مسیر

حجت الاسلام و المسلمین یحیی کمال مدیر کل امور تبلیغی
یحیی کمال
صاحب نظران و اندیشمندان علوم سیاسی واجتماعی وقتی درزمینه عوامل انقلاب ها سخن گفته یا می گویند ،یکی از مهمترین عوامل آن را فقر ونابرابری حاکم بر جامعه عنوان می کنند که زمینه ساز بسیاری از انقلاب های بزرگ در کشورها در دو سه قرن اخیر شده است ...

الم تر ان الله خلق السموات والارض بالحق ان یشاء یذهبکم ویات بخلق جدید (ابراهیم،۱۹)
آیا ندیدی که خدا آسمان ها و زمین را به حق آفریده است ،اگر بخواهد شما را از بین می برد و مخلوق تازه می اورد.
علی (ع) : طوبی لمن بادر صالح العمل قبل ان تنقطع اسبابه
خوشا به حال کسی که قبل از آنکه اسباب،فرصت ها و زمینه های انجام اعمال صالح وخیر برداشته شود به انجام آن مبادرت ورزد.
صاحب نظران و اندیشمندان علوم سیاسی واجتماعی وقتی درزمینه عوامل انقلاب ها سخن گفته یا می گویند ،یکی از مهمترین عوامل آن را فقر ونابرابری حاکم بر جامعه عنوان می کنند که زمینه ساز بسیاری از انقلاب های بزرگ در کشورها در دو سه قرن اخیر شده است که انقلاب کبیر فرانسه و روسیه از جمله مصادیق بارز آن است.
انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و موضوع رفع فقر و نابرابری ها ومقابله با اشرافیت و فساد سیستمی اگرعلت العلل اعتراض عمومی ودر نتیجه انقلاب اسلامی نباشد یقینا یکی از مهمترین عوامل و زمینه ساز انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام راحل (ره) بوده بگونه ایکه بارها این هدف و سیاست در کلام رهبران انقلاب بویژه امام خمینی (ره) عنوان شده است که: یک تار موی کوخ نشینان را به همه دنیای کاخ نشینان عوض نخواهم کرد.که در این زمینه گفتنی ها بسیار است.
حتی اگر در راهپیمایی ها وتظاهرات منتهی به پیروزی انقلاب در ۲۲بهمن ۵۷ مردم شعار استقلال ،آزادی ،حکومت اسلامی سر می دادند ،یقینا تلقی عموم مردم شرکت کننده در تظاهرات به استثنای عده اندکی از رهبران و روشنفکران دینی انقلابی ازحکومت اسلامی درچند ویژگی اساسی و پررنگ شناخته شده از اسلام از نگاه آنان، تمرکز یافته و خلاصه می شد:
اول : برداشتن مظاهر فساد اجتماعی که مغایر دستور و احکام مسلم و روشن اسلامی بود از قبیل کاباره ها،دانسینگ ها،اماکن مشروب خوری وخانه های فساد وفحشاء و....
دوم :مقابله و مبارزه با تبعیض،فقر ،نابرابری ،حمایت از پا برهنه ها به تعبیر انروز و توقع توزیع عادلانه سرمایه ها ،امکانات،فرصت ها و ظرفیت ها در میان همه اقشار جامعه .
سوم ،انتخاب مدیران ومسئولین و کارگزاران مومن نظام از طریق شایسته سالاری و یا سیستم صحیح انتخاباتی جهت تدوین واجرای صحیح قوانین اسلامی خاصه قوانین مربوط به حقوق شهروندی ، سیاسی ،اقتصادی و حمایت از محرومین و پابرهنگان
به عبارت دیکر ،تلقی مردم از تشکیل واستقرار حکومت اسلامی به جای حکومت وسلطنت رژیم یهلوی آن بود که اهداف یاد شده را محقق سازد ،از سویی با مظاهر ظاهری و اجتماعی فساد مبارزه کند واز سوی دیگر با فقر ،رانت و نابرابری گسترده و رو به افزایش جامعه که عده ایی محدود به عنوان هزارفامیل از طریق رانت ،وبهره گیری از فساد سیستمی حاکم ،سرمایه ها ،فرصت ها و امکانات کشور را در اختیار گرفته و اکثریت مردم را در فقرو محرومیت شدید و گسترده گرفتارکرده اند مبارزه کرده و سرمایه ها وفرصت های کشور به طور عادلانه ای در میان مردم توزیع گردد .
علاوه برآن با انتخاب مدیران و کارگزاران مومن زمینه تدوین قوانین اسلامی ،اجراء و نظارت بر اجرای صحیح آن جهت تحقق دو شعار اصلی انقلاب یعنی استقلال و آزادی که حکومت اسلامی ابزار و وسیله اجرای آن خواهد بود، فراهم گردد
اما اینکه این ایده و هدف چطور به استثنای یکی دوسال اول پس از پیروزی انقلاب، به عنوان یک سیاست راهبردی مورد توجه قرار نگرفته و تعقیب نشده است .پرسش جدی و یکی از مطالبات و انتظارات به حق مردم به عنوان مهمترین سرمایه های اجتماعی شده است.سرمایه ای که بقاء و تداوم انقلاب اسلامی به میزان اعتقاد و اعتماد آن گره خورده است .
بسیاری از صاحب نظران وکارشناسان دلسوزی که دلبسته انقلاب اسلامی بوده وهستند و حوادث چهل ساله انقلاب را مورد واکاوی و بررسی قرار داده وتعقیب کرده اند موضوع نابرابری ها ،فقر،اشرافیت ،فسادهای بزرگ در سطوح مختلف جامعه و دستگاه ها را یکی از چالش ها وآسیب های جدی آینده انقلاب دانسته بطوری که اگر تصمیم عاجلی جهت علاج آن اتخاذ نشود ،اعتقاد به ناکارآمدی ساختار نظام جمهوری اسلامی را درجامعه گسترش و در دراز مدت اصل انقلاب ونظام مورد تهدید جدی قرار خواهد داد و این همان چیزی است که متفکران وصاحب نظران سیاسی وعلوم اجتماعی در مورد انقلاب ها گفته اند: که انقلاب ها به پایان می رسند .
صد البته رسیدن ویا نرسیدن به پایان عمر انقلاب، بستگی تام وتمام دارد به اینکه ما چگونه به چالش ها وآسیب های آینده انقلاب اسلامی توجه کرده و برای برطرف کردن آن برنامه ریزی وسرمایه گزاری داشته و هزینه ای مناسب صرف نماییم .
البته جای خوشبختی است که بگوییم در حال حاضر و با گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی در کنار ریزش ها و رویش ها ،اعتمادعمومی به مثابه مهمترین سرمایه اجتماعی کشور و انقلاب هرچند تا حدودی آسیب دیده است ولیکن به تمامه فرو نریخته و از بین نرفته است ومی توان با ارائه سیاست درست و تجدید نظر در سیاست های گذشته و انجام تغییرات و اصلاحات بایسته در عرصه های سیاسی ،فرهنگی ،اجتماعی و بویژه اقصادی این اعتماد و سرمایه آسیب دیده را ترمیم نمود .وحداقل در دوعرصه مهم سیاسی اجتماعی واقتصادی دست به اقدمات جدی زد .از یک سو به آزادی های مشروع و مصرح در قانون اساسی تن در داد و آزادی فعالیت احزاب سیاسی و اصناف و سندیکاها را با در اختیار قرار دادن فرصت های برابر رسانه ایی زمینه تضارب افکار واندیشه ها را در جامعه و در عرصه نخبگانی و گروه های مرجع فراهم ساخت و از سوی دیگر با ارائه سیاست های درست اقتصادی زمینه تحقق سه بخش اقتصادی مصرح در قانون اساسی که عبارتند از بخش دولتی ،خصوصی وتعاونی فراهم آورد ،با فساد و نابرابری افسار گریخته و تجمیع امکانات ،سرمایه ها وفرصت ها در دست عده ایی محدود مبارزه کرد از گسترش فاصله طبقاتی و کورس تجملات وگرایش به اشرافی گری دربین مسئولین و دستگاه ها و تبدیل آن به فرهنگ عمومی جامعه جلوگیری نمود ،با افزایش خدمات به اقشار مختلف جامعه خاصه قشر متوسط و آسیب پذیر درحوزه سلامت ودرمان ،تحصیل ،اشتغال ، مسکن و رفاه نسبی ،موجب افزایش امید و کاهش استرس های ناشی از فشار های روانی واقتصادی گردید .
متاسفانه در سال های اخیر برخی از متنفذین و مقبولین بخش هایی از جامعه که ردای فضل و دیانت و فقه وفلسفه واخلاق را نیز برتن دارند در تحلیل اهداف وعوامل انقلاب نمک به زخم قشر آسیب پذیر جامعه زده و آگاهانه ویا ناخودآگاه آب به آسیاب افزایش بی اعتمادی سرمایه های اجتماعی کشور از انقلاب و نظام ،ریخته و با تایید تلویحی فساد ها و نابرابری ها و فقر لجام گریخته کشور، اظهار می دارند، هدف از انقلاب رفع فقر و رسیدن به معیشت و شکم مردم نبوده است .که اگر این نوع تفکر که یقینا مغایر با نگاه وتفکر بنیادین رهبری انقلاب است که گاه و.بیگاه مسئولین نظام را به رفع فقر ، مبارزه با فساد و رسیدگی به معیشت مردم توصیه وسفارش می کنند و در این راستا سند چشم انداز و نیز الگوی ایرانی واسلامی پیشرفت را تدوین کرده ویا دستور تدوین آن را داده اند ، در کشور گسترش ،ترویج و مبنا قرار گیرد و سیاست مداران ومسئولین،برنامه ها وفعالیت های سیاسی ،اجتماعی واقثصادی کشور را بر پایه این نوع تفکر طراحی کنند و به قول معروف بی خیال فشارهای رو به افزایش اقتصادی برمردم شوند، براساس قانون حاکم بر ظهور وسقوط دولت ها ،باید منتظرایجاد بحران مشروعیت و مقبولیت نظام و انقلاب ،اعتراض های گسترده مردمی و ایجاد فرصت بهره گیری از این بحران از سوی معاندین و دشمنان نظام وانقلاب وخدای ناکرده شنیدن صدای شکستن پایه ها ،ستون ها و استخوان های سترگ نظام وانقلاب اسلامی باشیم .همان چیزی که حضرت امام راحل در نامه تاریخی خود به گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق در خصوص نظام سیاسی آن کشور پیش بینی کرده وبفاصله چند سال این پیش بینی به واقعیت پیوست و نظام سیاسی بظاهر قدرتمند اتحاد جماهیر شوروی سقوط و به بایگانی تاریخ سپرده شده است .چیزی که متاسفانه درآن زمان این هشدار امام راحل از سوی رهبران سیاسی شوروی سابق جدی گرفته نشد .غافل از آنکه حوادث و پدیده های سیاسی واجتماعی و آسیب ها وچالش های نظام های سیاسی اگر جدی گرفته نشود ،متوقف نخواهند شد وعلی رغم میل صاحبان قدرت در زمان مقرر کار خود را انجام خواهند داد .و به فرموده امام علی بن ابیطالب (ع): الامور مرهونه باوقاتها .
برداشت نگارنده از این کلام نورانی آن است که اگر هشدار ها وآسیب ها در وقتش جدی گرفته نشود و جهت رفع آن چاره ایی درخور اندیشیده نشود، تمشیت و مدیریت امور از کف خواهد رفت که در آن صورت بقول قرآن کریم در آیه ۲۲ سوره ابراهیم باید خود را ملامت کنیم نه کس دیگر را :فلا تلومونی و لوموا انفسکم .