثبت و ضبط واقعه عاشورا پرداخته اند و اگر ال بویه شیعی درسال (۳۵۵) عزاداری و سوگواری برای مصیبت سیدالشهداءعلیه‌السلام در محرم را درعراق سنت کردند، در ایران نیز ملا حسین کاشفی سنی مذهب با نگارش روضه خوانی ومقتل خوانی را پایه گزاری نمود، همیشه اینگونه بود که شیعه و سنی در کنارهم به احیا و زنده نگه داشتن واقعه عاشورا گام برمی داشتند چرا این چنین نباشد اسلام هرچند((محمدیه الحدوث)) است ولی ((حسنیه البقا)) است پیاده روی اربعین نماد دیگری ازهمسویی تسنن و تشیع است.

سومین پیام؛ غلبه پیداکردن تفکر مبتنی بر ((فطرت وعقل)) بر تفکرمبتنی بر((جمودوتحجر)) است ازقرن هفتم که تفکر ابن تیمیه در دمشق شکل گرفت تا قرن یازدهم که این فکر توسط محمد بن عبدالوهاب به مذهب رسمی وهابیت حجاز تبدیل شد و تا سال های اخیرکه در قالب گروهی بنام داعش خودش رانشان داد جنایتی نبود صاحبان این فکر تحت عنوان تکفیر برای نابودی تشیع که مبتنی بر توسل به آل بیت است انجام نداده باشند پیاده روی اربعین در شرایط سخت امنیتی عراق این پیام را دارد باور منطبق با عقل و فطرت همیشه پیروز است و امروز وهابیت عملا مرده است و هیچ جایگاهی ندارد و این شیعه است در رسانه های جهان اندیشه و باورش را با راه پیمایی تبلیغ می کند و کسی امروز ارزشی برای اسلام به قرائت وهابیت قائل نیست به راستی ((یریدون لیطفؤنورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره المشرکون: صف/۸)).

چهارمین پیام؛ به نمایش گذاشتن ((قدرت مردمی))  ظلم ناپذیر، استکبار ستیز، عدالت خواه، آزادی طلب و آرمانگرای این حرکت عظیم  الهی است رسانه های تبلیغی جهان هرچند برایشان سخت و جانکاه است بخواهند این سیل جمعیت مشتاق و دل باخته را در رسانه ها جمعی برای مردم خود نشان بدهند ولی مطمئن هستیم آنهایی که باید بفهمند که همان سرویس های امنیتی وجاسوسی جهان غرب به ویژه آمریکا وصهیونیزم است به خوبی می یابند که جهان تشیع ازچه پشتوانه عظیمی بر خوردار است که می تواند مرزهای جغرافیایی را قیچی کند ازمردم عراق و ایران امت واحده بسازد وبا فرماندهی مشترک کنارهم قرارگرفته روزی اقدام به پیاده روی این چنینی نمایند وروزی دیگر سلاح به دست به قلع و قمع داعش دولت خود خوانده آمریکا وال سعود بپردازند.

پنجمین پیام؛ ((تجربه معنویت)) و ((پالایش درونی)) زائرین دراین پیاده روی است چرا که تمام کسانی که در این مسیر قرار می گیرند پیش از آنکه با تنهایی و مظلومیت سیدالشهداء واهل بیتش ارتباط بر قرار کنند با معنویت و جذبه ملکوتی آن  وصل می شوند و گره می خورند از همین‌رو دگر گونی روحی معناداری دریکایک زائرین شکل می گیرد نه تنها به پالایش درونی خود می پردازند بلکه نماز و دعا و توسلی جدیدی را تجربه می کنند و از کسب چنین معنویتی سرمست می شوند و فریاد بر می آورند ((این الملوک واین ابنا ؤالملوک)) کجایند پادشاهان و فرزندان پادشاهان  تا ببینید لذت درچیست !!!

ششمین پیام؛ ((تولا وتبرای))عملی زایرین در پیاده روی است به این معنا هرچند تمام پیاده روان اربعین حسینی در مقام باور درونی  و قلبی و فکری از (تولا) دوستی اهلبیت و (تبرا) نفرت نسبت به دشمنان اهل بیت برخوردارند، ولی این بار درونی و قلبی در اربعین حسینی شکل عملی به خود گرفته و تبدیل به لشکر عظیمی می شود که رسما جبهه گیری می کند و موضع خودش را که همان تنفر و برائت است به بنی امیه آن روزگار و بنی امیه این زمان که وهابیت وآل سعود اند اعلام می کند وفریاد بر می آورد ((اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد واخرتابع له علی ذالک)).

هفتمین پیام؛ ((ایثار و گذشت)) مردم عراق درپیادروی اربعین حسینی است، ارزش و جایگاه این فضیلت مردم عراق زمانی روشن می شود که جمعیت ۲۵ میلیون نفری در این پیاده روی را در کنار دو ملییون پانصد هزار نفره حج گزاران درحج تمتع ببینم دولت سعودی پس از گرفتن هزینه سنگین از دولت های اسلامی و با سال ها تجربه مدیریتی از اداره همین جمعیت کم ناتوان و هر چند گاه فاجعه ای چون منا رخ می دهد  ولی در اربعین حسینی بیست و پنج تا سی میلیون جمعیت زائر در اوج ناامنی و در بد ترین وضعیت اقتصادی عراق  با ایثار و گذشت غیر قابل توصیف مردم عراق و نیز در بهترین وضعیت امنیتی  زائرین را استقبال و پذیرایی می کنند تا بتوانند مناسک حسینی را انجام بدهند به گونه ای که جهان را به تحیر و شگفتی وا می دارند.

هشتمين پیام؛ ((دریافت های غیر قابل انتقال)) است. به این معنا تمام کسانی که به این پیاده روی می پیوند و حوضچه وجودیشان را به این دریای خروشان وصل می کنند دریافت هایی دارند که فقط خودشان می یابند  که چه فهمی از واقعه عاشورا دارند ولی نمی توانند با زبان ظاهری دریافت های خود را حتی به نزدیکترین شخص به خودش انتقال دهند و او را از دریافت های خود آگاه سازند فقط دیگران از چگونگی احوالش می فهمند وی درجای دیگراست و درخلسه معنویت عاشورا به سر می برد.

نهمین پیام؛ جوهره ذاتی پیاده روی ((صلح)) است، چراکه تر کیب جمعیت از نژادهای و ملییت ها و زبان های مختلف از سراسر جهان و همچنین الفت و مهربانی زائرین نسبت به  یکدیگر، به نمایش گذاشتن  نمونه ای از جامعه صلح طلب است که پس از ظهور حضرت بقیه الله در جهان  حاکم می شود از همین رو مردم سراسر جهان امروز اسلام را که شعارش همزیستی مسالمت‌آمیز است در چهره پیاده روان اربعین حسینی می شناسند واگر کسی بخواهد مسلمان شود به تشیع رو می آورد نه به اسلامی که تبلورش وهابیت درچهره و قامت داعش است.

دهمین پیام؛ جابجایی ((باورغلط )) با ((باور صحیح)) یکی دیگر از آثار و برکات پیاده روی است چرا که بنگاه تبلیغاتی بنی امیه توانسته بودند این باور غلط را نهادینه کنند که شیعیان کوفه بوده اند سیدالشهداء را دعوت کرده وهمین ها بودند که نقض دعوت کرده وآن حضرت را در کربلا به شهادت رساندند ولی وقتی زائرین دراین سفر مقابل عشق و ارادت توصیف ناپذیر زن ومرد، کوچک و بزرگ مردم عراق نسبت به سیدالشهداءعلیه‌السلام قرار می گیرند به این نتیجه می رسند بنگاه تبلیغاتی بنی امیه برای اینکه چهره زشت و جنابت کارانه خود را پنهان کنند شیعیان مظلوم کوفه را به جای گروه عثمانی مذهب و اموی مسلک که قاتلان سیدالشهداءعلیه‌السلام واصحابش با وفایش معرفی و این دروغ را آنقدر تکرار کردند تا تبدیل به باور تاریخی شد ولی این پیاده روی این باور غلط را تغییر داده و همگان را با جانیان اصلی واقعه که ((عثمانی مذهب واموی مسلک))اند و ادامه نسل آنان همین داعشی های این عصرند آشنا ساخته و آن باور غلط تاریخی جایش را به باور صحیح  می دهد.

یازدهمین پیام؛ ازآثارعملی دیگر پیاده روی در اربعین حسینی((ارتقا یافتن سطح معرفت واگاهی )) زائرین نسبت به واقعه عاشورا است به این معنا هرچند حضور در پیاده روی وهزینه مادی و تحمل کردن رنج سفر بهترین شاهد است که هریک از زائرین ازمعرفت بالایی برخوردارند که حاضرند برای باور و فکرشان این گونه هزینه کنند ولی فرصتی را این سفر برایشان به وجود می آورد که در پیرامون چند پرسش کلیدی  بیشتر به تامل بپردازند و آن این که در پنجاه سال بعد از رحلت پیامبر چه جابجائی سیاسی، فرهنگی انجام گرفته است که امت پیامبر فرزند پیامبر خود را به قتل صبر به شهادت رسانده واهل بیت وی رابه اسارت بردند؟!! و پرسش دیگر در زمانی کمتر ازچهل روزبعد ازواقعه عاشورا نیزاهل بیت به اسارت در آمده جه کرده اند حسین(ع) به ظاهر مغلوب را درخانه دشمن غالب و پیروز همیشه تاریخ نمودند؟ و یزید به ظاهر پیروز را برای همیشه تاریخ به شکست کشاندند و پیام پیروزی را خود با آمدن به کربلا به سیدالشهداء واصحابش رساندندو

دوازدهمین پیام؛ از آثارعملی پیاده روی اربعین حسینی(خودیابی تا خود سازی) است به این معنا به دلیل اشتغالات و روزمرگی که هرکس گرفتار آنست آدمی به بیماری سخت ((خود فراموشی)) گرفتار می شود و کمتر توجه پیدا می کند که چقدر گرفتار ضعف اخلاقی شده است که اگر به درمان خود نپردازد دیو نفسانیات او را بلعیده و تبدیل به همان شمر و عمرسعد می کند که سید الشهداء را به شهادت رساندند چرا که مشکل آنان در همین بود که گرفتار اژدهای نفس  شده بودند، کم نیستند زائرینی که باداشتن چنین خصلتی به این سفر می روند ولی یک باره خود را پیدا کرده و حقیقتاً آزاده می شوند و انسان جدید شده و ازاین سفر برمی گردند.

سیزدهمین پیام؛ ازآثارعملی پیاده روی در اربعین حسینی ((عبرت گرفتن )) از واقعه عاشورا است؛ چرا که واقعه عاشورا به همان اندازه ریزش هایی داشته وهمراهان هزار نفره ازمکه تا رسیدن به کربلا ۷۲ نفرشدند به همان وسعت خو دش رویش هایی نیز داشته است و توا نسته بود به دلیل حقانیتش درهمان فرصت محدود سپاه ۷۲ نفر شب عاشورا را تا غروب بنابر گزارش هایی به ۱۵۰ وبنا بر بعضی از گزا شات ها به ۲۲۰ نفر برساند که درشب و روز عاشورا به سید الشهداء ملحق شوند و در رکابش به شهادت نایل شوند، زائر عارف ازاین فرصت استفاده کرده و به تامل راز و رمز ریزش ها از دل مکانی می پردازد که همه این اتفاقات مقدس و نورانی و غیر مقدس و ظلمانی درآنجا واقع شده است و از این عبرت گرفته و موجب بصیرت خویش قرار می دهد که اگر در زمان خودش درچنین آزمونی قرار گرفت درصف رویش ها باشد نه ریزش ها.

چهاردهمین پیام؛ هرچند نمی توان باور شیعی داشت ولی توجه به قطب عالم امکان حضرت بقیه الله نداشت ولی این سفر و پیادروی اربعین حسینی خصوصیت ویژه ای دارد  که موجب توجه خاص زائرین تربت سید الشهداءعلیه السلام به حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء می گردد؛  و آن این است آن چیزی که زائرین را به بیانهای عراق کشانده که پیاده بروند تا خود را در روز اربعین به کربلابرسانند سخن پدر بزرگواران، حضرت امام حسن عسگري (عليه السلام) است که فرمودند: ((علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين و زيارة الأربعين و التختّم في اليمين و چتعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحيم: نشانه‌هاي مؤمن و شيعه، پنج چيز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و يك ركعت، زيارت اربعين حسيني، انگشتر در دست راست كردن، سجده بر خاك و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم)) 
زائرین اربعین حسینی بر این باورند که نمی شود حضرت بقیه الله ارواحنا له الفدا که واقف برعظمت قدسی و ملکوتی چنین روز و چنین مکانی است درکربلا منتظر چنین زائرین دل باخته جدش سیدالشهداء نباشد از همین رو زائرین هرچه به کربلا نزدیک می شوند خود را درآغوش گرم وبالطافت حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء احساس کرده وعطر وجود آن حضرت را استشمام می کنند.

*************

نگارنده: حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری