یادداشت تبلیغی ره توشه

ترویج فرهنگ جهاد و شهادت بر اساس بیانیه گام دوم

تاریخ انتشار: 11:50 10-05-1401
جهاد فی سبیل الله و شهادت­طلبی ازجمله مفاهیم ارزشمند در تعالیم اسلامی است که موردتأکید آیات و روایات متعددی است. این فرهنگ از زمان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) موردتوجه بوده و آیات دال بر جهاد در راه خدا از موارد آن است.
ترویج فرهنگ جهاد و شهادت بر اساس بیانیه گام دوم

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| ره توشه ماه محرم 1444، ترویج فرهنگ جهاد و شهادت بر اساس بیانیه گام دوم.
کاری از گروه تولید محتوای معاونت فرهنگی وتبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

مرضیه قنبری 

مقدمه

ترویج فرهنگ جهاد و شهادت در جامعه اسلامی افزون بر حفظ دین و احیای ارزش­های اسلامی، موجب تزکیه نفس در جهت رسیدن به تقرب الهی است. شهادت در راه خدا همواره موردتوجه آیات و روایات بوده و خدای تعالی برای جهاد فی سبیل الله جایگاهی در ردیف ایمان به خدا قرار داده است: «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون؛[1] به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این براى شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید.» و عبارت: «فی سبیل الله» قیدی است که بارها در مورد شهادت به ­کار رفته[2]  و بیانگر این است که جهاد باید در راه خدا و براى توحید و دفاع از حق، راندن دشمنان توحید و یا گشایش محیط توحید باشد. فرهنگ شهادت نقش اساسی در شکل­گیری انقلاب اسلامی دارد، که به تبع آن، سعادت و پیشرفت جامعه اسلامی را تضمین خواهد نمود. در این نوشتار سعی بر آن است با بهره گیری از آیات و روایات، و نیز باتوجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب، اهمیت، ارزش و اهداف جهاد و شهادت بررسی شود. 

1. اهمیت جهاد و شهادت

جهاد فی سبیل الله و شهادت­طلبی ازجمله مفاهیم ارزشمند در تعالیم اسلامی است که موردتأکید آیات و روایات متعددی است. این فرهنگ از زمان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) موردتوجه بوده و آیات دال بر جهاد در راه خدا از موارد آن است. و در زمان معصومین: استمرار و رواج یافت و فضایل بسیاری درمورد شهادت و ایثارگری بیان شده است. در آیه: « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه‏...؛[3]خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار مى‏کنند، مى‏کشند و کشته مى‏شوند...»، خداوند خود را خریدار و مؤمنان را فروشنده معرفى کرده، و مى‏گوید: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریدارى مى‏کند، و در برابر این متاع، بهشت را به آنان مى‏دهد. با توجه به تعبیر (فِی سَبِیلِ اللَّهِ) به خوبى روشن مى‏شود که خداوند خریدار جانها و تلاشها و کوششها و مجاهدتهایی است که در راه او صورت می‌گیرد یعنى در راه پیاده کردن حق و عدالت و آزادى و نجات انسانها از چنگال کفر و ظلم و فساد.[4]

خداوند متعال درمورد حیات بعد از مرگ شهدا می­فرماید: «(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.»[5] این آیه بیانگر این است که عاقبت جهاد، زندگی است نه مرگ.[6]این بیان باعث تسلیت مؤمنین در مورد شهدایشان و نیز موجب شوق به جهاد و آرزوى شهادت می­شود. حقیقت این معنا را اصحاب ابا­عبداللَّه(علیه السلام) در روز عاشورا در کربلا درک نمودند و بر یکدیگر سبقت ­گرفتند تاجایی­که هرچه امر سخت‏تر می­شد، برافروخته‏تر می­شدند.[7] سیره امامان معصوم7 نمود عینی فرهنگ ایثار و شهادت است که تجلی کامل آن در واقعه عظیم عاشورا مشاهده می­شود. أباعبداللّه الحسین(علیه السلام) از پیشروان علوم و معارف قرآنى و از پایه‏گزاران علمى و عملى معارف عالیه آن هستند. امام(علیه السلام) با مبارزه، مجاهده و ایثار جان و مال و زندگى خود در راه خدا در سال 61 هجرى، آیات جهاد و قتال و آیات ایثار مال و نفس را، عملا تفسیر و تبیین نموده­اند.[8]

2. ارزش شهید و شهادت

شهادت در راه خدا شایسته بندگان ویژه الهی است که در ابتلای به آزمون­های الهی سربلند و پیروز درآیند. ترویج فرهنگ شهادت موجب تربیت و پیدایش بندگان صالح و شایسته­ای می‌شود که تمام توجه­شان به خداوند متعال است و جز رضای الهی گام برنمی­دارند. خداوند متعال در مورد ارزش شهید و شهادت فرمودند: «وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُم وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُم؛[9]و کسانى که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمى‏برد! بزودى آنان را هدایت نموده و کارشان را اصلاح مى‏کند؛ و آنها را در بهشت (جاویدانش) که اوصاف آن را براى آنان بازگو کرده وارد مى‏کند» ‏این آیات بحث از شهیدانى است که در پیکارها جان خود را ازدست مى‏دهند و آبرو و عزت مسلمین، مرهون ایثار و فداکاری آنان است. خداوند نیز اعمالشان را هرگز نابود نمى‏کند بلکه زحمات، رنج­ها و ایثارهایشان در پیشگاه خدا محفوظ است. سه موهبت دیگر نیز در ادامه بیان نموده است؛ خداوند آنها را به مقامات عالیه، فوز بزرگ و رضوان اللَّه هدایت می­کند. دیگر اینکه وضع حال آنها را اصلاح مى‏نماید؛ آرامش روح، اطمینان خاطر و نشاط معنویت و روحانیت به آنها مى‏بخشد و در جوار رحمتش آنها را به ضیافت خویش دعوت مى‏کند. آخرین موهبت اینکه آنها را در بهشت جاویدانش وارد مى‏کند.[10]

درحقیقت این آیات بیانگر حال شهدا بعد از شهادت­شان است که مشمول رحمت الهی واقع می­شوند، به سعادت ابدی و کرامت آخرت می­رسند و خداوند متعال گناهانشان را عفو نموده، مورد مغفرت الهی واقع می­شوند.[11] خداوند متعال در جای دیگر شهدا را به رحمت و رضای الهی و نیز باغ­های بهشتی مژده می­دهد: «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مقیم؛[12]پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایى از بهشت بشارت مى‏دهد که در آن، نعمتهاى جاودانه دارند ». «يُبَشِّرُهُمْ» بشارت مقابل انذار است بشارت از براى مؤمنین صالح متقی است و انذار از براى کافر و فاسق و مخالف است. «رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ» تنکیر رحمت دلالت بر عظمت و بزرگى او دار.[13] درواقع خداوند متعال به‌واسطه رحمت و مهر خود به رضوان در آخرت آنان را مژده می­دهد؛ بهشت­هایى که در آن­ها نعمت‌هایى دائمى و تمام­نشدنى است و همیشه در آن جاویدانند.[14]

3. اهداف جهاد و شهادت

جهاد در راه خدا دارای اهداف متعالی است که در این‌جا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1/3. عدالت طلبی

 هدف از جهاد در راه خدا ریشه­کن نمودن فساد در زمین است . خداوند در آیه: «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِين؛[15] و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسئولیتها، و امید به رحمتش. و نيکى کنيد) زيرا رحمت خدا به نيکوکاران نزديک است»؛ هرگونه فساد و تباهی در زمین را بعد از انجام اصلاحات در آن، رد نموده است. درحقیقت خداوند در این آیه دستور به اصلاح امور مردم، و ريشه‏کن ساختن ظلم از ميان آنان‏ می­دهد.[16] مقام معظم رهبری در این­باره چنین فرمودند:

عدالت و مبارزه با فساد لازم و ملزوم یکدیگرند؛ فساد اقتصادی، اخلاقی و سیاسی، توده‌ی چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه‌ی حکومتها عارض شود، زلزله‌ی ویرانگر و ضربه‌زننده به مشروعیّت آنها است؛ ... وسوسه‌ی مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المؤمنین(علیه السلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده‌زیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه‌گانه حضور دائم داشته باشد و به‌معنای واقعی با فساد مبارزه کند، بویژه در درون دستگاه‌های حکومت.[17]

خداوند می‌فرماید: آیه: « «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ؛[18] اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏کرد، زمين را فساد فرامى‏گرفت، ولى خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد» خداوند متعال از نظر فضل خود حس جلب نفع و دفع ضرر را در نهاد بشر به وديعت نهاده تا بدين­وسيله انسان با هرچه مخالف مصالح فردى و يا اجتماعى او باشد، در مقام جنگ بر آمده و به ستيز قيام نماید.[19] در حقیقت آیه بیانگر این است که در جهان پيوسته اعمال زور لازم است، بايد متجاوز را دفع کرد؛ در عمر دنيا روزى نخواهد بود که اخلاق و تربيت انسانها را از بکار بردن زور بى‏نياز کند.[20]خداوند متعال از اهداف مجاهدت را دفع شر و فتنه و برپایی عدالت معرفی نموده است: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّه؛[21] و با آنها پيکار کنيد! تا فتنه (و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم،) باقى نماند؛ و دين، مخصوص خدا گردد.» این آیه بیانگر این است که هر زمانی فتنه­ای در جایی مانع پیشرفت دعوت و رسالت حق شد، باید با مجاهدت این­گونه فتنه­ها را از میان برد.

آیات دعوت به جهاد در برابر دشمنان برای براندازی فتنه­های آنان نموده است تا فتنه­هایی که هر روز به راه می­اندازند، خاتمه یابد.[22]مقام معظم رهبری در اهمیت عدالت در جامعه اسلامی چنین فرمودند: عدالت در صدر هدف­های اوّلیّه‌ی همه‌‌ی بعثت­های الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است.[23] بنابراین از اهداف جهاد در راه خدا و شهادت، برپایی عدالت و ریشه­کن نمودن فساد در زمین است که باید با ترویج این فرهنگ، در برقراری بیشتر عدالت در جامعه تلاش نمود.

2/3. تقویت روحیه استقلال و آزادی

 تأکید دین اسلام بر آزادی و حریت انسان از بندگی غیر خداست. دست­یابی به آزادی منوط به حفظ حقوق انسانی افراد در جامعه است و برای استقلال و آزادی باید مجاهدت نمود. امام علی(علیه السلام) فرمودند: «جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، که خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است، کسى که جهاد را ناخوشايند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خوارى بر او مى‏پوشاند، و دچار بلا و مصيبت مى‏شود و کوچک و ذليل مى‏گردد، دل او در پرده گمراهى مانده و حق از او روى مى‏گرداند؛ به جهت ترک جهاد، به خوارى محکوم و از عدالت محروم است.»[24] مقام معظم رهبری چنین فرمودند:

استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت­های سلطه‌گر جهان است و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسان‌ها‌یند و هیچ­کدام تفضّل حکومت­ها به مردم نیستند. حکومت­ها موظّف به تأمین این دو اند، منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر می­دانند که برای آن جنگیده‌اند، ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیّت. این ثمر شجره‌ی طیّبه‌ی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمی­توان در خطر قرار داد. [25]

خداوند متعال در قرآن کریم یکی از اهداف شهادت و جهاد را روحیه آزادی­خواهی و نیز آزادی مستضعفان دانسته است و ذیل آیه: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِين؛[26]چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران) تضعيف شده‏اند، پيکار نمى‏کنيد»، تحریک و تشویق به جهاد و قتال برای آزادی هر انسان مستضعف و ناتوانی نموده است که به دست کفار به استضعاف کشیده شده­اند.[27] تقویت روحیه استقلال و آزادی­خواهی از عوامل مؤثر در پایداری و مقاومت در برابر سلطه بیگانگان است که موجب جهاد در راه رسیدن به آرمان­های والای اسلام خواهد شد.

3/3. تقویت عزت ملی

اهمیت حفظ ارزش­های دینی به حدی است که امام علی(علیه السلام) عدم حساسیت نسبت به قوانین الهی و ارزش­های انسانی را مذمت نمودند و فرمودند: «می­بینید پیمانها و قوانین الهی شکسته شده است اما به خشم نمی­آیید درحالی­که اگر تعهدات پدارنتان نقض گردد، ناراحت می شوید.»[28] مقام معظم رهبری در اهمیت عزت ملی چنین فرمودند:

عزّت ملّی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصل عزت هستند. صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقۀ غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقّت حفظ کند؛ از ارزش­های انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقب‌نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه‌حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت‌جویانه و البتّه از موضع انقلابی، مشکلات قابل حلّ خود را با آنان حل کند.[29]

4/3. تقویت معنویت

در فرهنگ اسلامی، انگیزه الهی برای کسب رضای خدا شاخصه اصلی در رسیدن به کمال و تقویت معنویت است و آن­چه موجب سلب معنویت از انسان می­شود، دل­بستگی به زخارف دنیوی و تعلقات قلبی به امور مادی است؛ هم­چنان­که در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) در توصیف وارستگان چنین آمده است: «اولیای الهی) زهد از دنیا اختیار کردند تا دلشان برای آخرت فارغ شود».[30] در بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری، معنویت به معنی برجسته­کردن ارزش­های معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکو است. ایشان معنویّت و اخلاق را جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکت­ها و فعّالیّت­های فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه دانسته­اند و قائلند معنویت و اخلاق هرچه بیشتر در جامعه رشد کند، برکات بیشتری به بار می‌آورد که نیازمند جهاد و تلاش و نیز فرهنگ­سازی صحیح در جامعه است. در درجه اول باید خود انسان­ها رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و در درجه دوم زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم نمایند. تقویت معنویت در جامعه نیازمند همکاری نهادهای اجتماعی است. مقام معظم رهبری فرمودند:

باید عیار معنویّت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه به­گونه‌ای چشمگیر افزایش داد. این پدیده‌ی مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول دوران مبارزه و پس ‌از پیروزی انقلاب، بیش ‌از هر چیز رواج داد. رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی به­ویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد. مجاهدت­های جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدّس، با ذکر و دعا و روحیه‌ی برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد. پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه‌ی دینی از عزیزان خود که به جبهه‌های گوناگون جهاد می‌شتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خون‌آلود یا جسم آسیب‌دیده‌ی آنان روبه‌رو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند.[31]

روحیه شجاعت برگرفته از ارتباط با خداوند متعال است که موجب نگرش توحیدی می­شود و باعث فداکاری و شهادت در راه رضای الهی خواهد شد.

5/3. تقویت اراده ملی

اراده یک ملت نقش مؤثری در تحول جامعه دارد و پایداری و مقاومت برای رسیدن به هدف، موجب ازبین رفتن موانع و مشکلات خواهد شد. امام علی (علیه السلام) در وصف خود در پایداری و اراده قاطعشان چنین فرمودند: «سوگند به خدا اگرتمام عرب به جنگ با من بپاخیزد، هرگز در صحنه نبرد به آنها پشت نخواهم کرد.»[32] امام(علیه السلام) با همین روحیه مقاومت و اراده بالا در خطاب به یاران که از اراده ضعیفی برخوردار بودند، چنین فرمودند:

وقتی در تابستان فرمان حرکت به­سوی دشمن می­دهم، می­گویید هوا گرم است؛ مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می­دهم، می­گویید هوا خیلی سرد است. وقتی شما از گرما و سرما فرار می­کنید. به­خدا سوگند از شمشیر بیشتر گریزانید.[33]

مقام معظم رهبری در تقویت اراده ملی فرمودند:

انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدّت تحقیر شده و بشدّت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده‌ی ملّی را که جان‌مایه‌‌ی پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است در کانون مدیریّت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه‌ی مدیریّت کرد؛ روحیه‌ و باور "ما می‌توانیم" را به همگان منتقل کرد.» ترویج فرهنگ ایثار و شهادت باید به­صورت یک مسیر تربیت دینی ترسیم شود تا فرد برای دسترسی به مقامات عالیه دین، از سختی­ها بگذرد و به مطلوب خود برسد و این نیازمند تقویت روحیه خودباوری در انسان است.[34]

6/3. ایجاد الگوهای اسلامی

خداوند متعال در مورد جایگاه شهدا چنین فرموده است: « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون؛[35](اى پيامبر!) هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.» از ابن­عباس روایت شده که اين آيه درمورد کشتگان جنگ بدر است که در آن چهارده نفر از مسلمانان کشته شدند و هريک که کشته مي­شد، مى‏گفتند: «فلانی مرد».[36] خداوند با نزول اين آيه فرمود: آنان که به خلوص نيت در راه خدا به جهاد کشته شدند، درحقیقت زندگانی در قرب پروردگار خود، و مقرب بارگاه او هستند که به نعمتهاى سبحانى، روزى داده شوند.[37]

 شناخت الگوهای گذشته جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ هم­چنانکه مقام معظم رهبری نیز در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به این مهم اشاره نموده­اند و فرمودند: «برای برداشتن گام­های استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغ­ها به­جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهدگرفت.»[38]

مطالعه و بررسی تاريخ پرافتخار اسلام و اصحاب پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) که در برابر ایشان به شهادت رسیدند، بیانگر عظمت رهبرى قرآن، و اثر حيرت‏انگيز آن در رهبرى و هدايت جامعه عرب است. قرآن کریم جامعه عصر جاهلی را از زندگى منحط جاهلى به اعلاترين مرحله علم، کمال و انسانيت رساند و به آنان درس ایثار و از خودگذشتگى داد؛ به­طورى­که در راه دين و اهداف عاليه انسانى کوچک‏ترين اعتنايى به از دست­دادن مال و جان نکردند، در مرگ فرزندان و همسران کوچک‏ترين اندوه و تأسفى بر خود راه ندادند.[39] بنابراین شناخت گذشته و آیات دال بر عظمت شهادت و ایثار، موجب تصحیح نگرش انسان به این امر مقدس شده و باعث تشویق و تحریک برای احیای ارزش­های انسانی خواهد شد.

فهرست منابع

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی

نهج البلاغه، محمد دشتی

حسینی شاه­عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، چاپ اول، تهران: میقات، 1363ش.
حسینی همدانی، محمد، انوار درخشان در تفسیر قرآن، چاپ اول، تهران: لطفی، 1404ق.
خسروانی، علیرضا، تفسیر خسروی، چاپ اول، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1390ق.
خوئی، سیدابوالقاسم، بیان در علوم و مسائل کلی، چاپ اول، تهران: وزارت ارشاد، 1382ش.
سیوطی، جلال­الدین، الإتقان فی علوم القرآن، چاپ دوم، بیروت: دارالکتال العربی، 1421ق.
طباطبایی، ­محمد ­حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، 1390ق.
طبرسی، فضل­بن­حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ سوم، تهران: ناصرخسرو، 1372ش.
طیب، عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، تهران: اسلام، 1369ش.
عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، طبقات مفسران شیعه، چاپ چهارم، قم: نوید اسلام، 1387ش.
قرشی، علی ­اکبر، تفسیر احسن الحدیث، چاپ دوم، تهران: بنیاد یعثت، 1375ش.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، علی­اکبر غفاری؛ محمد آخوندی، چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الإسلامية، 1407ق.
مکارم شيرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1371ش.
مهدوی­راد، محمد علی، آفاق تفسیر مقالات و مقولاتی در تفسیر پژوهی، چاپ اول، تهران، هستی نما، 1382ش.
https://farsi.khamenei.ir

[1]. صفت: 11.

[2]. بقره:190؛ نساء:95و76؛ انفال:72؛ توبه:20و41.

[3]. توبه: 111.

[4]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج8، ص148.

[5].آل عمران:169.

[6]. جلال الدین سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ، ج2، ص147.

[7]. عبدالحسین طیب، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ، ج3، صص405-406.

[8]. عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه ص147.

[9]. محمد: 4-6.

[10]. مکارم شیرازی، همان، ج21، صص403-404.

[11]. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن الکریم، ج18، ص226.

[12]. توبه: 21.

[13]. عبد الحسین طیب، أطیب البیان فی تفسیر القرآن ، ج6، ص196.

[14]. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ، ج5، ص24.

[15]. اعراف: 56.

[16]. محمد حسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ، ج8، ص160.

[17]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[18]. بقره: 251.

[19]. محمد حسینی همدانی،انوار درخشان در تفسیر قرآن، ج2، ص273.

[20]. علی اکبر قرشی، تفسیر احسن الحدیث ، ج1، ص466.

[21]. بقره: 193.

[22]. محمد حسین طباطبایی، همان، ج9، ص75.

[23]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[24]. نهج البلاغه، خطبه27.

[25]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[26]. نساء: 75.

[27]. محمد حسین طباطبایی، همان، ج4، ص419.

[28]. نهج البلاغه، 1379، ص199.

[29]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[30]. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ، ج2، ص16.

[31]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[32]. نهج البلاغه، نامه45.

[33]. نهج البلاغه، خطبه 27، ص 75.

[34]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[35]. آل عمران: 169.

[36]. علیرضا خسروانی، تفسیر خسروی، ، ج1، ص202.

[37]. حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ، ج2، صص298-299.

[38]. https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=44368

[39]. سید ابوالقاسم خوئی، بیان در علوم و مسائل کلی ، ص70.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.