جهاد با مال: درنگی در زندگی حضرت خدیجه(س)
پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| جهاد با مال: درنگی در زندگی حضرت خدیجه(س)
نگارنده: حجتالاسلام والمسلمین مصطفی محسنی
*******
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ.»
اشاره
دختران در زمان جاهلی، زنده به گور میشدند؛ به طور کلی جنس مؤنث در جامعه جاهلی ارزشی نداشت. مطالعه تاریخ ثابت میکند زن در دنیای قبل از اسلام، مورد ظلم و ستم قرار میگرفت؛ اما اسلام جایگاه واقعی را به آنان برگرداند. یکی از بانوان موفق در تاریخ اسلام، حضرت خدیجه(س) است که در اسلام به مقامات عالی رسید. این بانوی بزرگوار که از ثروتمندان قریش بود، با انفاق تمام اموال خود، الگویی برای زنان و حتی مردان پس از خود شد. حضرت خدیجه(س) به دلیل امانتداری، راستگویی، خوشخلقی و ویژگیهای پسندیدهای که در حضرت محمد(ص) دید، با ایشان ازدواج کرد. اما نکته بسیار دارای اهمیت در زندگی این بانوی بزرگوار، «جهاد با مال» بود. نوشتار پیشرو به این ویژگی حضرت میپردازد.
جهاد با سرمایه و مال در قرآن و روایات
جهاد با مال و سرمایه از جمله آموزههایی است که در قرآن و روایات بارها به آن اشاره و تأکید شده است: «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما [از هر چیز] بهتر است اگر بدانید». همچنین میفرماید: «لَٰكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه نیکیها برای آنهاست و آنها همان رستگاراناند». در این آیات، افزون بر جهاد با نفس، تعبیر جهاد با مال دیده میشود.
حضرت علی(ع) نیز در وصیتنامه خود به امام حسن مجتبی(ع) میفرماید: «وَاللهَ اللهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ فِی سَبِیلِ الله؛ و خدا را خدا را در مورد جهاد در راه خدا با دارایىها و جانها و زبانهایتان در نظر داشته باشید».
منظور از جهاد با مال منحصر به تهیه تدارکات وتجهیزات برای جنگ و جهاد نیست، بلکه دایره آن بسیار وسیعتر است و انفاق مال برای پیشبرد دین خدا و گرهگشایی از خلق خدا را نیز دربر میگیرد. امروزه تعابیری از قبیل «جنگ اقتصادی»، «جنگ فرهنگی» و «تهاجم فرهنگی»، درک مفاهیمی چون جهاد با مال و جهاد با زبان را آسانتر میکند.
ملکۀ مکه
حضرت خدیجه(س) پیش از اسلام یک تاجر موفق شناخته میشد. برخی از منابع دارایی ایشان را بیش از هشتاد هزار شتر نوشتهاند؛ درواقع هشتاد هزار شتر، اموال تجارتی ایشان را به اطراف و اکناف جزیرةالعرب و خارج از آن از مصر و حبشه و روم و شام و ... حملونقل میکردند. ثروت او از همۀ اهل مکه بیشتر بود؛ به همین دلیل ایشان را «ملکه بزرگ» خطاب میکردند.
به طور بدیهی ثروت زیاد بهتنهایی اجر و قرب معنوی برای کسی در پی ندارد؛ هرچند ثروت میتواند ابزاری باشد که صاحب خود را به مقامات بالای معنوی میرساند، البته به شرط آنکه صاحب ثروت چنین ظرفیتی را داشته باشد. حضرت خدیجه(س) چنین ظرفیتی را داشت؛ زیرا در زمان جاهلیت نیز به طاهره ملقب شده بود.
حضرت خدیجه(س) و جهاد با مال
پیامبر(ص) در مکه به پیامبری مبعوث شد و مردم را به توحید دعوت کرد و از بتپرستی برحذر داشت. مشرکان مکه انواع و اقسام ترفندها را به کار بردند تا بر سر راه حضرت مانع ایجاد کنند. این ترفندها که شامل تهدید، تطمیع پیامبر و یاران باوفایش میشد، مانع تبلیغ اسلام نشد. برخی همانند سمیه و یاسر در این راه به شهادت رسیدند و برخی مانند عمار، بلال، ابنمسعود و ... بهسختی شکنجه شدند؛ اما رسول خدا همچنان به دعوت مردم اصرار داشت.
مشرکان مکه ترفند دیگری را به کار بستند؛ آنها در سال هفتم بعثت پیماننامهای نوشتند و امضا کردند که در تاریخ با عنوان «صحیفه ملعونه» شناخته میشود. بر اساس مفاد این پیماننامه، محدودیتهایی برای بنیهاشم وضع شد؛ از جمله اینکه هیچکس حق معاضرت با بنیهاشم را ندارد، هیچکسی نمیتواند به آنان کالایی بفروشد یا بخرد. این تحریم سبب شد بنیهاشم در مکانی به نام«شعب ابیطالب» سکنی گزینند و سه سال در سختترین شرایط زندگی کنند.
حضرت خدیجه(س) در چنین شرایطی اموال جمعآوریشده در سالیان دراز را در اختیار پیامبر(ص) نهاد تا با برنامهریزی دقیق، محصورشدگان در شعب از این اموال استفاده کنند تا فرجی برای برونرفت از این وضعیت حاصل شود. ایشان ابتدا نمایندگانی را به سوی اشراف قریش از جمله ابوجهل فرستاد تا از این کار دست بردارند و تحریم اقتصادی را لغو کنند؛ اما پس از آنکه مشرکان در تصمیم خود سماجت کردند، حضرت خدیجه(س) به کمک برادرزادهاش حکیم بن حزام، آذوقه تهیه میکرد و پنهانی به شعب ابیطالب میفرستاد؛ به گونهای که حضرت در این راه تمام اموال خود را خرج کرد؛ چراکه گاهی آذوقه را با چندبرابر قیمت خریداری میکرد و آن را به شعب میرساند.
آری، فشار و سختیهای شعب به اندازهای زیاد بود که پس از پایان آن سه سال طاقتفرسا، یعنی در سال دهم، حضرت ابوطالب در ماه رجب و در دهم ماه مبارک رمضان همان سال حضرت خدیجه(س) رحلت کردند. اگرچه بیشتر مال حضرت خدیجه(س) در راه اسلام خرج شده بود، اما مقداری پس از رحلت ایشان باقی ماند که پیامبر(ص) آن را به کسانی بخشید که قصد هجرت به مدینه را داشتند و از نظر مالی توانایی نداشتند.
حضرت خدیجه(س) به روشهای دیگر نیز جهاد با مال میکرد؛ از جملۀ این روشها، ها کمک به فقیران و مساکین بود. بنا بر گزاشی، روزی حلیمه سعدیه ـ دایه پیامبر(ص) ـ نزد حضرت آمد و از خشکسالی و قحطی در قبیله خود شکایت کرد. حضرت خدیجه(س) تا این مطلب را شنید، چهل گوسفند و یک شتر به او هدیه کرد و با تجلیل و تکریم او را روانۀ قبیلهاش کرد. این بانوی بزرگ اختیار اموال خود را به پیامبر(ص) سپرد؛ حضرت نیز با آن اموال، بدهیهای مسلمانان را ادا میکرد، اسیران را آزاد مینمود و از ضعیفان جامعه دستگیری میکرد. بدین ترتیب، این ثروت نقش محوری و بیبدیلی در تقویت بنیانهای اسلام و حمایت از مسلمانان اولیه ایفا کرد و سبب استحکام و تقویت اسلام شد.
درحقیقت حضرت خدیجه(س) این آیه شریفه را پیشروی خود قرار داد که میفرماید: «انْفِرُوا خِفافاً وَثِقالاً وَجاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ ... فِی سَبِیلِ اللهِ؛ سبكبار و گرانبار بسیج شوید و با مالتان ... در راه خدا جهاد كنید». و به وظیفۀ «جهاد مالى» كه قرآن و اسلام تعیین كرده است، در حد اعلی عمل نمود.
انفاق بدون منت
حضرت خدیجه(س) تمام اموال و سرمایه خود را در راه خدا و رسولش صرف کردند؛ تاآنجاکه پیامبر(ص) در وصفش فرمود: «ما نَفَعَنی مالٌ قَطُّ مِثلُ نَفَعَنی مالُ خَدیجَةَ؛ هرگز هیج مالی برای من سود نداشت، آنگونه که ثروت خدیجه(س) به من سود بخشید». با این وجود، هیچگاه توقع و انتظاری نداشت و مصداق بارز این آیه قرآن شد: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًی لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، سپس از پی انفاق نه منتی میگذارند و نه آزاری می رسانند، اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است و آنان نه بیمی خواهند داشت و نه محزون میشوند».
بهشت، جایگاه خدیجه(س)
اجری که خدا به حضرت خدیجه(س) در قبال ایثار و ازخودگذشتگی داد، بهشت بود. جبرئیل به پیامبر(ص) عرض میکند: «هذه خدیجة فاقرء من ربّها و منّی و بشّرها بیت فی الجّنة؛ سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ کن و مژدۀ خانهای در بهشت را به او بده». پیامبر(ص) میفرماید: «خدیجه از زنان بهشتی و از بهترین زنان و در کنار حضرت مریم بن عمران و آسیه که قرآن کریم به بهشتیبودن آنان بشارت داده است».
پاسخ به یک شبهه
با توجه به اینکه در برخی از منابع متأخر آمده است «مَا قَامَ وَ لَا اسْتَقَامَ دِينِى الَّا بِشَيْئَيْنَ: مَال خَدِيجهِ وَ سَيْفِ عَلِىِّ بْنِ ابِىطَالِبٍ؛ اين دين به مال خديجه و شمشير على(ع) تا روز قيامت پابرجا شد»؛ آیا اینگونه احساس نمیشود که اسلام با زر و زور استوار شده است؟ شهید مطهری در پاسخ به این شبهه میفرماید: «گاهی خود ما مسلمانان حرفهایی میزنیم که نه با تاریخ منطبق است و نه با قرآن، با حرفهای دشمنها منطبق است؛ یعنی حرفی را که یک جنبهاش درست است، به گونهای تعبیر میکنیم که اسلحه به دست دشمن میدهیم. مثل اینکه برخی میگویند: اسلام با دو چیز پیش رفت: با مال خدیجه(س) و شمشیر علی(ع)؛ یعنی با زر و زور.
اگر دینی با زر و زور پیش برود، آن چه دینی میتواند باشد؟! آیا قرآن در یک جا دارد که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ آیا علی(ع) یک جا گفت که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ شک نداریم که مال خدیجه(س) به درد مسلمین خورد؛ اما آیا مال خدیجه(س) صَرف دعوت اسلام شد؛ یعنی خدیجه(س) پول زیادی داشت؛ [اما] پول خدیجه(س) را به کسی دادند و گفتند: بیا مسلمان شو؟ آیا یک جا انسان در تاریخ چنین چیزی پیدا میکند یا نه؟ در شرایطی که مسلمین و پیغمبر اکرم(ص) درنهایت درجه سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه(س) مال و ثروت خودش را در اختیار پیغمبر(ص) گذاشت؛ ولی نه برای اینکه پیغمبر - العیاذ بالله - به کسی رشوه بدهد و تاریخ نیز هیچگاه چنین چیزی نشان نمیدهد ...؛ پس اگر مال خدیجه(س) نبود، شاید فقر و تنگدستی مسلمین را از پا در میآورد. مال خدیجه(س) خدمت کرد؛... شمشیر علی(ع) بدون شک به اسلام خدمت کرد و اگر شمشیر علی(ع) نبود، سرنوشت اسلام سرنوشت دیگری بود؛ اما نه اینکه شمشیر علی(ع) رفت بالای سر کسی ایستاد و گفت: یا باید مسلمان بشوی یا گردنت را میزنم، بلکه در شرایطی که شمشیر دشمن آمده بود ریشه اسلام را بکند، علی(ع) بود که در مقابل دشمن ایستاد».
برترین همسر رسول خدا
بود بیشک خدیجه کبری
در مقامش بس اینکه شد مادر
به وجود مقدس زهرا
مادر یازده امام همام
مادر نسل سید بطحا
بانوی باوفا و باعفت
بانوی بابصیرت و تقوی
آنکه از حیث جاه و مال و منال
بود در بین قوم بیهمتا
لیک آن مال نردبانی شد
تا کند سیر عالم بالا
داد سرمایه را به پیغمبر
که کند خرج در ره عقبی
حضرتش هست برترین مصداق
در جهادی که کرده حق امضا
آن فریضه «جهاد با مال» است
ره انفاق و ببخش و اعطا
کتابنامه
قرآن کریم
1. ابنسیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، چ 1، بیروت: دار القلم، 1414 ق.
2. ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ، بیروت: دار الفکر، 1407 م.
3. ابنهشام، عبدالملک، السيرة النبوية، تحقيق: مصطفی سقا و ابراهيم ابياری و عبدالحفيظ شلبی، بيروت: دار القلم، 1422 ق.
4. انصاریان، حسین، نگاهی به مقام حضرت خدیجه(س)، چ 1، قم: عرفان، 1388 ش.
5. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۱ ق.
6. بلاذری، احمد بن يحيى بن جابر، كتاب جمل من انساب الأشراف. تحقيق: سهيل زكار و رياض زركلى، چ 1، بيروت: دار الفكر، 1417 ق.
7. دوستخواه، جلیل، اوستا، تهران: مروارید، 1371 ش.
8. ذهبی، شمسالدين، سیر أعلام النبلاء، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1413 ق.
9. راجی، سیدمحمدحسین، ناگفتههای صورتی، چ 5، [بیجا]: نشر معارف،1402 ش.
10. سپهر، محمدتقی، ناسخ التواريخ زندگانى پيامبر، چ 1، تهران، اساطير، 1380 ش.
11. سیدرضی، نهج البلاغه، مصحح: محمد دشتی، چ 2، قم: پردیسان، 1386 ش.
12. شیخ صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ترجمه: محمدباقر کمرهاى، چ 6، تهران: کتابچى، 1376 ش.
13. امالی، قم: مؤسسة البعثه، ۱۴۱۷ ق.
14. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی عبدالمجید السلفی، قاهرة: مکتبة ابنتیمیة، [بیتا].
15. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، چ 3، تهران: اسلامیه، ۱۳۹۰ ش.
16. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، چ 2، بیروت: دار التراث، 1387 ش.
17. طوسی، محمد بن الحسن، الأمالی، چ 1، قم: دار الثقافه، 1414 ق.
18. علوی، هدایتالله، زن در ایران باستان، تهران: هیرمند، 1378 ش.
19. فرنبغ دادگی، بُندَهِشن، ترجمه: مهرداد بهار، تهران: توس، ۱۳۸۰ ش.
20. کتاب مقدس، چ 3، انتشارات ایلام،2002 م.
21. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، 1404 ق.
22. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار مرتضی مطهری، تهران: صدرا.
23. يعقوبی، احمد بن واضح، تاريخ يعقوبی، بيروت: دار صادر، [بیتا].

افزودن دیدگاه جدید