رفتن به محتوای اصلی
تقریر سخنرانی استاد قادری؛

اهمیت دعا و ولایت در پیروزی‌های نهایی

تاریخ انتشار:
ما وقتی به سیره بقیه ائمه مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم یکی از سبک‌ها و سیره ائمه معصومین، مناجات کردن و دعا کردن است. بهترین دلیل، این پنجاه دعای صحیفه سجادیه است که از امام سجاد (علیه السلام) است. امام از این دعاها سلوک معنوی می‌کردند. این دعاهاست که امام با خواندن همین دعاها مقابله با دشمن می‌کردند. لذا خود این یک پیامی دارد که ما در مواردی که احساس مشکل می‌کنیم و خواهان خواسته الهی و نصرت الهی هستیم، از دعا بهره ببریم و از دعا استفاده کنیم.
1

پایگاه اطلاع رسانی بلاغاهمیت دعا و ولایت در پیروزی‌های نهایی

تقریر سخنرانی «مبلغ نخبه حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری»

******

نکته اول
این است که با وجود اینکه سربازان اسلام سنگ تمام گذاشتند و بعد از شهادت مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، دشمن را به معنای واقعی کلمه به بن‌بست رساندند؛ ولی در عین حال سروران و عزیزان مستحضرند که اگر این حرکت عظیم پشتوانه معنوی‌اش تقویت نشود و ما از پشتوانه معنوی کامل بهره نبریم، این نتیجه تصویری خودش را به ما نشان نمی‌دهد.
یکی از آن موضوعات مهم که باید مردم را تشویق و ترغیب به آن مسئله بکنیم، پرداختن به مسئله دعا، مناجات و نیایش است؛ برای اینکه مردم نسبت به این موضوع و اهمیت این موضوع به درستی در جای اصلی‌شان قرار گیرند، زمانی امکان‌پذیر است که این نکاتی که در رابطه با دعا است مطرح شود.

مورد اول این است که دو دلیل ذکر می‌شود:

دلیل اول
یکی از مراتب سلوک معنوی و نتیجه‌بخش، مسئله مناجات و مسئله دعا است. دلیل اول آن آیه هفتاد و هفت سوره فرقان است که خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»؛ [این] دعاست. اگر دعای شما نباشد، خدا هیچ‌گونه نظر لطف خودش را متوجه شما نمی‌کند.
اگر دعا در متن زندگی شما راه پیدا نکند، نرسد؛ شما از چشم خدا ساقط خواهید شد. پیام آیه در این است که اگر جامعه‌ای بخواهد مورد لطف خدا قرار بگیرد، مورد توجه خدا قرار بگیرد و نصرت خدا را در زندگی ببیند، راهکارش فقط و فقط دعا کردن همراه با تلاش است.

دلیل دوم
آیه صد و بیست و چهار سوره طهاست که خداوند متعال در این آیه مبارکه می‌فرماید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى». اگر کسی از ذکر من -که دعا تجلی نهایی ذکر است- اگر کسی از ذکر من که تجلیش در دعاست، سربازانه جدی نگیرد، من او را از دو نعمت محروم می‌کنم: یکی نعمت معنوی و محروم شدن از لذت روحانی و لطافت روحانی است، و دومیش در همین دنیا مشکلات عدیده اقتصادی و تنگنایی در برابرش قرار می‌دهند.
پیام آیه مبارکه این است که اگر جامعه‌ای یا فردی ذکر و دعا را در متن زندگی خودش قرار دهد و در این سلوک قرار گیرد، نه تنها در تنگنا قرار نمی‌گیرد، بلکه نصرت الهی را در متن زندگی‌اش مشاهده می‌کند.

******

نکته دوم
در ادامه نکته اول است که حتماً باید ما مردم را توجیه فکری کنیم؛ این است که اگر مردم به دعا بپردازند و قدر داشته باشند، دعا مستجاب خواهد شد. باید یقین داشته باشند که دعا نمی‌شود مستجاب نشود، حتماً دعا مستجاب می‌شود؛ به خاطر اینکه دو دلیل قرآنی وجود دارد:

دلیل اول: آیه شصت سوره فاطر است، می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». خدا همه بندگانش را دعوت می‌کند دعا کنند و بعد خدا هم وعده حتمی می‌دهد که اگر دعا کردید، دعایتان را قطعاً به استجابت می‌رسانم. نمی‌شود خدا مردم را دعوت بکند و وعده بدهد، ولی دعوت خدا و وعده خدا، خدای نکرده، خلاف دربیاید. پس بنابراین بعد از اینکه اطمینان پیدا کردیم راه سلوک معنوی دعاست، باید به حکم همین آیه مومن دین بشویم که اگر دعا کردیم، دعا قطعاً مستجاب خواهد شد.

دلیل دوم: آیه صد و هشتاد و شش سوره بقره است، می‌فرماید: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ». اگر بنده‌ای از بندگان من دعا کرد و خواسته را از من، خدا، طلب کرد و درخواست کرد، نزدیک‌ترین فرد به او که می‌تواند به این دعا و این خواسته پاسخ بدهد، خود من هستم. پس بنابراین اگر این هنر را بندگان داشته باشند و به این نتیجه برسند که راهکار خروج از بن‌بست دعاست، اگر دعا کنند، پس دعا قطعاً به استجابت می‌رسد.

با طرح این نکته دوم که ما زمینه را در مردم ایجاد کردیم که آن‌ها اقدام به دعا کنند، به آن‌ها این پیام قرآنی را هم ابلاغ کردیم که دعا قطعاً به استجابت می‌رسد.

******

نکته سوم این است که دعایی به استجابت می‌رسد که در این دعا سه شرط حتماً رعایت شده باشد.

شرط اول آن چیزی است که در آیه شصت و دو سوره نمل آمده است: «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ». دعایی به استجابت می‌رسد، دعایی را خداوند متعال به استجابت می‌رساند که شخص دعاکننده حالت اضطرار داشته باشد؛ یعنی چه حالت اضطرار داشته باشد؟ یعنی آن‌چنان ملتمسانه در دعا این درخواست را از خدا بکند که نشان بدهد وجود شخص محتاج به نیاز است؛ از التماس خودش، از عجز خودش، از درخواست فقیرانه خودش نشان بدهد که وجودش مظهر احتیاج و نیاز است، و وجودش با این حالت اضطرار، از این حالت ملتمسانه‌ای که دارد، راهی را جز خدا نمی‌بیند؛ یعنی اضطرار آمیخته به انقطاع، یعنی اضطرارِ مخلّه برای انقطاع. اگر این اضطرار مخلّه برای انقطاع باشد، قدر بدانید نمی‌شود این دعا به استجابت نرسد. نظیر و شبیه این است بچه‌ای با مادرش بیست سال فاصله سنی دارد، ولی با عجز و التماس وافری که نشان می‌دهد و دامن مادر را می‌گیرد، مادری که با بیست سال فاصله دارد، تسلیم خواسته این کودک و این فرزند می‌شود. حالا بنده‌ای از بندگان خدا اگر شرط اول در دعا، همراه اضطرار، عجز و التماس از خدا مطالبه کند، قدر بداند این دعا به استجابت می‌رسد.

شرط دوم این است که بعد از این اضطرار و این انقطاع، اگر بتواند در این دعا از توسل استفاده کند؛ یعنی از کسانی که آبرومند در پیشگاه خدا هستند و برای خدا وجودشان را هزینه کرده‌اند، این‌ها را واسطه در این دعا قرار بدهد، تردید نکند این وعده الهی است که به برکت آبروی این آبرومندان، دعا به استجابت می‌رسد؛ به دلیلی که در آیه سی و پنج سوره مائده خداوند متعال می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ». ای کسانی که ایمان آوردید و ادعای تقوا دارید، مطمئن باشید در زندگی بن‌بستی وجود ندارد، اگر شما از توسل در حین دعا استفاده کنید. چطور نمک در آب یک لحظه حل می‌شود؟ چطور شکر در آب یک لحظه حل می‌شود؟ دعا چنین خاصیت ذاتی‌ای را دارد؛ کارهای نشدنی را یک لحظه شدنی می‌کند.

با توجه به همه این سه نکته در رابطه با اصل دعا، در رابطه با شرایط دعا، در رابطه با اینکه دعا قطعاً به استجابت می‌رسد، ما وقتی به سیره وجود مقدس رسول‌الله، سیره وجود مقدس امیرالمومنین و سیره وجود مقدس ائمه معصومین مراجعه می‌کنیم، می‌بینید سلوک و سیره ائمه هم این بود. در جاهای سخت، جاهای دشوار، جاهایی که تنها راهکار دعا و توسل بود، آن‌ها از دعا استفاده می‌کردند و با این سلوک معنوی آن بن‌بست را از بن‌بست بودن خارج می‌کردند، آن مشکل را از مشکل بودن خارج می‌کردند. برای اینکه دقیقاً روشن شود، دو نمونه بیان می‌شود:

نمونه اول
بسیار بسیار مهم است، همین دعای جوشن کبیر. دعای جوشن کبیر در چه زمانی انشاء شد؟ در چه زمانی این دعای جوشن کبیر صادر شد؟ زمانی صادر شد که پیغمبر اکرم در یکی از جنگ‌ها حضور پیدا می‌کند. شخصاً مانند بقیه باید زره می‌پوشیدند. زره برای پیغمبر اکرم سخت و دشوار بود. پس دو تا راه بیشتر وجود نداشت: یکی اینکه زره را از تنشان بیرون بیاورند؛ این خلاف امنیت و خلاف صیونت و خلاف کاری بود که در جنگ رعایت بشود، یا اینکه بخواهد بماند؛ برای پیغمبر از نظر جسمی بسیار سخت و دشوار بود. به برکت دعای پیغمبر اکرم، خداوند متعال این دعای جوشن کبیر را که صد بند دارد و هزار اسم از اسمای الهی در آن آمده، نازل کرد. پیغمبر با خواندن همین دعا از این معضل و این مشکل بیرون آمد.
شب‌های قدر که شب‌های بسیار مهمی است، اگر ما بتوانیم مردم را توجیه کنیم که با خواندن همین دعای جوشن کبیر که در واقع تأسی به سیره پیغمبر اکرم است، در رابطه با رزمندگان ما، سپاهیان ما، فرماندهان ارتش و سپاه که شبانه‌روز در مقام مقابله با صهیونیست‌ها و آمریکا هستند، اگر مردم را به این سمت سوق بدهیم که دعا کنند، قطعاً این دعا پشتوانه معنوی است و می‌تواند راهگشایی باشد برای چیزی که ما فکر نمی‌کردیم. همان چیزی که این شب‌ها باید بیش از همه زمان به آن بپردازیم؛ به دلیل اینکه بحث‌های سیاسی در رسانه‌ها بیش از همه موارد انجام می‌شود، آن چیزی که الان ممکن است خدای نکرده مورد غفلت قرار بگیرد، وظیفه ما روحانیون، وظیفه ما مبلغین است که حتماً این مسئله را بپردازیم و مردم را وادار به کنیم عبارت است از نیایش و مناجات جدی.

نمونه دوم
ما وقتی به سیره بقیه ائمه مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم یکی از سبک‌ها و سیره ائمه معصومین، مناجات کردن و دعا کردن است. بهترین دلیل، این پنجاه دعای صحیفه سجادیه است که از امام سجاد (علیه السلام) است. امام از این دعاها سلوک معنوی می‌کردند. این دعاهاست که امام با خواندن همین دعاها مقابله با دشمن می‌کردند. لذا خود این یک پیامی دارد که ما در مواردی که احساس مشکل می‌کنیم و خواهان خواسته الهی و نصرت الهی هستیم، از دعا بهره ببریم و از دعا استفاده کنیم.

******

مبحث بعدی که این شب‌ها بسیار لازم است در هنگام سخنرانی از آن بهره بگیریم، تبیین ولایت و ولایتمداری است و اگر این درست تبیین شود، قطعاً ما به رسالت و وظیفه‌مان عمل کردیم. دلیلش این است که ولایت و ولایتمداری دارای چهار مرتبه می‌باشد که در این یادداشت به مرتبه اول آن اشاره می‌شود:

مرتبه اول از ولایت و ولایتمداری، ولایت زعامت است.
مقصود از ولایت زعامت این است: همان‌طور که نبوت مظهر و تجلی توحید است؛ نبوت مظهر تجلی توحید یعنی این پیغمبر اکرم است که با حضورش بعد از بعثت، توحید را در جای اصلی خودش قرار می‌دهد. مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمایند: اصلاً در جزیره‌العرب شخص دهری و کافر وجود نداشته، همه موحد بودند، منتها این‌ها مشرک بودند؛ به این بیان فکر می‌کردند این بت‌های دست‌ساز آن‌ها مظهر تجلی صفات جمال و جلال خداست، لذا آن را عبادت می‌کردند. پیغمبر اکرم آمد با بیان «هو الاول و هو الآخر و هو الظاهر و هو الباطن»، پیغمبر اکرم آمد با بیانی که «قل هو الله احد، الله الصمد، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد»، جامعه مشرک جزیره‌العرب را به توحید خالص برگرداند؛ یعنی مردم را از شرک به وحدانیت خدا رساند. پس وجود مقدس پیغمبر اکرم و نبوت، مظهر تجلی توحید است. با وجود پیغمبر است که توحید در جای اصلی خودش قرار می‌گیرد.

اگر این را ما در رابطه با نبوت پذیرفتیم، مقصود از ولایت زعامت این است که بعد از پیغمبر، ولایت و امامت و ولایت و امامت ائمه معصومین، مظهر تجلی نبوت است؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه این امام معصوم هست که پیغمبر را در جای اصلی قرار می‌دهد، پیغمبر را واسطه فیض بین انسان‌ها و خدایش قرار می‌دهد و از پیغمبر شخصیتی معرفی می‌کند که «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى»؛ و اگر خطبه اول نهج‌البلاغه امام امیرالمومنین علیه السلام و السلام نبود، ما هم مانند بسیاری از مذاهب اسلامی باوری به پیغمبر اکرم پیدا می‌کردیم که این پیغمبر به درد هر چیزی می‌خورد جز پیغمبری. چرا؟ برای اینکه ما می‌خواهیم از زبان ابوهره پیغمبر را بشناسیم؟ یا ما می‌خواهیم پیغمبر را از زبان بعضی از همسران پیغمبر اکرم بشناسیم؟ ما می‌بینیم در منابع برادران اهل سنت روایات و گزارشاتی نقل شده. بنده به شما اصلاً باور نمی‌کنم یک مسلمان چنین عقیده‌ای نسبت به وجود مقدس پیغمبر اکرم داشته باشد. یکی از همسران پیغمبر اکرم -که این هم در تاریخ طبری آمده، هم در تاریخ یعقوبی آمده، هم در منابع برادران اهل سنت نقل شده- ایشان می‌گوید: من و پیغمبر نشسته بودیم، دختران می‌رقصیدند، نوازندگان می‌نواختند. آن لحظه پدرم ابوبکر وارد شد و به این دختران گفت: خجالت نمی‌کشید مقابل پیغمبر می‌رقصید و اینگونه نوازندگان می‌نوازند؟ دیگر آن لحظه پیغمبر برگشت به ابوبکر گفت: من تازه داشتم از این نوازندگی و این عکس و این رقص‌ها لذت می‌بردم.

من و شما که این گزارش را الان می‌شنویم شگفت‌زده می‌شویم؛ چطور می‌شود ابوبکر بفهمد این عمل عمل زشت است، عیب شان پیغمبر است، پیغمبر چرا نمی‌فهمد؟ اشکال این داستان در کجاست؟ اشکال این داستان در این است که شما می‌خواهید پیغمبر را از زبان غیر معصوم و امام معصوم بشناسید؛ اگر بشناسید، همین از گزارشات بیرون می‌آید و از این پیغمبر، پیغمبری ساخته می‌شود که پیغمبر برای همه چیز به درد می‌خورد جز پیغمبری.

باز در منابع برادران اهل سنت نقل شده که پیغمبر داشت نماز چهار رکعتی می‌خواند، رکعت دوم سلام داد. جوانی بلند شد به پیغمبر رو کرد و گفت: یا رسول‌الله وحی بر شما نازل شد نماز چهار رکعتی را دو رکعت بخوانید یا غفلت کردید؟ پیغمبر به پشت سرش نگاه کرد، دید ابوبکر، عمر، ابوبکر و خیمه نشستند. گفت: نماز چهار رکعتی را من دو رکعت سلام دادم. گفت: بله. گفت: مانعی ندارد بلند بشویم از نو نماز را بخوانیم. نه، نماز همان چهار رکعت است. این چه کسی است؟ این همان پیغمبری است که خداوند در توصیفش فرمود: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى». بنابراین ولایت زعامت معنایش این است که ما ائمه معصومین را مظهر تجلی وجود مقدس رسول گرامی اسلام و نبوت بدانیم.

اما در عصر غیبت، معنای عصر غیبت این است: الان که دست ما کوتاه است از امام معصوم علیه السلام و السلام و ما دسترسی به امام معصوم علیه السلام نداریم، به حکمی که خود امام معصوم فرمود، خود حضرت ولی عصر فرمود: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ»؛ به حکم خود امام معصوم علیه و السلام، فقیه جامع‌الشرایطی که امام حسن عسکری در توضیح کسی که فرمود: «... وَاَمّا مَنْ کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صَائِنا لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ مُطیعاً لِاَمرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدُوهُ...»، در عصر غیبت فقیه جامع‌الشرایط را، ما مظهر تجلی وجود امام معصوم علیهم السلام و السلام بدانیم.

در نتیجه، ما در این شب‌هایی که خداوند به ما توفیق داد که فکر جامعه را بسازیم و بتوانیم فکر جامعه را کاملاً نهادینه بکنیم، یکی از وظایفمان این است که ولایت زعامت به درستی در جامعه توضیح داده شود و از نظر مصداقی که امروز ما شاهدش هستیم -که به دلیل اینکه خبرگان آمدند فرزند بسیار ارزشمند رهبر شهیدمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را به عنوان رهبر سوم نظام جمهوری اسلامی معرفی کردند-، بر این اساس و بر این پایه، ایشان را به درستی در جامعه مطرح کنیم؛ بدون اینکه مردم متوجه شبهات دشمنان بشوند، ما غیرمستقیم به آن شبهات جواب بدهیم.

مورد اول
برای اینکه اولین شرط یک ولی فقیه بر اساس قانون اساسی این است که باید از نظر اجتهاد مشکلی نداشته باشد. آنچه را که می‌گویم بر اساس اعتقادی است که به آن عملاً از قبل رسیده بود. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در بین افاضل و علمایی که الان در حوزه بعد از مراجع تقلید وجود دارد، از نظر علمی کسی است که حداقل ده سال درس خارج گفته و این درس خارج ایشان آن‌چنان جاذبه برای علاقه‌مندان ایجاد کرده که -همه عزیزان می‌دانند و بیش از این می‌فهمند که- شاگردانی بیش از حد انتظار در کلاس ایشان حضور پیدا کردند. این یکی به خاطر موقعیت ایشان بود، ولی ما روحانیون و طلبه‌ها را می‌شناسیم؛ این‌ها بنا نیست که در دست کسی بر اساس موقعیت‌ها بروند. اکثراً دنبال این هستند که جایی را شناسایی کنند که شخص از پختگی لازم دارد. بنابراین از نظر علمی، شاهد و دلیل بر این قضیه که ایشان هیچ مشکلی از این جهت ندارد، نوارهای درس خارج ایشان هست که الان موجود است و پنهان هم نیست. با گوش دادن به درس‌های نوار و سایر درس‌های ایشان، هر کسی به نتیجه می‌رسد که ایشان چقدر ظرفیت و قابلیت داشت؛ ولی به دلیل اینکه فرزند رهبر عظیم‌الشان بوده، آن هم معمولاً سعی می‌کردند که از آن موقعیت استفاده نکنند و آن‌گونه که در زمان حیات امام و رهبر شهیدمان بود، شناخته نشد.

مورد دوم
دومی که مهم‌تر از اولی است، این است: بنا ندارد هر کس از نظر دانش بالاتر است، لزوماً رهبر جامعه باشد؛ بالاتر از همه، همه آن تقواست. و آن‌هایی که نمی‌شناسند، از زبان من به عنوان یک طلبه حتماً این را بشناسند. من از قبل به این واقف بودم. یکی از ممیزات ایشان، روحیه عارفانه و سالکانه داشتن و اجتناب کردن از آن هر چیزی است که می‌تواند منشأ سقوط انسان بشود. و یکی از شاهدان بسیار روشنش، همین تعطیل کردن درس خارج است. وقتی بعد از کرونا درس‌ها به صورت مجازی شد، ایشان قریب به هزار و دویست نفر در کلاس درس ایشان ثبت‌نام کردند؛ ولی به دلیل تقوایی که داشت، به دو دلیل ایشان درس را تعطیل کرد:
یک دلیل آن: ایشان احساس کرد نباشد این درس صورت واقعاً مجازی و صوری داشته باشند؛ یعنی کسانی که ثبت‌نام کردند فقط به خاطر موقعیت پدر ایشان باشد.
دلیل دومی: احساس می‌کرد به این درس ممکن است درس‌های دیگر حوزه آسیب برساند و درس‌های دیگر را خلوت کند، درس را تعطیل کرد؛ با وجود اینکه قریب به هزار نفر نامه نوشتند و بعضی از بزرگان و مقام معظم رهبری گفتند، ولی ایشان با استدلالی که برای مقام معظم رهبری داشت، به ایشان هم ثابت کرد صلاح در این است که درس نداشته باشد. همه این‌ها ناشی از یک تقوای سالم به معنای واقعی کلمه است.

مورد سوم
اما سومی این است که از فضلای موجود و اساتید موجودی که همه شما می‌شناسید، هیچ‌کس و هیچ فردی به اندازه ایشان اشراف بر مباحث سیاسی و موضوعات کلان کشور و ارتباط با سپاه، ارتش، دولت، به خصوص آن کسانی که خارج از کشور هستند، گروه‌های مقاومت، به خصوص اهل سنت، به اندازه ایشان ارتباط نداشتند؛ یعنی هر کسی می‌خواست روی کار بیاید، سال‌ها طول می‌کشید تا بتواند این ارتباط را برقرار کند. ایشان آماده‌ترین شخصیت سیاسی است که می‌توانست در همین جایگاه قرار بگیرد و بحران کشور را حل بکند.

مورد چهارم
اما ویژگی آخر که بسیار غم‌انگیز است و آن این است: در زمان و شرایطی ایشان چنین رهبری را می‌پذیرد با فشار بیرون؛ یعنی آن‌قدر به او فشار آوردند که ایشان به هیچ وجه حاضر نبود این مسئولیت را بپذیرد. آن روحیه عارفانه و سابقه را داشت، ولی چون واجب عینی بر خودش دید، پذیرفت؛ اما بسیار سخت بود. در شرایطی این مسئولیت را پذیرفت: از نظر امنیتی، از قبل ایشان در ناامنی قرار داشت، الان که قطعاً ناامن‌تر است. از نظر شرایط روحی، در شرایطی می‌خواهد مسئولیت را بپذیرد: غم پدری چون رهبر معظم انقلاب را به ذهن دارد و دل دارد، غم همسر شهید را به ذهن دارد، هم غم خواهر شهید و غم داماد شهید، غم خواهرزاده شهید خودش را در دل دارد. در این شرایط، غم از دست دادن مادر عفیفه پاکدامن متدین را به ذهن دارد؛ این مسئولیت را پذیرفت. و ما با تجلیل و تکریم و تدبیر درست موقعیت رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، می‌توانیم زمینه را برای تقویت و تأیید ایشان در جامعه بیشتر از این فراهم آوریم. اگرچه نیروهای ارزشی جامعه، حزب‌اللهی‌های جامعه، تک‌تک آحاد مردم نشان دادند حضورشان در کنار رهبر تا چه حد است، ولی می‌توانند این تحلیل‌های صحیح ما را بیش از این تقویت کند.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس های صفحه وب و آدرس های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می شوند.