پرسش راهبردی برای سیاستگذاران فرهنگی، مبلغان و مدیران نظام تبلیغ این است که در مواجهه با تغییر رفتار و نگرش نسبت به حجاب، وزن سیاست میان اقناع دینی، خانواده و تربیت، ارتباط و تبلیغ، محیط رسانهای، سیاست فرهنگی، اجرای قانون و الگوسازی اجتماعی چگونه توزیع شود. نقطه آغاز باید احتیاط در خود صورت مسئله باشد: داده عمومیِ ملی و طولی که بتواند اندازه «کاهش التزام» و سهم هریک از عوامل آن را در گروههای مختلف ایران بهدقت مشخص کند محدود است. شواهد موجود در عوض از پدیدهای چندسطحی حکایت میکنند که در آن باور دینی، خودمختاری، خانواده، گروه همسال، مد و رسانه، هویت اجتماعی و تجربه مواجهه با قانون، همزمان دخیلاند. بنابراین، داده موجود بیش از یک پاسخ تکابزاری، امکان مقایسه هزینه و پیامد مسیرهای متفاوت را فراهم میکند.
۱. صورت تصمیم و معیارهای انتخاب
نخست باید میان سه متغیر تفکیک کرد: اعتقاد به حکم دینی حجاب، پذیرش اجتماعی یا اخلاقی آن، و رفتار پوششی در عرصه عمومی. همجهتنبودن این سه متغیر ممکن است باعث خطای سیاستی شود؛ برای مثال تغییر رفتار را نمیتوان بدون داده کافی مستقیماً معادل کاهش اعتقاد دینی دانست. مطالعات جمعیتشناختی درباره نگرش به حجاب در ایران نیز از تنوع نگرش بر حسب متغیرهای جمعیتی و اجتماعی حکایت میکند، و پژوهش کیفی درباره دانشجویان ایرانی نشان داده بود مواجهه با حجاب در بستری از خانواده، دانشگاه، روابط اجتماعی و تجربه فردی شکل میگیرد؛ این مطالعات برای برآورد وضعیت ۱۴۰۵ کافی نیستند، اما تکعاملینبودن سازوکار را تأیید میکنند (فروتن، ۲۰۲۲؛ عبدالجبارى و همکاران، ۲۰۱۸).
محیط سیاستی نیز دو سطح دارد. مقررات پیشین درباره پوشش عمومی همچنان بخشی از چارچوب حقوقی کشورند، اما قانون جدید «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» که در سال ۱۴۰۳ تصویب شد، طبق اعلام رسمی رئیس مجلس بهدنبال تصمیم شورای عالی امنیت ملی ابلاغ نشد؛ در آذر ۱۴۰۴ نیز رئیسجمهور مسئله حجاب را موضوعی دانست که با «دستور و تحکم» بهسادگی حل نمیشود و بر اقناع تأکید کرد. بنابراین وضعیت جاری خود نشاندهنده وجود اختلاف درباره نسبت میان ابزار حقوقی، فرهنگی و اقناعی است، نه فقدان مطلق قواعد حقوقی.
صاحب تصمیم نیز یک نهاد واحد نیست. قانون و نحوه اجرا در قلمرو دولت، مجلس، قوه قضائیه و نهادهای امنیتی قرار دارد؛ تربیت و تبلیغ میان خانواده، آموزشوپرورش، حوزهها، سازمانهای تبلیغی و رسانه توزیع شده؛ و بازار پوشاک و فضای دیجیتال نیز بازیگران مستقلی دارند. ازاینرو معیارها باید پیش از تخصیص منابع روشن شوند: میزان اثر بر التزام درونی و پایدار؛ انطباق فقهی و حقوقی؛ اعتماد و کرامت؛ عدالت و عدم تبعیض؛ قابلیت اجرا؛ اثر بر خانواده و دینداری کلی؛ هزینه اجتماعی و اجرایی؛ امکان بازگشت و اصلاح؛ و پیامدهای ناخواسته مانند واکنش مقابلهای، دوگانگی رفتار علنی و خصوصی، یا تبدیل پوشش به نشان منازعه سیاسی.
از منظر دینی، حجاب در چارچوب احکام پوشش و عفاف معنا مییابد؛ اما شیوه تحقق اجتماعی حکم، پرسشی مستقل در حوزه سیاستگذاری است. به همین دلیل، تمایز میان «اعتبار هنجاری حکم» و «اثربخشی یک ابزار سیاستی برای افزایش التزام» باید حفظ شود.
۲. گزینههای واقعی پیش رو
گزینه نخست، اقناع و بازسازی معنای دینی حجاب است. محور آن پاسخ به چرایی حکم، نسبت حجاب با عفاف، کرامت، جنسیت، آزادی و حیات اجتماعی و نیز امکان طرح پرسش و نقد است. مسئله اصلی این گزینه «درونیسازی» است نه الزام رفتاری سریع. مطالعات نظریه خودتعیینگری میان پذیرش ارزش از روی شناسایی و انتخاب شخصی با پذیرش ناشی از فشار بیرونی تفاوت میگذارند؛ در حوزه دین نیز حمایت از خودمختاری و مشاهده سازگاری رفتار والدین و همسالان با ارزشهای دینی با درونیسازی خودمختارانهتر مرتبط گزارش شده است (برامبیلا و همکاران، ۲۰۱۵).
گزینه دوم، تقویت خانواده و تربیت است. این مسیر بر رابطه والد ـ فرزند، الگوی عملی خانواده، توان گفتوگو درباره بدن، جنسیت، دین و رسانه و پرهیز از فروکاستن تربیت به کنترل ظاهری تکیه دارد. پژوهشهای ایرانی درباره نوجوانان نیز خانواده، همسالان و تفاوتهای جنسیتی را اجزای مهم تجربه اجتماعی دختران نشان دادهاند؛ مطالعات تطبیقی درباره درونیسازی ارزشهای دینی و اخلاقی نیز میان حمایت از عاملیت نوجوان و درونیسازی عمیقتر رابطه یافتهاند، هرچند تعمیم مستقیم آنها به حجاب در ایران مجاز نیست (بهرامی و همکاران، ۲۰۱۸؛ هاردی و همکاران، ۲۰۰۸).
گزینه سوم، اصلاح شیوه ارتباطی و تبلیغی است: تغییر از پیامهای یکطرفه و تکراری به گفتوگو، پاسخ به تجربههای واقعی زنان، استفاده از مبلغان دارای صلاحیت و پذیرش تنوع پرسشها. این گزینه بیش از تغییر حکم، شیوه ارتباط با مخاطب را موضوع قرار میدهد.گزینه چهارم، مدیریت محیط رسانهای است. رسانه اجتماعی فقط ناقل محتوا نیست؛ در مد، سبک پوشش، الگوهای زیبایی و شبکههای مرجع نقش دارد. پژوهشی در سال ۲۰۲۵ روی ۵۳۳ زن ایرانی دنبالکننده صفحات فروش پوشاک حجاب در اینستاگرام نشان داد اینفلوئنسرها و ارتباطات الکترونیکی با رفتار خرید پوشاک حجاب مرتبطاند؛ این مطالعه نمونهای انتخابی دارد و از آن نمیتوان رفتار کل زنان ایران را نتیجه گرفت، اما نشان میدهد محیط رسانهای در خودِ بازار پوشش فعال است.
گزینه پنجم، بازطراحی سیاست فرهنگی و الگوهای اجتماعی است: تنوعبخشیدن به طراحی پوشاک، حضور الگوهای اجتماعی غیرتصنعی، پیوند حجاب با زندگی حرفهای و اجتماعی زنان و پرهیز از محدودکردن بازنمایی زن محجبه به قالبهای تبلیغاتی ثابت.گزینه ششم، بهبود اجرای قانون است؛ یعنی تمرکز بر شفافیت قاعده، تناسب واکنش، رویه محترمانه، امکان اعتراض و تفکیک تخلف حقوقی از داوری درباره ایمان یا شخصیت فرد. گزینه هفتم، طراحی تلفیقی است که ابزارها را در یک بسته چندسطحی قرار میدهد؛ مزیت ساختاری آن پوشش چند سازوکار و هزینه آن پیچیدگی هماهنگی و دشواری تشخیص اثر هر جزء است.
۳. مقایسه گزینهها و پیامدهای آنها
اقناع دینی مستقیماً به «التزام درونی» مربوط است، اما معمولاً اثر سریع و قابل مشاهدهای بر رفتار عمومی تضمین نمیکند. نظریه خودتعیینگری نشان میدهد ارزشهایی که فرد آنها را با هویت خود سازگار مییابد، از ارزشهایی که صرفاً زیر فشار پذیرفته شدهاند کیفیت انگیزشی متفاوتی دارند؛ در مقابل، مطالعات واکنش روانشناختی نشان میدهند محدودکردن بخش ادراکشده آزادی میتواند در برخی شرایط، انگیزه مقاومت ایجاد کند. این دو ادبیات درباره ایران یا حجاب حکم علّی مستقیم نمیدهند، اما برای طراحی اقناع هشدار میدهند که «افزایش فشار پیام» لزوماً به افزایش درونیسازی نمیانجامد (برامبیلا و آسور، ۲۰۲۰؛ میرون و برهم، ۲۰۰۶).
خانواده از مزیت تماس مستمر، اعتماد و الگوسازی برخوردار است؛ اما انتقال بار سیاست عمومی به خانواده میتواند رابطه والد و نوجوان را پرتنش کند. در یک مطالعه ایرانی درباره آموزش مسائل جنسی نوجوانان، والدین میان محدودسازی شدید، گفتوگو، سردرگمی و تلاش برای سازگاری با تغییرات اجتماعی در نوسان بودند و خود پژوهشگران بر نیاز به تقویت مهارت والدین تأکید کردند (روحپرور و همکاران، ۲۰۲۲). بنابراین «تقویت نقش خانواده» از نظر سیاستی میتواند از آموزش گفتوگو تا افزایش کنترل خانوادگی معانی کاملاً متفاوت داشته باشد و پیامدهای آنها را نباید یکسان فرض کرد.
اصلاح تبلیغ و سیاست فرهنگی دامنه وسیعی دارد و نسبت به اجبار مستقیم برگشتپذیرتر است، اما با مسئله اعتبار فرستنده روبهروست. اگر مخاطب مسئله را سیاسی یا هویتی تلقی کند، اصلاح زیباییشناختی پیام، بدون تغییر رابطه اعتماد، ممکن است فقط صورت پیام را عوض کند. در مقابل، مرور نظاممند ۷۱ مداخله مرتبط با هنجارهای جنسیتی نشان میدهد برنامههایی که فقط آگاهی میدهند تنها یک گونه مداخلهاند و عناصر دیگری مانند مشارکت مستقیم، الگوهای اجتماعی، تعامل با همسالان، طراحی مشترک و مداخله همزمان در چند سطح در بسیاری از برنامهها حضور داشتهاند (استارک و همکاران، ۲۰۲۱). این شواهد مربوط به حجاب نیست، اما برای مقایسه سیاستهای هنجاری اهمیت دارد.
مدیریت رسانهای نیز دو معنای متفاوت دارد: ارتقای سواد رسانهای و افزایش عرضه روایت و الگوی جایگزین، یا محدودکردن جریانهای رقیب. آثار این دو مسیر یکسان نیست. ادبیات یونسکو درباره سواد رسانهای بر توان کاربران برای تحلیل، ارزیابی و مشارکت آگاهانه تأکید دارد؛ از سوی دیگر، پژوهش واکنش روانشناختی نشان میدهد محدودسازیِ آشکار محتوا تحت برخی شرایط میتواند توجه یا جذابیت امر محدودشده را افزایش دهد. ازاینرو اثر خالص محدودسازی رسانهای باید بهطور تجربی سنجیده شود و از مفروضگرفتن آن پرهیز کرد (یونسکو، ۲۰۱۳؛ ورچل و همکاران، ۱۹۷۳).
در اجرای قانون، معیار فقط شدت ضمانت اجرا نیست. برخی تحقیقات میدهد در مطالعات متعدد، ادراک رفتار منصفانه و محترمانه مأموران با مشروعیت ادراکشده و این مشروعیت با تبعیت از قانون همبسته است؛ نویسندگان همزمان هشدار میدهند که شواهد علّی درباره اینکه اصلاح رویه حتماً قانون پذیری را افزایش میدهد، محدودتر است. یک فراتحلیل، ۵۶ مطالعه نیز رابطه مثبت میان عدالت رویهای، مشروعیت و همکاری با پلیس را گزارش کرده است (نِیگین و تِلپ، ۲۰۱۷؛ بولگر و والترز، ۲۰۱۹). بنابراین در ارزیابی اجرای قانون باید هم اثر رفتاری و هم اثر آن بر اعتماد و مشروعیت سنجیده شود.
۴. قاعده انتخاب و شروط تغییر تصمیم
شواهد در دسترس، یک علت واحد برای تغییر رفتار پوششی یا یک ابزار دارای برتری عمومی در همه معیارها نشان نمیدهد. در عوض هر مسیر به متغیری متفاوت متصل است: اقناع به معنای دینی و درونیسازی؛ خانواده به اجتماعیشدن بلندمدت؛ تبلیغ به کیفیت رابطه و فهم؛ رسانه و الگوها به هنجارهای مشاهدهشده و سبک؛ و قانون به حداقل رفتار مورد انتظار در فضای عمومی. بنابراین تصمیم واقعی، پیش از انتخاب ابزار، تعیین نسبت میان اهدافی است که ممکن است در کوتاهمدت با یکدیگر تنش داشته باشند: تبعیت رفتاری، التزام درونی، اعتماد عمومی، انسجام حقوقی و کاهش منازعه اجتماعی.
برای جلوگیری از دفاع پنهان از یک گزینه، وزن این اهداف باید پیش از ارزیابی سیاستها توسط صاحب تصمیم آشکار شود. برای مثال، دادهای که تغییر پوشش را نشان دهد اما همزمان افت اعتماد یا افزایش فاصله با دین را ثبت کند، بسته به هدف سیاست، معنای متفاوتی خواهد داشت. برعکس، بهبود نگرش دینی بدون تغییر رفتار عمومی نیز برای سیاستی که هدف حقوقی کوتاهمدت دارد نتیجهای متفاوت از سیاست تربیتی بلندمدت است. همین منطق، ضرورت تفکیک شاخصها را ایجاد میکند.
گزینه تلفیقی نیز نباید به معنای اجرای همزمان همه ابزارها باشد؛ چنین طراحیای امکان تشخیص اثربخشی و مسئولیت را از بین میبرد. صورت قابل ارزیابی آن مستلزم تعیین نظریه تغییر، ترتیب مداخلات، گروه هدف و نقاط توقف است.
عدمقطعیت اصلی، همچنان خروجی داده از پیمایش ایران است. مطالعات دانشگاهی نشاندهنده تنوع انگیزهها و نقش خانواده، فرهنگ و ترجیح شخصیاند؛ برای نمونه مطالعه سال ۲۰۲۴ در میان ۳۵۰ دانشجوی زن پاکستانی، هر سه عامل فرهنگ، خانواده و ترجیح شخصی را با رفتار حجاب مرتبط یافت، اما نمونه غیرایرانی و غیرتصادفی آن صرفاً برای فرضیهسازی مفید است، نه انتخاب سیاست ایران. در نتیجه هر تصمیم کلان به یک خط پایه ملی و تفکیکشده بر حسب سن، منطقه، دینداری، طبقه و نوع پوشش نیاز دارد.
۵. اجرا، ریسک و بازنگری
هر بسته سیاستی، پیش از توسعه ملی، باید امکان مقایسه میان «رفتار»، «نگرش»، «اعتماد» و «درونیسازی» را ایجاد کند. یک اجرای مرحلهای میتواند چند محیط اجتماعی متفاوت را با خط پایه مشترک دنبال کند و آثار ابزارهای فرهنگی، تربیتی و رویههای اجرایی را جداگانه بسنجد. شاخص خروجی نباید فقط شمار محتوا، تذکر، پرونده یا مشاهده نوع پوشش باشد؛ باید تغییر نگرش به معنای دینی حجاب، رابطه آن با دینداری کلی، اعتماد به نهادهای دینی و قانونی، تجربه زنان از مواجهه، تعارض خانوادگی و پایداری رفتار نیز ثبت شود. این تفکیک برای جلوگیری از آن ضروری است که موفقیت در یک معیار، بهاشتباه موفقیت کل سیاست تلقی شود.
ریسکهای هر مسیر متفاوتاند: اقناع میتواند به تکرار پیامهای کماعتماد تبدیل شود؛ خانواده ممکن است به محل انتقال فشار اجتماعی بدل گردد؛ تنظیم رسانهای میتواند بازار و ارتباطات را به فضاهای غیررسمی منتقل کند؛ الگوپردازی اجتماعی در صورت تصنعیبودن نتیجه معکوس دهد؛ و اجرای قانون در صورت ناهمگونی، ابهام یا رفتار تحقیرآمیز هزینه مشروعیت ایجاد کند. در سوی دیگر، فقدان قواعد روشن نیز میتواند ابهام حقوقی، اجرای سلیقهای و تعارض میان شهروندان و نهادها را افزایش دهد. برخی تحقیقات نشان میدهد کیفیت تجربه اجرای قانون خود بخشی از پیامد سیاست است، نه صرفاً وسیله تحقق آن (نِیگین و تِلپ، ۲۰۱۷).
نقطه بازنگری باید پیشاپیش تعیین شود؛ نه فقط زمانی که یک سیاست با مقاومت روبهرو شد. دادههای ششماهه و یکساله میتوانند نشان دهند کدام اثر صرفاً کوتاهمدت بوده و کدام تغییر پایدارتر است. تغییر معنادار در اعتماد، تعارض خانوادگی، فاصله نسلها، دینداری یا تبعیت رفتاری باید بهعنوان سیگنال اصلاح طراحی تلقی شود. تصمیمکاوی در این موضوع زمانی معتبر است که میان مطلوبیت هنجاری حجاب، واقعیت متکثر جامعه و اثربخشی تجربی ابزارهای سیاستی تفکیک برقرار کند؛ در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که اختلاف درباره ابزار به اختلاف درباره اصل دین تبدیل شود یا برعکس، تغییر فرهنگی به مسئلهای صرفاً انتظامی فروکاسته شود.
فهرست منابع
- Abdoljabbari, M., et al. (2018). Confrontation Process of Students with Hijab. Journal of Religion and Health. PubMed
- Bolger, P. C., & Walters, G. D. (2019). The Relationship Between Police Procedural Justice, Police Legitimacy, and People’s Willingness to Cooperate with Law Enforcement: A Meta-Analysis. Journal of Criminal Justice, 60, 93–99. https://doi.org/10.1016/j.jcrimjus.2019.01.001. منبع
- Brambilla, M., Assor, A., Manzi, C., & Regalia, C. (2015). Autonomous Versus Controlled Religiosity: Family and Group Antecedents. The International Journal for the Psychology of Religion, 25(3). https://doi.org/10.1080/10508619.2014.888902. منبع
- Brambilla, M., & Assor, A. (2020). Understanding the Psychology of Religion: The Contribution of Self-Determination Theory. In The Science of Religion, Spirituality, and Existentialism. Academic Press. https://doi.org/10.1016/B978-0-12-817204-9.00007-X. منبع
- Foroutan, Y. (2022). Demographic Analysis on Social Perceptions of Hijab in Contemporary Iran: Dimensions and Determinants. British Journal of Middle Eastern Studies, 49(5), 736–746. https://doi.org/10.1080/13530194.2020.1847041. منبع
- Nagin, D. S., & Telep, C. W. (2017). Procedural Justice and Legal Compliance. Annual Review of Law and Social Science, 13, 5–28. https://doi.org/10.1146/annurev-lawsocsci-110316-113310. منبع
- Rouhparvar, Z., Javadnoori, M., & Shahali, S. (2022). Parents’ Approaches to Sexuality Education of Their Adolescent Boys: A Qualitative Study in Ahvaz, Iran. Reproductive Health, 19, 69. https://doi.org/10.1186/s12978-022-01367-0. منبع
- Shahzad, M., & Fatima, L. (2024). Understanding Hijab-Wearing Behaviour Among Female University Students: Cultural Influence, Family Influence, and Personal Preference. Journal of Beliefs & Values. https://doi.org/10.1080/13617672.2024.2332822. منبع
- UNESCO. (2013). Media and Information Literacy: Policy and Strategy Guidelines. UNESCO. منبع
- Wroblewski, A., et al. (2021). Gendered Stereotypes and Norms: A Systematic Review of Interventions Designed to Shift Attitudes and Behaviour. Heliyon, 7(4), e06660. منبع
- قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، مصوب ۲۳ مرداد ۱۴۰۳؛ وضعیت ابلاغ طبق اطلاعات منتشرشده و اظهارات رئیس مجلس. متن و وضعیت مصوبه

افزودن دیدگاه جدید