جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۹ /۹ شعبان ۱۴۴۱

مسیر

محمدامین صادقی
در عصرى که جهالت مُدرن، عالم و آدم را به سراشیب سقوط نزدیک ساخته و ظلم، بى‏عدالتى، ستم سالارى، معنویت ستیزى، اخلاق گریزى و هزاران فاجعه هولناک دیگر در جهان بیداد مى‏کند و از این جهت، آینده بشر هر روز تاریک و تاریک‏تر شده و وحشت و ناامیدى رو به افزایش است.

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش[۸۹]
۱. اهداف و ضرورت بحث
در عصرى که جهالت مُدرن، عالم و آدم را به سراشیب سقوط نزدیک ساخته و ظلم، بى‏عدالتى، ستم سالارى، معنویت ستیزى، اخلاق گریزى و هزاران فاجعه هولناک دیگر در جهان بیداد مى‏کند و از این جهت، آینده بشر هر روز تاریک و تاریک‏تر شده و وحشت و ناامیدى رو به افزایش است، بحث از جریان مهدویت از هر زاویه‏اى که انجام گیرد در حقیقت بحث از نویدها، سعادت‏ها، شادکامى‏ها، پیروزى معنویت، اخلاق، عدالت، تقوا، ترسیم آینده درخشان براى بشر و هزاران خواست الهى و انسانى دیگر است.
از سوى دیگر، مهدویت یکى از اساسى‏ترین و زنده‏ترین مباحثى است که در متون دینى [آیات و روایات] بدان توجه ویژه شده و پیرامون آن اسرار نهفته و معارف عمیقى هست که بازگو کردن آن مى‏تواند - گذشته از آشنا کردن
[۸۸]. منشر شده در: نهضت عاشورا(جستاری های کلامی، سیاسی و فقهی)، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۷، ص۲۱۶تا۲۵۲.
[۸۹]. دیوان حافظ، ص ۱۸۶.
________________________________________
۸۴
خوانندگان با معارف دینى - به قلب‏ها و جان‏ها نورانیت، حرارت، عشق، نشاط، تحرک، پویایى، ایمان، استحکام، امید، هدایت و سعادت ابدى ببخشد.
درباره حضرت مهدى مسائل متعدد از زاویه‏هاى مختلف در اذهان جست‏وجوگر - به ویژه نسل جوان عصر حاضر - وجود دارد که مى‏بایست دین پژوهان بدان توجه کنند و حقایقى متناسب با شرایط زمان در آن باره طرح و تبیین نمایند؛ بنابراین، بحث مهدویت و نشان دادن چهره پر فروغ حضرت مهدى در آینه تحقیق از ضرورى‏ترین و مهم‏ترین رسالت دین پژوهان عصر کنونى است.
گفتنى است مهدویت دامنه گسترده و جنبه‏هاى مختلف دارد، اما به تناسب موضوع و ظرفیت مقاله، تنها به بعضى از امور پرداخته و مسائل آن از دیدگاه سالار شهیدان، حسین بن على(ع)طرح و تحلیل مى‏شود.
۲. مهدویت استمرار خلافت الهى در زمین
یکى از موارد مهم که به جهاتى جزء مسائل اولیّه مهدویت خواهد بود، جریان خلافت الهى انسان کامل است، زیرا خلافت الهى، مانند داستان سفینه نوح یا کشتى موسى و خضر و مانند آنها نیست که یک قضیه شخصى و معین بوده و سپرى شده باشد، بلکه خلافت فیضى متصل و فوزى مستمر است که از اول با اندیشه دوام و انگیزه استمرار طرح شده است، لذا نه تنها مخصوص آدم ابوالبشر نبوده، بلکه در قلمرو نبوّت و امامت گسترش یافته است[۹۰].
از همین رو در روایات اهل‏بیت] به جریان ضرورت خلیفه و حجت الهى توجه خاصى شده و در این مورد آمده است:
آرى خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهى خالى نیست که براى خدا با برهان روشن قیام کند یا آشکار و شناخته شده یا بیمناک و پنهان تا حجت خدا باطل نشود و نشانه‏هایش از میان نرود. تعدادشان چقدر و در کجا هستند؟ به خدا
[۹۰]. عبدالله جوادى آملى، تفسیر تنسیم، ج ۳، ص ۱۳۸.
________________________________________
۸۵
سوگند که تعدادشان اندک، ولى نزد خدا بزرگ مقدارند، خدا به وسیله آنان حجت‏ها و نشانه‏هاى خود را نگاه مى‏دارد تا به کسانى که همانندشان هستند بسپارد و در دل‏هاى آنان بکارد، آنان در دنیا با بدن‏هایى زندگى مى‏کنند که ارواحشان به جهان بالا پیوند خورده است، آنان خلیفه خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم[۹۱].
در کلام حضرت بر این نکته اصرار شده که زمین هیچ‏گاه از حجّت خدا خالى نیست، گرچه حجّت گاهى حاضر و آشکار و زمانى غایب و پنهان خواهد بود و این، سنت قطعى الهى است که تعداد اندکى از انسان‏هاى برگزیده به صورت متناوب بیایند و عهده‏دار خلافت الهى باشند. این مسئله (استمرار خلافت الهى در زمین) در دعاى عشرات سالار شهیدان بدین صورت مورد توجه قرار گرفته که به خداى سبحان عرض مى‏کند:
«واشهد انّ على‏بن ابى‏طالب و الائمه من وُلده هم الائمة الهداة المهدیون، و انّهم اولیائک المصطفون من حزبک الغالبون و صفوتک و خیرتک من خلقک و نجباؤک الذین انتجبهم لدینک و اختصصتهم من خلقک و اصطفیتهم على عبادک و جعلتهم حجة على العالمین؛[۹۲] شهادت مى‏دهیم که على بن ابى‏طالب و سایر امامان] خود هدایت یافته و پیشوایان هدایت‏اند. آنان اولیا و برگزیدگانى از حزب فاتح و غالب تو هستند که از میان خلق برگزیده و اختیار شده‏اند، خالصانى‏اند که آنان را براى حفظ دین برگزیده و ایشان را به اوصافى مختص کرده و بر سایرین برترى داده و حجت خود بر عالمیان قرار داده است».
در این کلام امام حسین(ع)به دو نکته اشاره شده است:
نکته اول، جریان برگزیدگى و حجت بودن امامان(ع)است که حضرت از موقعیت و جاى‏گاه آنان در عالم سخن گفته و بدین مسئله توجه داده که چون
[۹۱]. نهج‏البلاغه، حکمت ۱۴۷.
[۹۲]. شیخ تقى‏الدین کفعمى عاملى، مصباح، ص ۸۸.
________________________________________
۸۶
ائمه] مقام ولایت و خلافت الهى دارند از حزب غالب خداوند بوده و در نهایت پیروزى از آنِ آنهاست و چون پیروزى مطلق پیشوایان دین به دست تواناى مهدى موعود حاصل مى‏شود، این وعده خداوند که فرمود: «فان حزب الله هم الغالبون؛[۹۳] بى‏تردید حزب خداوند غالب مطلق است» و «الا انّ حزب اللّه هم المفلحون؛[۹۴] آگاه باشید که حزب خداوند رستگاراند». حقیقتى است که در زمان ظهور حضرت مهدى‏علیه السلام‏به طور کامل تحقق مى‏یابد، زیرا به گفته برخى از مفسران[۹۵] فلاح، پیروزى مطلق و استیلاى کامل بر هدف است و این که در آیه یاد شده به صورت اطلاق از غلبه و فلاحِ حزب خدا سخن گفته شده، معلوم مى‏شود مراد، غلبه و فلاح و سعادت مطلق است که در دنیا با زندگى طیّب و طاهر در جامعه صالح به دست اولیاى خدا - به ویژه مهدى موعود(ع)- در زمین پدید مى‏آید و در آخرت با قرار گرفتن در جوار رحمت الهى حاصل مى‏شود.
نکته دوم: در کلام حسینى آن است که چون ائمه] برگزیدگان و عصاره عالم آفرینش‏اند، خداوند آنان را براى خود برگزیده و از بین همه موجودات بعد از پیامبراکرم‏, آنها را به این امر اختصاص داده و حجت و خلیفه خود بر عالم و آدم کرده است. ائمه] همان ذریّه‏اى‏اند که قرآن کریم درباره آنها فرمود: «انّ الله اصطفى آدم و نوحاً و آل‏ابراهیم و آل عمران على‏العالمین ذریّةٌ بعضها من بعض؛[۹۶] خداوند آدم، نوح، آل‏ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزیده و برترى داده، آنها ذریه‏اى بودند که بعضى از برخى دیگر گرفته شده‏اند.
یکى از مهم‏ترین جهات مطرح در این گزینش، جریان خلافت خدا در زمین
[۹۳]. مائده: ۵۶.
[۹۴]. مجادله: ۲۲.
[۹۵]. المیزان، ج ۶، ص ۱۵.
[۹۶]. آل‏عمران: ۳۴ – ۳۳.
________________________________________
۸۷
است که با حضرت آدم آغاز شده و هم چنان ادامه دارد و در این خصوص نقل شده که روزى مأمون از حضرت امام رضا(ع)پرسید که آیا خداوند عترت را بر سایر مردم برترى داده است؟
حضرت فرمود: خداوند این مسئله را در قرآن به وضوح بیان نموده است، آن‏گاه آیه فوق را تلاوت و به ذریّه استدلال کرد. امام باقر(ع)نیز پس از خواندن آیه یاد شده فرموده ما بقایاى همان عترت هستیم. از این عبارت معلوم مى‏شود که این عترت از آدم آغاز شده و تا ائمه‏] ادامه یافته است، لذا در آیه مبارکه، بعد از ذکر آدم، نوح، آل‏عمران، آل‏ابراهیم، به مسئله ذریّه آنان اشاره گردیده است.[۹۷]
سالار شهیدان با اشاره به این که مهدى آخر زمان وارث همه انبیا بوده و سنت‏هاى بسیارى از آنان را به همراه دارد، فرمود: «التاسع من وُلدِى و هو قائمنا اهل البیت، یصلح الله تعالى امره فى لیلة واحدة؛[۹۸] نهمین فرزندم که قائم ما اهل‏بیت است، خداوند کار او را (ظهور او) در یک شب برآورده مى‏سازد».
از آن‏چه گفته شد، چند مطلب به دست مى‏آید:
اولاً، زمین هیچ‏گاه از حجت و خلیفه الهى خالى نیست، لذا خداوند از خلافت به فیضى مستمر یاد نموده و فرمود: «انى جاعلٌ فى الارض خلیفه؛[۹۹] ما در زمین خلیفه قرار مى‏دهیم».
ثانیاً، انبیا] عصاره هستى و برگزیدگان الهى‏اند و هر کدام به نوبه خود عهده‏دار خلافت الهى‏در زمین بوده‏اند.
ثالثاً، برابر روایات متعدد از جمله کلام سالار شهیدان که اشاره شد،
[۹۷]. المیزان، ج ۳، ص ۱۶۵ و ۱۶۸.
[۹۸]. محمدبن حسن حرعاملى، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۶، ص ۳۹۷.
[۹۹]. بقره: ۳۰.
________________________________________
۸۸
ائمه‏]، ذریه انبیاى الهى و عصاره نظام خلقت، حجّت و خلیفه خداوند در زمین‏اند.
رابعاً، خلافت که فیض مستمر الهى است بعد از انبیا در چهره ولایت و امامت اهل بیت پیامبر خاتم, تداوم یافته است.
خامساً، حضرت مهدى به عنوان ذریه انبیا و آخرین پرچم‏دار ولایت و نهمین فرزند امام‏حسین(ع)خلیفه خدا در زمین خواهد بود؛ بدین لحاظ در روایات متعدد از او به خلیفه خداوند یاد شده، از جمله پیامبر اکرم, فرمود:
مهدى در حالى ظهور مى‏کند که بر بالاى سر او ابرى قرار دارد و در آن فرشته‏اى است و پیوسته ندا مى‏کند این مهدى خلیفه خداوند است از او پیروى کنید.[۱۰۰]
هم‏چنین در اسعاف الراغبین آمده است :
در روایات متعدد نقل شده که هنگام ظهور مهدى فرشته‏اى ندا مى‏کند این مهدى خلیفه خداست از او اطاعت کنید.[۱۰۱]
۳. مهدى از فرزندان امام‏حسین(ع)است
پس از آن که معلوم شد مهدویت در واقع همان استمرار خلافت الهى است که ریشه در قرآن‏کریم دارد و زمین هیچ‏گاه بدون خلیفه و حجت نخواهد بود و حضرت مهدى(ع)به عنوان آخرین پرچم دار ولایت، خلیفه خدا در زمین است لازم است به این نکته اشاره شود که بر اساس روایاتى که از پیامبر اکرم و روایات اهل بیت] از جمله حضرت امام‏حسین‏(ع)رسیده، مهدى موعود از فرزندان سالار شهیدان حسین بن على(ع)است و چون در این‏باره عده‏اى از اهل
[۱۰۰]. یوسف بن یحیى المقدسى شافعى، عقدالدرر فى اخبار المنتظر، باب ۶، ص ۱۳۴.
[۱۰۱]. شیخ محمد بن على العبان، اسعاف الراغبین فى سیرة المصطفى و فضایل اهل بیته، ص۱۴۹. این کتاب در حاشیه نورالابصار، تألیف شیخ مؤمن شبلنجى چاپ شده است.
________________________________________
۸۹
سنّت،[۱۰۲] پس از پذیرش اصل مهدویت و این که مهدى موعود از اهل‏بیت‏] پیامبر است، دچار این توهم شده‏اند که مهدى موعود از اولاد امام‏حسن مجتبى(ع)است، این بحث در دو محور به‏طور خلاصه طرح و بررسى مى‏شود:
۱-۳. دیدگاه شیعه با استناد به کلام امام‏حسین‏علیه السلام
به تناسب موضوع مقاله در ابتدا باید این بحث از منظر خود امام‏حسین‏(ع)مطرح شود. پوشیده نیست که یکى از مظلومیّت‏هاى سالار شهیدان‏(ع)آن است که به سبب شرایط خاص سیاسى و اختناق شدیدى که معاویه و دودمان بنى امیه پدید آورده بودند، از امام‏حسین(ع)روایاتى زیادى ثبت نشده است، اما در عین حال در همان اندازه که به دست ما رسیده در موارد متعددى امام‏حسین‏(ع)به این نکته که مهدى موعود از فرزندان اوست اصرار داشته است و این شاید خود گویاى معنا و حقیقتى باشد. به هر حال در یکى از روایات آمده است: «انّ اعرابیاً قال له: اخبرنى عن عدد الائمه بعد رسول‏الله‏,. قال علیه السلام: اثنا عشر عدد نقباء بنى اسرائیل. قال فسمهم لى. فاطرق الحسین ملیاً ثم رفع رأسه و قال: نعم اخبرک یا اخاالعرب ان الامام و الخلیفه بعد رسول الله، ابى امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب‏(ع)، و الحسن و انا و تسعة من ولدى، منهم على ابنى و بعده محمد ابنه و بعده جعفر ابنه، و بعده موسى ابنه، و بعده على ابنه، و بعده محمد ابنه، و بعد على ابنه، و بعده الحسن ابنه، و بعده الخلف المهدى و هو التاسع من ولدى یقوم بالدین فى اخر الزمان؛[۱۰۳] شخصى از حضرت
[۱۰۲]. احمدبن جمرالهیثمى الملکى، الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه، ص۱۶۷، باب ۱۱، فصل ۱.
[۱۰۳]. محمدبن حسن حرعاملى، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۲، ص۵۵۶، باب۹، فصل۲۷، ح۵۷۳.
________________________________________
۹۰
امام‏حسین(ع)از تعداد ائمه بعد از پیامبر اکرم پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: دوازده نفر به تعداد نقباى بنى اسرائیل هستند. بعد، آن شخص عرض کرد: آنان را نام ببرید. حضرت مقدارى به فکر فرو رفت، بعد فرمود: اى برادر عرب! شما را از نام‏هاى آنان آگاه مى‏کنم، بى‏تردید امام و خلیفه بعد از پیامبر اکرم، پدرم امیر مؤمنان على بن ابى‏طالب(ع)و حسن و من هستم و بعد از من، نه نفر از فرزندان من هستند که عبارت‏انداز: فرزندم على، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش جعفر، بعد از او فرزندش موسى، بعد از او فرزندش على، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش على، بعد از او فرزندش حسن و بعد از او فرزندش خلیفه و جانشین او مهدى است که فرزند نهم من است که در آخر زمان دین خدا را احیا مى‏کند.
در این کلام حضرت امام‏حسین(ع)که شاید بر اساس اقتضاى سیاسى یا فرهنگى و اعتقادى مردم آن زمان یا شخص سؤال کننده، بعد از فکر و تأمل پاسخ او را داده است به چند نکته مهم و اساسى اشاره شده است:
اولاً، حضرت بر یک مسئله مهم اعتقادى، یعنى خلافت و امامت بعد از پیامبر اکرم, انگشت گذاشته است.
ثانیاً، حضرت تک تک ائمه] را دقیقاً نام مى‏برد تا به ترتیب کاملاً مشخص باشد که چه کسى امام و خلیفه است، زیرا هر یک از ائمه‏] فرزندان متعددى داشته‏اند و باید از بین آنان امام مشخصاً معلوم مى‏شد.
ثالثاً، پدران حضرت مهدى(ع)را دقیقاً مشخص نموده و تأکید مى‏کند که هر یکى از آنها از فرزندان خود اوست و در پایان اصرار مى‏کند که مهدى فرزند نهم اوست. این شاید بدان دلیل بوده است که مى‏خواست جلو همه توهمات را کاملاً گرفته باشد، چون اگر به گونه‏اى دیگر تعبیر مى‏کرد شاید کسانى بودند که مى‏خواستند جریان مهدویت را که پیامبر از آن خبر داده بود یا به عیسى مسیحى تأویل ببرند یا از دایره اهل‏بیت] بیرون کنند یا از اولاد امام‏حسین(ع)ندانند. اما این بیان حضرت و کلمات دیگرش و روایات فراوان که از پیامبر
________________________________________
۹۱
اکرم, و ائمه] رسیده است، کاملاً جلو این‏گونه تحریف‏ها را گرفته است.
هم‏چنین در روایتى دیگر از حضرت امام‏حسین‏علیه السلام آمده که فرمود:
در دوران کودکى روزى نزد جدّم رسول خدا رسیدم، پیامبر اکرم من را بر زانویش نشاند و فرمود: اى حسین! خداوند سبحان از نسل تو نه امام برگزیده است که نهمین آنان قائم آل محمد, است.[۱۰۴]
در روایتى دیگر آمده است که شخصى از حضرت امام‏حسین(ع)درباره تعداد ائمه] پرسید، حضرت فرمود:
دوازده نفر به عدد نقباى بنى‏اسرائیل‏اند که نه نفر آن از فرزندان من است که آخر آنان قائم آل‏محمد, است و من از جدّم رسول خدا شنیدم که مى‏فرمود: بر شما بشارت باد، همانا اهل‏بیت مثل باغى است که هر سال گروهى از آن بهره‏مند مى‏شوند تا آخرین آنان براى مردمى ظهور مى‏کند که دریاى جمعیتشان از همه گسترده‏تر و فهم و درکشان از همه ژرف‏تر و پر شاخه‏تر و در میوه چیدن از وجود نورانى امام عصرشان از همه خوش چین‏تر خواهند بود.[۱۰۵]
بدین ترتیب معلوم مى‏شود به طور کلى از نظر شیعه امامیه با توجه به این روایات و روایات فراوان دیگرى که از پیامبر اکرم و سایر ائمه] رسیده است در این مسئله که حضرت مهدى موعود از اولاد امام‏حسین‏(ع)است هیچ‏گونه تردیدى وجود ندارد، چنان که بعضى از بزرگان در این باره گفته‏اند: بر اساس اخبار مستفیضه و اجماع شیعه امامیه و علماى مشهور اهل‏سنت، مهدى موعود از اولاد امام حسین(ع)است.[۱۰۶]
گفتنى است این روایات از پیامبر اکرم, که خطاب به فاطمه زهرا فرمود: «یا فاطمة، و الذى بعثنى بالحق اِنّ منهما - یعنى الحسن و الحسین] - مهدى
[۱۰۴]. فرهنگ جامع سخنان امام‏حسین(ع)، ص ۷۳۲.
[۱۰۵]. ابى‏القاسم على بن محمد بن على الخزاز القمى، کفایة الاثر، ص ۲۳۰.
[۱۰۶]. سیدصدرالدین صدر، المهدى، ص ۶۷.
________________________________________
۹۲
هذه الامة؛[۱۰۷] اى فاطمه! سوگند به خدایى که مرا بر حق مبعوث کرده که مهدى این امت، از نسل حسن و حسین است». ناظر به این است که به یک لحاظ سلسله نسب حضرت مهدى موعود به امام‏حسن مجتبى نیز مى‏رسد، چون مادر امام محمد باقر(ع)که همسر امام زین‏العابدین است فاطمه دختر امام‏حسن مجتبى(ع)بوده است؛ پس بدین ترتیب امام محمد باقر از طریق پدر به امام حسین‏(ع)و از طریق مادر به امام‏حسن مجتبى(ع)مى‏رسد که در نتیجه حضرت مهدى موعود به این جهت از فرزندان امام‏حسن مجتبى(ع)نیز محسوب مى‏شود.[۱۰۸]
۲-۳. دیدگاه بعضى از بزرگان اهل سنت
عده‏اى از علماى اهل سنت، نظیر نویسنده الصواعق المحرقه[۱۰۹] اصرار کرده‏اند این توهّمشان را که مهدى موعود از فرزندان امام‏حسن مجتبى(ع)است، جا بیندازند، اما بسیارى از بزرگان اهل‏سنت همانند شیعه بر آنند که حضرت مهدى از اولاد امام‏حسین(ع)است؛ از آن میان عبدالوهاب شعرانى که از علماى بزرگ اهل‏سنت و مورد اطمینان و وثوق بسیارى از بزرگان شیعه نیز مى‏باشد در این‏باره حقایق ارزش‏مندى دارد که به لحاظ اهمیت آن به تفصیل آورده مى‏شود؛ او معتقد است حضرت مهدى از اولاد امام‏حسین‏(ع)بوده و هم اکنون به دنیا آمده است، لذا این گونه تصریح کرده است:
مهدى از اولاد امام‏حسن عسکرى بوده و در نیمه شعبان سال ۲۵۵ به دنیا آمده و از عمر او تا این زمان که سال ۹۵۸ است ۷۶۰ سال مى‏گذرد. محى‏الدین عربى در فتوحات مکیه درباره او گفته است: ظهور مهدى قطعى است و اگر یک روز بیشتر از عمر دنیا باقى نماند بازهم خداوند آن روز را طولانى مى‏کند تا آن
[۱۰۷]. عِقد الدرر فى اخبار المنتظر، باب ۹، فصل ۳، ص ۲۱۷.
[۱۰۸]. سید صدرالدین صدر، المهدى، ص ۶۶.
[۱۰۹]. احمد بن حجر الهیثمى، الصواعق المحرقه، ص ۱۶۷، باب ۱۱، فصل ۱.
________________________________________
۹۳
خلیفه الهى ظهور و جهان را پر از عدل و داد نماید. او از عترت پیامبر و فرزند فاطمه است، جدّش حسین فرزند على‏بن ابى‏طالب بوده و پدرش حسن عسکرى فرزند امام على النقى - با حرف نون - فرزند محمدتقى - با حرف تا - فرزند امام على الرضا، فرزند امام موسى الکاظم، فرزند امام جعفر صادق، فرزند امام محمدباقر، فرزند امام زین‏العابدین على، فرزند امام‏حسین، فرزند امام على بن ابى‏طالب است و هم نام پیامبر بوده و در خلقت شبیه آن حضرت است.[۱۱۰]
هم‏چنین در ینابیع الموده آمده است:
حذیفه بن یمان گفته است که روزى رسول خدا خطبه‏اى خواند و از حوادث آینده خبر داد، بعد فرمود: اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقى بماند خداوند آن روز را طولانى مى‏کند تا مردى از فرزندان من که هم نام من است ظهور کند. سلمان به حضرت عرض نمود : آن مرد از نسل کدام فرزند شماست؟ حضرت پیامبر در حالى که دست بر سر امام‏حسین داشت فرمود: از این فرزندم.[۱۱۱]
یوسف بن یحیى شافعى از علماى قرن هفتم در کتاب عِقدالدرر فى اخبار المنتظر روایتى به همین مضمون از پیامبر نقل کرده که حضرت در حالى که با دست خود بر حسین(ع)مى‏زد، فرمود: آن که هم نام من است و در آخر زمان ظهور خواهد کرد، از اولاد این فرزندم است.[۱۱۲]
از مجموع آن‏چه بیان شد، به خوبى معلوم مى‏شود نه تنها از دیدگاه شیعه، بلکه از نظر برخى بزرگان اهل سنت، مهدى موعود از فرزندان امام‏حسین‏(ع)است.
۴. آرزوى دیدار
از مسائل دیگرى که در سخنان سالار شهیدان(ع)درباره مهدى موعود
[۱۱۰]. عبدالوهاب شعرانى، الیواقیت و الجواهر، ج ۲، ص ۴۲۲، مبحث ۶۵.
[۱۱۱]. شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۶۵، باب ۹۴.
[۱۱۲]. یوسف بن یحیى شافعى سلمى، عِقدالدرر فى اخبار المنتظر، ص ۲۴، باب اول.
________________________________________
۹۴
آمده، آرزوى دیدار و خدمت کردن به مهدى است. در بعضى از روایات آمده که از محضر مبارک سیدالشهدا سؤال شد: آیا مهدى هم اکنون به دنیا آمده است ؟ حضرت در پاسخ فرمود: «لا و لو ادرکتُه لخدمته ایام حیاتى».[۱۱۳]
شبیه این سخن از امام صادق(ع)نیز نقل شده است.[۱۱۴] هم چنین امیر مؤمنان در نهج‏البلاغه فرمود: «لاتخلو الارض من قایم لله بحجة... اولئک خلفاء الله فى ارضه، آه آه، شوقاً الى رؤیتهم؛[۱۱۵] زمین هیچ‏گاه از وجود قایم که حجت خداست خالى نیست، آنها خلیفه خداوند در زمین است، آه آه، چقدر آرزوى دیدار و ملاقات آنها را دارم».
در این باره سالار شهیدان از امیرمؤمنان على‏(ع)در روایت مبسوطى از شوق دیدار حضرت مهدى چنین یاد نموده است :
مردى خدمت امیرمؤمنان آمد و عرض کرد: یا امیرمؤمنان، از مهدى آل محمد به من خبر دهید. حضرت فرمود: آن‏گاه که روندگان بروند و زمان‏ها بگذرد و مؤمنان کم‏یاب شوند، در آن زمان او خواهد آمد. بعد سائل پرسید: مهدى از کدام قبیله است؟ حضرت فرمود: از بنى‏هاشم، از قله بلند عرب، از جاى‏گاه ژرف دریاى آن. او کار آمد، چیره دست، پیروز و سرافراز است. او شیر صحنه پیکار و دشمن شکن نام‏آور است. او از شمشیرهاى خداست و در عین حال سالار بخشنده و بزرگوار است. اندیشه او از دنیا و آخرت رهیده و در عالى‏ترین جاى‏گاه سیادت و منزلت و قرب خداوندى جاى گرفته است. پس هشدار که شیطان از حق برگشته، در هر زمانى به فتنه‏اى برمى‏خیزد تا شما را از بیعت با او منصرف نکند. بعد حضرت به اوصاف مهدى اشاره کرد و فرمود: پناه دهندگى‏اش از همه فراگیرتر، علم او از همه فزون‏تر وصله رحمش از همه بهتر و بیشتر است. بعد از
[۱۱۳]. فرهنگ جامع سخنان امام‏حسین(ع)، ص ۷۳۳.
[۱۱۴]. محمدبن ابراهیم نعمانى، الغیبه، ص۲۴۵، باب ۱۳، ح ۴۶.
[۱۱۵]. نهج‏البلاغه، حکمت ۱۴۷ .
________________________________________
۹۵
بیان این حقایق فرمود: «اللهم فاجعل بعثه خروجاً من الغمة و اجمع به شَمَل الامة فان خار الله لک فاعزم ولا تنثن عنه اِنْ وفقت له ولا تجوزنّ عنه اِنْ هدیت الیه هاه، و او ما بیده الى صدره، شوقاً الى رؤیته؛[۱۱۶] خدایا، ظهور او را بیرون شد از اندوه و درد قرار ده، و به سبب او پراکندگى امت اسلام را گرد آور، پس اى مرد! اگر در عصر غیبت او توفیق هم‏زمانى او را یافتى و بدین وسیله خداوند خیر تو را فراهم آورده مصمم و استوار باش، از او روى متاب و اگر به حضورش راه یافتى از او مگذر و به دیگرى روى نیاور».
آن‏گونه که پیداست حضرت در این کلام دست بر قلب مبارکش گذاشته و با شوق و علاقه وصف‏ناپذیر آرزوى مى‏کند که به دیدار مهدى موعود نائل آید.
در این خصوص در کتاب کمال‏الدین و تمام النعمه آمده است: روزى دعبل خزاعى در حضور امام رضا اشعارى خواند و در ضمن آن گفت: امیدم به ظهور امامى است که به طور یقین روزى با نام خدا و با برکت‏هاى فراوان قیام خواهد کرد. در این هنگام حضرت رضا(ع)به شدّت گریه کرد، آن‏گاه فرمود: خزاعى روح‏القدس این سخن را بر زبان تو جارى ساخت، آیا مى‏دانى این امام کیست؟ دعبل عرض کرد: نه خیر مولایم، جز آن که شنیده‏ام امامى از شما خانواده قیام مى‏کند و زمین را از فساد پاک نموده، از عدالت سرشار مى‏سازد. بعد حضرت رضا(ع)امامان بعد از خود را بر شمرده، سپس فرمود: «بعد الحسن ابنه الحجة القایم المنتظر فى غیبته و المطاع فى الظهوره؛[۱۱۷] بعد از امام‏حسن عسکرى(ع)فرزندش حجت قایم، امام است که در زمان غیبت منتظر قیام و آرزوى دیدارش کشیده مى‏شود و در زمان ظهورش از او پیروى مى‏شود».
از مجموع این روایات معلوم مى‏شود [مهدویت] از مهم‏ترین مسائل نظام هستى و ولایت است، لذا حتى امامان قبل از وى و پدرانش آرزوى دیدار او را
[۱۱۶]. محمدبن ابراهیم نعمانى، الغیبه، باب ۱۳، ص ۲۱۴.
[۱۱۷]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۶۲، باب ۳۵.
________________________________________
۹۶
داشته‏اند به خصوص آن نکته که حضرت امام‏حسین(ع)بدان اشاره نموده و فرمود: اگر محضر مهدى را درک مى‏کردم در تمام عمر او را خدمت مى‏نمودم. از این‏جاست که مى‏توان فهمید چرا در روایات بر انتظار ظهور مهدى و دعاى براى ظهورش اصرار شده و اجر و پاداش فراوان براى آن بیان گردیده است.
۵. تجلى سنت‏هاى انیبا در وجود مهدى از دیدگاه امام‏حسین(ع)
از حقایق دیگر که درباره مهدى موعود در کلام سالار شهیدان حسین بن على(ع)اشاره شده، آن است که حضرت مهدى وارث سنت‏ها و اوصاف انبیاى الهى است و بسیارى از شرایطى که براى انبیا پیش آمده براى مهدى موعود پیش مى‏آید، چه این که بسیارى از کارهایى که انبیا کرده‏اند حضرت مهدى نیز بر اساس اقتضاى شرایط بدان عمل خواهد نمود و سیره انبیا را به کار خواهد گرفت. حضرت امام‏حسین(ع)درباره تجلى سنت‏هاى انبیا در وجود مهدى گفته است:
«فى القائم منا، سنن من الانبیاء، سنةٌ من نوح و سنة من ابراهیم و سنة من موسى و سنة من عیسى و سنة من ایوب و سنة من محمد فاما من نوح فطول عمره و اما من ابراهیم فخفاء الولادة و اعتزال الناس و اما من موسى، فالخوف و الغیبة و اما من عیسى فاختلاف الناس فیه و اما من ایوب فالفرج بعد البلوى، و اما من محمد فاالخروج بالسیف؛[۱۱۸] در قائم ما اهل‏بیت سنت‏هاى از انبیا وجود دارد، سنتى از نوح، سنتى از ابراهیم، سنتى از موسى، سنتى از عیسى، سنتى از ایوب، سنتى از محمد,، اما سنت نوح، پس طول عمر اوست، سنت ابراهیم مخفى بودن ولادت و کناره‏گیرى از مردم در اوست. سنت موسى، خوف
[۱۱۸]. محسن فیض کاشانى، علم الیقین، ج ۲، ص ۷۹۳، باب ۱۶، فصل ۴ (به نقل از: کمال‏الدین و تمام النعمه، صدوق).
________________________________________
۹۷
و غیبت اوست، سنت عیسى اختلاف مردم درباره اوست، سنت ایوب گشایش بعد از امتحان است، سنت محمد, ظهور او با قدرت شمشیر اوست».
گرچه مسئله وجود سنت‏هاى انبیا در حضرت مهدى در این حدیث به صورت اشاره و خلاصه مطرح شده است، به لحاظ اهمیت و جامعیت این حدیث، مطالبى که در آن آمده با تفصیل در ضمن چند عنوان بحث و بررسى مى‏شود:
۱-۵. سنت نوحى؛ تحلیل طول عمر مهدى
جریان طول عمر حضرت مهدى(ع)از مسائل منحصر به فرد نیست و در تاریخ و متون دینى، کتاب‏هاى آسمانى از جمله قرآن کریم، درباره معمرین و کسانى که طول عمر فراوان داشته و دارند، مطالب متعدد آمده، اما با این وصف، طولِ عمر مهدى موعود از مباحث سؤال برانگیز مهدى آخر زمان شده و صاحب نظران درباره آن به طور مبسوط و از زاویه‏هاى مختلف بحث کرده و پاسخ‏هاى متعدد و نوعاً قناعت بخش ارائه کرده‏اند و چون به جریان طول عمر مهدى موعود در کلمات حضرت امام‏حسین‏(ع)توجه و اشاره شده است، به تناسب موضوع مقاله درباره آن به دو نکته اشاره مى‏شود:
نکته اول آن که یکى از صاحب نظران که دیدگاه‏هاى علمى او نوعاً عمیق و نکته‏آموز است گفته است هیچ مانعى از نظر عقلى و علمى و عملى بر امکان طول عمر مهدى وجود ندارد؛ او مى‏گوید در طول تاریخ بشر دو شخص با عمر بسیار غیرمعمول و غیرمتعارف موظف شده‏اند جامعه بشرى را از محتواى فاسدش کاملاً پاکیزه نمایند و از نو براساس حق و عدالت بازسازى کنند، او در این باره چنین تصریح نموده است:
نمى‏دانم آیا این یک تصادف است که دو شخص فقط در تاریخ انسان به‏پاخیزند و عالم و آدم را از محتواى فاسد خودش خالى کنند و سپس آن را از نو بسازند؟ و این هر دو عمرى دراز داشته باشند، بسیار درازتر از عمرهاى متعارف، یکى نقش خود را در گذشته تاریخ ایفا کرده؛ یعنى حضرت نوح پیغمبر که قرآن کریم به صراحت مى‏فرماید : «۹۵۰ سال در میان قوم خود زندگى نمود و پس از
________________________________________
۹۸
طوفان، جهان بشریت را از نو بنا کرد». و دیگرى نقش خود را در آینده تاریخ ایفا مى‏کند، یعنى مهدى که تاکنون بیش از هزار سال در میان بشر زندگى کرده و او نیز به هنگام ظهور خود، جهان بشریت را از نو بنا خواهد کرد. پس ما که طبق فرموده قرآن کریم: نوح را با هزار سال عمر مى‏پذیریم، چگونه مهدى را نپذیریم.[۱۱۹]
نکته دوم آن که گذشته از همه مسائل و مباحث و پاسخ‏هایى که درباره مدت عمر مهدى داده شده، در این جا اشاره مى‏کنم که ما عمر حضرت مهدى را بر اساس مرور زمان حساب مى‏کنیم، بعد مى‏گوییم عمر او تاکنون بسیار طول کشیده و معلوم هم نیست چقدر دیگر طول بکشد، بعد براى ما هضم نمى‏شود که چگونه یک انسان تا این اندازه عمر داشته باشد. اما اگر این فکر زمانى را به فکر الهى تبدیل کنیم و بگوییم مهدى انسان کامل است، انسان کامل، خلیفةالله است، خلیفةالله واسطه فیض است و زمان با تمام زمانیات از مقوله فیض الهى است و چون مهدى موعود در عصر خود، گرچه خودش فیض خداوند است، نسبت به پدیده‏هاى عالم واسطه فیض الهى است و واسطه فیض الهى بالاتر از فیض و مسیطر بر فیض است، پس مهدى مسیطر بر زمان است، زیرا زمان از مقوله همان فیض است که به واسطه مهدى نازل مى‏شود و شاید دلیل این که در روایات و نیایش‏ها و زیارت‏نامه‏ها از مهدى به صاحب‏الزمان یاد شده، همین مسئله باشد. بنابراین عمر مهدى را هرگز نباید با مقیاس زمان سنجید، چون هر چیزى مقیاس و میزان خاصى براى سنجش دارد و زمان مقیاس سنجش عمر خلیفة الله نمى‏تواند باشد، زیرا مسانخت بین آن دو نیست، پس عمر مهدى را باید با مقیاس علم و قدرت الهى سنجید و گفت : چون قدرت خدا بى‏نهایت است، پس مى‏تواند خلیفه خود را به اندازه‏اى که مصلحت بداند در زمین زنده نگاه دارد تا فیض هستى را از مجراى وجود او به زمان و زمانیات برساند، لذاست
[۱۱۹]. سید محمدباقر صدر، رساله بحثٌ حول المهدى، ص ۳۸.
________________________________________
۹۹
که در بعضى از دعاها آمده است: «بیمنه رُزق الورى و بوجوده ثبتت الارض و السماء؛[۱۲۰] به برکت وجود او مردم روزى داده مى‏شود و به سبب وجود او زمین و آسمان استوار مانده و ثابت است».
پس زمان که از مقدار حرکت و گردش اجرام آسمانى انتزاع مى‏شود چگونه مى‏تواند میزان سنجش طول عمر موجودى شود که منشأ زمان است؛ یعنى حرکت اجرام فلکى در سایه هستى او پدید مى‏آید و اگر او نباشد آن اجرام و حرکاتش نبوده و زمان پدید نمى‏آید. بنابراین زمان، محکى نیست که با او بتوان عمر مهدى را وزن و طولانى شدن آن را مشخص کرد. البته باید توجه داشت که هدف این نیست که کار را به قدرت الهى باید واگذار و در این باره سکوت کرد، بلکه هدف آن است که میزان را باید مناسب با موزون (عمر خلیفةالله) برگزید.
۲-۵. سنت ابراهیم؛ تحلیل راز مخفى بودن ولادت مهدى
بر اساس دیدگاه متون اسلامى، حضرت ابراهیم از زمان کودکى تا اوایل رشد و نوجوانى، دور از مردم و در گوشه‏اى تنها زندگى مى‏کرد. وى بعدها به سوى قومش آمد، در حالى که تمام آنها گرفتار شرک و بت‏پرستى و صدها مشکل دیگر اخلاقى، اجتماعى و... بودند و از آن‏جا که حضرت ابراهیم با فطرت پاک توحیدى و مؤید از جانب خداوند بوده و ملکوت همه اشیا را مى‏دید، از آن وضع اعتقادى و اخلاقى مردم به شدت ناراحت شد، لذا با شرک و بت‏پرستى به مبارزه برخاست و در این مورد با اقوام دیگر که اجرام آسمانى، نظیر خورشید، قمر و ستاره‏ها را مى‏پرستیدند به احتجاج و مناظره پرداخته و آنان را نیز به سوى توحید و عبادت خداى سبحان فرا مى‏خواند.[۱۲۱]
سالار شهیدان حسین(ع)در حدیث یاد شده فرمود:
سنتى که از ابراهیم به مهدى رسیده، پنهان بودن ولادت و کناره‏گیرى از
[۱۲۰]. مفاتیح الجنان، دعاى عدیله.
[۱۲۱]. المیزان، ج ۷، ص ۲۱۵.
________________________________________
۱۰۰
مردم است.
هم‏چنین در این باره از حضرت نقل شده که فرمود: «القائم منّا یخفى عن الناس ولادته حتى یقولوا لم یولد بعدُ لیخرج حین یخرج و لیس لاحد فى عنقه بیعة؛[۱۲۲] ولادت قائم ما آل محمد از مردم پنهان مى‏شود، تا جایى که مى‏گویند او هنوز تولد نیافته است، او در حالى ظهور مى‏کند که پیمان هیچ کسى بر عهده او نیست».
درباره این بحث به طور خلاصه به دو نکته اشاره مى‏شود:
اولاً، نه تنها از نظر شیعه امامیه بلکه از دیدگاه تعداد زیادى از بزرگان اهل‏سنت[۱۲۳] حضرت مهدى موعود به دنیا آمده و هم اکنون در عالم وجود دارد و زندگى مى‏کند و در این باره هیچ گونه جاى تردیدى نیست.
ثانیاً، با استناد به روایات و منابع تاریخى یکى از اسرار مخفى داشتن تولّد مهدى آن بوده که خلفاى بنى‏عباسى از طریق روایاتى که از پیامبر و ائمه‏] رسیده بود، دانستند دوازدهمین امام همان مهدى‏(ع)است که زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، دولت جبّاران را سرنگون مى‏سازد، بر شرق و غرب جهان مسلط مى‏شود و حکومت الهى پدید مى‏آورد؛ از همین رو در صدد بر آمدند تا این نور را خاموش کنند و از این جهت حتى زنان قابله را مأموریت دادند تا از همسر امام عسکرى(ع)کاملاً مراقبت کنند و زیر نظر داشته باشند، اما در عین حال خداوند نور مهدى را حفظ کرد و هیچ یک از جاسوسان از جریان ولادت حضرت مهدى آگاه نشدند و خداوند درباره حضرت مهدى همان کارى را انجام داد که درباره موسى کرد. بدین جهت در احادیث فراوان و از جمله در روایت یاد شده از حضرت امام حسین‏(ع)آمده که در وجود مهدى سنتى‏هایى از ابراهیم و موسى تبلور کرده است. بنابراین یکى از اسرار مخفى بودن ولادت حضرت مهدى، حفظ
[۱۲۲]. فرهنگ جامع سخنان امام‏حسین(ع)، ص ۷۴۲.
[۱۲۳]. ابوطالب التجلیل التبریزى، تنزیه الشیعة الاثنى عشریه، ج۲، ص۵۵۵.
________________________________________
۱۰۱
جان آن ذخیره الهى از این طریق بوده است.
۳-۵. سنت موسوى؛ تحلیل اسرار غیبت مهدى
مطلب دیگرى که در کلام امام‏حسین(ع)درباره حضرت مهدى بدان اشاره شده این بود که فرمود:
اما سنتى که از حضرت موسى به مهدى رسیده، جریان خوف و غیبت اوست.
به نظر نگارنده، در این فراز از کلام سالار شهیدان به دو نکته حساس و مهمى درباره مهدى‏علیه السلام اشاره شده که باید با تفصیل طرح و تحلیل شود:
۱-۳-۵. نقش و معناى خوف در غیبت مهدى
در مورد غیبت حضرت مهدى باید گفت:
اولاً، در کلمات امام‏حسین(ع)گذشته از مورد یاد شده، در موارد دیگرى نیز به غیبت مهدى اشاره شده است، از جمله فرمود: «یظهر الله قائمنا فینتقم من الظالمین، فقیل له یابن رسول من قائمکم؟ قال‏علیه السلام : التاسع من وُلدى و هو الحجة بن الحسن، و هو الذى یغیب مدة طویله ثم یظهر و یملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً؛[۱۲۴] خداوند قائم ما آل محمد را آشکار مى‏کند، تا از ستم‏کاران انتقام بگیرد، به حضرت عرض کردند: قایم شما کیست؟ فرمود: نهمین فرزندم حجة بن حسن که او مدت طولانى غایب مى‏شود، بعد ظهور مى‏کند و زمین را پر از عدل و داد مى‏نماید، آن‏گونه که پر از جور و ستم شده است».
هم‏چنین فرمود: «قائم هذه الامت هو التاسع من ولدى و هو صاحب الغیبت؛[۱۲۵] قایم این امت نهمین فرزند من است و او صاحب غیبت است [مدتى غایب مى‏شود].
[۱۲۴]. محمدبن حسن حرعاملى، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۷، ص ۱۳۹، فصل ۴۴، ح۶۸۱.
[۱۲۵]. صدوق، کمال‏الدین و تمام النعمه، ص ۳۱۷، باب ۳۰.
________________________________________
۱۰۲
از این که در روایت اول به طولانى شدن غیبت مهدى اشاره شده و در روایت دوم، مهدى به «صاحب غیبت» بودن وصف گردیده است مى‏توان فهمید که جریان غیبت مهدى و طولانى شدن آن همانند مسئله مهدویت از دید زمان؛ یعنى قبل از تولد آن حضرت جزء مباحث مهم تلقى شده و در کلمات ائمه از جمله حضرت امام‏حسین‏(ع)بدان توجه خاصى شده است.
پس برابر این‏گونه متون دینى که مسئله مهدى را با جریان غیبت او به صورت ملازم مطرح کرده است، به خوبى معلوم مى‏شود که پیشوایان دینى غیبت مهدى را از همان اول با اهمیت تلقى کرده و خواسته‏اند براى همگان روشن سازند همان‏گونه که اصل مهدویت حقیقت انکارناپذیر و قطعى است پیش‏آمد غیبت طولانى او نیز یقینى است: تا مبادا پیروان راستین او به دلیل طولانى شدن غیبت دچار تردید شوند.
ثانیاً، حضرت امام‏حسین(ع)فرمود: خوف و غیبت دو سنت موسوى است که به مهدى مى‏رسد، پس طبق این کلام امام‏حسین و بسیارى از روایات دیگر مسئله خوف در غیبت مهدى مطرح است. لیکن نکته مهم آن است که نقش خوف در غیبت مهدى به چه معناست؟ عده‏اى[۱۲۶] اصرار دارند خوف را در بحث غیبت مهدى تنها به معناى خوف بر نفس و ترس از کشته شدن حمل نمایند، اما به نظر مى‏رسد جریان خوف که در روایات به عنوان یکى از عوامل غیبت مطرح شده است مى‏تواند معنا و تفسیرى عمیق‏تر از آن‏چه گفته‏اند داشته باشد، زیرا اگر مى‏شود که حضرت مهدى اعجازگونه در عالم غیب زندگى کند، مى‏تواند اعجازگونه در حضور و در میان مردم به طور آشکارا زندگى نماید و کسى نتواند به او آسیبى برساند. بدین ترتیب به طور قطع و یقین براى حفظ جان حضرت مهدى تنها راه، غایب شدن او نیست؛ گذشته از این، جریان توطئه قتل حتى در زمان ظهور آن حضرت نیز وجود دارد، اما قدرت قاهره او مانع اجراى آن مى‏گردد، چنان که بعضى از بزرگان اهل معرفت در این باره گفته‏اند:
[۱۲۶] . محمد بن حسن شیخ طوسى، الغیبه، ص ۱۹۹ و سید مرتضى، کلمات المحققین، ص ۳۲.
________________________________________
۱۰۳
کسانى که دین را وسیله امتیازطلبى و ابزار تأمین معاش و به دست آوردن قدرت قرار داده‏اند، بعد از ظهور مهدى اگر ترس قدرت شمشیرش نباشد به قتل او حکم مى‏کنند، لیکن از ترس شمشیر مهدى در ظاهر تسلیم و در باطن کاملاً با او مخالف بوده و معتقد به گمراهى او هستند.[۱۲۷]
بنابراین مى‏توان گفت خوف که در بعضى روایات یکى از عوامل غیبت محسوب شده، پیام فراگیرترى داشته و به معناى خوف از جهل مردم است نه خوف از کشته شدن، به خصوص آن که در کلام سیدالشهدا ارتباط خوف و غیبت به عنوان سنت موسوى یاد شده و امیر مؤمنان على(ع)در تبیین خوف حضرت موسى فرمود: «لم یوجس موسى خیفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال؛[۱۲۸] موسى در برابر ساحران بر خود بیمناک نبود، ترس او براى این بود که مبادا جاهلان پیروز و دولت گمراهان حاکم گردد».
هدف حضرت آن است که موسى نگران این بود مبادا در صحنه کارزار فرهنگى که با فکر و درک مردم مربوط است، جهل تماشاگران موجب گردد که تفاوت معجزه و سحر آشکار نشود و این باعث پیروزى نابخردان و حاکمیت استبداد گردد. پس حضرت مهدى نیز اگر واقعاً خوف داشته و دارد، براى آن است که ناآگاهى و عدم رشد فرهنگى و فکرى مردم باعث شود، مقام ولایت را با دستگاه‏هاى استبدادى حکّام جور تمیز ندهند و او را مثل سایر ائمه‏] تنها رها کنند و سر در آخور قدرت‏هاى ستم‏گر نمایند و حضور آن حضرت در میان جمع با غیبت او تفاوتى نداشته باشد. بر این اساس است که بعضى از بزرگان حکمت و معرفت در تحلیل غیبت حضرت مهدى مى‏گویند:
علت و سبب غیبت حضرت مهدى از جانب خدا نیست، چون این موجب نقض غرض تکلیف مى‏شود و هم‏چنین سبب غیبت خود حضرت مهدى هم
[۱۲۷] . محى‏الدین عربى، فتوحات مکیه، ج ۳، ص ۳۳۶، باب ۳۶۶.
[۱۲۸]. نهج‏البلاغه، خطبه ۴.
________________________________________
۱۰۴
نیست، زیرا او معصوم است پس سبب غیبت از سوى خود مردم خواهد بود، چون حضرت خوف از آنها داشته و دارد که اگر از او پیروى نکنند و مانند سایر ائمه] او را تنها بگذارند، از این رهگذر هم آنها دچار گناه بزرگ مى‏شوند و هم احکام و حدود الهى اجرا نمى‏گردد.[۱۲۹]
حکیمى دیگر نیز گفته است:
هدف اصل خلقت امام بالاتر از مسائلى است که معمولاً گفته مى‏شود، اما اگر مردم از او پیروى نکنند و از نور وجود او بهره نمى‏گیرند، این از جانب حضرت نیست، بلکه مربوط به خود مردم است که به سبب ظلمت و دورى از حق و پیروى هواهاى نفسانى و غلبه امور شهوانى از برکات امام، خود را محروم کرده‏اند.[۱۳۰]
بنابراین خوف در جریان غیبت حضرت مهدى در روایات آمده است وعده‏اى از صاحب نظران آن را به خوف بر نفس معنا کرده‏اند. اما از نظر نگارنده روایاتى که در آن خوف عنوان شده است، پیام عمیق‏ترى دارند، به خصوص آن که در بعضى از روایات، خوف به صورت مطلق مطرح شده و سخنى از خوف بر نفس در آنها ذکر نشده و در برخى دیگر، خوف بر نفس به عنوان برداشت راوى از کلام امام معصوم آمده است.[۱۳۱]
پس به کمک این دو دسته از روایات به آسانى مى‏شود مشکل روایتى را که در آن خوف بر نفس آمده است، حل کرد. گذشته از این بر اساس بسیارى از آیات قرآن کریم،[۱۳۲] روایات، به خصوص کلمات امیرمؤمنان[۱۳۳] در نهج‏البلاغه و مبناى محکم عرفانى و فلسفى،[۱۳۴] انسان کامل به لحاظ آن که به اذن الهى از
[۱۲۹]. سیدحیدر آملى، نص النصوص فى شرح الفصوص، ج ۱، ص ۲۵۴، قسم ۲.
[۱۳۰]. صدرالمتألهین، شرح اصول کافى، کتاب الحجه، باب معرفه الامام، ص ۴۶۷.
[۱۳۱]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۲۳۱، باب ۴۴.
[۱۳۲]. قصص: ۲۰ و نمل: ۱۰.
[۱۳۳]. نهج‏البلاغه، نامه ۶۲ ۴۵ و خطبه ۵.
[۱۳۴]. بوعلى ابن‏سینا، الاشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۹۳، فصل ۴۴.
________________________________________
۱۰۵
عواقب کارش آگاه است و هم چنین به دلیل آرامش قلب و سکینه الهى و قدرت روحى هرگز از مرگ و کشته شدن هراسى ندارد. بنابراین از آن‏چه بیان شد، به خوبى برمى‏آید، استناد غیبت مهدى به خوف بر نفس بر خلاف گفته‏هاى بعضى از صاحب نظران دلیل کافى ندارد، لذا نمى‏تواند بهترین گزینه براى معناى خوف که در بعضى روایات اشاره شد، تلقى شود.
۲-۳-۵. آثار وجودى مهدى در عصر غیبت
قبل از طرح اصل مسئله، گفتنى است غیبت حضرت مهدى که یکى از سنت‏هاى پیامبران پیشین در کلام امام‏حسین(ع)است، به اندازه‏اى طولانى خواهد بود که مردم هرگز باور نمى‏کنند حضرت با چهره شاداب جوانى ظهور کند، لذا هنگام ظهور او مردم دچار تردید مى‏شوند؛ چنان که در حدیثى از امام‏حسین رسیده است: «لما قام المهدى لانکره الناس لانه یرجع الیهم شاباً موفقاً و انّ من اعظم البلیة ان یخرج الیهم صاحبهم شاباً و هم یحسبونه شیخاً کبیراً؛[۱۳۵] وقتى حضرت مهدى ظهور نمود با انکار مردم مواجه مى‏شود، چون او در حال جوانى با موفقیت به سوى آنان ظهور مى‏کند و از بزرگ‏ترین گرفتارى‏ها آن است که حضرت مهدى در حالى ظهور مى‏کند که جوان است و مردم گمان مى‏کنند او پیرمرد کهن‏سال شده است».
اما سؤالى که در این‏باره وجود دارد این است که فایده و آثار وجود حضرت مهدى در غیبتى چنین طولانى چیست؟ در پاسخ این پرسش به طور خلاصه باید گفت:
اولاً، این حرف که وجود مهدى در زمان غیبت چه نقشى در سرنوشت بشر و چه اثرى در عالم دارد، گرچه به ظاهر سؤال درست است، اما اگر خوب درآن دقت شود معلوم خواهد شد که ریشه در تفکّر حس‏گرایى دارد و نوعاً کسانى باید این سؤال را مطرح کنند که اثر و تأثیر پدیده‏هاى هستى را تنها در نشئه حس و
[۱۳۵]. محمد بن حسن حرعاملى، اثبات الهداة، ج ۷، ص ۲۱۵.
________________________________________
۱۰۶
طبیعت جست‏وجو مى‏کنند و مى‏خواهند تأثیر و خود مؤثر براى آنان محسوس و ملموس باشد تا آن را بپذیرند، در حالى که بر اساس اندیشه الهى و دینى و فرا طبیعى غیر از جریان مهدى، پدیده‏هاى بسیارى در نشئه هستى وجود دارد که در عالم و آدم اثر گذار است، با این که نحوه تأثر و خود مؤثر براى کسى ممکن است محسوس نباشد؛ به عبارت روشن‏تر این نوع پرسش‏ها مثل آن است که کسى بگوید وجود فرشتگان الهى که ما آنها را نمى‏بینیم و از نظر مردم غایب‏اند چه تأثیرى در عالم و سرنوشت آدم دارد؟
ثانیاً، به گفته برخى از بزرگان این گونه سؤال‏ها را افرادى مطرح مى‏کنند که به حقیقت معناى امامت پى‏نبرده‏اند، زیرا وظیفه امام تنها بیان صورى معارف و راهنماى ظاهرى مردم نیست و امام چنان که وظیفه راهنمایى صورى مردم را بر عهده دارد، هم چنان ولایت و رهبرى باطنى اعمال را به عهده دارد و حقایق اعمال را به سوى خدا سوق مى‏دهد. بدیهى است که حضور و غیبت جسمانى امام در این باره تأثیرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، گرچه از چشم جسمانى ایشان مستور است و موقع ظهور و اصلاح جهانى او تاکنون نرسیده است.[۱۳۶]
ثالثاً، چه بسا از بزرگانى که معتقدند در زمان غیبت کبرا گذشته از برکات تکوینى مى‏توان از وجود حضرت مهدى در تبیین احکام نیز بهره‏مند بود؛ مثلاً کسانى که در علم اصول بر اساس قاعده لطف، اجماع را طرح کرده‏اند در واقع به آثار و فواید تشریعى وجود امام در عصر غیبت ملتزم شده‏اند.
رابعاً، از دیدگاه روایات، حضرت مهدى چون آفتاب فراسوى ابر غیبت است. آیا هیچ عاقلى مى‏تواند به آثار و فواید آفتاب پشت ابر تردید کند؟
بنابراین برکات وجود مهدى در همه حال نصیب جهانیان شده و باران رحمت وجودش همواره بر عالم باریده و مى‏بارد، پس وجود حضرت مهدى در حال غیبت نه تنها بى‏اثر نبوده، بلکه همه برکات الهى و فیوض رحمانى به واسطه
[۱۳۶]. علامه طباطبائى، شیعه در اسلام، ص ۱۵۲.
________________________________________
۱۰۷
وجود مبارکش نصیب عالم و آدم مى‏شود.
۴-۵. سنت عیسوى؛ تحلیل اختلافات درباره مهدى
قرآن کریم درباره اختلاف مردم در مورد عیسى(ع)فرمود: «فاختلف الاحزاب من بینهم».[۱۳۷]
این آیه ناظر به دیدگاه‏هاى مختلف مردم درباره عیسى است، اما این که در آیه مبارکه تعبیر «من بینهم» آمده، به دلیل آن است که در میان گروه‏هاى مختلف مسیحى کسانى بودند که سخن درست درباره عیسى مى‏گفتند و بر حق بودند.[۱۳۸] به هر حال هدف عمده آن است که گوشه‏هایى از آن نوع اختلاف‏ها درباره حضرت مهدى نیز مطرح است، لذا در حدیثى امام‏حسین‏(ع)فرمود:
سنتى ‏که ‏از عیسى ‏به ‏مهدى ‏مى‏رسد، جریان ‏اختلاف‏ها و دیدگاه‏هاى‏ متفاوت ‏درباره ‏اوست.
در روایت دیگرى نیز از سالار شهیدان در این باره آمده است: «لصاحب هذا الامر یعنى المهدى غیبتان، احدهما تطول حتى یقول بعضهم مات و بعضهم قُتِل و بعضهم ذهب و لا یطلع على موضعه احدٌ من ولى ولا غیره الا الموالى الذى یلى امره؛[۱۳۹] براى صاحب این امر (حضرت مهدى) دو غیبت است: یکى طولانى مى‏شود تا جایى که بعضى از مردم گمان مى‏کنند مهدى از دنیا رفته است، برخى دیگر مى‏گویند او کشته شده است و عده دیگر به این عقیده مى‏شوند که مهدى جایى رفته است که هیچ کسى از او جز خداوند خبر ندارد».
پس بدین ترتیب اصل مهدویت فراتر از حوزه مذهب بوده و یک جریان دینى است و همه امت اسلامى بدان معتقدند، اما در مسائل جزئى آن
[۱۳۷]. مریم : ۳۷.
[۱۳۸]. المیزان، ج ۱۴، ص ۴۹.
[۱۳۹]. یوسف بن یحیى شافعى، عقدالدرر فى اخبار المنتظر، ص ۱۳۴.
________________________________________
۱۰۸
اختلاف‏هایى هست؛ بدین لحاظ در روایتى که از امام‏حسین(ع)آورده شد سخن از تردید و انکار در اصل مهدویت نیست، بلکه در امور جزئى نظیر آن‏چه در روایت مذکور آمده اختلاف‏هایى وجود دارد. برابر روایتى حضرت فرمود: این ارث از حضرت عیسى به مهدى رسیده است.
۵ -۵. سنت محمدى؛ تحلیل مفهوم ظهور مهدى با شمشیر
بالاخره سالار شهیدان در فراز پایانى حدیث یاد شده فرمود: اما سنتى که از حضرت محمد به مهدى به ارث مى‏رسد، ظهور او با شمشیر است.
گفتنى است جریان خروج مهدى با شمشیر در احادیث متعدد آمده و از حضرت امام‏حسین در جاى دیگر نیز آمده که فرمود: «اذا خرج المهدى لم یکن بینه و بین العرب و قریش الا السیف و ما یستعجل بخروج المهدى و الله ما لباسه الا الغلیظ ولا طعامه الا الشعیر، و ما هو الا السیف و الموت تحت ظل السیف؛[۱۴۰] هرگاه مهدى آل محمد ظهور کند، میان او و عرب و قریش چیزى جز شمشیر نخواهد بود و چیست که در ظهور مهدى شتاب دارد؟ به خدا سوگند! پوشاک او جز لباس درشت و خوراکش جز چیزى همانند جو نیست و ظهورش جز شمشیر قاطع خدا و مرگ در سایه شمشیر نخواهد بود».
درباره ظهور مهدى با شمشیر لازم است به چند نکته اشاره شود:
اولاً، بر اساس روایات و دلایل عقلى، حضرت مهدى با قدرت کاملاً برتر و بالاتر از همه قدرت‏هاى بشرى ظهور خواهد نمود تا بتواند اهداف سفیران الهى را در طول تاریخ تحقق بخشد و بشر طغیان‏گر را در مسیر کمال فطرى‏شان قرار دهد.
ثانیا، در روایت مورد بحث، حضرت امام‏حسین فرمود: «سنت محمدى در وجود مهدى آن است که با شمشیر ظهور مى‏کند».
در این باره باید توجه داشت که قرآن کریم پیامبر اکرم را این‏گونه معرفى
[۱۴۰] . همان، ص ۲۲۸.
________________________________________
۱۰۹
کرده و فرمود: «محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الکفار رُحماءُ بینهم؛[۱۴۱] محمد فرستاده خداست، و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت دل و بر یک‏دیگر مشفق و مهربان‏اند».
بعضى از بزرگان اهل تفسیر گفته‏اند: پیام این دو جمله در آیه این است که سیره پیامبر و یارانش شدّتِ عمل با کفّار معاند و رحمت و ملاطفت با اهلِ ایمان است.[۱۴۲]
هم چنین در سوره توبه آمده است: «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم، حریص علیکم بالمؤمنین رؤف الرحیم؛[۱۴۳] همانا رسولى از جنس شما براى هدایت خلق آمده که فقر، پریشانى، فلاکت و جهل شما بر او سخت مى‏گذرد و بر آسایش و نجات شما تلاش مى‏کند و به مؤمنان رئوف و مهربان است».
این سیره و سنّت محمدى در وجود فرزندش حضرت مهدى نیز تجلى نموده و او هم با ستم‏گران معاند با شدّت برخورد خواهد کرد، لذا در روایتى آمده که شخصى از امام‏حسین(ع)پرسید: آن‏گاه که مهدى آل محمد ظهور کند آیا بر خلاف سیره على‏(ع)عمل مى‏کند؟ حضرت فرمود: آرى، على(ع)با نرمى و ملاطفت رفتار مى‏نمود، زیرا مى‏دانست که پس از او مؤمنان مغلوب دشمنانشان واقع مى‏شوند. اما مهدى(ع)هنگامى که ظهور کرد با قدرت و دست‏گیر ساختن و شدت عمل برخورد مى‏کند، چون مى‏داند که بعد از این دیگر ستم‏گران نمى‏توانند بر دوستانش مسلط شوند.[۱۴۴]
ثالثاً، باید توجه داشت که اسلام، دینِ رحمت و پیامبرِ اسلام رسولِ رحمت
[۱۴۱]. فتح: ۲۹.
[۱۴۲]. المیزان، ج ۱۸، ص ۲۹۹.
[۱۴۳]. توبه: ۱۲۸.
[۱۴۴]. فرهنگ جامع سخنان امام‏حسین(ع)، ص ۷۴۰.
________________________________________
۱۱۰
است، لذا قرآن مى‏فرماید: «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین؛[۱۴۵] ما تو را فقط به عنوان رحمت براى جهان فرستادم».
هم‏چنین حضرت مهدى در عین حال که مظهر اسم قهار، فاتح، حاکم و رافع است، مظهر کامل اسم رحمن، رحیم، حلیم، رئوف و مانند آن نیز هست؛ از همین رو امام رحمت و محبت است. بنابراین اگر در روایت مورد بحث از امام‏حسین(ع)آمده که مهدى با سنت محمدى که شمشیر است ظهور مى‏کند، شاید یکى از معانى آن حدیث، این باشد که چون شمشیر برنده‏ترین و آخرین سلاح یک رزمنده در میدان جهاد است که در رزم تن به تن از آن استفاده مى‏کند و دین محمد, دین خاتم و آخرین و کامل‏ترین حلقه سلسله نبوّت است، پس هدف روایت این خواهد بود که مهدى با سلاح خاتمیت که سلاح محمدى است، ظهور مى‏کند تا به پیام آیه «و رأیت الناس یدخلون فى‏الدین الله افواجاً؛[۱۴۶] در آن روز مردم را بنگرى که گروه گروه به دین خدا داخل مى‏شوند». کاملاً تحقق بخشد و اسم هادى حق سبحانه در سایه اسم فاتح و حاکم در تمام عالم تجلى نماید و همگان در زیر پرچم توحید به هدایت الهى باریابند.
۶. قطعى بودن ظهور مهدى
از مسائل دیگر درباره مهدى موعود که در کلمات امام‏حسین(ع)بدان اشاره شده، جریان قطعى بودن ظهور آن حضرت است. راوى مى‏گوید از امام‏حسین(ع)شنیدم که فرمود: «لو لم یبقى من الدنیا الا یوم واحد، لطول الله ذلک الیوم، حتى یخرج اجل من ولدى فیملاها عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛[۱۴۷] اگر عمر دنیا فقط یک روز باقى بماند، خداوند آن روز را به اندازه
[۱۴۵]. انبیاء: ۱۰۸.
[۱۴۶]. نصر:۲.
[۱۴۷]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۵۸۴، باب ۳۰ ح ۴.
________________________________________
۱۱۱
طولانى مى‏کند تا آن مردى از فرزندان من خروج نماید و زمین را از عدل و داد پر کند، هم چنان که پر از ظلم و جور شده».
حضرت در جایى دیگر با اشاره بر این‏که دوستان و پیروان اهل ستم جزء آنان محسوب مى‏شود و مهدى(ع)آنان را به سزاى اعمالشان مى‏رساند، مى‏فرماید: «أما و الله لا تذهب الدنیا حتى یبعث الله منى رجل یقتل منکم الفاً و مع الالف الفاً و مع الالف الفاً».[۱۴۸]
به حضرت عرض شد: آیا آنان (بنى امیّه) تا زمان ظهور مهدى مى‏رسند تا مهدى موعود آنان را به سزاى عملشان برساند؟
امام در پاسخ فرمود: «و یحک فى ذلک الزمان یکون الرجل من صلبه کذا و کذا رجلاً و انّ مولى القوم من انفسهم؛[۱۴۹] واى بر تو در آن زمان از نسل هر مردى از بنى‏امیّه چنین و چنان مردى پدید آید، چون دوستان آنها جزء خود آنان است».
گفتنى است قطعى بودن ظهور مهدى از امورى است که گذشته از روایات فراوان که در منابع شیعه و سنى آمده، ریشه در قرآن کریم دارد و در آیات متعدد به آن اشاره شده است:
«وعدالله الذین امنوا و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فى الارض؛[۱۵۰] خداوند به مؤمنان و شایستگان وعده داده که آنان را جانشینان زمین قرار دهد». و «و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر، ان الارض یرثها عبادى الصالحون».[۱۵۱]
[۱۴۸]. آگاه باشید، به خدا سوگند! دنیا تا زمانى باقى خواهد بود که خداوند از فرزندان من مردى را که از شما (بنى‏امیه) هزاران فرد را به هلاکت برساند.
[۱۴۹]. فرهنگ جامع سخنان امام‏حسین(ع)، ص ۷۴۳.
[۱۵۰]. نور: ۵۵.
[۱۵۱]. بى تردید ما در زبور بعد از ذکر نوشتم که زمین را بندگان صالح ما به ارث مى‏برند.
________________________________________
۱۱۲
خداوند در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید:
«و نرید أن نمن على الّذین استضعفوا فى الارض نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین؛[۱۵۲] ما اراده کردیم که به محرومان زمین منت گذارده و آنان را امام و وارث قرار داد».
براین‏اساس است که بعضى از بزرگان اهل‏معنا درباره قطعى بودن ظهور مهدى گفته است:
بى تردید خداوند خلیفه‏اى دارد که اگر از دنیا باقى نباشد مگر یک روز، خداوند آن روز را طولانى مى‏کند تا آن خلیفه الهى که از عترت پیامبر و فرزند فاطمه است ظهور کند و عالم را که جور و ظلم فرا گرفته، از عدل و داد پر کند.[۱۵۳]
پس بدین ترتیب ظهور مهدى و منجى از امورى است که نه تنها متون دینى، بلکه در ره‏آورد شهود اهل معرفت نیز بدان توجه شده است، لذا لسان الغیب شیرازى در این باره مى‏گوید:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزى گلستان غم مخور
اى دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سرکشى‏اى مرغ خوش خوان غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‏اى از سر غیب
باشد اندر پرده بازى‏هاى پنهان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله مى‏داند خداى حال گردان غم مخور[۱۵۴]
[۱۵۲]. قصص: ۵.
[۱۵۳]. محیى الدین عربى، فتوحات مکیه، ج ۳، ص ۳۲۷، باب ۳۶۶.
[۱۵۴]. دیوان حافظ شیرازى، ص ۱۷۱.
________________________________________
۱۱۳
۷. نشانه‏ها و طلیعه‏هاى ظهور مهدىأ
یکى از مباحث دیگر مهدویت که در متون دینى بسیار مورد توجه قرار گرفته و روایات فراوانى در منابع شیعه و سنى درباره آن آمده است، جریان علامات و طلیعه‏هاى ظهور حضرت مهدى است. گرچه در این زمینه روایات زیادى از پیامبر و اهل‏بیت] رسیده است، به تناسب موضوع مقاله تنها به طرح احادیثى که از امام‏حسین‏(ع)رسیده، پرداخته مى‏شود؛ لیکن قبل از هر چیز لازم است یادآورى گردد که گاهى سؤال مى‏شود با این که بسیارى از آن علامت‏هایى که براى ظهور مهدى در روایات بیان شده، تاکنون تحقق یافته و واقع گردیده، پس چرا مهدى فاطمه نمى‏آید و جهان را نجات نمى‏دهد؟
در پاسخ باید گفت:
اولاً، هدف از آن‏چه در روایات آمده این است که علائم یاد شده در روایات، قبل از ظهور و قیام مهدى پدید مى‏آید و بدین معنا نیست که در صورت تحقق آن علامات بلافاصله مهدىِ موعود ظهور مى‏کند، پس تحقق آن علائم و ظهور نکردن مهدى دلیل به نادرستى آن روایات نیست، چه این که درست بودن آن روایات و واقع شدن آن علائم علت تامّه براى ظهور مهدى نمى‏باشد.
ثانیاً، اسرار نهفته و ناگفته درباره ظهور مهدى به اندازه‏اى فراوان است که تنها به گوشه‏اى بسیار اندک از آنها در بعضى از روایات اشاره شده و فقط خداوند مى‏داند که وقت ظهور مهدى چه زمانى است و هیچ کس دیگر از آن آگاهى ندارد، لذا در روایات به شدّت از توقیت و تعیین زمان براى ظهور مهدى نهى شده است.
اکنون ‏روایاتى ‏را که ‏از امام‏حسین(ع)درباره طلیعه‏هاى‏ قیام ‏مهدى رسیده‏است، برمى‏شمریم:
۱. للمهدى خمس علامات: السفیانى و الیمانى و الصیحة من السماء و
________________________________________
۱۱۴
الخسف بالبیداء و قتل نفس الزکیّه؛[۱۵۵] امام‏حسین(ع)فرمود: براى ظهور مهدى پنج نشانه است: سفیانى، یمانى، صیحه آسمانى، فرورفتن در دشت و کشته شدن آن جان پاک».
۲. اذا رأیتم علامةً فى السماء نار عظیمة من قبل المشرق، تطلع لیالى، فعندها فرج الناس و هى قُدام المهدى‏(ع)؛[۱۵۶] هرگاه در آسمان نشانه‏اى دیدید، آتش بزرگى که شب‏ها از سمت شرق طلوع مى‏کند، پس بدانید که در آن هنگام فرج عمومى مردم نزدیک است و این نشانه پیش از ظهور مهدى پدید مى‏آید».
۳. اذا هدم حایط مسجد الکوفه ممایلى دار عبدالله المسعود، فعند ذلک زوال ملک القوم و عند زواله خرج المهدى.[۱۵۷]
۴. پیش از ظهور قائم آل محمد, قطعاً نشانه‏هایى براى اهل ایمان رخ مى‏دهد که در ضمن این آیه شریفه به آنها اشاره شده که فرمود: «ولنبلونکم»؛ یعنى ما پیش از خروج مهدى شما مؤمنان را با چیزهایى مى‏آزماییم. «بشى‏ء من الخوف» از پادشاهان بنى‏عباس در پایان سلطنتشان. «و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین»؛[۱۵۸] یعنى با گرسنگى که از بالا رفتن قیمت‏ها ظاهر مى‏شود و با نقصان اموال که به صورت فساد و تباهى در تجارت و کمى بهره‏ها رخ مى‏دهد و با نقصان جان‏ها که با مرگ‏هاى ناگهانى و فراگیر جلوه مى‏کند و با نقصان محصولات زراعى که از راه کاهش رشد کشت‏ها
[۱۵۵]. یوسف بن یحیى، شافعى مقدس، عقدالدرر، ص۱۱۱ باب ۴، فصل ۳.
[۱۵۶]. همان، ص۱۰۶.
[۱۵۷]. هرگاه دیوار مسجد کوفه از آن سمت که نزدیک خانه عبدالله بن مسعود واقع شده ویران شد، پس درآن هنگام سلطنت این گروه ستم‏گر از بین مى‏رود و مهدى آل محمد نیز ظهور مى‏کند. همان، ص۵۱، باب ۴، فصل ۱.
[۱۵۸]. بقره: ۱۵۵.
________________________________________
۱۱۵
پدید مى‏آید و صابران را در آن روز به نزدیک شدن ظهور قائم آل محمد بشارت دهید.[۱۵۹]
اما نکته مهم در این مسئله پاسخ بدین پرسش است: سفیانى که خروجش در روایات بسیارى جزء حوادث حتمى قبل از قیام مهدى موعود شمرده شده است، چیست و کیست، آیا واقعاً و حقیقتاً سفیانى شخصى است یا سفیانى یک جریان فکرى یا سیاسى، اجتماعى یا اقتصادى یا نظامى یا قومى و نژادى است؟
در پاسخ این پرسش مهم فعلاً تنها به نکته‏اى که در روایتى از امام‏حسین(ع)آمده اشاره مى‏شود. وقتى از امام سؤال شد: آیا از فرزندان بنى امیه تا زمان ظهور مهدى موعود کسى باقى خواهند بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «و یحک فى ذلک الزمان یکون الرجل من صلبه کذا و کذا رجلاً، و انّ مولى القوم من انفسهم؛[۱۶۰] واى بر تو در آن زمان، آن مرد از صلب او چنین و چنان مرد وجود دارد و مولاى هر قومى جزء آن گروه محسوب مى‏شود».
در این روایت به دو نکته اشاره شده است:
اولاً، در زمان ظهور مهدى از صلب بنى امیه اشخاصى وجود دارد. ثانیاً، دوستان و پیروان و هم‏فکران هر گروه از خود آنان محسوب مى‏شود.
به نظر مى‏رسد تکیه امام به فراز آخر این حدیث است؛ همان طور که در منابع شیعه و سنى[۱۶۱] آمده و در این روایت نیز اشاره شده امکان دارد در آن زمان چنین شخصى وجود داشته باشد، اما عمده کسانى است که همراهى فکرى، سیاسى، نظامى و مانند آن با سفیانى پیدا مى‏کنند و موجب تقویت او مى‏شوند، لذا در روایت یاد شده حضرت امام‏حسین به قاعده »مولى القوم من انفسهم« عنایت داشته است.
[۱۵۹]. قطب‏الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۵۳.
[۱۶۰]. طوسى، الغیبه، ص۱۱۶.
[۱۶۱]. لطف‏اللّه صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، باب ۶، فصل ۶، ص ۵۶۷.
________________________________________
۱۱۶
بنابراین نه تنها خود سفیانى، بلکه پدید آمدن فکر سفیانى که به طور خلاصه فکرى غیر الهى و ضد ارزشى و ضد انسانى است، جزء حوادث قبل از قیام مهدى موعود خواهد بود که با شمشیر قدرت مهدوى شر آن رفع و دفع مى‏شود.
۸. امام مهدىأ و عدالت جهانى
عدالت از عمومى‏ترین و شورانگیزترین مسائل انقلاب مهدى است. اما پرسش اساسى در این‏باره آن است که آیا با ظهور مصلح کل مهدى موعود، تنها عدالت اجتماعى و رفاه اقتصادى در عالم پدید مى‏آید یا این عدالت با تمام اهمیّت و نیاز عمومى به آن، بخش بسیار اندک از عدالتى است که با قدوم مبارک مهدى پدید خواهد آمد.
بدیهى است پاسخ جامع و همه جانبه به این سؤال نیازمند بحث گسترده و مبسوط است، لیکن به تناسب ظرفیت و موضوع این نوشتار تنها از منظر کلمات حسینى و به طور خلاصه طرح و تحلیل مى‏شود.
۱-۸. قلمرو عدالت مهدى
عدالت جزء بیت الغزل تمام گفته‏ها و سخنانى است که درباره انقلاب مهدى اظهار شده و مى‏شود، چه این که در افکار عمومى بشر هرگاه بحث از امید و انتظار منجى و مهدى به میان مى‏آید توجه همگان به جریان عدالت معطوف مى‏شود، به گونه‏اى که ظهور مهدى به معناى ظهور عدالت تلقى شده و در واقع هنگامى که از انتظار مهدى حرف زده مى‏شود در اذهان عمومى و عامه مردم انتظار عدالت تداعى مى‏کند.
در روایات نیز هر جا از ظهور مهدى سخن رفته بر عنصر عدالت تکیه شده‏است و گفته‏اند که مهدى براى ایجاد عدل و قسط ظهور مى‏کند. جالب توجه آن است که در همه روایات چه آنهایى که از حضرت پیامبر نقل شده و چه آنهایى که از اهل‏بیت به خصوص حضرت امام‏حسین رسیده است، عدالت به طور مطلق مطرح شده و تنها به عدالت اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و فرهنگى و
________________________________________
۱۱۷
مانند آن محدود نگردیده است؛ در این باره راوى مى‏گوید به امام‏حسین(ع)عرض کردم: «انت صاحب هذا الامر فقال‏علیه السلام: لا. فقلت فولدک؟ قال‏علیه السلام: لا. فقلت فولد ولدک؟ قال‏علیه السلام : لا. فقلت فمن هو؟ قال‏علیه السلام : الذى یملأها عدلاً کما ملئت جوراً على فترت من الائمه، تأتى کما ان الرسول الله بعث على فترت من الرسول؛[۱۶۲] آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: نه خیر. عرض کردم: پس فرزند شماست؟ فرمود : نه خیر. پرسیدم: پس صاحب‏الامر کیست؟ فرمود: آن کسى که زمین را پر از عدل خواهد کرد، همان‏گونه که پر از ظلم گشته است، او پس از زمانى طولانى که بر امامان پیشین رفته باشد مى‏آید، همان‏گونه که رسول‏خدا پس از مدتى که از زمان پیامبران پیشین گذشته بود مبعوث گردید».
و نیز فرمود: «یخرج رجل من ولدى فیملأها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً کذلک سمعت رسول‏الله یقول».[۱۶۳]
بنابراین عدالتى که در زمان حضرت مهدى پدید خواهد آمد از نظر کمّى جهانى بوده و از بعد کیفى تمام شئون عالم و آدم را پوشش خواهد داد؛ چنان که در بیان نایب بر حق حضرت مهدى، خمینى بزرگ آمده است:
هر یک از انبیا که آمدند، براى اجراىِ عدالت آمدند، لیکن موفق نشدند حتى رسول ختمى که براى اصلاح بشر آمده باز در زمان به آن معنا موفق نشد، اما کسى که عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهند کرد مهدى موعود است، آن هم نه این عدالتى که مردم عادى مى‏فهمند که فقط قضیّه عدالت در زمین براى رفاه مردم باشد، بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت. انسان اگر انحرافى پیدا کند، انحراف عملى، انحراف روحى ، انحراف عقلى، برگرداندن این انحرافات را به معناى خودش این ایجاد عدالت است در انسان. اگر در اخلاقش انحرافى باشد و
[۱۶۲]. یوسف ین یحیى شافعى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص۱۵۹.
[۱۶۳]. مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص۱۳۳، باب۳، ح۵.
________________________________________
۱۱۸
اگر در عقاید یک انحراف و کجى‏هاى باشد وقتى به اعتدال برگردد این عدالت است. ایشان (مهدى موعود) مأمورند تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال.[۱۶۴]
بدین ترتیب معلوم مى‏شود عدالتى که مهدى موعود اجرا مى‏کند بسیار وسیع بوده و همه شئون هستى انسانى را در برمى‏گیرد که در این‏جا به دو نمونه از آن اشاره مى‏شود:
۱-۱-۸. عدالت اجتماعى و رفاه اقتصادى
یکى از برکات و ره‏آورد ظهور مصلح موعود حضرت مهدى(ع)پدید آمدن عدالت اجتماعى به معناى وسیع و حقیقى آن و تأمین رفاه و آسایش اقتصادى است. چون برابرِ روایات پیامبر اکرم و اهل بیت] در زمان حکومت حضرت مهدى(ع)عدالت در تمام زمینه‏ها و در همه شئون عالم جلوه گر مى‏شود و بشر طعم شیرین آزادى، امنیّت، عزّت، نشاط، محبت، همدلى، تعاون و کمک، رفاه، آسایش و هزاران خواست انسانى دیگر را مى‏چشد و جهان تحت مدیریت، ولایت و حکومت نظام اسلامى قرار مى‏گیرد و قدرت قاهره خداوند زورمداران و زرپرستان را بر سر جایشان مى‏نشاند، چه این که برکات آسمانى و زمینى فراوان مى‏شود تا جایى که هیچ‏گونه گرسنه‏اى در عالم نخواهد بود؛ چنان که از سالار شهیدان در این باره رسیده است: «تواصلوا و تبارّوا، فوالذّى فلق الحبّة و برء النسمة لیأتیّن علیکم وقت لا یجد احدکم لدیناره و لا لدرهمه موضعاً؛[۱۶۵] با هم‏دیگر رابطه بر قرار کنید و به هم‏دیگر احسان کنید، سوگند به آن خدایى که دانه‏ها را شکافت و جان‏داران را آفرید به شما آن چنان روزى فرا مى‏رسد که در آن هیچ کس براى پرداخت دینار و درهم انفاقى و صدقات خود مستحقى را پیدا نمى‏تواند بکند».
در کلمات سایر ائمه و حتى ره آورد عرفانى اهل معرفت درباره برکات و
[۱۶۴]. روح اللّه امام خمینى، صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۲۰۸.
[۱۶۵]. یوسف بن یحیى شافعى، عقد الدرر، ص۱۷۱.
________________________________________
۱۱۹
فراوانى نعمت‏هاى الهى در زمان حکومت مهدى مطالب فراوانى آمده است؛ از جمله حضرت امیرمؤمنان فرمود: «تخرج الارض افالیذ کبدها و تلقى الیه سلماً مقالیدها؛[۱۶۶] در زمان مهدى زمین میوه‏هاى دل خود ]معادن[ را براى او بیرون مى‏ریزد و کلیدهایش را به او مى‏دهد».
و همچنین درباره عدالت اجتماعى و شکوفایى اقتصادى در زمان حکومت مهدى در سخنان اهل‏معنا آمده است:
در ایام حکومت مهدى، مردم در سایه عدالت زندگى مى‏کنند و روزگار سرسبز و پر طراوتى خواهند داشت، رزق و روزى در آن فراوان مى‏شود و مردم در کمال امنیت به بندگى خداوند مى‏پردازند.[۱۶۷]
در کلام دیگرى از بزرگان اهل معرفت آمده است:
خداوند خلیفه‏اى دارد که روزى ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد مى‏کند. او عدل را در جامعه پدید آورده و عدالت اقتصادى را اجرا خواهد نمود. شخصى به حضور او مى‏آید و عرض مى‏کند: یا مهدى! به من کمک کنید. حضرت مهدى به اندازه‏اى به او مى‏دهد که به زحمت آن را با خود مى‏برد.[۱۶۸]
صاحب‏دلى دیگر نیز در این زمینه گفته است:
صاحب زمان که علم به کمال دارد، تمامت روى زمین را در حکم خود آورد و به عدل آراسته گرداند، کفر و ظلم را به یک بار از زمین بردارد و تمامت گنج‏هاى روى زمین بر وى ظاهر گردد.[۱۶۹]
از آن‏چه گفتیم معلوم شد که عدالت اجتماعى و رفاه اقتصادى یکى از بهترین ره آورد انقلاب جهانى حضرت مهدى است که در سخنان امام‏حسین و سایر روایات و هم چنین کلمات اهل معرفت به آن توجه شده است، زیرا عدالت
[۱۶۶]. نهج‏البلاغه، خطبه ۱۳۸.
[۱۶۷]. عبدالکریم جیلانى، الانسان کامل فى معرفة الاواخر و الاوایل، ج ۲، ص ۸۴، باب ۶۱.
[۱۶۸]. محیى‏الدین عربى، فتوحات مکیّه، ج ۳، ص ۳۲۷، باب ۳۶۶.
[۱۶۹]. عزیزالدین نسفى، انسان کامل (رساله نبوّت و ولایت)، ص ۳۲۰، فصل ۶.
________________________________________
۱۲۰
اجتماعى و تأمین آسایش، آزادى و امنیّت و مانند آن از مسائل مهم و اساسى است که ریشه در تاریخ زندگى بشر در کره زمین داشته و در تمام دوران تاریخ نهضت‏هاى فراوانى براى پدید آوردن آن صورت گرفته و آرزوى دیرین انسان‏هاى خیراندیش بوده است. در این میان یکى از انگیزه‏هاى اساسى بعثت انبیاى الهى نیز ایجاد عدالت و تأمین حقوق اجتماعى بشر بوده و در این راه سفیران بزرگ الهى فراوان قربانى شده‏اند تا بالاخره با ظهور ذخیره عالم هستى، مهدى موعود، این مهم به طور کامل تحقق یابد و بشر مزه شیرین عدالت را در تمام ابعاد خواهند چشید.
۲-۱-۸. احیاى معارف دینى و اصلاح فرهنگ عمومى
همان طور که اشاره شد، برداشت عمومى از پدید آمدن عدالت در زمان ظهور مصلح موعود، معمولاً عدالت اجتماعى، اصلاح امور اقتصادى و توضیح عادلانه ثروت عمومى است. اما حقیقت آن است که با ظهور آن مصلح کل، عدالت و اصلاح در تمام امور پدید آمده و پیشه و اندیشه بشر کاملاً اصلاح شده و عقل انسان‏ها در هر دو بعد علمى و عملى تعدیل مى‏شود؛ بدین بیان که به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحى که مائده بزرگ آسمانى و زمزم زلال معرفت است، تمام قواى ادراکى و تحریکى آنان دچار جهل علمى و انحراف عملى شده و در مرداب افراط و تفریط گرفتار آمده‏اند و هر روز که مى‏گذرد به پرتگاه سقوط اخلاقى، فکرى، فرهنگى و اعتقادى نزدیک و نزدیک‏تر مى‏شوند و در این خصوص از یک‏سو مکاتیب خلق‏الساعه غربى با ایجاد نابسامانى‏هاى فکرى و فرهنگى و مذهبى سعى در آشفته نمودن بازار معنویت و اخلاق داشته و از طرف دیگر در میان جهان اسلام، عواملى چون فاصله گرفتن از ولایت اهل‏بیت‏علیهم السلام، مهجوریت احکام و معارف قرآن، اندیشه‏هاى ملى گراى تند و افراطى، امّت اسلامى را در آتش نفاق، محرومیت ، فقر فکرى و فرهنگى و اقتصادى، دیگر اندیشى، فساد روز افزون اخلاقى، اجتماعى، سیاسى و هزاران فاجعه هولناک دچار کرده است؛ همه این مشکلات که ریشه در فاصله گرفتن بشر از معارف آسمانى و ره آورد وحى الهى دارد با حضور مصلح جهانى و احیاى کننده
________________________________________
۱۲۱
اسلام، مهدى موعود، اصلاح مى‏شود، زیرا او خیر مطلق بوده و جهان را به خیر و فلاح رسانده، زمین و زمان را آباد و اصلاح نموده، معارف دین الهى را به تمام شئون وجودى بشر حاکم مى‏کند که از این رهگذر فرهنگ جهانیان اصلاح و تعدیل مى‏شود و عدالت فرهنگى در عالم پدید خواهد آمد. آن‏چه گفته شد، در هر دو بعد مثبت و منفى، دردها و رنج‏ها، امیدها و نویدها، همه در روایاتى که از پیامبر اکرم و اهل‏بیت‏علیهم السلام رسیده، به تفصیل طرح و تبیین گردیده است که در این جا تنها به چند نمونه از روایات حضرت امام‏حسین‏علیه السلام اشاره مى‏شود:
۱. منا اثنى عشر مهدیاً اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى طالب و آخرهم التاسع من ولدى و هو القایم بالحق یحیى الله به الارض بعد موتها ویظهر به دین الحق کله ولوکره المشرکون، له غیبت یرتدفیها اقوام، ویثبت فیها على الدین آخرون، فیؤذون ویقال لهم: متى هذا الوعد، ان کنتم صادقین، اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدى رسول‏الله‏صلى الله علیه وآله؛[۱۷۰] آن دوازده امام هدایت از ماست، اولشان امیر مؤمنان على بن ابى طالب و آخرشان نهمین نفر از فرزند آن است. او همان کسى است که دین حق را بر همه ادیان پیروز مى‏کند، گر چه مشرکان را خوش نمى‏آید. او غیبتى طولانى دارد که در آن گروه‏هاى از دین برمى‏گردند وعده ثابت و استوار مى‏مانند، و آنهایى که مرتد مى‏شوند، مؤمنان را زخم زبان زده و مى‏گویند: اگر راست مى‏گویند، این وعده کى رخ مى‏دهد؟ آگاه باشید هر که در غیبت او بر این آزار و تکذیب‏ها صبر کند، همچون کسى است که با شمشیر خود در رکاب رسول خدا جهاد کند».
۲. لا یکون الامر الذى تنتظرونه حتى یبرأ بعضکم من بعض و یثقل
[۱۷۰]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۱۷، باب ۳۰، ح ۳.
________________________________________
۱۲۲
بعضکم فى وجوه بعض و یشهد بعضکم على بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضاً، قال له: ما فى ذلک الزمان من خیر، فقال حسین‏علیه السلام: الخیر کله فى ذلک الزمان، یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله؛[۱۷۱] آن امرى که انتظارش را مى‏کشید (ظهور مهدى) رخ نخواهد داد، مگر این که در اثر آشفتگى و نابسامانى گروهى از شما از دسته دیگر برائت، جوید و برخى از شما بر چهره بعضى دیگر خدو بیفکند و گروهى از شما به کفر گروه دیگر شهادت دهد، و برخى از شما بعضى دیگر را نفرین و لعن نماید. بعد به حضرت گفته شد: پس در آن زمان هیچ خیرى نیست؟ حضرت فرمود: همه خیرها در آن زمان جمع است، قایم ما قیام مى‏کند و همه آن بدى‏ها را به طرف مى‏سازد».
۳. روزى امیرمؤمنان(ع)به من فرمود: اى حسین! نهمین فرزند شما به پا دارنده حق و ظاهر کننده دین خواهد بود و عدالت را در عالم گسترش مى‏دهد.
حضرت مى‏گوید به امیرمؤمنان عرض کردم : آیا این شدنى خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، سوگند به آن خدایى که محمد را به پیامبرى مبعوث نموده و او را بر همه آدمیان برگزید، این شدنى است، ولى پس از غیبت و حیرتى که در آن مدّت جز خالصان و اهل یقین که خدا از آنان پیمان ولایت ما را گرفته و ایمان را در دل هایشان استوار داشته و با روحى از جانب خود یاریشان نموده است، کسى بر دینِ خدا پایدار نمى‏ماند.[۱۷۲]
در تبیین پیام این روایات لازم است اشاره شود که بزرگان اهل حکمت و اندیشه بر آنند که بشر از روزى که در زمین سکنا گزیده، پیوسته در آرزوى یک زندگى اجتماعى مقرون به سعادت - به معناى واقعى آن - بوده است و چون این آرزو همگانى و عمومى است، معلوم مى‏شود این خواست تحقق عینى و خارجى خواهد داشت و گرنه چنین آرزویى در نهاد عموم بشر نقش نمى‏بست،
[۱۷۱]. محمد بن ابراهیم نعمانى، الغیبه، ص۲۰۵.
[۱۷۲]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۰۴، باب ۲۶، ح ۱۶.
________________________________________
۱۲۳
همان طور که اگر آبى وجود نمى‏داشت تشنگى معنا نداشت؛ از این‏رو به حکم ضرورت، جهان روزى را در بر خواهد داشت که در آن روز جامعه بشرى پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا هم‏زیستى نماید و عدالت در تمام شئون وجودى بشر پدید آید و همه مردم غرق در فضیلت و کمال شوند. اما باید توجه داشت : اولاً، این حقیقت به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنین جامعه‏اى منجى جهان بشر است که از آن به مهدى یاد مى‏شود.[۱۷۳]
ثانیاً، برآورده شدن این آرزو تنها در سایه اجراىِ دستورهاى دین و احیاى ره آورد وحى امکان پذیر است، لذا در روایات یاد شده و سایر متون دینى بر احیاى معارف وحى به عنوان اساسى‏ترین ره آورد انقلاب مهدى تکیه شده است؛ چه این که امیرمؤمنان در نهج‏البلاغه فرمود: «یحیى میت الکتاب و السنة».[۱۷۴]
بعضى از بزرگان اهل شهود نیز گفته اند:
در زمان ظهور مهدى روح در کالبد اسلام دمیده و بعد از ذلت و خوارى عزیز شده و پس از مرگ دوباره احیاى مى‏شود و حقیقت دین ظاهر مى‏گردد و جز دین خالص چیز دیگرى باقى نمى‏ماند.[۱۷۵]
در جاى دیگر نیز آمده است:
با ظهور حضرت مهدى، مذاهب و مکاتب مختلف از روى زمین برچیده مى‏شود و جز دین خالص و حقیقى چیزى باقى نمى‏ماند و بسیارى از افرادى که خود را اهل فکر و اندیشه مى‏دانند، وقتى مى‏بینند که مهدى بر خلاف نظریه‏شان حکم مى‏کند، دشمنى و عداوت مى‏آغازند، اما به ناچار فرمان و حکومت مهدى را اطاعت مى‏کنند.[۱۷۶]
[۱۷۳]. سید محمد حسین طباطبائى، شیعه در اسلام، ص ۱۵۰.
[۱۷۴]. نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.
[۱۷۵]. محمد بن على محیى‏الدین عربى، فتوحات مکیه، ج ۳، ص ۳۲۷، باب ۳۶۶.
[۱۷۶]. همان، ص ۳۳۶.
________________________________________
۱۲۴
در پایان با همه منتظران عاشق مهدى هم صدا شده عرض مى‏کنیم:
اللهم، انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا، فصل على محمد و اله، و اعنا على ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و بضر تعزه و سلطان حق تظهره.[۱۷۷]