مسیر

نسخه چاپ
با توجه به اهمیت آگاهی در عمل که خود را در عنصر نیت نشان می‌ دهد، خودآگاهی مهدوی متقدم بر عمل مهدوی است؛ عملی که غایت جهان است و وحدت خودآگاهی خود مستلزم وحدت آگاهی و فهم‌ هاست.

جامع مهدوی چگونه جامعه‌ای است؟ آیا می‌توان هر جامعه اسلامی را جامعه‌ ای مهدوی دانست؟ دیدگاه مهدوی، اسلام واقعی را امتداد راه امامان معصوم(علیهم السلام) می‌ داند و از این دیدگاه، معیار اسلامی بودن یک جامعه پایبندی به ارزش‌ های اسلامی در بیان علوی است. جامعه مهدوی در پیش و پس از ظهور بهره‌ مند از مفهومی است که آن را قوام می‌ بخشد.

مفهوم جامعه مهدوی

جامعه مهدوی دو رویه متفاوت دارد، جامعه منتظر و جامعه دوران ظهور. جامعه منتظر جامعه‌ ای است که از حضور مستقیم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) محروم است و جامعه دوران ظهور این نعمت را دارد. خارج از این دو جامعه جامعه سومی را می توان تصور کرد که خصوصیات مشترک جامعه مهدوی را در آن یافت. اگر جامعه دوران انتظار به سمت غایت و جامعه دوران ظهور تحقق غایات باشد، جامعه مهدوی مفهومی دربردارنده مقومات دو جامعه مورد اشاره و عینی است.

هر مفهومی جامع مصادیق متفاوتی دارد، مصادیقی که با هم مباین هستند. مفهوم جامعه مهدوی جامع وضعیتی است که در جامعه منتظر و دوران ظهور وجود دارد. تعبیر حضور امام غایب(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را پشت ابر بسیار شنیده‌ ایم، اما این تعبیر می‌ تواند نشانی از همین مفهوم جامعه مهدوی باشد. اگر امام غایب باشد نیز مفهوم جامعه مهدوی وجود دارد.
این امر را در مفهوم جامعه نبوی و جامعه نبوی می‌ توان ملاحظه کرد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان جنگ احد زخمی شدند و برخی از مسلمانان تصور کردند که وجود شریف ایشان به شهادت رسیده‌ اند، در این میان باز برخی دیگر قصد داشتند که از اسلام روی برگردانند.

آیه «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَ مَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَ سَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ: و محمد جز فرستاده‌‏ اى که پیش از او [هم] پیامبرانى [آمده و] گذشتند نیست آیا اگر او بمیرد یا کشته شود از عقیده خود برمى‏ ‌گردید و هر کس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‏ ‌رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد» نشان از مفاهیمی است که پیامبر ‌آن را آورده است و مسلمانان به آن معتقد شده‌ اند و نباید در فقدان نبی آن‌ را‌‌ رها کرد. این آیه مسلمانان را از رویگرداندن از حقیقت در فقدان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منع کرد. باری مفهوم جامعه مهدوی بازه‌ ای عام است که هم دوران انتظار و هم دوران ظهور را شامل می‌ شود. مفاهیمی که جامعه باید آن را داشته باشد، چه جامعه دوران انتظار و چه جامعه دوران ظهور.

ضرورت متافیزیکی جامعه مهدوی

عدل الهی را خواستگاه متافیزیکی جامعه مهدوی خوانده‌ اند. این عادلانه نیست که عدل در جهان مستقر نگردد. پایان جهان با ظهور قائم و حکومت حقیقت و غلبه مستضعفان همراه خواهد شد. عدل الهی اقتضا تحقق در جامعه را دارد، این تحقق با ظهور امام موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صورت می‌ گیرد.

آنچه در عینیت جامعه مهدوی را جاودانه می‌ سازد همین مفهوم ذاتی است. عدالت درون مایه اصلی جامعه مهدوی است. جامعه منتظر به دنبال استقرار عدالت است و جامعه دوران ظهور مفهوم عدالت را دارد. در این میان انسان‌ ها باید در هر دوران وظایف خود ناظر بر جستجو و یا عمل بر مدار عدالت را انجام دهند. لازمه تحقق عدالت ما را به سوی نوعی توابع معرفت‌ شناخی جامعه مهدوی سوق می‌ دهد: رسیدن به خودآگاهی جهانی.

جامعه دوران انتظار

جامعه دوران انتظار در بعد جهانی جامعه‌ ای است که در آن ستم حاکمیت دارد. غیبت حجت خداوند و تداوم استبداد در مناسبات انسانی زاویه انحراف از حقیقت را آنقدر گسترده کرده است که ستم و ناعدالتی زمین را فرا گرفته است. برخی از روایاتی را که آخر الزمان را در حال جنگ تصویر کشیده‌ اند نشان از ضرورت تحقق چنین ستمی است. ستمی که در آن ستمگران به دنبال کسب بیشتری منفعت به جنگ با یکدیگر می‌ پردازند.
اما دوران انتظار خبر از منتظران می‌ دهد.

منتظران حقیقت را یافته و در اقلیت‌ هستند آن‌ ها به آگاهی در خصوص ظهور دست می‌ زنند. این آگاهی از جنس نظر نیست و عمل را نیز شامل می‌ شود. جنس آگاهی انتظار نظری صرف نیست. آگاهی وجودی عمل را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو می‌ توان به صورت حداقلی نتیجه گرفت منتظران حقیقت‌ جو و عدالت‌ طلب‌ اند. این حقیقت البته در پارادایم شیعه دوازده امامی است.

جامعه دوران ظهور

جامعه دوران ظهور امام را دارد. حکومت امام در آن دوران نیز بر مبنای عدالت خواهد بود. این دوران ساحتی وجودی برای انسان‌ ها خواهد بود. ذات مختار انسان در این دوران از بین نخواهد رفت، اما آگاهی و اقتضائات زندگی اجتماعی و سیاسی به گونه‌ ای خواهد بود که انسان به خواسته تاریخی‌ اش خواهد رسید. انسان‌ ها به صورت آزادانه مناسباتی عادلانه خواهند داشت.

با توجه به اهمیت آگاهی در عمل که خود را در عنصر نیت نشان می‌ دهد، خودآگاهی مهدوی متقدم بر عمل مهدوی است. عملی که غایت جهان است. وحدت خودآگاهی خود مستلزم وحدت آگاهی و فهم‌ هاست. این عنصرمنجر به حاکمیت جهانی اسلام به عنوان دین انسانی خواهد شد. مانیفیست دوران انتظار هم قرآن است اما تفاوت اینجاست که ظهور منجر به فهم و خودآگاهی یکسان شده است. در دوران انتظار مانیفیست تنها مورد اعتقاد اقلیت منتظران است اما در دوران ظهور اکثریت انسان‌ ها به حقیقت اعتقاد خواهند یافت. این خودآگاهی باید در قامت تفسیر منطبق با حقیقت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روی داده باشد.

از این رو اراده همیشگی انسانیت برای تحقق غایت انسانی حیات در دوران ظهور به نتیجه خواهد رسید. از این معترضان در این دوره اقلیت خواهند شد و مدافعان وضع موجود اکثریت. اگر دوران قبل از ظهور را دوران ستم و و دوران ظهور را دوران عدل بدانیم، دوران ظهور دوران رضایت انسانی خواهد بود. از سوی دیگر آزادی در این دوران به بیشتری میزان ممکن خود در جهان ممکنات تحقق خواهد یافت. میزان آزادی با نظر به نسبت آن با خودآگاهی بشری متاثر از میزان بالای خودآگاهی خواهد بود. تحقق عدالت و رضایت انسانی و کمال آزادی و تحقق معنویت و خداآگاهی به عنوان وضع حاکم در زمان ظهور مبتنی بر تفسیری منطبق با فطرت و عقل انسان‌ خواهد بود.

میثم قهوه چیان

منبع: ایکنا