چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ /۲۵ ربيع الثاني ۱۴۴۳

مسیر

یادداشت تبلیغی
دهم ربیع الثانی، سالروز وفات بانوی بیست وهشت ساله حضرت معصومه سلام الله علیها است، فرصت مناسبی است که به تحلیل شخصیت این بانوی کریمه اهل بیت علیهم السلام بپردازیم...

پایگاه اطلاع رسانی بلاغتحلیل شانزده خصایص حضرت معصومه سلام الله علیها| قسمت اول

دهم ربیع الثانی، سالروز وفات بانوی بیست وهشت ساله حضرت معصومه سلام الله علیهااست، فرصت مناسبی است که به تحلیل شخصیت این بانوی کریمه اهل بیت علیهم السلام بپردازیم و با ابعاد وجودی آن حضرت معرفت و شناخت پیدا کنیم:

چرا که حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام، شانزده خصوصیت عرشی و فرشی دارد؛ معرفت وشناخت به خصایص عرشی موجب می شود که حضرت را در همانجایی که قرار دارد ببینیم؛ نه در رتبه امامزادگان، و فاصله خود را با ایشان به درستی درک کنیم.
معرفت به خصایص عرشی کاربردش در این است که آن خصایص را الگو و اسوه خود قرار داده و با نهادینه کردن آن خصایص در رفتار عملی خویشتن فاصله و نسبت بین خود با حضرت را نزدیک نماییم، با چنین رویکردی به تحلیل خصایص شانزده گانه می پردازیم:

پیشگویی ولادت
نخستین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها((پیشگویی در تولد)) است.
به این معنا که هرچند در بین معصومین علیهم السلام پیشگویی ولادت آنان مسبوقه به سابقه است، چرا که در چگونگی ولادت امام باقر علیه السلام روایت  شده است که پنجاه سال پیش از ولادت شان، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خطاب به جابربن عبدالله انصاری فرمودند:
"ای جابر تو زنده می‌مانی تا آنکه فرزندم «محمد بن علی بن الحسین علیه‌السلام» را که در تورات به «باقر» معروف است ملاقات کنی، چون وی را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان."
جابر پس از رحلت رسول خدا (ص)  در مسجد پیغمبر (ص) می‌نشست و به امید دیدار پیشوای پنجم (ع) و در انتظار رسیدن آن لحظه‌ی موعود برای رساندن سلام رسول اکرم (ص) فریاد بر‌می‌آورد: «یا باقر العلم» «یا باقر العلم» ای شکافنده‌ی علم، ای شکافنده‌ی دانش. مردم مدینه که به این راز آگاه نبودند می‌گفتند: جابر (بر اثر پیری و ضعف نیروی اندیشه) هذیان می‌گوید.
جابر در پاسخ آنان می گفت: نه به خدا هذیان نمی گویم و لیکن از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمودند:
"تو به زودی مردی از خاندان مرا درک خواهی کرد که نام او نام من و شمایل او شمایل من است، علم و دانش را می‌شکافد"
 من بر اساس پیشگویی پیامبر (ص) این سخن را بر زبان می آورم.
جابر عمری دراز یافت تا اینکه طبق نقل امام صادق(ع) روزی امام باقر(ع) به نزد وی رفت و بر او سلام کرد. جابر جواب سلام را داد و چون نابینا بود پرسید: چه کسی هستی؟ فرمود: محمد بن علی بن الحسین. جابر گفت: فرزندم پیش بیا، امام (ع) نزدیک رفت. جابر دست امام (ع) را بوسید و خود را روی پای وی انداخت، می‌بوسید و می‌گفت: رسول خدا (ص) تو را سلام رسانده است و از آن پس جابر پیوسته خدمت امام (ع) می‌رسید و از محضر پر فیض شان استفاده می‌کرد.«بحار، ج۴۵، ص۲۹۴»)
همچنین در پیشگویی ولادت حضرت مهدی علیه السلام آمده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: "الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا" (همان، ج۳۶، ص۳۰۹)؛
«مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاق شبیه ترین مردم به من است»       
در بین امام زادگان تنها حضرت معصومه سلام الله علیها است که ۴۵ سال پیش از تولدش امام صادق علیه السلام در ملاقاتی که با یکی از اصحاب داشت تولدش را با جزئیات این چنین  پیشگویی نمود و خطاب به آن شخص فرمودند:
" تعجّب نکن! این کودک فرزند من، موسی است. خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاک سپرده می ­شود، و هر کس او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است" (مِنهاج الدُّموع ص ۴۴۱)

عالمه غیر متعلمه
دومین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها ((عالمه غیر متعلمه)) است.
به این معنا که هرچند علوم اکتسابی غیرحضوری نیازمند به تعلیم، آموزش و مکتب دیدن است؛ ولی از خصوصیت معصومین علیهم السلام این است به دلیل اینکه آنان مظهر اسماءالحسنی و تجلی صفات جمال و جلال الهی هستند همه سنخ و جنس علومشان از جنس علم حضوری ولدنی است.
حضرت معصومه هرچند پیامبر و امام نیست؛ ولی شواهد و قراینی وجود دارد که تایید می‌کند که ایشان نیز در همین سن کوتاه خودشان، آن چنان در سلوک معنوی طی طریق کرده بودند که مظهر اسماءالحسناء شده بودند و علوم اکتسابی برای آن حضرت از سنخ و جنس علم حضوری شده بود و شخصیت «معلمه غیر متعلمه» داشتند که مکتب نرفته ومعلم ندیده بر علوم احاطه داشتند.
از همین رو از یکى از علماى معروف نجف اشرف، مرحوم آیه الله مستنبط(ره) نقل شده که گفت: از کتاب ((کشف اللئالى)) که نسخه خطى آن در کتابخانه شوشترى هاى نجف موجود است, روایت شده: "روزى جمعى از شیعیان براى دریافت پاسخ پرسش هاى خود, به محضر امام کاظم(ع) رهسپار شدند, آن حضرت مسافرت کرده بود نظر به این که آنها ناگزیر به مراجعت بودند, پرسش هاى خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم(ع) تحویل دادند, تا در سفر بعد به آن نایل شوند.
هنگام خداحافظى دیدند حضرت معصومه(س) پاسخ پرسش هاى آنها را نوشته و آماده کرده است, آنها شادمان شدند و آن را گرفتند.
هنگام مراجعت در مسیر راه با امام کاظم(ع) ملاقات نمودند, و ماجرا را به عرض رساندند، امام آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد و پاسخ هاى حضرت معصومه(س) را درست یافت سه بار فرمودند: فداها ابوها، پدرش به فدایش باد" (بحارالانوار, ج۶۰, ص۲۲۸.)
این موضوع در زمانى رخ داد، که حضرت معصومه(س) خردسال بودند و در این هنگام حدود ده سال سن داشتند. این ماجرا انسان را به یاد حضرت فاطمه زهرا(س) مى اندازد که پیامبر اکرم(ص) در شان او مکرر فرمودند:
"فداها ابوها; پدرش به فدایش باد" (بحارالانوار, ج۶۰, ص۲۲۸ .)
      
تجلی شخصیت زن باهویت اسلامی
سومين خصوصیت عرشی  حضرت معصومه سلام الله علیها که می تواند الگو و اسوه زنان باشد((تجلی شخصیت زن با هویت اسلامی)) است، چرا که در تعریف و تفسیر زن چند تفسیر بین (افراط و تفریط) و (موسع و مضیق) وجود داشته و دارد:
یک نظر بسته و متحجرانه بر این است زن در نظام هستی افریده شده تا تولید مثل کند و هیچ حق اجتماعی ندارد و نبایست از چهاردیواری خانه خارج شود.
در مقابل روشنفکر مابانه متاثر از قرائت غربی ها است و آن این که زن آزاد کامل است و می تواند تا مرز برهنگی در صحنه اجتماع حضور پیدا کند.
ولی حضرت معصومه سلام الله علیها با شخصیت اسلامی خود تفسیر سومی از هویت زن را درپیش روی همه قرار داده است و آن این که زن شایسته آن بانویی است حضور در اجتماع به هیچ وجه آسیبی به عفت و پاکدامنی وی نزند، عفت و پاکدامنی هم مانع از حضور در اجتماع و نقش آفرینی وی نشود و این دور در صورتی قابل جمع است  که زن به گونه ای در جامعه  حضور پیدا کند که شخصیتش کانون توجه مردان قرار بگیرد؛ نه اندام فیزیکی زنانه وی، و همچنین وی نیز توجه به شخصیت مردان نگاه و نظر داشته نه اندام فیزیکی شخص مردان. چرا که حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ به همین پرسش که زن عفیف چه مشخصه ای دارد فرمودند: «خَيْرُ النِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ:بهترین زن، زنی است که مردان را نبیند و مردان هم او را نبینند:مکارم الاخلاق، ص۲۳۰))
باهمین شخصیت زنانه اسلامی است که در سن بیست و هشت سالگی درحالی که  مجرد بود با کاروانی از مردان سفر هزار کیلومتری از مدینه تا طوس را در پیش گرفتند تا به امام زمانش به پیوندند و این پیامی در خود داشت که زن می تواند در عین اجتماعی بودن، عفیف و محجب باشد و در عین محجب وعفیف بودن، اجتماعی باشد.

ولایت مداری
چهارمین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها که می تواند الگو و اسوه برای همه پویندگان روش و منش آن حضرت در هر عصر و زمانه ای باشد((ولایت مداری وتعبدبه امام زمانش)) است.
به این معنا که در شرایطی بس سخت که حضرت رضا علیه السلام از چند جبهه مورد تهاجم قرار گرفته بودند، که از یک سو واقفیه به بهانه اینکه ۴۲ سال از عمر امام علیه السلام می گذشت ولی صاحب فرزند نشده بودند؛ درحالی که امامت بایست از نسل امام استمرار پیدا کند؛ منکر امامت امام شده بودند،
و برخی دیگر از بستگان امام علیه السلام با القاء شبهه واقفیه که امام جواد علیه السلام چهره اش گندمگون است و هیچ امامی چنین چهره ای نداشتند منکر فرزند بودن امام بودند که با آوردن عالم قیافه شناس و شهادت وی این فتنه پایان یافت، و از طرف سوم برادر دیگر امام "زید النار" با متهم کردن امام به کندر وی و سازش با خلیفه بنی العباس قیام خشونت زایی به راه انداخته بود و در مقام رقابت با آن حضرت قرار داشت، و مأمون هم نیز با متهم کردن امام علیه السلام به قیام در مقام احضار آن حضرت به مرو بود، در این میان شک و تردید حضرت معصومه سلام الله علیها از جمله طلایه داران تعبد به ولایت  حضرت رضا علیه السلام است به گونه ای بی قرار ایشان بودند که فراق شان را تحمل نکردند و پیمودن راه سخت چند هزار کیلومتری مدینه تا مرو را در پیش گرفتند تا به امام زمانش برسند و در حضورشان مشرف شوند.
ب-(کفو نداشتن)
نظریه دوم این است که دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر کمالات در حد بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمی شد و یکی از اموری که در تزویج دختر مورد توجه قرار می گیرد، هم کفو بودن است.
این نظریه نیز نمی تواند قابل تأیید باشد؛ چراکه:
اولاً: سیره ائمه اطهار علیهم السلام این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند؛ بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه رکفو یکدیگر می دانستند.
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمودند:
"هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می شود".(منتخب میزان الحکمه، ص۲۳۴)
ثانیاً: در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می توانستند همسران مناسب آنان باشند.
ج- (خفقان و ناامنی هارونی)
احتمال سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع) مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛
چرا که همین ارتباط نسبی زمینه ای را فراهم می ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینکه هارون در مواردی تظاهر به دینداری می کرد، ولی ستمگری بی رحم بود.
یکی از مورّخین می گوید: هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک می ریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالم تر بود. (الاغانی، ج۵، ص ۲۴۱) و همین مرد دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند.( تاریخ تمدن جرجی زیدان، ترجمه علی جواهر کلام، ص۱۶۲)
شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر می بردند و کوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود.
نمونه بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکردند و فرمودند: این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثه ای که برایت پیش می آید، به کار می آید، چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا کرده است.
 هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد. او گفت: آن را در بقچه ای نگه داشته ام.
هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت کننده ای را درباره تو باور نخواهم کرد.(الارشاد، شیخ مفید، ص۲۹۳)
این گونه قضایا نشان می دهد که ارتباط موسی بن جعفر(ع) کنترل می شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می داد. بعد از شهادت امام وحشت بیشتری بر مردم حاکم شد و حضرت رضا(ع) نیز تحت نظر قرار گرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال، حضرت معصومه(س) و جمعی از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت.
بنابر این راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد.
از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دور افتادن از خواهران، مزید بر این علت بود که حضرت معصومه سلام الله علیها ازدواج را در اولویت زندگی قراردهند و مجرد.

اولویت بندی در سلوک زندگی
پنجمین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها ((اولویت بندی در سلوک زندگی)) است.
به این معنا هرچند ازدواج سنت اسلامی است و به شدت بر انجام آن تاکید شده است که قرآن کریم فرمان به انجام داده ومی فرماید:
"وَأَنْکِحُوا اْلأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیم" (نور ایه۳۲)
باید مردان بی زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح درآورید. اگر آنان فقیر باشند، خداوند آنان را از فضل خویش بی‌نیاز خواهد ساخت؛ زیرا خداوند وسعت دهنده و داناست.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
"اَلنِّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلیس مِنّی" (بحار، ج۹۳، ص۲۲۰).
 ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نیست.
با این همه تاکیدات اسلامی، حضرت معصومه سلام الله علیها که واقف بر این دستور مؤکد اسلامی بودند با اینکه بیست و هشت سال از عمر مبارک شان می گذشت مجرد ماندند و ازدواج نکردند و در اولویت سیره وسلوک آن حضرت قرا ر نگرفت.
ازهمین رو محققین در تحلیل این سیره وچرایی ازدواج نکردن حضرت چند احتمال داده اند:
الف-‌(وصیّت موسی بن جعفر(ع))
احتمال اول این است امام کاظم علیه السلام وصیت به ازدواج نکردن دختران خود نموده بود.
ازهمین رو یعقوبی می نویسد:
" موسی بن جعفر را هیجده پسر و ۲۳ دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.
موسی بن جعفر وصیت کردند که دختران شان شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است."
(تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی، ج۲، ص۴۲۱)این گزارش یعقوبی از دو جهت صحیح نیست، شواهد و قرائن بر جعلی و ساختگی آن دلالت دارد، چرا که:
اولاً: چنین وصیّتی برخلاف نص قرآنی و سنت رسول الله(ص) و سیره امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.
ثانیاً: متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم.
ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصیت خود شاهد گرفتند و فرمودند:
" اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی ... اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍّ اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَن یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ..." (بحار، ج۴۸، ق۲۷۶)؛
شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام... (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.
در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارند که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی علیه السلام مناسب دیدند، آنان با اوج ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است.
در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نیست؛ سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) باید نظارت داشته باشد. (حیاة الامام موسی بن جعفر، ج۲، ص۹۷)

برای مشاهده قسمت دوم کلیک کنید

برای مشاهده قسمت سوم کلیک کنید

نظرات

باسلام و عرض ادب بسیار عالی و شیوا درود بر استاد بزرگوار
ارتباط در ایتا