«بصائر» حلقه پیوند پژوهش، تصمیم و کنش تبلیغی است
به گزارش خبرنگار بلاغ، حجتالاسلام علی باشتنی در مراسم رونمایی از پایگاه مطالعات راهبردی فرهنگیـتبلیغی «بصائر» که با حضور رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معاون و مدیران معاونت فرهنگی، تبلیغی و رسانههای نوین برگزار شد، با تشریح اهداف و جایگاه این پایگاه در مسئلهشناسی راهبردی تبلیغ اظهار کرد: تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناورانه معاصر، صرفاً به پیدایش موضوعات جدید در عرصه تبلیغ دین محدود نمیشوند، بلکه در مواردی، مفروضات و الگوهای پیشین شناخت مخاطب، تبیین مسائل و شیوههای مواجهه تبلیغی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
وی با اشاره به دگرگونی در الگوهای دینداری، مناسبات نسلی، منابع مرجعیت فکری و دینی، سبکهای زندگی و محیط ارتباطی جامعه افزود: این تحولات، در پیوند با گسترش فناوریهای نوظهور، موقعیتهای تازهای برای کنش دینی و تبلیغی ایجاد کردهاند و افزون بر تنوع موضوعی، از پیچیدگی و درهمتنیدگی بیشتری برخوردارند؛ ازاینرو، فهم آنها مستلزم توجه همزمان به عوامل فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی و نهادی است.
باشتنی ادامه داد: در چنین شرایطی، افزایش حجم اطلاعات و گسترش پژوهشهای علمی، بهتنهایی پاسخگوی نیازهای شناختی نظام تبلیغ نیست. مسئله مهم، چگونگی تبدیل دادهها، یافتههای پژوهشی و مشاهدات میدانی به شناختی منسجم، مسئلهمحور و قابل استفاده در فرایند تصمیمسازی و برنامهریزی است. بخشی از دشواریهای موجود نیز به فاصله میان تولید دانش تخصصی و نیازهای واقعی کنشگران فرهنگی و تبلیغی بازمیگردد؛ فاصلهای که میتواند با وجود دسترسی به منابع علمی متعدد، امکان بهرهگیری مؤثر از آنها را محدود کند.
بصائر؛ حلقه پیوند پژوهش، تصمیم و کنش تبلیغی
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ معاونت فرهنگی، تبلیغی و رسانههای نوین دفتر تبلیغات اسلامی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان پدیدههای فرهنگی، موضوعات پژوهشی و مسائل تبلیغی اظهار کرد: هر تحول اجتماعی لزوماً مسئلهای نیازمند مداخله تبلیغی نیست و هر مسئله تبلیغی نیز صرفاً از طریق افزایش تولید محتوا یا گسترش فعالیتهای اجرایی پاسخ نمییابد.
وی افزود: تبدیل یک پدیده به مسئله، نیازمند شناخت ابعاد، علل و پیامدهای آن، تعیین نسبت آن با مأموریت تبلیغ دین و ارزیابی ضرورت و امکان مداخله است. ازاینرو، مسئلهشناسی را باید مرحلهای بنیادین در فرایند مواجهه سنجیده با مسائل فرهنگیـتبلیغی دانست؛ مرحلهای که کیفیت آن بر جهتگیری پژوهشها، انتخاب اولویتها و تناسب تصمیمها و اقدامات بعدی اثر میگذارد.
باشتنی با اشاره به یکی از مسائل اساسی در مطالعات فرهنگیـتبلیغی، یعنی چگونگی برقراری ارتباط میان تولید دانش و بهرهگیری از آن در تصمیمگیری و اقدام، تصریح کرد: پژوهشهای علمی، دادههای اجتماعی و تجربههای میدانی، هرکدام بخشی از شناخت مورد نیاز را فراهم میکنند؛ اما تبدیل این منابع به پشتوانهای برای تصمیمسازی، نیازمند فرایندی واسط است که بتواند یافتهها را در نسبت با مسائل مشخص، تحلیل و صورتبندی کند.
وی خاطرنشان کرد: بدون چنین ارتباطی، ممکن است تولید دانش و فعالیتهای اجرایی بهصورت دو جریان نسبتاً مستقل ادامه یابند، بیآنکه ظرفیت آنها بهاندازه کافی در خدمت یکدیگر قرار گیرد. بصائر در پاسخ به این نیاز، بهعنوان بستری برای تولید، سازماندهی و انتقال دانش راهبردی تبلیغ طراحی شده است.
وی با بیان اینکه کارکرد بصائر صرفاً انتشار یافتههای علمی یا ارائه تحلیلهای فرهنگی نیست، افزود: این پایگاه به نشانی https://www.balagh.ir/basaer ایجاد پیوند میان سه سطح «شناخت مسئله»، «تولید دانش ناظر به مسئله» و «بهرهبرداری از دانش در تصمیم و کنش تبلیغی» را دنبال میکند. در این رویکرد، مسئلهشناسی نقطه آغاز فعالیت دانشی محسوب میشود و یافتههای پژوهشی بر اساس ظرفیت آنها برای تبیین مسائل، روشنکردن ابعاد تصمیم و بررسی گزینههای مواجهه سازمان مییابند.
باشتنی با تأکید بر تمایز میان پشتیبانی دانشی از حل مسئله و تصدی مستقیم آن گفت: بصائر جایگزین نهادهای سیاستگذار، تصمیمگیر یا مجری فعالیتهای تبلیغی نیست، بلکه میکوشد با صورتبندی مسائل، تحلیل شواهد و تبیین ملاحظات و گزینههای پیشرو، زمینه تصمیمگیری آگاهانهتر را فراهم کند.
وی افزود: در مقابل، نیازهای واقعی کنشگران و بازخوردهای حاصل از میدان تبلیغ نیز باید در شناسایی و بازنگری مسائل نقش داشته باشند. ازاینرو، رابطه دانش و عمل در این الگو، فرایندی دوسویه و مستمر است که در آن پژوهش به شناخت و تصمیم کمک میکند و تجربه عملی، پرسشها و اولویتهای تازهای پیش روی پژوهش قرار میدهد.
جایگاه بصائر در مسئله پردازی راهبردی تبلیغ
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ با اشاره به ضرورت دستیابی به تصویری منسجم از مجموعه مسائل تبلیغ دین اظهار کرد: شناخت راهبردی مسائل تبلیغ، مستلزم عبور از بررسی منفرد موضوعات و توجه به روابط میان آنهاست. بسیاری از پدیدههای فرهنگی و تبلیغی ماهیتی چندبعدی دارند و در پیوند با عوامل اجتماعی، نهادی، ارتباطی و فناورانه شکل میگیرند؛ بنابراین، تحلیل آنها بدون توجه به زمینههای پیدایش، پیوندهای متقابل و پیامدهای احتمالی، ممکن است به شناختی ناقص و در نتیجه، انتخاب راهکارهایی نامتناسب بینجامد.
وی با اشاره به نظام مسائل راهبردی تبلیغ در پایگاه بصائر تصریح کرد: یکی از مبانی سازماندهی مطالعات این پایگاه، «نظام مسائل راهبردی تبلیغ» است که در قالب ۱۰ قلمرو و ۸۰ مسئله صورتبندی شده است. هدف از این نظام، صرفاً گردآوری فهرستی گسترده از موضوعات نیست، بلکه فراهمکردن چارچوبی برای شناسایی مسائل، تشخیص اولویتها و بررسی مناسبات آنها با یکدیگر است.
باشتنی ادامه داد: در این چارچوب، میان مسائل بنیادی، عوامل زمینهساز و نمودهای آشکار تمایز گذاشته میشود تا تحلیلها از سطح توصیف پدیدهها فراتر روند. برای نمونه، تحولات مرجعیت دینی، تغییر الگوهای دینداری و گسترش فناوریهای ارتباطی را نمیتوان همواره مستقل از یکدیگر فهم و بررسی کرد.
وی با بیان اینکه «پروندههای راهبردی» بستری برای مطالعه عمیقتر مسائل منتخب فراهم میکنند، افزود: در این پروندهها، یک مسئله از منظرهای مکمل و با بهرهگیری از یافتههای علمی، تحلیل روندها، شواهد اجتماعی و دیدگاههای تخصصی بررسی میشود تا ابعاد مختلف آن و گزینههای مواجهه با آن روشنتر شود.
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ خاطرنشان کرد: نظام مسائل و پروندههای راهبردی نباید ساختارهایی ایستا تلقی شوند؛ اعتبار و کارآمدی آنها به بازنگری مستمر بر پایه تحولات جامعه، پیشرفت دانش و بازخوردهای میدان تبلیغ وابسته است.
نظام مسائل و پروندههای راهبردی
باشتنی با تأکید بر اهمیت سازماندهی دانش پیرامون مسائل اولویتدار تبلیغ اظهار کرد: نظام مسائل راهبردی، افزون بر ایجاد تصویری کلی از موضوعات و مسائل، امکان بررسی ارتباط میان آنها و شناخت عوامل زمینهساز و پیامدهای احتمالی را فراهم میکند. این رویکرد کمک میکند تا مسائل فرهنگیـتبلیغی صرفاً در قالب موضوعاتی پراکنده بررسی نشوند، بلکه در ارتباط با یکدیگر و در چارچوب مأموریتهای نظام تبلیغ مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: پروندههای راهبردی نیز با تمرکز بر مسائل منتخب، زمینه بهرهگیری همزمان از پژوهشهای علمی، شواهد اجتماعی، تحلیل روندها و دیدگاههای تخصصی را فراهم میسازند. در این فرایند، هدف تنها توصیف وضعیت موجود نیست، بلکه روشنکردن ابعاد مسئله، شناسایی عوامل مؤثر و بررسی گزینههای ممکن برای مواجهه با آن نیز اهمیت دارد.
وی تأکید کرد: استمرار و کارآمدی این فرایند به روزآمدسازی نظام مسائل، بازنگری در اولویتها و توجه به بازخوردهای حاصل از میدان تبلیغ وابسته است؛ زیرا تغییرات اجتماعی و فناورانه میتوانند در طول زمان، صورت مسئلهها، اهمیت آنها و نسبتشان با مأموریتهای تبلیغی را دگرگون کنند.
روزآمدی دانش و روشهای تحلیل؛ مواجهه علمی با مسائل نوپدید
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ با اشاره به ضرورت روزآمدی مطالعات راهبردی اظهار کرد: پویایی مسائل فرهنگیـتبلیغی ایجاب میکند که شناخت آنها به یافتههای تثبیتشده یا صورتبندیهای پیشین محدود نماند. تحولات اجتماعی، گسترش رسانههای دیجیتال، ظهور فناوریهای هوشمند و تغییر الگوهای ارتباط و دسترسی به معرفت دینی، پیوسته ابعاد تازهای از مسائل موجود را آشکار میسازند یا مسائل جدیدی پدید میآورند.
وی افزود: از سوی دیگر، پیشرفت پژوهشهای علمی و تحول چارچوبهای نظری نیز میتواند در تبیین پدیدههایی که پیشتر شناخته شدهاند، افقهای متفاوتی بگشاید. بنابراین، روزآمدی مطالعات راهبردی به معنای توجه همزمان به تحولات واقعیت اجتماعی و تحولات دانش علمی است.
باشتنی با اشاره به رویکرد بصائر در این زمینه گفت: این پایگاه میکوشد رصد تحولات فرهنگی و فناورانه را با پیگیری پژوهشها و مباحث علمی جدید پیوند دهد. این رویکرد مستلزم تمایز میان رویدادهای مقطعی و روندهای معنادار، بررسی اعتبار شواهد و بازنگری در تحلیلها بر اساس یافتههای تازه است.
وی تصریح کرد: روزآمدی، بیش از آنکه با سرعت واکنش به اخبار سنجیده شود، به توان تشخیص تغییرات اثرگذار و فهم پیامدهای آنها برای آینده تبلیغ دین وابسته است.
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ با تأکید بر تنوع روشهای تحلیل مسائل خاطرنشان کرد: تنوع مسائل اقتضا میکند که تحلیل آنها به یک روش یا زاویه شناختی محدود نشود. رویکردهایی مانند مسئلهکاوی، آیندهکاوی، تصمیمکاوی، میدانکاوی، بازخوردکاوی و محصولکاوی، هرکدام به وجهی از فرایند شناخت و مواجهه با مسئله توجه دارند؛ از تبیین ماهیت و روندهای تحول آن گرفته تا بررسی گزینههای تصمیم، شناخت واقعیتهای میدانی و ارزیابی نتایج اقدامات.
وی افزود: بهرهگیری متناسب از این رویکردها میتواند زمینه تحلیلهایی را فراهم کند که علاوه بر توضیح وضعیت موجود، نسبت مسائل با تحولات آینده و الزامات تصمیمگیری تبلیغی را نیز روشن سازند.
شبکهسازی علمی؛ از پژوهش تخصصی تا گفتوگوی مسئلهمحور
باشتنی با تأکید بر ضرورت برقراری ارتباط مؤثر میان تولید دانش علمی و نیازهای تصمیمسازی و اقدام اظهار کرد: تولید دانش علمی، بهتنهایی به معنای فراهمشدن امکان بهرهبرداری از آن در عرصه تصمیم و عمل نیست. یافتههای پژوهشی برای آنکه در شناخت مسائل و انتخاب راهکارهای فرهنگیـتبلیغی مؤثر واقع شوند، نیازمند صورتبندی متناسب با مسئله، تبیین دلالتهای کاربردی و انتقال به مخاطبان تخصصی و اجرایی هستند.
وی ادامه داد: این فرایند، صرفاً سادهسازی یا خلاصهکردن پژوهشها نیست، بلکه مستلزم حفظ اعتبار علمی یافتهها و روشنساختن نسبت آنها با پرسشها و نیازهای واقعی نظام تبلیغ است.
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ با اشاره به قالبهای انتقال دانش در بصائر گفت: این پایگاه در این چارچوب، از قالبهای متنوعی مانند یادداشت تحلیلی، گفتوگوی تخصصی، پرونده راهبردی و پادکست برای صورتبندی و انتقال دانش بهره میگیرد. تفاوت این قالبها بیش از آنکه جنبه رسانهای داشته باشد، به نوع مسئله، سطح تحلیل و نیاز مخاطب بازمیگردد.
وی افزود: پیچیدگی مسائل فرهنگی و تبلیغی ایجاب میکند که شناخت آنها به یک رشته علمی یا دیدگاه تخصصی محدود نشود. گفتوگوی میانرشتهای و بهرهگیری از ظرفیتهای علمی حوزه و دانشگاه، امکان بررسی مسائل از منظرهای مکمل و مواجهه انتقادی با تبیینهای متفاوت را فراهم میکند.
باشتنی با اشاره به نقش شبکه نویسندگان و همیاران علمی بصائر اظهار کرد: توسعه این شبکه، بخشی از سازوکار مشارکت در تولید و انتقال دانش است. هدف از این شبکه، صرفاً افزایش تعداد نویسندگان یا آثار منتشرشده نیست، بلکه گسترش ظرفیت مسئلهشناسی، مشارکت فضلای حوزه علمیه و پژوهشگران رشتههای مختلف و تقویت ارتباط میان پژوهشگران، مدیران و کنشگران میدان تبلیغ را دنبال میکند.
وی خاطرنشان کرد: در این رویکرد، انتقال دانش فرایندی دوسویه است که علاوه بر دسترسپذیرکردن یافتههای علمی، از طریق گفتوگو و دریافت بازخورد، به تکمیل شناخت مسائل و شکلگیری پرسشهای پژوهشی تازه کمک میکند.
افق بصائر در نظام تبلیغ دانشبنیان
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ با تأکید بر ضرورت تبدیل شناخت علمی مسائل به بخشی از فرایند مستمر سیاستگذاری، برنامهریزی و کنش تبلیغی اظهار کرد: توسعه نظام تبلیغ دانشبنیان مستلزم تقویت سازوکارهای ارتباط میان مراکز علمی، نهادهای تصمیمگیر و کنشگران میدان تبلیغ است.
وی افزود: تحقق این هدف صرفاً با افزایش فعالیتهای پژوهشی یا گسترش تولیدات رسانهای امکانپذیر نیست، بلکه به ایجاد و تقویت ارتباط میان تولیدکنندگان دانش، تصمیمگیران و فعالان عرصه تبلیغ وابسته است. در این چارچوب، افق توسعه بصائر، تثبیت نقش آن در شناسایی مسائل راهبردی، سازماندهی دانش مرتبط و فراهمکردن زمینه بهرهگیری از یافتههای علمی در مواجهه با مسائل فرهنگیـتبلیغی است.
باشتنی با اشاره به ضرورت توجه به شاخصهای کیفی در ارزیابی عملکرد این پایگاه تصریح کرد: ارزیابی اثربخشی بصائر نباید به شاخصهایی مانند تعداد آثار منتشرشده، گستره مخاطبان یا تنوع قالبهای محتوایی محدود شود. این شاخصها اگرچه برای سنجش میزان فعالیت و دسترسی اهمیت دارند، اما بهتنهایی نشاندهنده اثرگذاری دانشی نیستند.
وی ادامه داد: معیارهای اساسیتر را باید در کیفیت صورتبندی مسائل، اعتبار و روزآمدی تحلیلها، توان ایجاد گفتوگوی تخصصی و میزان استفاده از محصولات دانشی در فرایندهای تصمیمسازی و برنامهریزی جستوجو کرد.
رئیس گروه مطالعات راهبردی و دبیرخانه اندیشکده تبلیغ، توسعه نظام مسائل و پروندههای راهبردی، گسترش شبکه علمی و تقویت سازوکارهای دریافت نیازها و بازخوردهای میدان تبلیغ را از جهتگیریهای اصلی آینده بصائر برشمرد و تأکید کرد: اثرگذاری نهایی دانش بر حل مسائل فرهنگی، به مجموعهای از عوامل و کنشگران وابسته است و نمیتوان آن را به عملکرد یک پایگاه مطالعاتی نسبت داد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: سهم مورد انتظار بصائر، کمک به ارتقای کیفیت شناخت، تحلیل و تصمیم در نظام تبلیغ است؛ سهمی که ارزش آن بیش از حجم تولیدات، با میزان پیوند مؤثر میان دانش و عمل تبلیغی سنجیده میشود.

افزودن دیدگاه جدید