مجری: در ارزیابی کلی، نظام مسائل راهبردی تبلیغ که توسط هیئت تحریریه بصائر تدوین شده است را چگونه می‌بینید؟

دکتر روستایی: من تمام این مسائل را مطالعه کردم. در مجموع روی این کار، خوب فکر شده و واقعاً زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. بااین‌حال، برای اینکه بتوان درباره ساختار و جامعیت آن دقیق‌تر صحبت کرد، ابتدا باید یک ابهام برطرف شود: هدف از تدوین این مسائل چیست؟

آیا این مسائل نوشته شده‌اند تا درباره آنها مقاله یا کتاب تولید شود یا مصاحبه و کار پژوهشی انجام گیرد؟ یا قرار است کارکرد عملیاتی داشته باشند و در نهایت مبلغ در فعالیت تبلیغی خود به آنها توجه کند؟ وقتی عناوین را دیدم، این احساس برایم ایجاد شد که برخی از آنها بیشتر شبیه موضوع مقاله هستند؛ مثلاً وقتی از «معنویت، دین‌داری و هویت در نسبت با تبلیغ» یا «فردی‌شدن دین‌داری و چالش بازطراحی راهبردهای تبلیغ دینی» صحبت می‌شود، این تصور به وجود می‌آید که قرار است درباره آنها کار پژوهشی صورت گیرد و سپس بر اساس آن سیاست‌گذاری شود. حالا که توضیح دادید هدف، پشتیبانی علمی از فعالیت‌های فرهنگی ـ تبلیغی است و می‌خواهید این مسائل را تقویت کنید تا در بخش‌هایی مانند آموزش‌های کاربردی و تولید محتوا مورد استفاده قرار گیرد، به نظرم هدف بسیار خوبی است. اما با توجه به این هدف، ملاحظاتی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد.

یکی از نکات مهمی که در تدوین نظام مسائل باید به آن توجه کرد، تنوع فرهنگی و جغرافیایی کشور است. در جغرافیای ایران تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی زیادی وجود دارد؛ از مذاهب اسلامی مانند حنفی و شافعی گرفته تا ادیان مختلف و همچنین اقوامی مانند لر، بلوچ، ترک و عرب. هرکدام از اینها فرهنگ و بایسته‌های خاص خود را دارند. ممکن است چیزی در یک فرهنگ مثبت تلقی شود، اما همان موضوع در فرهنگ دیگری نیازمند تأمل باشد.

مبلغ در نهایت با همین مردم مواجه است. به همین دلیل به نظرم در این مسائل باید مخاطبان از نظر روان‌شناختی، قومی، مذهبی، جنسیتی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرند. مثلاً شما مسئله «فرسایش اقتدار اخلاقی دین و پیامدهای آن برای اقناع تبلیغی» را مطرح کرده‌اید. این در مقام نظری بسیار خوب است، اما بررسی این مسئله در جغرافیاهای مختلف متفاوت خواهد بود. اقتدار اخلاقی دین در تهران ممکن است به یک صورت دچار مسئله شده باشد و در سنندج به صورت دیگری. در یک جا ممکن است دنیاگرایی مؤثر باشد، اما در منطقه‌ای مانند سنندج، عوامل دیگری مانند تفاوت مذهبی و قومی، احساس محرومیت، مسائل سیاسی و فعالیت گروه‌هایی مانند کومله، دموکرات و پژاک نیز در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

من زمانی از طرف نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری برای تبلیغ به دانشگاه سنندج می‌رفتم. آنجا متوجه شدم سی‌دی‌هایی در خوابگاه‌ها توزیع می‌شود. محتوای آنها همراه با موسیقی محزون و سخنانی به زبان کردی بود و افرادی را که به دلایلی مانند قاچاق مواد مخدر یا قتل محکوم شده بودند، در قالب شهید و اسیر معرفی می‌کردند. یعنی از احساسات مردم و مفاهیم فرهنگی‌ای که برای آنان شناخته‌شده بود استفاده می‌کردند تا فکر خودشان را منتقل کنند. بنابراین مسئله تضعیف اقتدار دینی در چنین منطقه‌ای فقط با همان عواملی که مثلاً در تهران وجود دارد توضیح داده نمی‌شود. به همین دلیل معتقدم پیش از ورود به برخی از این مسائل، فرهنگ‌شناسی مناطق باید مورد مطالعه قرار گیرد.

مجری: در ساختار و محتوای مجموعه موجود، چه خلأها یا موضوعات دیگری را نیازمند تکمیل می‌دانید؟

دکتر روستایی: یکی از نکات این است که در برخی بخش‌ها نگاه سلبی غلبه دارد. مثلاً در بخش «مرجعیت دین و رقابت معرفتی در تبلیغ دین» بیشتر، آن چیزی دیده شده که در مقابل دین قرار گرفته است؛ موضوعاتی مانند فرسایش انحصار مرجعیت دینی، ظهور مرجعیت‌های نوپدید و تحول رقابت معرفتی در جامعه شبکه‌ای. اما به نظرم عوامل دین‌گرایی کمتر دیده شده است. اینکه ما دائماً آسیب را ببینیم، در جای خودش خوب و لازم است؛ اما سوی دیگر مسئله چه می‌شود؟ نگاه موجود بیشتر سلبی است و به نظرم نگاه ایجابی در این مجموعه جای بیشتری دارد.

نکته دیگر، موازی‌کاری نهادهای تبلیغی است. در بخش مربوط به نهاد و ساختار تبلیغ، موضوعاتی مانند حکمرانی تبلیغی و برخی مسائل نهادی دیده شده است، اما موازی‌کاری نیز می‌تواند خودش یک آفت باشد. از یک طرف، اینکه مراکز مختلف به تبلیغ می‌پردازند خوب است، اما از طرف دیگر ممکن است فعالیت آنها با یکدیگر هماهنگ نباشد.

در کنار اینها باید به مسائل جدید و مستحدثه هم توجه کرد. شرایط امروز با گذشته بسیار متفاوت شده است. در گذشته مبلغ به یک روستا یا شهر می‌رفت، منبر سنتی خود را برگزار می‌کرد و بازمی‌گشت؛ اما امروز چالش‌هایی وجود دارد که قبلاً به این صورت مطرح نبود. برای مثال، مسئله افراد ترنس یا کسانی که تغییر جنسیت داده‌اند از مواردی است که مبلغ ممکن است مستقیماً با آن مواجه شود. در مجموعه شما به «تغییر الگوهای جنسیتی و چالش‌های تبلیغ دینی» اشاره شده و این به نظرم نقطه‌زنی درستی است؛ اما باید دید مبلغ در مواجهه عملی با چنین موقعیت‌هایی چه دانشی و چه مهارتی نیاز دارد.

مجری: پشتیبانی علمی و مطالعاتی از فعالیت تبلیغی چگونه باید طراحی شود تا به نیاز واقعی مبلغ در میدان پاسخ دهد؟

دکتر روستایی: پشتیبانی علمی باید وجود داشته باشد، اما مسئله این است که این پشتیبانی باید ناظر به نیاز واقعی مبلغ باشد. گاهی ما با مدل حوزه علمیه قم برای کل کشور تصمیم می‌گیریم. در حوزه، به دلیل اینکه درگیر درس و بحث و آرا و اقوال مختلف هستیم، گاهی تصور می‌کنیم باید تا جایی که می‌توانیم اطلاعات مختلف را در ذهن طلبه قرار دهیم. اما وقتی طلبه وارد جامعه می‌شود، بخشی از این اطلاعات الزاماً مورد نیاز مستقیم او نیست.

البته نمی‌خواهم بگویم این دانش‌ها لازم نیست؛ پشتوانه علمی باید وجود داشته باشد. خود من در کردستان تجربه‌ای داشتم. همراه مبلغ بزرگواری برای تبلیغ رفته بودیم. وقتی دانشجویان شروع به طرح شبهات کردند، متوجه شدم ایشان در آن موضوعات خاص تسلط کافی ندارد. این تجربه نشان می‌دهد بخشی از اطلاعات علمی حتماً لازم است؛ اما کدام اطلاعات؟ وقتی من به کردستان می‌روم باید بدانم مخاطب ممکن است درباره ولایت فقیه، مسائل سیاسی، شیعه و سنی یا مواضع وهابیت از من سؤال کند. در منطقه‌ای دیگر ممکن است مسائل دیگری مطرح باشد.

بنابراین آموزش باید هدفمند باشد. ابتدا باید فرهنگ‌شناسی و آسیب‌شناسی انجام شود و بعد بر اساس آن، آموزش مبلغ طراحی شود. حتی می‌توان مبلغ تخصصی را استانی دید و برای هر استان آموزش متناسب با همان منطقه گذاشت. نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه جا پیچید. مثلاً شرایط گلستان با سیستان‌وبلوچستان متفاوت است. من در گلستان زیاد حضور داشته‌ام و بسیاری از علمای اهل سنت آنجا را می‌شناسم. تعداد زیادی از آنان علاقه جدی به زیارت امام رضا(علیه السلام) دارند؛ هرچند ممکن است افرادی با گرایش‌های دیگر هم وجود داشته باشند. شرایط بلوچستان یا کردستان دقیقاً به همین صورت نیست. بنابراین آموزش علمی باید مبتنی بر آسیب‌ها و فرهنگ هر منطقه باشد.

مجری: در کنار این پشتوانه علمی، مبلغ در میدان به چه مهارت‌ها و ملاحظاتی نیاز دارد؟

دکتر روستایی: گاهی وقتی می‌خواهیم کار علمی انجام دهیم، آن‌قدر به سمت مسائل علمی می‌رویم که از برخی کارهای ابتدایی کاملاً غافل می‌شویم. مثلاً در سیره رسول خدا(صلوات الله علیه) می‌بینیم که در ارتباط با مردم به رفتارهای ساده توجه می‌شد. نحوه دست‌دادن، ایجاد صمیمیت و انتقال انرژی مثبت اهمیت دارد. اینها در ظاهر مسائل ساده‌ای هستند، اما در تبلیغ اثر دارند. من در دانشگاه سنندج به این فکر می‌کردم که چگونه می‌توانم در دل دانشجوهایی که ممکن است به دلایل مذهبی، قومی یا سیاسی با یک طلبه ارتباط اولیه خوبی نداشته باشند، راه پیدا کنم. به یک سنت ساده پیامبر رسیدم: ابتدا به سلام. گاهی چهار یا پنج بار سلام می‌کردم تا طرف مقابل پاسخ بدهد. بعد از مدتی پنج بار به چهار بار و سه بار تبدیل می‌شد و آرام‌آرام ارتباط شکل می‌گرفت. با همین ابتدا به سلام توانستم با دانشجویان ارتباط برقرار کنم، وارد اتاق‌ها و خوابگاه‌هایشان شوم و حرف‌هایشان را بشنوم. برخی از ارتباط‌هایی که آن زمان شکل گرفت، بعد از سال‌ها همچنان ادامه داشت.

در دانشگاه دیگری نیز در نخستین برخورد، یکی از دانشجویان برخورد بسیار تندی با من کرد. اجازه دادم حرفش را بزند. بعد وارد گفت‌وگو شدیم و در پایان همان فردی که روز اول برخورد تندی داشت، با من عکس سلفی و یادگاری گرفت. این مسئله «گوش‌بودن» بسیار مهم است. گاهی مبلغ نباید فقط به فکر انتقال معارف باشد؛ باید اجازه بدهد مخاطب حرف بزند. در دانشگاه آزاد ایذه و باغملک نیز تجربه‌ای داشتم. آنجا فضای ملی‌گرایی و زرتشتی‌گری پررنگ بود و برخی افراد با روحانیت رابطه خوبی نداشتند. مسئول نهاد به من پیشنهاد کرد در یک اتاق مشخص برای تبلیغ بنشینم. قبول نکردم و گفتم میز مرا در پاگردی بگذارید که دانشجوها از کلاس بیرون می‌آیند و از آنجا عبور می‌کنند. همین حضور در میان دانشجویان اثر زیادی داشت.

به نظرم مبلغ باید تعامل با مردم را یاد بگیرد، عرف مردم را بشناسد و بتواند حرف آنها را بشنود. بنابراین در کنار پشتیبانی علمی، نباید از این امور به ظاهر ساده غافل شد. مسائل علمی باید ناظر به فرهنگ و آسیب‌های هر منطقه باشد و در کنار آن، مبلغ باید شیوه تعامل با مردم را نیز بیاموزد.