تأکید گسترده بر اخلاق، ایثار، خدمت، مواسات و مسئولیت اجتماعی تا چه اندازه توانسته از سطح باور و مناسک عبور کند و به مشارکت تکرارشونده، کنش جمعی و حل پایدار مسائل عمومی برسد؟ حاصل این بازسنجی آن است که مداخلات موجود در بسیج کمک، همیاری مناسبتی و فعال‌کردن شبکه‌های دینی ظرفیت قابل توجهی نشان داده‌اند، اما در تبدیل این ظرفیت به مشارکت سازمان‌یافته، مستمر و فراتر از حلقه‌های خودی، اثربخشی آن‌ها پایین تا متوسط است. حکم راهبردی، بازطراحی اساسی همراه با اجرای آزمایشی نسخه‌ای مبتنی بر «مسیر مشارکت» و سرمایه اجتماعی پل‌زننده است.

۱. منطق مداخله و معیارهای بازسنجی

نظریه تغییر غالب را می‌توان چنین بازسازی کرد: تبیین ارزش‌هایی مانند انفاق، ایثار، مواسات و امر به خیر، همراه با مناسک جمعی و حضور در مسجد و هیئت، انگیزه اخلاقی و هویت جمعی ایجاد می‌کند؛ این انگیزه به کمک مالی، کار داوطلبانه و مشارکت محلی تبدیل می‌شود؛ تکرار مشارکت نیز اعتماد، شبکه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری را تقویت می‌کند و در نهایت جامعه‌ای همیارتر می‌سازد. برنامه‌هایی مانند کمک مؤمنانه، گروه‌های جهادی، فعالیت‌های خیریه مسجدی و طرح‌های مسئله‌محور محله‌ای عملاً بر همین زنجیره تکیه دارند.

در نمونه «مهرواره بانور» نیز مسئله‌های خانواده و محله به کنشگران مسجدی سپرده شده و در گزارش سال ۱۴۰۱ بیش از ۲۱ هزار ثبت‌نام و بیش از پنج هزار مسئله ثبت‌شده اعلام شده است. این ارقام از ظرفیت بسیج حکایت دارند، اما اثبات نمی‌کنند که مسائل ثبت‌شده به‌صورت پایدار حل شده‌اند (اداره تبلیغات اسلامی اردبیل، ۱۴۰۱). 

بااین‌حال، پژوهش درباره رابطه دین و مشارکت نشان می‌دهد «باور» یا حتی «حضور در مراسم» به‌خودی‌خود حلقه کافی این زنجیره نیست. در مطالعه تطبیقی کشورهای مسلمان، مشارکت فعال در سازمان‌های دینی با مشارکت مدنی بیشتر همراه بود، درحالی‌که صرف حضور در مراسم مذهبی چنین رابطه روشنی نداشت (سارکیسیان، ۲۰۱۲). در مطالعه‌ای دیگر نیز بخش مهمی از رابطه میان دین‌داری و کنش مدنی با شبکه دوستان و روابط شکل‌گرفته در اجتماعات دینی توضیح داده شد، نه صرف اعتقاد یا عضویت اسمی (لوئیس و همکاران، ۲۰۱۳). 

بنابراین، نظریه تغییر باید یک حلقه میانی را جدی بگیرد: ارزش دینی زمانی به کنش تبدیل می‌شود که فرصت مشخص، دعوت شخصی، شبکه اعتماد، نقش قابل انجام و تجربه اثربخشی وجود داشته باشد. این بازسنجی میان «سرمایه دینی» و «سرمایه اجتماعی» نیز تمایز می‌گذارد. سرمایه دینی شامل انگیزه، هنجار، معنا، مناسک و شبکه‌هایی است که دین تولید یا تقویت می‌کند؛ سرمایه اجتماعی هنگامی بالفعل می‌شود که این منابع به همکاری، اعتماد متقابل و توان حل مسائل مشترک تبدیل شوند بر این اساس، معیارهای بازسنجی شامل تناسب، اثربخشی، پایداری، اعتماد، عدالت، گسترش شبکه، توان عبور از مرزهای گروهی و قابلیت یادگیری است؛ در کنار معیارهای عمومی ارزیابی (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، ۲۰۲۱).

۲. اجرای واقعی و نتایج حاصل‌شده

شواهد موجود ابتدا یک نقطه قوت مهم را نشان می‌دهند: جامعه ایران از ظرفیت بالای یاری‌رسانی و بخشش برخوردار است. در شاخص جهانی بخشش ۲۰۲۴، که رفتار ماه گذشته را در پیمایش جهانی گالوپ در سال ۲۰۲۳ می‌سنجد، ۶۹ درصد پاسخ‌دهندگان ایرانی گفته‌اند به فرد ناشناس نیازمند کمک کرده‌اند و ۵۸ درصد از اهدای پول خبر داده‌اند؛ اما فقط ۱۶ درصد گفته‌اند وقت خود را به‌صورت داوطلبانه در اختیار یک سازمان قرار داده‌اند (CAF، ۲۰۲۴: ۳، ۱۵). ایران در مجموع رتبه ۲۷ از ۱۴۲ کشور را داشته است.

این داده منشأ دینی رفتارها را مشخص نمی‌کند و نباید مستقیماً به تبلیغ دینی منتسب شود؛ بااین‌حال، فاصله میان کمک فردی و مالی بالا و داوطلبی سازمان‌یافته بسیار پایین‌تر، شاخص جانشین مهمی برای مسئله این بازسنجی فراهم می‌کند.

قرائن داخلیِ قدیمی‌تر نیز الگویی نزدیک نشان می‌دهند. گزارش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بر پایه داده‌های لگاتیوم تا سال ۲۰۱۹، در کنار رشد کمک به غریبه، اهدای پول و کمک به خانوار دیگر، از روند منفی مشارکت داوطلبانه و اعتماد به برخی نهادها خبر می‌داد. این داده با روش و دوره‌ای متفاوت تولید شده و نباید با شاخص CAF یکسان تلقی شود؛ اما هم‌جهتی آن‌ها از فرضیه‌ای مهم پشتیبانی می‌کند: ظرفیت خیرخواهی در ایران از ظرفیت تبدیل خیرخواهی به مشارکت پایدار و نهادی قوی‌تر است (پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۱۳۹۹). 

در عین حال، نمونه‌هایی وجود دارد که سرمایه دینی در شرایط خاص به کنش جمعی واقعی تبدیل شده است. مطالعه واکنش ایران به کووید-۱۹، با روش مطالعه موردی و نظریه داده‌بنیاد، «مشارکت مدنی برانگیخته از ایمان» را یکی از ویژگی‌های پاسخ‌های شهروندی شناسایی کرد و نقش انگیزه درونی، ظرفیت‌سازی، رهبری و سازگاری شبکه‌های مردمی را برجسته دانست (مروی و همکاران، ۲۰۲۱). 

شبکه‌های خیریه، مساجد، هیئت‌ها و گروه‌های محلی نیز در مطالعات جامعه مدنی ایران به‌عنوان بخشی از زیرساخت عملی کمک‌رسانی شناخته شده‌اند. بررسی مشارکت جامعه مدنی در سلامت ایران، در عین تأکید بر گستردگی این ظرفیت‌ها، از هم‌پوشانی، پراکندگی و مرزهای مبهم میان ابتکارات مردمی و نهادی به‌عنوان مسئله حکمرانی یاد می‌کند (راجان و همکاران، ۲۰۲۲). 

بنابراین، مسئله «بی‌اثر بودن اخلاق دینی» نیست. در بحران، مناسبت یا مواجهه با مسئله‌ای مشخص، شبکه‌های مذهبی قادرند پول، کالا، نیروی انسانی و اعتماد را سریع بسیج کنند. مسئله در مرحله بعدی پدیدار می‌شود: داده عمومی عمدتاً تعداد بسته‌ها، ثبت‌نام‌ها، گروه‌ها، مسائل اعلام‌شده یا افراد مشارکت‌کننده را نشان می‌دهد؛ اما کمتر می‌دانیم چند نفر شش یا دوازده ماه بعد همچنان داوطلب‌اند، چه میزان از مسئله واقعاً حل شده، چه ظرفیتی پس از پایان پویش در سطح محلی باقی مانده و مشارکت تا چه اندازه به گروه‌هایی بیرون از شبکه اولیه گسترش یافته است.

در نتیجه، شواهد درباره بسیج به‌مراتب بیشتر از شواهد درباره نهادینه‌شدن مسئولیت اجتماعی است.

۳. تبیین عملکرد، موفقیت‌ها و شکست‌ها

نخستین گسست، میان موعظه اخلاقی و معماری رفتار است. برنامه تبلیغی معمولاً انگیزه را هدف می‌گیرد: باید خدمت کرد، انفاق کرد و نسبت به همسایه مسئول بود. اما مشارکت پایدار فقط مسئله انگیزه نیست؛ فرد باید بداند کجا، با چه نقش، چه مدت، با چه مهارتی و تحت مسئولیت چه کسی می‌تواند اقدام کند و نتیجه کارش را ببیند. ادبیات شبکه‌های دینی نشان می‌دهد دعوت رودررو، دوستی‌ها و فرصت‌های سازمان‌یافته حلقه‌ای تعیین‌کننده میان دین و مشارکت‌اند (لوئیس و همکاران، ۲۰۱۳). 

ازاین‌رو، «ترویج ارزش خدمت» بدون ساختن مسیر عملی ورود، مسئولیت اخلاقی را به انتخاب فردی واگذار می‌کند. ارزش تولید شده است، اما سازوکار تبدیل آن به رفتار هنوز کامل نیست.

گسست دوم، میان بسیج مناسبتی و عضویت پایدار است. رمضان، محرم، اربعین، بحران طبیعی یا بیماری همه‌گیر موقعیت‌هایی با معنای مشترک، مسئله روشن و تراکم شبکه‌ای بالا هستند؛ در این شرایط هزینه هماهنگی کاهش می‌یابد و مشارکت اوج می‌گیرد. تجربه کووید نیز نشان داد چنین بسیجی می‌تواند سریع و سازگار باشد (مروی و همکاران، ۲۰۲۱). 

اما پس از پایان وضعیت استثنایی، اگر نقش مستمر، سرپرستی، آموزش و مسئله بعدی تعریف نشود، «داوطلب مناسبت» الزاماً به «شهروند مشارکت‌کننده» تبدیل نمی‌شود. فاصله ۵۸ درصد اهدای پول با ۱۶ درصد داوطلبی سازمانی در داده CAF با این تبیین سازگار است، هرچند به‌تنهایی آن را اثبات نمی‌کند (CAF، ۲۰۲۴: ۱۵).

گسست سوم، میان سرمایه درون‌گروهی و خیر عمومی است. مسجد، هیئت و گروه مذهبی می‌توانند اعتماد متراکم و تعهد قوی بسازند؛ این سرمایه برای امداد سریع بسیار ارزشمند است. اما اگر ارتباط عمدتاً درون شبکه خودی باقی بماند، ممکن است به سرمایه تبدیل نشود. پژوهش تطبیقی اجتماعات دینی نیز نشان می‌دهد اجتماعاتی که با شبکه‌های وسیع‌تر جامعه پیوند دارند، منابع و فرصت‌های بیشتری برای مشارکت مدنی ایجاد می‌کنند (فولی و هوگ، ۲۰۰۷). 

بنابراین، معیار موفقیت فقط «کمک مؤمنان به یکدیگر» نیست. باید سنجید شبکه دینی تا چه حد می‌تواند برای حل مسئله‌ای عمومی، افرادی متفاوت از حیث سبک زندگی، طبقه، تخصص یا تعلق سازمانی را کنار هم قرار دهد.

گسست چهارم، تبدیل مشارکت به اجرای پروژه سازمانی است. اگر مسئله، بودجه، زمان و حتی شکل اقدام از بالا تعیین شود و مردم عمدتاً مجری باشند، بسیج رخ می‌دهد، اما مالکیت اجتماعی الزاماً شکل نمی‌گیرد. پژوهش تازه درباره کنش‌گری خیریه در ایران نیز، با وجود محدودیت شاخص‌های جانشین، تأکید می‌کند که فعالیت خیرخواهانه فقط محصول انگیزه فرهنگی نیست و بستر نهادی، اعتماد و امکان مشارکت مدنی بر پایداری آن اثر دارند (کاظمی نجف‌آبادی، ۱۴۰۵). 

این نکته تبیین رقیب مهمی نیز فراهم می‌کند: ضعف مشارکت پایدار را نمی‌توان فقط به کیفیت تبلیغ نسبت داد. اقتصاد، اعتماد عمومی، قوانین، امکان فعالیت مستقل و عملکرد نهادها نیز مسیر تبدیل انگیزه به کنش را شکل می‌دهند.

پیامدهای ناخواسته احتمالی نیز باید در داوری وارد شوند: جایگزینی حل ریشه‌ای مسئله با کمک مقطعی؛ فرسودگی داوطلبان فعال؛ مسابقه در نمایش حجم خدمت؛ ایجاد وابستگی در برخی دریافت‌کنندگان؛ موازی‌کاری شبکه‌ها؛ و تقلیل مسئولیت اجتماعی به «صدقه دادن». این پیامدها قطعی نیستند، اما نظام ارزیابی موجود برای کشف آن‌ها به اندازه کافی طراحی نشده است.

۴. داوری راهبردی درباره ارزش و آینده مداخله

داوری نهایی نه «شکست تبلیغ اخلاقی» است و نه «ادامه وضع موجود». سرمایه اخلاقی و مناسکی دین در ایران ظرفیت واقعی بسیج اجتماعی دارد؛ شواهد بخشش، کمک فردی، خیریه‌های دینی و کنش در بحران این ظرفیت را تأیید می‌کنند.

از حیث تناسب، ارزش‌هایی مانند مواسات، تعاون و مسئولیت اجتماعی همچنان منابع مهم کنش جمعی‌اند. از حیث اثربخشی، برنامه‌ها در فعال‌کردن کمک مقطعی و شبکه‌های نزدیک نسبتاً موفق‌تر از ایجاد مشارکت مستمر بوده‌اند. از حیث پایداری، وابستگی به مناسبت، بحران و کنشگران پرانگیزه یک آسیب است. از حیث عدالت و اعتماد، مشخص نیست گروه‌های دور از شبکه‌های رسمی دینی تا چه اندازه امکان مشارکت برابر دارند. از حیث قابلیت یادگیری نیز خروجی‌ها بسیار بیشتر از ماندگاری رفتار اندازه‌گیری می‌شوند.

بنابراین، حکم راهبردی «بازطراحی اساسی همراه با اجرای آزمایشی نسخه جدید» است. مسجد، هیئت، مناسک، شبکه مبلغان، خیریه‌ها و گروه‌های مردمی باید حفظ شوند، اما از «پایگاه انتقال ارزش و بسیج دوره‌ای» به زیرساخت تربیت کنشگر اجتماعی و حل مسئله جمعی ارتقا یابند. گسترش تعداد پویش‌ها یا بسته‌های حمایتی به‌تنهایی اولویت نیست.

سطح اطمینان به وجود ظرفیت بالای یاری و بخشش متوسط رو به بالا است. سطح اطمینان به ضعف تبدیل این ظرفیت به مشارکت پایدار متوسط است؛ داده CAF و شواهد پژوهشی هم‌جهت‌اند، اما ارزیابی طولی مستقیمی از برنامه‌های تبلیغی در دسترس نیست. سطح اطمینان به انتساب این شکاف به خودِ تبلیغ دینی پایین تا متوسط است؛ زیرا شرایط نهادی و اقتصادی توضیح رقیب مهمی به شمار می‌روند.

۵. بازطراحی مداخله و نظام یادگیری

نظریه تغییر جدید باید از «تعلیم فضیلت ← انتظار رفتار» به «معنا ← دعوت ← فرصت کنش ← تجربه اثربخشی ← تکرار ← نقش پایدار ← شبکه فراگیر» تغییر کند. واحد طراحی نیز به‌جای پویش، «مسیر مشارکت» باشد. فرد باید بتواند با اقدامی کوچک وارد شود، سپس به مسئولیت تکرارشونده، نقش تخصصی و در نهایت سازمان‌دهی یک تیم برسد. پژوهش کشورهای مسلمان نیز نشان می‌دهد مشارکت فعال سازمانی، بیش از صرف حضور آیینی، با کنش مدنی پیوند دارد (سارکیسیان، ۲۰۱۲). 

هر مسجد یا شبکه تبلیغیِ آزمایشی بهتر است فقط دو یا سه مسئله واقعی محله را، با مشارکت ساکنان، انتخاب کند: سالمندی تنها، ترک تحصیل، محیط‌زیست محله، حمایت از خانواده در بحران یا مسئله‌ای مشابه. به‌جای آنکه همه افراد صرفاً «کمک‌کننده» باشند، نقش‌های متنوع تعریف شود: داوطلب کوتاه‌مدت، داوطلب مستمر، متخصص، هماهنگ‌کننده، پژوهشگر محلی و راهبر مسئله.

آموزش مبلغ نیز باید، علاوه بر ترویج اخلاق، شامل سازمان‌دهی داوطلب، تسهیل مشارکت، حل تعارض، شبکه‌سازی بین‌نهادی و تشخیص حد مسئولیت نهاد دینی باشد. تجربه خانواده و شبکه محلی نیز اهمیت دارد. مطالعه نوجوانان منطقه ۱۸ تهران نشان داده سرمایه اجتماعی خانواده با حضور مسجدی و مشارکت دینی آنان ارتباط دارد، هرچند نمونه غیرتصادفی و محلی است (امانی و فصیح رامندی، ۱۴۰۳). 

بازطراحی دوم، تبدیل سرمایه bonding به bridging است. تیم‌های مسئله باید بتوانند با انجمن‌های حرفه‌ای، سمن‌ها، مدرسه، مرکز سلامت، کسب‌وکار محلی و حتی شهروندانی که عضو فعال شبکه دینی نیستند همکاری کنند. ملاک بهره‌مندی نیز نیاز و مسئله عمومی باشد، نه تعلق گروهی. در این صورت، «خدمت دینی» هم ارزش دینی خود را حفظ می‌کند و هم امکان تبدیل‌شدن به اعتماد عمومی و همکاری میان‌گروهی را پیدا می‌کند.

نظام سنجش نیز باید تغییر کند. تعداد بسته، جلسه و ثبت‌نام همچنان «خروجی» هستند، اما شاخص‌های تصمیم باید شامل این موارد باشند: نسبت مشارکت‌کنندگان مناسبتی که پس از سه، شش و دوازده ماه فعال مانده‌اند؛ سهم داوطلبان جدید و گروه‌های کم‌حضور؛ کیفیت همکاری میان شبکه‌ها؛ میزان حل پایدار مسئله از نگاه ذی‌نفعان؛ اعتماد پیش و پس از مداخله؛ رشد نقش‌های داوطلبانه تخصصی؛ هزینه هر پیامد پایدار؛ و میزان فرسودگی یا ریزش.

ارزیابی فرایند و واقع‌گرایانه نیز باید روشن کند که کدام ترکیب از انگیزه دینی، شبکه، رهبری و فرصت عملی برای چه گروهی و در چه محله‌ای عمل کرده است؛ نه اینکه افزایش مشارکت در یک مناسبت به کل مدل تعمیم داده شود.

نسخه جدید ابتدا در مجموعه‌ای محدود از محله‌های متفاوت اجرا و با الگوی معمول «پویش مناسبتی و کمک‌رسانی» مقایسه شود. اگر پس از یک سال، مشارکت تکرارشونده، همکاری میان‌گروهی و حل پایدار مسئله افزایش نیافت، توسعه متوقف و نظریه تغییر اصلاح شود.

آینده تبلیغ اجتماعی در افزایش دفعات توصیه به ایثار نیست؛ در این است که سرمایه اخلاقی دین به فرصت‌های واقعی، نقش‌های پایدار و شبکه‌هایی تبدیل شود که مردم در آن‌ها نه فقط کمک‌کننده مقطعی، بلکه شریک حل مسائل مشترک جامعه باشند.

فهرست منابع

  1. امانی، ه. و فصیح رامندی، م. (۱۴۰۳). تبیین میزان تأثیر سرمایه اجتماعی خانواده بر گرایش نوجوانان به حضور در مسجد و ارتقای مشارکت دینی آنان. پژوهشنامه فرهنگی و اجتماعی کودک و نوجوان، ۲(۲)، ۱۱۱–۱۲۹. متن مقاله
  2. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. (۱۳۹۹). بازنمایی سرمایه اجتماعی ایران بر اساس داده‌های مؤسسه لگاتیوم. معرفی گزارش
  3. کاظمی نجف‌آبادی، م. (۱۴۰۵). تحلیل تأثیر آزادی اقتصادی بر کنش‌گری خیریه در ایران: با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی. اقتصاد و جامعه. https://doi.org/10.22108/ecs.2026.147147.1155. متن مقاله
  4. Charities Aid Foundation. (2024). World Giving Index 2024. گزارش کامل
  5. Foley, M. W., & Hoge, D. R. (2007). Religion and the New Immigrants: Social Capital, Identity, and Civic Engagement. Oxford University Press. معرفی کتاب
  6. Lewis, V. A., MacGregor, C. A., & Putnam, R. D. (2013). Religion, networks, and neighborliness: The impact of religious social networks on civic engagement. Social Science Research, 42(2), 331–346. https://doi.org/10.1016/j.ssresearch.2012.09.011. مشخصات مقاله
  7. Marvi, A., Shahraini, S. M., Yazdi, N., & Maleki, A. (2021). Iran and COVID-19: A bottom-up, faith-driven, citizen-supported response. Public Organization Review, 21, 723–740. https://doi.org/10.1007/s11115-021-00567-9. متن مقاله
  8. OECD. (2021). Applying Evaluation Criteria Thoughtfully. OECD Publishing. https://doi.org/10.1787/543e84ed-en.
  9. Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster. معرفی کتاب
  10. Rajan, D., Ayazi, M. H., Moradi-Lakeh, M., et al. (2022). People’s voice and civil society participation as a core element of universal health coverage reforms: Review of experiences in Iran. International Journal of Health Policy and Management, 11(9), 1650–1657. https://doi.org/10.34172/ijhpm.2021.123. متن مقاله
  11. Sarkissian, A. (2012). Religion and civic engagement in Muslim countries. Journal for the Scientific Study of Religion, 51(4), 607–622. https://doi.org/10.1111/j.1468-5906.2012.01677.x. مشخصات مقاله