تبلیغ و ایجاد مسئولیت اجتماعی
یکی از پرسش راهبردی برای مدیران عالی تبلیغ این است که چگونه میتوان ظرفیت معانی، هنجارها، مناسک و شبکههای دینی را از «سرمایه بالقوه» به مشارکت پایدار و مسئولیت نسبت به خیر عمومی تبدیل کرد. صاحب تصمیم، در فرض عملیاتی این تحلیل، ائتلافی از حوزههای علمیه، نهادهای تبلیغی و شبکههای مسجدی، هیئتی و مردمی است. گزینه ترجیحی، الگوی تلفیقی «معنا ـ اعتماد ـ شبکه ـ تجربه مشترک» است: روایت دینی، جهت و انگیزه اخلاقی بدهد؛ شبکه دینی اعتماد و امکان سازماندهی فراهم کند؛ مسئله واقعی جامعه میدان اقدام را مشخص سازد؛ و فرصتهای کوچک اما مستمر کنش جمعی، سرمایه دینی را به تجربه همکاری تبدیل کنند. سطح اطمینان این پیشنهاد متوسط رو به بالاست؛ زیرا سازوکارهای عمومی از پشتوانه پژوهشی برخوردارند، اما داده مستقیم و روزآمد ایران محدود است.
۱. صورت تصمیم و معیارهای انتخاب
«سرمایه دینی» در این تحلیل به معنای میزان دینداری یا اعتقاد فردی نیست؛ مقصود مجموعهای از معانی اخلاقی، هنجارهای تعاون و ایثار، اعتماد، روابط، مناسک و ظرفیتهای سازمانی برخاسته از حیات دینی است که بالقوه میتواند برای حل مسئله عمومی بسیج شود. همین تفکیک، مسئله تصمیم را روشن میکند: داشتن باور مسئولیتساز الزاماً به کنش اجتماعی نمیانجامد.
یک پژوهش با دادههای گسترده بریتانیا نشان میدهد از میان ابعاد مختلف دینداری، مشارکت منظم در اجتماعات دینی پیوند قویتری با اعتماد تعمیمیافته و فعالیت داوطلبانه دارد؛ نویسندگان سازوکارهایی مانند شبکه اجتماعی، هنجار، فرصت دعوت به فعالیت و کسب مهارت مدنی را محتمل میدانند (آکسوی و ویرتز، ۲۰۲۴). یک مطالعه جدیدتر نیز نشان میدهد آثار دینداری بر داوطلبی به نوع دینداری و نوع فعالیت وابسته است و حضور دینی جوانان، بیش از همه، مشارکت در فعالیتهای سازمانیافته دینی را پیشبینی میکند (لیم و ویرتز، ۲۰۲۴). بنابراین، مسئله صرفاً افزایش «احساس مسئولیت» نیست؛ باید سازوکاری ایجاد شود که مسئولیت را قابل عمل کند.
شواهد ایران نیز، هرچند برای داوری جاری کافی نیست، این شکاف را قابلتأمل میکند. یک یادداشت تحلیلی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با استناد به پیمایش سال ۱۳۹۸ صداوسیما گزارش میکرد که ۴۷/۳ درصد پاسخگویان نوعی مشارکت در قالبهای سنتی، بهویژه هیئتهای مذهبی، داشتهاند، درحالیکه مشارکت در امور داوطلبانه ۲۵/۳ درصد گزارش شده بود؛ همان منبع همچنین بر غلبه روابط درونگروهی و فاصله اجتماعی نسبتاً بالا تأکید داشت (باباخانی، ۱۴۰۰: ۲۳). این داده قدیمی است و به وضعیت ۱۴۰۵ قابل تعمیم نیست، اما یک پرسش سیاستی مهم را پیش میکشد: آیا ظرفیت بالای اجتماع دینی الزاماً به همکاری فراگیر برای خیر عمومی تبدیل میشود؟
معیارهای تصمیم از همینجا استخراج میشوند: اثر واقعی بر مشارکت و مسئولیت؛ انطباق دینی؛ اعتماد و داوطلبانهبودن؛ عبور از کمک صرفاً درونگروهی به خیر عمومی؛ عدالت در دسترسی و توزیع منافع؛ امکان اجرا با ظرفیتهای موجود؛ پایداری پس از موجهای مناسبتی؛ استقلال و عاملیت مردم؛ و خطرهایی مانند نمایشیشدن خدمت، وابستگی به نهاد، سیاسیشدن مشارکت یا بستهشدن شبکه بر غیرخودیها. تمایز پاتنام میان سرمایه اجتماعی «پیونددهنده درونگروهی» و «پلزن میانگروهی» برای این تصمیم محوری است: پیوندهای قوی برای بسیج لازماند، اما بدون پلزنی میتوانند به انحصار و خاصگرایی منجر شوند (پاتنام، ۲۰۰۰). مبنای دینی «تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى» (مائده: ۲) نیز جهت هنجاری را به همکاری برای خیر میدهد، نه صرفاً توسعه سازمان دینی.
۲. گزینههای واقعی پیش رو
گزینه نخست، تقویت آموزش و روایتهای مسئولیتساز است. در این مسیر، تبلیغ بر مفاهیمی مانند حقالناس، مواسات، انفاق، تعاون، مسئولیت همسایگی، امانت اجتماعی و نسبت ایمان با اصلاح جامعه تمرکز میکند و نمونههای تاریخی و معاصر مسئولیتپذیری را برجسته میسازد. مزیت این گزینه، پوشش وسیع، هزینه نسبی پایین و توان آن در ایجاد مشروعیت اخلاقی برای کنش است.
گزینه دوم، توسعه نهادها و شبکههای مشارکت دینی است. مسجد، هیئت، کانون، گروه تبلیغی و شبکههای داوطلبانه از محل اجتماع مناسکی به واسطهای برای شناخت نیاز، اتصال افراد، تقسیم کار و همکاری با سایر نهادهای مدنی تبدیل میشوند. ادبیات اجتماعی دین نشان میدهد یکی از مهمترین سازوکارهای تبدیل دینداری به مشارکت، همین شبکهها و فرصتهایی است که اجتماعات دینی برای دعوت به خدمت، یادگیری مهارت مدنی و اعتماد متقابل فراهم میکنند (لیم و مکگرگور، ۲۰۱۲؛ آکسوی و ویرتز، ۲۰۲۴).
گزینه سوم، پیوند تبلیغ با مسائل واقعی جامعه است. بهجای آنکه مسئولیت اجتماعی موضوع سلسلهای مستقل از سخنرانیها باشد، مسائل مشخصی مانند ترک تحصیل، تنهایی سالمندان، محیطزیست محله، حمایت از خانوادههای گرفتار، سلامت، اعتیاد یا مسائل نوجوانان به موضوع فهم دینی و اقدام جمعی تبدیل میشوند. مرور پژوهشهای «ابتکارات همبستگی دینی» نشان میدهد نهادهای برخاسته از انگیزه دینی میتوانند، از گروههای کوچک غیررسمی تا سازمانهای بزرگ، کنش جمعی و خدمت به گروههای آسیبپذیر را سامان دهند (دول و همکاران، ۲۰۲۳).
گزینه چهارم، ایجاد فرصتهای عملی کنش جمعی است: پروژههای محدود، داوطلبانه و دارای نتیجه قابل مشاهده که مخاطب بتواند در آنها نقش واقعی بگیرد؛ از حل یک مشکل محله تا پروژهای بیننسلی یا همکاری با یک سازمان اجتماعی معتبر.
گزینه پنجم، الگوی تلفیقی است که مسیر را بهصورت «معنا دادن ← اعتمادسازی ← شبکهسازی ← اقدام مشترک ← بازاندیشی دینی در تجربه» طراحی میکند. تفاوت این گزینه با صرف جمعکردن همه گزینهها، وجود یک نظریه تغییر مشخص است: پیام دینی باید به فرصت کنش برسد و کنش نیز دوباره به فهم عمیقتر مسئولیت دینی بازگردد.
۳. مقایسه گزینهها و پیامدهای آنها
تمرکز بر آموزش و روایت از حیث سرعت و مقیاس مزیت دارد و بدون آن، مشارکت میتواند از هویت دینی و جهت اخلاقی خود جدا شود. بااینحال، شواهد از اهمیت بیشتر «عمل و شبکه» نسبت به صرف هویت و باور حکایت دارند. پژوهشگران دریافتند حضور در اجتماعات دینی، در مقایسه با صرف تعلق یا اهمیت ذهنی دین، رابطه پایدارتر و قویتری با داوطلبی و اعتماد دارد (آکسوی و ویرتز، ۲۰۲۴). بنابراین، روایت مسئولیتساز شرط انگیزشی است، نه سازوکار کافی برای تبدیل انگیزه به عمل. خطر این گزینه، افزایش فاصله میان گفتار اخلاقی و تجربه واقعی و حتی ایجاد احساس تکلیف بدون امکان کنش است.
شبکهها و نهادهای دینی در بسیج منابع، اعتماد اولیه و استمرار مزیت دارند. مطالعات اجتماعی نشان میدهد شبکههای دینی افراد را در معرض دعوت به فعالیت، اطلاعات درباره نیازها و هنجارهای همکاری قرار میدهند (لیم و مکگرگور، ۲۰۱۲؛ یاسین و همکاران، ۲۰۲۰). بااینحال، همین مزیت میتواند در نقطهای به محدودیت تبدیل شود که مشارکت به اعضای خودی منحصر بماند. مرور نظاممند ۷۷ مطالعه درباره کمک دینی به گروههای بیرونی نشان داد رابطه دین و بخشش بیرونگروهی غالباً مثبت است، اما به نوع شبکه، هنجار، زمینه و تعریف گروه مقصد وابسته است و نتایج منفی یا بیاثر نیز وجود دارد (یاسین و همکاران، ۲۰۲۰). بنابراین، توسعه شبکه دینی فقط زمانی معیار «مسئولیت اجتماعی» را تأمین میکند که پلزنی با گروههای دیگر عمداً در طراحی آن قرار گیرد.
پیوند تبلیغ با مسائل واقعی از حیث اعتبار اجتماعی مزیتی ویژه دارد. مخاطب نسبت ادعای اخلاقی دین با مسئله محسوس را مشاهده میکند و مبلغ نیز از جایگاه «توصیهکننده به دیگران» به شریک فهم مسئله نزدیک میشود. پژوهشهای اخیر ایران نیز تصریح میکنند که کنش خیریه فقط در مؤسسات رسمی رخ نمیدهد و مساجد، هیئتها، صندوقهای محلی و شبکههای مناسکی بخشی از ظرفیت بسیج منابع و حمایت اجتماعی را تشکیل میدهند؛ بااینحال، همان پژوهش اذعان میکند که اندازهگیری اثربخشی این ظرفیتها محدود است و از شاخصهای جانشین استفاده میکند (کاظمی نجفآبادی، ۱۴۰۵). بنابراین، وجود مزیت نهادی محتمل است، اما اثربخشی آن نباید مفروض گرفته شود.
فرصت عملی کنش جمعی، از حیث تبدیل نگرش به مهارت و تجربه همکاری، قویترین گزینه مستقل است. مرور نظاممند ابتکارات شهروندی نشان میدهد گروههای خودسازمانیافته میتوانند طیفی از ارزشهای عمومی ایجاد کنند، اما موفقیت آنها به هسته متعهد، شبکههای پلزن، حمایت نهادی متناسب و رهبران مرزیای وابسته است که گروه را به منابع بیرونی متصل میکنند (ایگالا و همکاران، ۲۰۱۹). حتی یک ارزیابی قدیمی اما مستقیم در ایران از برنامههای اجتماعمحور سلامت، در ۲۴۰ خانوار سه منطقه مداخله و سه منطقه شاهد، شاخصهای بهتر عضویت، اعتماد، همکاری و کنش جمعی را در مناطق مداخله گزارش کرد. محدودیت مقیاس و قدمت مطالعه مانع تعمیم ملی است، اما نشان میدهد «عمل مشترک حول یک مسئله» میتواند خود تولیدکننده سرمایه اجتماعی باشد (شیخ و همکاران، ۲۰۰۹).
در مجموع، گزینه تلفیقی برتری دارد؛ زیرا مسئله را چرخهای میبیند: معنا انگیزه میسازد؛ اعتماد هزینه همکاری را کاهش میدهد؛ شبکه امکان هماهنگی فراهم میکند؛ کنش مشترک مهارت و خاطره جمعی تولید میکند؛ و موفقیت قابل مشاهده، دوباره اعتماد و معنای مسئولیت را تقویت میکند. در همین نقطه است که سرمایه دینی از یک «ذخیره فرهنگی» به ظرفیت عمل عمومی تبدیل میشود.
۴. گزینه ترجیحی و شروط انتخاب
گزینه ترجیحی، «شبکههای مسئلهمحور کنش دینی با چرخه معنا ـ عمل ـ بازاندیشی» است. در این معماری، سازمان تبلیغی بهجای طراحی یک کارزار ملی واحد، چند مسئله واقعی را در سطح محلی و گروهی انتخاب میکند؛ روایت دینیِ مستند درباره مسئولیت را به آن مسئله پیوند میدهد؛ شبکهای از مسجد، هیئت، مبلغ، متخصص، گروه مردمی و، در صورت لزوم، نهاد عمومی را پیرامون آن شکل میدهد؛ فرصتهای روشن مشارکت ایجاد میکند؛ و پس از تجربه، امکان گفتوگو درباره معنای دینی، موفقیت و شکست را فراهم میآورد. تبلیغ در این مدل مقدمهای جدا از خدمت نیست؛ لایه معنایی و اخلاقیِ تجربهای اجتماعی و مشترک است.
این ترجیح به پنج شرط وابسته است. نخست، مسئله باید از نیاز واقعی میدان انتخاب شود، نه فقط از اولویت رسانهای نهاد. دوم، مردم باید صاحب نقش و حق تصمیم باشند و مشارکت به «نیروی اجرایی رایگان» برای برنامه سازمان تبدیل نشود. سوم، دستکم بخشی از هر شبکه باید پلزن باشد و با افراد و نهادهایی بیرون از حلقه مذهبی خود همکاری کند. چهارم، منابع و نتایج باید شفاف باشند تا اعتماد حاصل از دین با ابهام مالی یا سازمانی آسیب نبیند. پنجم، مسئولیت اجتماعی نباید جای مسئولیت قانونی دولت یا دستگاه عمومی را بگیرد؛ شبکه دینی مکمل و مطالبهگر کیفیت عمومی است، نه سازوکاری برای انتقال دائمی تکالیف ساختاری به خیرین. این نوع شرطگذاری با استاندارد بصائر درباره عدالت، پیامد ناخواسته، امکان اجرا و برگشتپذیری تصمیم سازگار است.
تحلیل حساسیت نیز پیشنهاد را مشروط میکند. اگر گلوگاه اصلی «ضعف هنجار مسئولیت» باشد، سهم آموزش و روایت باید افزایش یابد؛ اگر انگیزه وجود دارد اما افراد یکدیگر را نمییابند، شبکهسازی اولویت دارد؛ اگر شبکههای مذهبی قوی اما درونگروهیاند، پروژههای مشترک با گروههای متفاوت مهمتر میشود؛ و اگر بیاعتمادی بالاست، پروژههای کوچک، شفاف و دارای نتیجه نزدیک بر توسعه تشکیلات بزرگ مقدماند. مرور نظاممند مداخلات انسجام اجتماعی نیز نشان میدهد ایجاد فرصت برای تماس مثبت و همکاری میان گروهها از مداخلات پرتکرارِ مؤثر است (اورازانی و همکاران، ۲۰۲۳). گزینه ذخیره در شرایط فقدان ظرفیت هماهنگی، «پروژههای محدود مسئلهمحور با ائتلافهای محلی موجود» است، نه تأسیس شبکهای ملی و جدید.
۵. اجرا، ریسک و بازنگری
مرحله نخست اجرا باید آزمایشی و مسئلهمحور باشد. چند میدان متفاوت ــ برای مثال سالمندی و تنهایی، حمایت تحصیلی کودکان، محیطزیست محله یا مسائل خانواده ــ انتخاب شوند و برای هرکدام چرخهای کوتاه طراحی شود: شناخت مسئله و بازیگران؛ صورتبندی معنای دینی مسئولیت؛ ایجاد هستهای کوچک از اعتماد؛ تعریف مشارکتهای متناسب با وقت و توان افراد؛ اجرای پروژه؛ و گفتوگوی پس از عمل. مهمتر از تعداد شرکتکنندگان آن است که فرد از «مخاطب پیام» به «صاحب سهم در حل مسئله» تبدیل شود. تجربه ابتکارات شهروندی نیز نشان میدهد اتکای بیش از حد به یک رهبر، نبود پیوند بیرونی و ضعف هسته سازماندهنده از عوامل شکنندگی فعالیتهای جمعیاند (ایگالا و همکاران، ۲۰۱۹).
ریسک نخست، مناسکیشدن مشارکت است: فعالیتی پرشور در یک مناسبت که پس از آن شبکه و مسئولیت فروکش کند. ریسک دوم، درونگروهیشدن سرمایه دینی و هدایت کمک صرفاً به کسانی است که هویت مشابه دارند. ریسک سوم، نمایش رسانهای خدمت و خدشه به کرامت دریافتکنندگان است. ریسک چهارم، وابستگی به چند چهره یا خیر اصلی؛ پنجم، تبدیل کنش داوطلبانه به بازوی اداری نهاد؛ و ششم، ورود غیرمتخصصانه به مسائل پیچیده اجتماعی. تمایز سرمایه پیوندی و پلزن در اینجا اهمیت ویژهای دارد: شبکه درونی برای اعتماد و بسیج ضروری است، اما اگر مسیری برای تعامل با غریبه، متخصص، نهاد مدنی و گروههای دیگر نسازد، ممکن است همبستگی داخلی را افزایش دهد، بیآنکه سرمایه اجتماعی عمومی رشد کند (پاتنام، ۲۰۰۰؛ ورمیر و اسخیپرس، ۲۰۱۹).
شاخصهای موفقیت نیز باید فراتر از مبلغ کمک، تعداد بسته یا شمار داوطلب باشند: سهم مشارکتکنندگان تکرارشونده؛ میزان واگذاری مسئولیت واقعی به مردم؛ تنوع اجتماعی شبکه؛ سهم خدمت به بیرون از حلقه خودی؛ شکلگیری روابط جدید میان گروهها؛ اعتماد به همکاران پیش و پس از تجربه؛ توان شبکه برای ادامه بدون حمایت مستقیم سازمان؛ و میزان حل یا تخفیف مسئله هدف. شاخص شکست، رشد فعالیت همراه با کاهش اعتماد، تمرکز قدرت در چند نفر، خروج گروههای کمصدا یا ناتوانی در نشاندادن اثر اجتماعی است. بازنگری نخست پس از شش ماه و تصمیم درباره توسعه پس از حدود یک سال مناسب است.
نتیجه تصمیمی روشن است: سرمایه دینی با فراوانترکردن توصیه به مسئولیت اجتماعی بالفعل نمیشود؛ زمانی به مشارکت تبدیل میشود که معنای دینی، شبکه اعتماد و فرصتی واقعی برای همکاری بر سر خیر عمومی به یکدیگر متصل شوند. بنابراین، جهت راهبردی مطلوب عبور از «تبلیغ مسئولیت» به «تجربه سازمانیافته مسئولیت» است؛ تجربهای که هم مرزهای درونگروهی را میشکند و هم پس از پایان پروژه، اعتماد، مهارت و شبکهای بر جای میگذارد که کنش بعدی را آسانتر میکند.
فهرست کامل منابع
- Aksoy, O., & Wiertz, D. (2024). The impact of religious involvement on trust, volunteering, and perceived cooperativeness: Evidence from two British panels. European Sociological Review, 40(1), 143–159. DOI: 10.1093/esr/jcad024. منبع
- Igalla, M., Edelenbos, J., & van Meerkerk, I. (2019). Citizens in Action, What Do They Accomplish? A Systematic Literature Review of Citizen Initiatives, Their Main Characteristics, Outcomes, and Factors. VOLUNTAS, 30, 1176–1194. DOI: 10.1007/s11266-019-00129-0. منبع
- Lim, C., & MacGregor, C. A. (2012). Religion and Volunteering in Context: Disentangling the Contextual Effects of Religion on Voluntary Behavior. American Sociological Review, 77(5). منبع
- Lim, C., & Wiertz, D. (2024). Civic Lessons That Last? Religiosity and Volunteering on the Way to Adulthood. American Sociological Review, 89(4), 684–707. DOI: 10.1177/00031224241258791. منبع
- Orazani, S. N., Reynolds, K. J., & Osborne, H. (2023). What works and why in interventions to strengthen social cohesion: A systematic review. Journal of Applied Social Psychology, 53(10), 938–995. DOI: 10.1111/jasp.12990. منبع
- Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster. منبع
- Sheikh, M. R., Ali, S. Z., Hussain, A., Shehzadi, R., & Afzal, M. M. (2009). Measurement of social capital as an indicator of community-based initiatives in the Islamic Republic of Iran. Journal of Health Organization and Management, 23(4), 429–441. DOI: 10.1108/14777260910979317. منبع
- Vermeer, P., & Scheepers, P. (2019). Bonding or Bridging? Volunteering Among the Members of Six Thriving Evangelical Congregations in the Netherlands. VOLUNTAS, 30, 962–975. منبع
- Yasin, K. I., Adams, A. G., & King, D. P. (2020). How Does Religion Affect Giving to Outgroups and Secular Organizations? A Systematic Literature Review. Religions, 11(8), 405. DOI: 10.3390/rel11080405. منبع
- باباخانی، ف. (۱۴۰۰). کوتاه درباره سرمایه اجتماعی در ایران امروز. نمایه پژوهش، سال هشتم، شماره ۱، صص. ۲۱–۲۴. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. منبع
- کاظمی نجفآبادی، م. (۱۴۰۵). تحلیل تأثیر آزادی اقتصادی بر کنشگری خیریه در ایران: با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی. DOI: 10.22108/ecs.2026.147147.1155. منبع

افزودن دیدگاه جدید